خرید بک لینک

741- نام فیلم: جنجال بزرگ

نام لاتین: La Grande vardrouille

Don’t Look Now…We’er Being Shot It!...

Imdb:8

ژنر: کمدی و جنگی

محصول 1966 فرانسه و انگلستان

نویسنده و کارگردان: جراد اوری

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0060474/?ref_=fn_al_tt_1

برنده دو جایزه از جشنواره های سینمایی

بازیگران: لویی دوفونس(استان سیلاس لفورت)، بوردیت، ملادیوبروک، آندرا پاریسی، کلوته بوست، مایک مارال و ....

موضوع: بدنبال آسیب دیدن یک هواپیمای جنگی انگلستان بعد از بازگشت از ماموریت، این هواپیما در پاریس سقوط می کند و چهار سرنشین آن در شهر پاریس تحت تعقیب نظامیان آلمانی قرار می گیرند، برحسب تصادف این چهار نامی بمب افکن انگلیسی تحت حمایت شهروندان پاریسی واقع می شوند....

نظر: خوب

کمدی جنجال بزرگ از نظر طراحی شوخی ها و نگاه سرگرم کننده آن فیلم موفقی است. خوبی فیلم این است که مبنای شوخی های آن بر مبنای طرح های بکر و خلاقانه بنا شده است و معمولا هر شوخی خارج از کلیشه های معمول فیلمهای کمدی است. جراد اوری سعی کرده است، فیلم را در یک فضای جدی با طراحی های خود، طنز پردازانه ارائه دهد و در اینجا بد نیست یادی از باستر کیتون افسانه ایی شود که استاد این طراحی ها و حضور جدی اش در فضای خنده دار طراحی های صحنه های فیلم بود. اگرچه فیلم گاه دارای خلاهای منطقی میشد تا نشان دهد بیشتر خنداندن را هدف دارد تا مفاهیم غنی سینمایی...که عیب بزرگی به نظر نمی رسد چون فیلم از همان اول دستش رو است...جالبی این فیلم این است که جراد اوری از کلیشه های فیلمهای جنگی نیز دوری می کند....در این فیلم نظامیان آلمانی اگرچه در صف بدها به نظر می رسند ولی چهره خونخوار و خشنی ندارند و با منطق و حوصله با دشمنان برخورد می کنند و خبری از ضرب و شتم نیست...در کل فیلم شاید تیراندازی های پراکنده صورت می گیرد ولی کسی زخمی یا کشته نمی شود....که این نگاه انسانی فیلم و تعیین تکلیف اینکه خنداندن را در در مقابل خشونت و خون روبروی هم قرار نداده است، جالب است...کارکترهای فیلم هم به خودی خود هم جالب هستند و مطابق ساختار طنز فیلم تعریف شده اند...مانند رفتارهای رهبر ارکستر، صفات سرباز و ژنرال آلمانی، شخصیت سربازها، کارکتر با مزه و مردانه راهبه و نیز ساختار رمانتیک فیلم که گاه به فیلم شخصیت خوبی در جنبه های مختلف داده و اتفاقا در فرم فیلم خللی ایجاد نکرده و آن را با حوصله و توانمندی جمع بندی می کند...در کل اگر دنبال فیلم کمدی با کلاس و قشنگی می گردید...این فیلم را از دست ندهید....

----------------------------------

742- نام فیلم: ترم کوتاه 12

نام لاتین: Short Term 12

Imdb:8

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 82 از 100

ژنر: درام

محصول 2013 آمریکا

نویسنده و کارگردان: دستین دانیل سرتون

بازیگران: بری لارسن(گریس)، جان گالاگر(ماسون)، استفانی بیتریز(جسیکا)، رامیک مالک(نت)، کیت استانفیلد(مارکوس)، کایتلین دور(جایدن)، کیون هرناندز(لوئیس) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt2370248/awards?ref_=tt_awd

برنده 35 جایزه و کاندیداتوری 95 جایزه از جشنواره های سینمایی

موضوع: گریس با دو ست پسرش ماسون و همکارانش که مسئولیت نگه داری تعدادی از نوجوانان را که به علت شرایط بد اخلاقی در آسایشگاهی تحت نظر هستند، به عهده دارند، گریس در کنار مشکلات زندگی با سختی های نوجوانان آسایشگاه درگیر است.....

