816- نام فیلم: مهتاب
نام لاتین: Moonlight
![]()
Imdb: 7.6
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 99 از 100
ژنر: درام
محصول 2016 آمریکا
نویسنده و کارگردان: بری جنکینز
بازیگران: ماهاراشا علی(خوان)، آلکس ار.هیبرت(لیتل)، جانلا موناهه(پائولو)، اشتون ساندرس(چیرون)، جانلا موناهه(تریسیا) ، نائومی هریس(پائولو) و .....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt4975722/awards?ref_=tt_awd
برنده 189 جایزه و کاندید 242 جایزه از جشنواره های سینمایی
آکادمی اسکار: برنده بهترین های فیلم، بازیگر دوم مرد(ماهاراشا علی)، فیلمنامه اقتباسی و کاندید بهترین های بازیگر دوم زن(نائومی هریس)، کارگردانی، فیلمنامه، تدوین و موزیک متن
گلدن کلوب: برنده بهترین فیلم درام و کاندید بهترین های بازیگر دوم مرد، کارگردانی، فیلمنامه
بفتا: کاندید بهترین های فیلم، بازیگر دوم مرد؛ بازیگر دوم زن و فیلمنامه
حلقه منتقدان لندن: برنده بهترین های بازیگر دوم مرد و دوم زن و کاندید بهترین های فیلم، کارگردانی، فیلمنامه و تدوین
موضوع: درباره زندگی سیاهپوستی آفریقایی تبار در میامی آمریکا در سه برهه زمانی کودکی، نوجوانی و جوانی
نظر: 60 از 100
وقتی فیلم خسته کننده مهتاب بری جنکینز را می دیدم سوالی که تو ذهنم می چرخید این بود که واقعا رسالت سینما چیست و هر فیلمی که بخواهد حرف گنده بزند به هر روشی که می توان اینکار را کرد، یک فیلم خوب است. نمره منتقدان که اغلب آنها نمره کامل به این فیلم داده بودند، برایم تعجب آور بود که آیا این فیلم موفق شده است، رسالت سینمایی که بتوان آن را یک فیلم کامل تصور کرد، انجام داده است یا نه؟!.... من معتقدم فیلم مهتاب بری جنکینز یک فیلم بدون فراز و نشیب با روندی ثابت و با انرژی بسیار کم در تعریف داستان بود. دوران کودکی پسری آفریقایی تبار که در کودکی تو کله اش می زدند، مادر معتادی داشت و با شخصی به نام خوان (ماهاراشا علی) رابطه برقرار می کند ولی هیچ اتفاقی از این رابطه در دوره دانشجویی وی نمی افتد و باز دوباره همان نوجوانی می شود که تو کله اش می زدند و از دوستش نارو می خورد ولی میل جنسی دارد، از رابطه با جنس مقابل می پرهیزد، سرکوفتگی اش باعث عقده برایش شده است و در نهایت در اثر آن مرتکب ضرب و شتم ظالم خود می شود و به زندان می افتد، دوباره در جوانی وارد کار خلاف-البته با هیبتی درشت که به دوران ذلالت کودکی اش نمی خورد- می شود ولی با دوستی که از کودکی داشته رفیق می شود و در نهایت میل خود را به وی نشان می دهد و رابطه اش را با مادر کراکی اش حفظ می کند. در این فیلم سه نکته جالب تو ذهنم وجود داشت. یکی اینکه بری جنکینز اصرار دارد، محیط کل جامعه را از اول فیلم تا آخرش بدون حضور مرد سفیدپوست نمایش دهد. کل فیلم بازیگران سیاهپوست و بعضا نماهای کوتاهی از آدمهای رنگین پوست دارد، دلیل اصرار جنکینز برای طرح این مقوله چیست؟!... مگر می شود در یک محیط تحصیلی آمریکایی خبری از سفید پوستها نباشد! شاید جنبه اعتراضی بخاطر عملکرد عدم انتخاب سیاهپوستان در آکادمی اسکار پارسال دارد و شاید هم یک جور نمایش دنیای سیاهپوستان بدون پارازیتهای سفید است... نکته دوم فیلم این بود که مادر چیرون با وجود اینکه از دوران کودکی قهرمان سیاهپوست داستان در حال کشیدن کرک است وقتی چیرون به سن بزرگسالی نیز می رسد، صحیح و سالم و مثل دوران بیست سال قبل خود روابط مادری خود را حفظ می کند، گویا فیلم می خواهد بگوید استعمال مواد مخدر تاثیری در شرایط و حس و احوال شخصیت مادر فیلم ندارد، پس خیالتان راحت باشد، خواستید مواد بکشید.... سومین نکته فیلم عدم نمایش مقوله تمایل چیرون به جنس مقابل است که به نظر شعاری درآمد است، که چرا چیرون اینقدر تنهاست و توسری خور است...شاید در یک مقایسه کارکتر کودکی فارست کامپ را بتوان مثال زد که کودک از شرایط معلولی می گریزد و در این گریز نمایش درخشانی از جامعه آمریکا ارائه می دهد ولی این فیلم واقعا چیز در چنته نداشت....
