خرید بک لینک

756- نام فیلم: مستاجر

نام لاتین: The Tenant

IMDB: 7.8

ژنر: درام و هیجانی

محصول 1976 فرانسه

نام کارگردان: رومن پولانسکی

براساس رمانی از رولاند توپرو و فیلمنامه از جراد پراج و رومن پولانسکی

بازیگران: رومن پولانسکی(تروتسکی)، ایزابلا آجیانی(استلا)، ملوین داگلاس(آقای زی)، جووان فلیت(خانم دیزی)، لیلا کدروا(مادام گادرین) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0074811/awards?ref_=tt_awd

جشنواره کن: کاندید نخل طلایی جشنواره

سزار فرانسه: کاندید بهترین طراحی تولید

نظر: 70 از 100

من اعتقاد دارم، دلیل ساختن فیلم مستاجر برای پولانسکی یک نگاه تنهایی و احساس غریبه بودن و فاصله با دنیای پیرامون خودش است. اصلیت پولانسکی لهستانی است و تروتسکی نیز با اصلیت لهستانی-فرانسوی تعریف می شود و کارکتر مشابه ایی با زندگی واقعی خود پولانسکی دارد. لذا بیراه نیست که در عمق تعریف این داستان نگرش تنهایی و غربت حضور در جامعه فرانسوی ها به چشم می خورد. شاید آپارتمان محل زندگی تروتسکی یک جورهایی نماد این غربت و اضمحلال آدم جدید باشد که وارد آپارتمان شده است. جامعه اطراف تروتسکی تلاش می کند وی را به سمت سرنوشت مشابه سیمون سوق دهد. البته فیلم یک جورهایی دستش را رو نمی کند، یعنی معلوم نمی شود دلیل حرکت تروتسکی به سرنوشت مشابه سیمون، ناشی از مشکلات روانی تروتسکی است یا مشکلات و نیرنگ اجتماعی که برای وی وجود دارد. یک جورهایی نگرش ماورایی به داستان فیلم وجود دارد که سخت می شود آن را منتسب به باورهای و تغییرات درونی تروتسکی نسبت داد، مانند نوشته شدن طلسمات مصری بر دیوار که شاید نمادی بر حضور خطرناک غیر مجاز تروتسکی در آپارتمان باشد و اتفاقا این تشبیه جالب در فیلم مثال زدنی است و به ساختار فیلم می خورد!...ولی جریان فیلم جوری پیش می رود که گویا تروتسکی اسیر جبری شده که باید سرنوشت محتوم خود را قبول کند. چون تروتسکی که از یک آدم عادی و سالم این مسیر را شروع می کند، لذا هیچ پیش درامدی برای توجیه جو روانی که برای وی پیش آمده است، وجود ندارد و این باور بیشتر مورد قبول واقع می شود که آپارتمان و اعضای ان و دوستان سیمون چنین فضایی را شکل داده اند. صاحبخانه، خانم دیوز، مادر و دختر، استلا و مرد کافه چی و ...! جامعه ایی که حول و حوش تروتسکی شکل گرفته است تنهایی او و اضمحلال وی را بیشتر شکل می دهد و هویت اصلی وی را از بین می برد و او را به انحطاط می کشاند، تلاشهایی از سوی وی برای مقاوت در برابر این اضمحلال به چشم می خورد ولی جریان جبری آپارتمان او را به مرز خودکشی می رساند. شاید بتوان جریان جبری این اتفاق را جزو نقاط ضعف پیامی داستان دانست چون روند فیلم، به سادگی برای این اتفاق نظر دارد و آن را به نتیجه می رساند، بدون انکه هیچ اتفاق اسطوره ایی و تبدیل و تغییر مثبتی در نتیجه داستان ایجاد شود و این باعث می شود، فیلم در اوج نگرش منفی و سقوط به پایان برسد. در فیلم کارگردانی پولانسکی خوب و بازیگری وی بسیار جالب و دیدنی است. پولانسکی در فیلم مانند فیلم تشریفات خصوصی که پیش از این از وی دیده بودم، نشان داد علاوه بر کارگردانی در بازیگری نیز هنرمندی توانا است.

-----------------------------

757- نام فیلم: ستون فقرات شیطان

نام لاتین: The Devil’s Backbone

Imdb: 7.5

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 78 از 100

ژنر: درام، تخیلی و ترسناک

محصول 2001 اسپانیا، مکزیک، فرانسه و آرژانتین

نام کارگردان: گیلرمو دل توره

نویسندگان فیلمنامه: گیلرمو دل توره، آنتونیو تراشوراس، دیوید مونوز

بازیگران: فرناندو تلیوه(کارلوس)، فریدریکو لوپی(دکتر کاسارس)، اداواردو نوری(جاستینو)، مارسیا پاردس(کارمن)، ایرنه وسیدو(کونچیتا) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0256009/awards?ref_=tt_awd

موضوع: پسربچه 12 ساله ایی به نام کارلوس که پدرش را در جنگ داخلی اسپانیا از دست داده بود، به یک یتیم خانه سپرده می شود. یک روح پسربچه با رسیدن وی به مدرسه، سعی در برقراری رابطه با وی را می کند ...