نظر: متوسط تا خوب

فیلم دوره کوتاه 12 یک فیلم مدعی در ترسیم مشکلات اخلاقی و اجتماعی است. سرتون سعی کرده، در فیلم ترسیمی از واقعیات اجتماعی با الگو گرفتن از یک فضای آسایشگاهی بدست بیاورد. حسن فیلم دیالوگ ها و ترسیم روابط اخلاقی و درمانی میان پرستاران و نوجوانان مرکز است. در فیلم سکانس های خوبی وجود دارد که سعی کرده، نمایش خوبی از رفتار درمانی را نمایش دهد. ولی بدی فیلم به اعتقاد من، یکی بازی بد بازیگران فیلم در کارکتر درمانگران و پرستاران است و دیگری اینکه زندگی گریس از نظر داستانی پرداخت خوبی ندارد و مشکلاتی که برای وی در زندگیش با ماسون وجود دارد، بیشتر تظاهر و ساختگی است، بخصوص وقتی بحث آزادی پدر و مشکل مشابه جایدن نوجوان برایش طرح می شود، این ساختار داستانی گویا صرفا برای دراماتیک کردن داستان فیلم طرح می شود. در حین حال نه رازداری بارداری گریس دلیلش جا می افتد نه دلیل درخواست سقط جنین و در کل در این بخش فیلم هدف تهیج احساسات بیننده است ولی خود داستان نوجوانان یعنی مارکوس و جایدن بد جا نیافتاده است . در کل من این فیلم، فیلم موفقی نمی دانم....

----------------------------------

743- نام فیلم: جاودانگی

نام لاتین: L’Immortelle

Imdb: 7.4

ژنر: درام و عاشقانه

محصول 1963 فرانسه، ایتالیا و ترکیه

نویسنده و کارگردان: آلن روبه گیلرت

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0057176/awards?ref_=tt_awd

کاندید شیر طلایی جشنواره برلین

بازیگران: فرانسکیوس بریون(زن- لاله، لیلا، الیان و ...)، جاکویز دو نیول والکاروز(مرد- استاد دانشگاه)

موضوع: یک استاد فرانسوی دانشگاه که در ترکیه زندگی می کند برحسب تصادف دختر زیباروی فرانسوی در استانبول آشنا و شیفته وی ولی عشق آنها دچار حادثه می شود...

نظر: متوسط تا خوب

این فیلم یک جورهایی وانمود می کند ما با یک فیلم فلسفی روبرو هستیم و شاید زن فیلم که با اسامی مختلف شناخته می شود، یک نماد باشد. استاد دانشگاه و زن زیبای فیلم در فیلم فرانسوی زبان هستند که آنها بیگانه با زبان ترکی در ترکیه به سر می برند. همین دوری زبان باعث دوری آنها از زمینه جایی که زندگی می کنند، شده است. گویا براساس همین سوژه بوده است که خانم سوفیا کاپولا در سال 2003 فیلم گمشده در ترجمه را ساخته است، در آنجا هم دو شیفته هم در محاصره اهالی ژاپنی زبان قرار داشتند. حال این جریان عاشقانه که بشدت با محیط اطراف غریب است در دست اندازهای آدمهای دور و بر قرار می گیرد. ترکها و در سکانس هایی از فیلم حرف از یونانی ها هم هست. مرد شیفته عشق است ولی در بادی آدمهای مرموز و بی حرکت مورد کنترل و بازرسی و حتی خشونت قرار می گیرد. آیا منظور "آلن روبه" یک نگاه فلسفی به ذوق و اشتیاق استاد دانشگاه به زندگی است. در دیالوگ هایی در فیلم زن زیبا اشاره هایی به این می کند که دنیا و انچه به عنوان اشتیاق در اطراف استاد وجود دارد، در واقع زاده تخیلات وی است و حتی در دیالوگی زن فیلم اشاره به این دارد که حضورش در مسجد صرفا یک بازی است و آن نیز مامن نگاه عاشقانه به زندگی نمی تواند باشد. زن فیلم گویا یک موجود اساطیری است. شاید یک زنی مانند زن داستان بوف کور صادق هدایت، اگرچه دست یافتنی به نظر می رسد ولی درگیر قلعه ها و باروهای خراب و انسانهای خشن دنیای اطراف هستند، یک جورهایی فیلم هم طعنه هایی به سبک سورئالیسم در سینما می زند ولی آنچه در فیلم تو ذوق می زند، اصرار زیاد آلن روبه، به نمادسازی و تصاویر خشک و بیجان محیط اطراف است. در بعضی دیالوگ ها صحبت از انحراف جریان عاشقانه به سمت حرمسراها و سواستفاده از زنان وجود دارد. این اصرار که معمولا همراه با میزانسن های درخشانی نیست و از محیط قدیم استانبول استفاده کرده است، فیلم را خسته کننده و بیخودی گنده کرده است. گویی مخاطب این احساس را می کند که فیلم هدفش این است که یک ساخته روشنفکر به نظر برسد و مرتب خود را درگیر شخصیت های فیلم مانند استاد دانشگاه، زن زیبا، زن زیبای دوم که می توانست جانشین زن اول شود، کاترین سارایون، مرد عینکی دارای دو سگ، پیشخدمت فرانسوی زبان، فروشنده کنار مسجد، زن ترک و ... غیره می شود و باید مرتب کنکاش خسته کننده ایی داشته باشد که منظور آلن روبه چیست...شاید از این روست این فیلم اساطیری و مدعی چندان برخلاف فیلمهای مشابه معروف خود مورد نقد و حمایت جدی منتقدان قرار نگرفته است....