اما به هرحال فیلم فراز و نشیب اونطوری ندارد، یک مقوله خطی ساده با داستان نسبتا ضعیف دارد که هدفش پروار کردن شخصیت یک سیاهپوست در جامعه بدون سفید!...آمریکایی است. یعنی اینکه بله اگر می بینید سیاهان اینطوری می شوند بخاطر این شرایط است ولی آیا شرایط چیرون با فرض قبول کارکتر فیلم شرایطی منحصر بفرد نیست که به خود وی ربط دارد....
در کل من فیلمبرداری و موزیک متن فیلم را دوست داشتم، موزیک متن بار سنگینی بدوش داشت، زیرا در کنار کسالت جان افزای فیلم، سعی می کرد بدان لطافت ببخشد....
به هرحال برای منی که شیفته کارهای برگمان، تارکوفسکی و آنجلوپولوس هستم، خسته کننده فیلم هم برایم جای سوال زیادی دارد؟؟!!....
---------------------
817- نام فیلم: مرگ ماهی
![]()
محصول 1394 ایران
ژنر: درام
نویسنده و کارگردان: روح الله حجازی
بازیگران: نیکی کریمی(تهمینه)، علی مصفا(بهرام)، پانته آ بهرام(لیلا)، طناز طباطبایی(رعنا)، ریما رامین فر، بابک حمیدیان(رامین)، سحر دولتشاهی(مهناز)، بابک کریمی، بهرنگ علوی، حسام محمودی و ....
موضوع: بدنبال مرگ مادر خانواده، فرزندانش برای تشییع وی گردش می آیند ولی لیلا خدمتکار خانه از قول مادر درگذشته وصیت می کند که تا سه روز نباید مادر را دفن کنند....
افتخارات: مشاهده نشده
نظر: 60 از 100
قبل از این فیلم دو فیلم، از روح الله حجازی دیده بودم. فکر کنم آقای حجازی این فیلم را با در نظر گرفتن دو پارامتر تهیه و ساخته است. یکی موفقیت خوب سابقه کارگردان در ارائه فیلم زندگی مشترک آقای محمودی و بانو که در آن پایه فیلم، بیشتر بر شخصیت پردازی ها و تعلیق داستان در یک فضای آدم های گرفتار در مسائل خانوادگی و فاصله ها قرار داشت و دیگری فیلم مادر علی حاتمی که در آن فرزندانش را صدا می کند تا کیان آن ها را همدلی قرار دهد.... فیلم مرگ ماهی، فیلمی است که دنبال نمایش دنیای روابطی میان شخصیت های داستان خویش است، تا در سایه آنها مشکلات عیان گردد. برادری که با خواهرش مشکل دارد، نظام مرد سالاری و فاصله میان پدر و دختر، سقط بچه و طلاق، عشق جوانی و افسردگی، رابطه فریبکارانه خدمتکار خانه، رابطه میان فرزند سفر کرده به خارج و .... ولی دو تا مشکل اساسی در ارائه داستان به چشم می خورد. یکی اینکه خلاصه معرفی کارکترهای آدم های فیلم و وارد شدن آنها در صحنه جوری نیست که بتواند یک شخصیت پردازی موفق در تعمیق روابط میان ادمها ایجاد کند و گاه این تعاریف شعاری هستند و دومین مشکل این است فیلم چون متکی به یک داستان مشخص نیست، لذا بی نظمی در فرم فیلم عیان است و پازل های روابط آدم ها ناگزیر معلق هستند، گویی فیلم یک مجموعه بد دوخته شده چندین اتفاق هستند که هر کدام ساز خود را می زنند و قرابت موضوعی با هم ندارند. البته گویا این سلیقه آقای حجازی است که با الهام از فیلم قبلیش، آدم هایش را نشسته رها کند تا تاثیر بیشتری روی