نظر: 30 از 100

فیلم ستون فقرات شیطان فیلمی گیج و آشفته ایی است و گیلرمو دل توره گویا خواسته فیلمی بسازد که در آن سوژه های مختلف را بدون آنکه انطباق و تناسب درستی با هم ایجاد کنند، درون آن بچپاند. بیشتر فیلم ادعا می کند ولی در پردازش ماجراهایی که بیان می کند، الکن و پریشان است. فرضا برخورد راکت هواپیما درون یتیم خانه و حرفهای درباره اش در نهایت به جایی نمی رسد. تعریف جنگ داخلی اسپانیا وحتی تعریف اعدام ها هم در فیلم زائد به نظر می رسد و توفیری در تعریف داستان فیلم ندارد و بدنبالش پای مصنوعی کارمن که هیچ حسی در فیلم و داستان فیلم ندارد. آوردن روح سانتی به آن شکل و شمایل مسخره اش، و کارهای عجیبش برای جلب توجه با نیت آقا روحه نسبت خوبی برقرار نمی کند و در کل فیلم یک مجموع درهم و برهم از اتفاقاتی است که معترضه به نظر می آیند فقط آنچه می ماند و داستان فیلم روی آن سوار می شود، چهره شرور جاستینو است که آن هم کلیشه ایی به نظر می رسد و چیزی در چنته برای ارائه قوی خود ندارد. آنچه بر ضعف های فیلم اضافه می کندیکی بازی بد همه هنرپیشه های فیلم است که نشانه از کارگردانی بد گیلرومو دل توره دارد و دیگری تعریف بد داستان و فیلمنامه فیلم که تدوین فیلم را هم دچار مشکل کرده است. نکته مثبت فیلم به اعتقاد من تا حدودی مدیون فیلمبرداری نسبتا خوبش است. فیلمهای متاخر دل توره به نام پسر جهنمی و هزارتوی پان- که من از وی دیده ام- از این فیلم یک سر و گردن بالاتر هستند.

----------------------------------------

758- نام فیلم: اژدها وارد می شود

Imdb: 6.7

ژنر: هیجانی، درام، فانتزی

محصول 1394 ایران

نویسنده و کارگردان: مانی حقیقی

بازیگران: امیر جدیدی، همایون غنی زاده، احسان گودرزی، نادر فلاح، علی باقری، کیانا تجمل و ....

افتخارات:

جشنواره برلین: کاندید خرس طلایی جشنواره

جشنواره فجر: کاندیدای بهترین های فیلمبرداری، موسیقی متن، چهره پردازی، طراحی لباس و صحنه و انتخاب پنجم تماشاگران جشنواره فجر......

موضوع: به دنبال مرگ زندانی تبعیدی رضا صمیمی، در قبرستانی متروکه در جزیره قشم، کارگاه بابک حفیظی به همراه یک زمین شناس و یک صدابرداری بدنبال کشف واقعهای عجیب و غریب قبرستان هستند ....