---------------------------

744-نام فیلم: دو روز، یک شب

نام لاتین: Two Days’ One Night

Imdb: 7.4

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 89 از 100

ژنر: درام

محصول 2014 بلژیک، فرانسه و ایتالیا

نویسنده و کارگردان: برادران داردن

بازیگران: ماریون کوتی لارد(ساندرا)، فابیزیو رانجیونه(مانو) و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt2737050/awards?ref_=tt_awd

برنده 38 جایزه و نامزد 74 چایزه از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید بهترین هنرپیشه زن

بفتا: بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان

فستیوال کن: کاندید نخل طلایی

سزار فرانسه: کاندید بهترین بازیگر زن و بهترین فیلم خارجی

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین فیلم خارجی و بازیگر سال زن

موضوع: بدنبال یک رای گیری و اخراج ساندرا از یک شرکت تولید سلولهای خورشیدی، بدنبال درخواست رای گیری مجدد و قبول آن از سوی رئیس شرکت، ساندرا در پی جذب رای برای باقی ماندن سر کار خویش است....

نظر: خوب

برادران داردن در ترسیم چهره انسان با نگاهی دقیق و دور از شعارهای آرمان گرایانه و گل وبلبلی دارند و وجه های مختلف انسانها را در تداعی روابط و اخلاقیات به نمایش می گذارند. فیلم دو روز یک شب، مانند سه فیلم دیگری که از این برداران دوقلوی بلژیکی دیده ام، باز انسان را نشان رفته است و در این فیلم نسبت به اخلاق نگاه نسبی ندارند و معیار قضاوت اخلاقی نسبت به کارکتر ساندرا، نگاه نوعدوستانه است. ساندرا در جریان یک رای گیری که بین شانزده همکارش صورت می گیرد، اخراج می شود یا سرکار می ماند. معیار داوری برای مخاطب، در اینجا این است که آدمها در شرایط بحرانی که برای ساندار پیش آمده، چگونه عملکرد اخلاقی که همان برتری نوعدوستی در حق ساندرا در برابر پاداش شرکت را رجحان می دهند، یا به عبارت دیگر شعار معرفت بهتر است یا پول... قسمت بیشتر فیلم مربوط به تقاضای انسانی ساندار از همکاران قبل از رای گیری مجدد است. اتفاقا به نظر من ایرادی که می شود از فیلم گرفت در همین ترسیم کارکترهای فیلم است که می توانست پردازش بهتری داشته باشند. بازی نسبتا بد شاید نابازیگران فیلم در تضعیف روند تعقیب های ساندرا تاثیر داشته باشد. ایراد دوم شاید سوق پیدا کردن برادران داردن به سمت گرایشهای سانتی مانتال در ترسیم شخصیت ساندرا است. البته خانم ماریون کوتی لارد زیباروی، به علت استعداد خیلی خوبی که دارد، تلاش مثبتی در ترسیم شخصیت ساندرا دارد ولی در بعضی سکانس ها، مانند سرخوردگی های گاه و بیگاه و بخصوص جریان خودکشی و سرعت عمل وی برای ادامه تعقیب، دعوای "آن" با شوهرش، کتک زدن مرد مکانیک بدست پسرش و ... به نظر می رسد بیشتر برای تامین خواسته داردن ها برای رسیدن به هدف فیلم است تا ترسیم یک جلوه واقعی حوادث!...اوج فیلم در سکانس نهایی آن پنهان است که ساندرا در برابر حرفی که قبلا جسته و گریخته قرار می گیرد و حاضر نمی شود برای موقعیت شغلی خود، اخلاق یا اخراج همکار خود را تحمل کند....این جمع بندی فیلم در کنار رفتاری که با رضایت قلبی در آخر فیلم از ساندرا دیده می شد....از بهترین پیام و شاخصه های فیلم می باشد....