مخاطب خود بگذارد تا او را درگیر بحرانهای اجتماعی لاینحل بکند ولی به هرحال خوب این نافرمی در جمع بندی داستان را نمی تواند به علت علاقه به ارائه لیست مشکلات اجتماعی که تو فیلم برایش صف کشیده بودند، رها کرد!... در فیلم بازی ها با توجه به حضور جالب خیلی بازیگران معروف خوب بوده است، شاید بتوان بابک کریمی و ریما رامین فر را یک سر و گردن از بقیه در این فیلم بالاتر دانست....
--------------------------------------
818- نام فیلم: دختری با گوشواره های مروارید
نام لاتین: A Girl with a Pearl Earring
![]()
Imdb:7
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 72 از 100
ژنر: بیوگرافی، درام، عاشقانه
محصول 2003 انگلستان و لوکزامبورگ
براساس رمانی از تریسی چوالیو و فیلمنامه از الیویا هیترید
کارگردان: پیتر وبر
بازیگران: کولین فیرت(ورمر نقاش)، اسکارلت جواهنسون(گریت)، تام ویکینسون(ون روژن)، جودی پارنیت(ماریا تینس)، سیلیان مورفی(پیتر)، اسی دیویس(کاترینا)، جونا اسکانلان(تنگه) و....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0335119/awards?ref_=tt_awd
آکادمی اسکار:کاندید بهترین های فیلمبرداری، صحنه آرایی و طراحی هنری
گلدن کلوب: کاندید بهترین بازیگر زن و بهترین فیلم
بفتا: کاندید بهترین های فیلمنامه اقتباسی، بازیگر اول زن، بازیگر دوم زن(جودی پارنیت)، فیلمبرداری، طراحی تولید ، صحنه آرایی و گریم
حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین بازیگر زن سال
موضوع: براساس داستان واقعی کشیدن تابلو دختری با گوشواره های مروارید اثر جوهانسوم ورمر....
نظر: 65 از 100
می خواندم داستان کشیدن تابلو معروف ورمر مبهم است و هنوز با قطعیت معلوم نیست، شخصیتی دختر جوانی که ورمر نقاش معروف هلندی کشیده است تعلق به کیست...ولی به هرحال این داستان باید با یک افسانه پردازش شود و تریسی چوالیو آن را بصورت رمان بیرون داده است. خوبی فیلم این است که دکورهای منطقی دارد. پیتر وبر سعی کرده است، کوشش خوبی در طراحی دکور و گریم در نمایش داستان نقاش به نمایش بگذارد، اگرچه من اعتقاد دارم، نقش ون روژان پرداخت مناسبی ندارد و بیشتر هیاهوی اصرار وی به صدا می رسد. کلا بازیگران فیلم به جز اسکارلت جوهانسون در نقش گریت بخاطر اینکه تظاهر صورتی و ادا درمی آورند، چندان به چشم نمی آیند ولی اسکارلت و تا حدودی جودی پارنیت(در نقش ماریا تینس) بازی نسبتا موفقی را در فیلم ارائه داده اند. بعضی اتفاقات فیلم مثل داستان گم شدن، شی گرانبها و نحوه پیدا شدن آن چندان به دل نمی نشیند. آنطور که در فیلم معلوم است گریت خدمتکار زن عفیفه و محجبی است ولی صحنه های معاشقه وی با پسر قصاب تبلور تضاد دارد. ولی با این وجود بخاطر ریشه های هنری داستان فیلم، لطافت خاصی در تعریف داستان آن استشمام می شود ولی این برای ادعای یک فیلم خیلی خوب کافی نیست.....