نظر: 30 از 100

فیلم اژدها وارد می شود، فیلم پرادعایی است و روشنفکر نما به نظر می رسد ولی در واقع فیلم در داستان و تعریف روند خود، گیج می خورد و آشفته به نظر می رسد. یک ترکیب نامتجانس و درهم و برهم از موضوعات و سبک های مختلف که در نهایت در جمع بندی چیزی را استنباط نمی کند. اینکه یک فیلم بخواهد به اسم بدعت و نوآوری اینگونه اسلوب های فرمی و داستانی را به هم بریزد و شهود گنگی را از شخصیت سازنده فیلم نشان دهد، نشانه حسن یک فیلم نیست. یکی از اشکالات فیلم در تعریف فیلم، قاطی کردن فرم مستند و روایی درموقعیتی بد در جریان فیلم است که باعث ضربه زدن به انرژی روایی داستان فیلم شده است. بعد فیلم با یک بعد سیاسی و نیروهای نفوذی ساواک تعریف می شود و صحبت از گم شدن صدابرداری آقای ابراهیم گلستان می شود، بعد فیلم وارد چرخش مفاهیم سنتی، سمبولیک و نمادین می گردد و حتی حواشی -سورئالیسم را وارد داستان می کند. وارد دنیای رمانتیک می گردد و با این همه اسلوب و فرم های مختلف ، بدون اینکه رفو و تجانس مناسبی بین وقایع داستان فیلم ایجاد کند ، ان را به شکلی پریشان وارد عرصه سینما می کند. فرضا اینکه آقای جهانگیری نفوذی اپوزیسیون ضد شاه در تشکیلات ساواک بود، چه دردی از فیلم دوا می کرد. اصلا بافت سیاسی فیلم چه ربطی به بافت اسطوره ایی و نمادین فیلم داشت. بحث جادوگری چه تجانسی به عشق کیوان به خانم شهرزاد بشارت داشت. بحث اژدها را چگونه در پیچ و خم سیر فیلم به موضوعات شخصی و سنتی و سختگیری های پدر حلیمه می توان ربط داد. اینکه بگوییم فیلم اژدها وارد می شود، فیلم بدیع و مدرنی است، صرفا با تعریف یک ساختار عجیب و غریب و ناهنجار، نمی توان به این باور دست یافت. در کل من نمایش مانی حقیقی را یک پشتک وارو زدن نامیزان با چند روش نامربوط می دانم و موجود نهایی فیلم، یک حیوان عحیب الخلقه است که نه دهانش معلوم است نه ماتتش!....اینکه بخواهیم وارد عوالم نقدهای سمبولک فیلم شویم، بقدری این سمبول ها سخت فهم هستند، که ارائه تفسیر برآنان بیشتر به شکل تاویل بروز می کند تا نقد!....از همه اینها بگذاریم، نباید از فیلمبرداری و طراحی صحنه هنرمندانه فیلم براحتی بگذریم، که به نحو موفق سکانس های فیلم را جذاب و چشم نواز و شگفت انگیز نشان داده اند.............

---------------------------------

759-نام فیلم: شهر ارواح یا روح های رانده شده

نام لاتین: Sprited Away

Imdb: 8.6

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 94 از 100

ژنر: انیمیشن، ماجرایی، خانوادگی

محصول 2001 ژاپن

نویسنده و کارگردان: هایاهو میازاکی

کارکترها: چهیرو، استاد یاکو، لین، یوباباريال روح بی چهره، پسر بچه، پدر و مادر چهیرو و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0245429/awards?ref_=tt_awd

برنده 54 جایزه و کاندید 24 ایزه از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: برنده بهترین انیمیشن

بفتا: کاندید بهترین فیلم غیر زبان انگلیسی

جشنواره برلین: برنده خرس طلایی جشنواره

سزار فرانسه: کاندید بهترین فیلم زبان خارجی

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین فیلم خارجی

موضوع: چهیرو در تعقیب پدر و مادرش که وارد یک تونل مرموز شده اند، وارد سرزمین عجیبی می شود، پدر و مادرش در اثر خوردن غذای این سرزمین تبدیل به خوک می شوند و ....

نظر: 70 از 100

فیلم شهر ارواح یا ارواح رانده شده، انیمیشن خوش رنگ و لعابی است. می خواندم یکی از ارزش های مهم این انیمیشن از نظر هنری، تلفیق عالی صدا و تصویر آن است ولی خب فیلمی که من دیدم، ترجمه شده به زبان انگلیسی بود و نکات فنی که دیگران آن را گوشزد کرده اند، با امکانات تصویری ما چندان قابل توجه نیست، ولی از بابت موضوعی نکات ذیل در ارتباط با انیمیشن قابل ذکر است:

اول اینکه انیمیشن دارای شخصیت های انتزاعی و جدید بود. آنچه در کارکترهای تخیلی این فیلم به چشم می خورد، موجوداتی عجیب با شکل و شمایل ترسناک و شگفتی ساز است. خود این شخصیت های انتزاعی باعث بدیع شدن انیمیشن شده ولی در کنار این نکته، موجودات و داستان عجیب و غریبشان مانند روح بی چهره، یوبابا، بچه یوبابا، کاماجی و ....در کنار چهره سازی های اهالی شهر، باعث اطناب موضوعات مختلف شده و داستان اصلی فیلم را وارد گود فراز و نشیب های فراوان می کند که اگر کسی ادعای آشفتگی موضوعی را در فیلم مطرح کند، نباید از وی خرده گرفت. جالب این است همزمان با این انیمیشن، "شرکت هیولاهای" والت دیسنی نیز با تفکر انتزاعی مشابه وارد گود سینما شده بود. من باور دارم داستان هیولاهای شرکت والت دیسنی داستان شسته و رفته تری دارد.