-------------------------------------------------------

745- نام فیلم: کوچه بی نام

محصول 1393 ایران

ژنر: درام

نویسنده و کارگردان: هاتف علیمردانی

بازیگران: فرهاد اصلانی(مهدی)، باران کوثری(محدثه)، پانته آ بهرام(فروغ)، ملیسا ذاکری(نصیبه)، فرشته صدر عرفایی(محبوبه)، امیر آقایی(بابک)، محمدرضا غفاری(حمید)، ستاره پسیانی و ....

افتخارات:

جشنواره فجر: برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن(باران کوثری) و کاندیدای بهترین بازیگر نقش دوم زن(فرشته صر عرفایی) و چهره پردازی(ایمان امیدواری) و برنده بهترین فیلم از نگاه مردم

موضوع: قصه دو خانواده با سرپرستی حاج مهدی، که در آن مهدی پسر فروغ در جریان مسافرت به خرم آباد مفقود می شود و خانواده ها را در بهت فرو می برد....

نظر: متوسط تا خوب

اساس فیلم وجود عشق و رابطه دو جنس در زوایای مختلف است که در ریتم و روند داستان پی اصلی آن را می سازد. رابطه نصیبه با حمید، رابطه محدثه با بابک، رابطه حاج مهدی با همسرش محبوبه و فروغ... این روابط هر کدام جنبه های مختلفی از یک رابطه رمانتیک بین افراد نشان می دهد، حال براین اساس آقای علیمردانی داستان را در کوی و برزن آدمهای فیلم رها می کند و اتفاقا مشکل فیلم از همین کوی و برزن ها شروع می شود، زیرا داستان فیلم محصول کلی حادثه هست که بخاطر تفاوت و تعدد آنها، لشکری آشفته از وقایع و موضوعات را وارد پرده عریض سینما می کند!....شما اگر حوادث را دنبال کنید، این احساس دست می دهد که ما برای آنکه جذب فیلم شویم کلی باید باورهایمان را کاهش دهیم. سقوط هواپیما، افتادن پسر بچه در چاه، رابطه پشت پرده محدثه، رابطه افشین با محدثه، داستان به کما رفتن محبوبه(صدر عرفایی) در جریان جنگ، داستان رابطه فروغ با آقا مهدی، فاش شدن نوع رابطه نصیبه با حمید و ..... چه نیاز به اینکه اینقدر فیلم شلوغ در داستان تحویل بیننده شود. از نظر شخصیت پردازی، اگر از جهت بازی بازیگران و نحوه بازی گردانی آنها صحبت کنیم، نقطه قوت فیلم است. من معتقدم تقریبا همه بازیگران فیلم به استثنای شاید آقایان آقایی و غفاری که کمی ضعیف تر بوده اند...کاری خوب و درخشان ارائه داده اند. اگرچه بر این باورم که این کار جزو کارهای خیلی خوب آقای اصلانی نبوده است ولی باران کوثری، ملیسا ذاکری، پانته آ بهرام و فرشته صدر عرفایی همگی بازی خیلی خوبی نشان داده اند ولی در جایی که داستان لنگ می زند، کار این بنده خداها از درخشش می افتد. مثلا وقتی محبوبه شکایت محدثه(بازان کوثری) را به حاج مهدی می برد. حاج مهدی بعدش تبدیل به یک کاریزما شعاری می شود و دخترش را نصیحت خداطلبی می کند، بعد محدثه دچار تغییر رفتار می شود....پانته آ بهرام دچار توهم می شود و در چندین سکانس حرکات جنون وار می کند...اگرچه این کارها را خیلی خوب انجام می دهد ولی چون در داستان بصورت حالت ادا و اطوار خوب جا نیافتاده است، الکن رها می گردد...در سکانسی که جدلی غافلگیر کننده بین محدثه و خواهرش رخ می دهد که نیاز به پیش درآمد بهتری از پیش در فیلم داشت...در کل اصل ایجاد انگیزه و هیجان در داستان بدون تعریف خوب وقایع به فیلم آسیب زده است........

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 11:01

صفحه بندی