----------------------------
819- نام فیلم: پترسون
نام لاتین: Paterson

Imdb: 7.5
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 90 از 100
ژنر: کمدی، درام، عاشقانه
محصول 2016 آمریکا، فرانسه و آلمان
نویسنده و کارگردان: جیم جارموش
نام بازیگران: آدام درایور(پترسون)، گل شیفته فراهانی (لائورا)، بری شاباکا هنلی(داک)، ریز وان مانجی( دنی)، هارمون چاستن(ماری) و ....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt5247022/awards?ref_=tt_awd
برنده 7 جایزه و 27 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
فستیوال کن: کاندید نخل طلایی جشنواره
حلقه منتقدان لندن: کاندید هنرپیشه مرد سال(آدام درایور)
موضوع: درباره زندگی راننده ایی که زندگی آرام و خوبی در کنار همسرش دارد و عاشق شعر است و شعر می گوید و با اتفاقات مختلف در اتوبوس و بار روبرو می شود....
نظر: 80 از 100
پترسون فیلم لطیفی است و جزو فیلمهای خوب جیم جارموش است. یک فیلم شاعرانه از زندگی یک راننده اتوبوس که با حس لطیف و خوش بینانه ایی به دنیایش نگاه می کند. جارموش دنبال نمایش یک آرامش و لطافت طبع در دنیایی است و چه لطافتی بهتر از تلفیق شعر با سینما... پترسون بطور پریودی در فیلم شعر می گوید... رانندگی می کند و نجواهای مردم را گوش می کند...به خانه اش میرود و با زنش ارتباطی عاطفی و شاعرانه دارد...بعد در گردشهای شبانه با سگش به بار دوستش می رود و شاعر اختلاف زندگی زن و شوهری می شود.... و این تکرار در زندگی روز به روز در عرض یک هفته تکرار می شود... انچه جارموش اصرار بر تکرارش دارد، وجود ریتم یک زندگی بی دغدغه یک راننده است که زندگی فارغ از ثروتی دارد... و خوش بینانه ان را طی می کند... در اتوبوس نجواهای خشونت و سک س و جنگ را می شنود... در بار شاهد اختلاف زندگی زن و شوهری است...در محل کار مردی هندی مرتب بدی زندگیش را برای پترسون واگو می کند... در زندگی زناشویی پترسون این پارازیت های زندگی نوین مصون نیست... زنش اصرار دارد پترسون حتما شبها با سگش پیاده روی کند... و یا در مسابقه کیک پزی از امدن وی جلوگیری می کند... گیتار یاد می گیرد و بوی ابهام در روابط جانبی وی دیده می شود..... ولی آنچه باز می ماند... انگیزه مثبت و شاعرانه پترسون است که گاه از زبان یک دختر بچه ده ساله که شعر آبشارش را می خواند و گاه از زبان یک شاعر ژاپنی تکرار می گردد.... و او علیرغم خرابکاری سگش این جریان ملایم شاعری را ادامه می دهد... هنر وجه دیگری در زندگی همسر پترسون دارد و در کل این طعم هنری با آمیز مناسبش با فیلم، مولد حس خوبی از جیم جارموش مهربان است... یکی از نگاه های جالب فیلم حضور دوقلوهاست... شاید در یک تاویل وجود دوقلوها را به عنوان دو روی سکه زندگی، خیر و شر، سیاه و سفید( نقش لباس و کیک زن پترسون) و یین و یانگ چینی در تداوم یک زندگی بی دردسر تلقی کرد، از سویی همسر پترسون خواب بچه دوقلو دار شدن را می بیند، که این تعریف، باعث زوم شدن وجود دوقلوها در طول فیلم است، شاید چیزی مثل تدوام رنگ نارنجی در فیلم گل های شکسته جارموش!.... خوشحالم بالاخره در میان فیلمهای خارجی که خانم فراهانی بازی کرده، یک فیلم خوب هم در کارنامه اش ثبت شد... گلشیفته بازی احساسی و معقول خوبی در فیلم ارائه داد تا پتانسیل های بیشتری را از یک بازیگر با استعداد و زیبارو نمایش دهد... در اینجا نباید احترامی که جارموش برای گلشیفته و فرهنگ ایرانی را در فیلم گذاشته بود، فراموش کرد، نوای موسیقی اصیل ایرانی چیزی بود که حتما جارموش به افتخار حضور خانم گلشیفته فراهانی در فیلم جاگذاری کرده بود...