دوم در بطن فیلم، تعادل کارکترهای روی خیر و شر، دچار نوسان است و حتی کارکترهای خیلی منفی فیلم، گرایشات مثبت از خود نشان می دهند. اشتباهات رخ می دهد ولی چنان نیست که آدمهای منفی یا گناهکار فیلم، گرایشات مثبت را از خود نشان ندهند و ما بخوبی با این فلسفه اخلاقی انیمیشن شهر ارواح، قضاوتهای اخلاقی خود را شکل می دهیم.

سوم شخصیت چهیرو، به عنوان یک دختر بچه ده ساله، به عنوان یک شخصیت مهربان وانسان دوست، مروج عشق و گذشت و محبت کارکترهای کارتونی فیلم است و تاثیرگذاری این قدرت، به عنوان یک فضیلت مثبت اخلاقی، از پیامهای انسانی فیلم است.

چهارم: اسطوره قهرمان و باروی پتانسیل آن، در شخصیت چهیرو، باعث شکوفایی ذاتی و درونی کودکی وی می شود و می تواند در ذات مخاطب نوجوان تاثیر مثبتی به جای بگذارد.

----------------------------------------

760-نام فیلم: ایرما لا دوسه

نام لاتین: Irma La Douce

Imdb:7.4

ژنر: کمدی، عاشقانه

محصول 1963 آمریکا

فیلمنامه از بیلی وایلدر و ای.ا.ال.دیاموند و نگارش از آلکساندر برفوت

بازیگران: چک لمون(نستور پاتو- لرد ایسکس)، شرلی مک کلین(ایرما لا دوسه)، لتو جاکربی(موتساک) و.....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0057187/awards?ref_=tt_awd

برنده 5 جایزه و 7 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: برنده بهترین موزیک متن و کاندید بهترین بازیگر زن و فیلمبرداری

گلدن کلوب: برنده بهترین بازیگر زنو کاندیدای بهرتین های بازیگر مرد و فیلم

بفتا: کاندید بهترین بازیگر زن

موضوع: در پاریس طی اتفاقاتی پلیس اخارجی نستو پاتو عاشق زن بدکاره ایی به نام ایرما لا دوسه می شد ولی این عشق بدون حادثه نیست....

نظر: 70 از 100

ما عادت کرده ایم، وقتی نام بیلی وایلدر را به عنوان یک کارگردان در یک فیلم باشد، مطمئن شویم با یک فیلم جذاب و سرگرم کننده و جالب روبرو هستیم. اتفاقا فیلم ایرما لا دوسه از این قاعده مستثنا نیست. باز مانند خیلی از فیلمهای بیلی وایلدر، جک لمون نقش اول مرد فیلم است. خوبی فیلم این است که یک لحظه بیننده خود را با سکته ها یا احتمالا خلاهای خسته کننده و وراج روبرو نمی کند و همه سکانس های فیلم دیدنی و دارای گوارایی و شیرینی است. در یک جمع بندی من نظرات ذیل را در باره کلیات فیلم به شرح ذیل می توانم بنویسم:

اول اینکه فیلم دارای صحنه های کمدی زیادی است که در بعضی از آنها، طراحی های بکری دیده می شود. مانند صحنه ماندن جای ماتیک و دعوای بعد از آن، آوردن و برای بردن زنان بدکاره، استفاده مجدد از لباس پلیس برای استتار و فرار از دست تعقیب پلیس ها، جریان تغییر وضعیت چشم بند، میخواری سگ داستان و ....

دوم فیلم در طراحی بعضی از شوخی ها و حوادث داستان، منطق را فدای جذابیت طنزهای بکر خود کرده است. مانند فرار پاتو از زندان، استعدادهای زیاد صاحب بار، پول در آوردن های شبانه پاتو و .... این شوخی ها باعث شده است، شکل رئال داستان تا حددی آسیب ببیند تا لبخند بیشتری بر لبان مخاطب بنشیند...

سوم جریان پاردوکس های شخصیتی بین ایرماو پاتو و ایرما و لیرد ایکس، باعث تعمیق شوخی ها و برجسته کردن ویژگی عشق و عاطفه در فیلم شده است و ان را از حالت سانتی مانتال شدن داستان نجات داده است.

مثلث عشقی این سه کارکتر از نقاط قوت و مثال زدنی فیلم می باشد.

چهارم در فیلم جک لمون مانند بیشتر فیلمهای بیلی وایلدر بازی خوبی در کنار خانم شرلی مک کلین ارائه داده است. جالبی فیلم بیرون کشیدن ماهیت عشق و عفت در میان جمع زنان بدکاره و خلافکاران در یک هتل است.

در کل فیلم موفق شده است در دوران سینمای کلاسیک، اثری شایسته و دیدنی را برای مخاطبان سینما فراهم کند. اگر این فیلم دستتان آمد، دیدنش از دست ندهید...

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 12:54

صفحه بندی