---------------------------------
820- نام فیلم: متولد 65
![]()
محصول 1395 ایران
نویسنده: جمیله دارالشفایی
کارگردان: مجید توکلی
بازیگران: پدرام شریفی(امیر افشار)، هنگامه حمید زاده( خاطره) ، مریم سعادت، احسان امانی و .....
افتخارات: کاندید بهترین های فیلم و کارگردانی بخش نگاه نو جشنواره فجر
موضوع: امیر و افشار که کارشان سر به سر گذاشتن فروشندگان و کاسبکاران است، به بهانه تولد خاطره به بهانه اجاره وارد یک آپارتمان لوکس می شوند ولی صاحبخانه امیر را با کس دیگری اشتباه می گیرد....
ژنر: درام، معمایی و عاشقانه
نمره: 45 از 100
فیلم متولد 65 فیلم است که به اعتقاد من بهتر از اینها می توانست ارائه شود. فضای فیلم یک فضای معمایی و نیمه پلیسی داشت و با شروع بدی همراه نبود. پسر و دختر جوانی که به قصد تفریح و سرگرمی دست به آزار شاغلین فضای کسب و کار می زدند و انها را سرکار میذاشتند ولی مشکل فیلم زمانی شروع شد که پسر و دختر جوان افشار و خاطره در ادامه برنامه سرگرمی خود، در دام یک سو تفاهم اسیر شدند و امیر با پسر یکی از کلاهبرداران اشتباه گرفته شد. اطناب داستان و سرهم بندی کردن این فضای حبس پسر و دختر جوان چندان چنگی به دل نمی زد و داستان فیلم با درک اینکه همه چیز آن روشن است و مخاطب می داند، صاحبخانه افشار را اشتباه گرفته و افشار و نامزدش دنبال راه های گریز هستند، تکرار می شود و جنبه های خلاقانه در داستان فیلم ظهور نمی کند هیچ، حتی گاه مشکل بیان منطقی هم دارد. مثلا در یک فرار افشار از دست صاحبخانه وی به خاطر خاطره دوباره برمی گردد، در حالیکه وی خیلی گزینه های بهتری برای برائت خود و نجات خاطره می توانست انتخاب کند و همین مشکل در ارتباط با خاطره وجود داشت. در فیلم اشاراتی به روابط میان زن و شوهر صاحبخانه و نیز پسر و دختر جوان گرفتار شده، داشت ولی فضای داستان آنچنان نبود که به انها تعمیق هنرمندانه ببخشد و خام بیان شدند، بخصوص بازی نه چندان دلچسب پدرام شریفی و هنگامه حمیدزاده جوان، به عنوان کانون یک زوج جوان و عاشق، این مشکل را بیشتر دامن می زدند. حتی آمدن طلبکاران نتوانست فضای بحرانی و دلهره آور فیلم را به هیجان آورد، اگرچه ساختار کمدی آن بد در نیامده بود. ولی به هرحال فضای فیلم علیرغم مشکلاتی داست، موفق شده رخت خستگی و بی رمقی را از تن در بیاورد و مخاطب را به خمیازه کشیدن ترغیب نکند که آن را شاید بیشتر مدیون تم داستان نیاز به رهایی آن دانست که آقای توکلی استفاده خوبی از آن کرده است....
برچسب:
نویسنده: نوید رضایی