811- نام فیلم: کشتن مرغ مقلد
نام لاتین: To Kill a Mockingbird
Imdb: 8.3
ژنر: جنایی و درام
محصول 1962 آمریکا
براساس رمانی از هار پری
فیلمنامه از هورتون فوت
کارگردان: رابرت مولیگان
بازیگران: گریگوری پک(آتیکوس فینچ)، ماری بدهوم(اسکات)، فیلیپ آلفردو(جم)، جیمز آندرسون(باب ایول) و......
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0056592/awards?ref_=tt_awd
برنده 13 جایزه و 16 کاندیداتئری از جشنواره های سینمایی
آکادمی اسکار: برنده بهترین های بازیگر مرد، فیلمنامه و طراحی دکور و کاندید بهترین های فیلم، بازیگر دوم زن(ماری بدهوم)، کارگردانی، فیلمبرداری و موزیک
گلدن کلوب: برنده بهترین بازیگر مرد و کاندید بهترین های فیلم و کارگردانی
بفتا: کاندید بهترین بازیگر خارجی
جشنواره کن: کاندید نخل طلایی جشنواره
موضوع: آتیکوس فینچ وکیل خیری پرونده تجاوز مرد سیاهپوستی به یک زن سفیدپوست را به عهده می گیرد ولی این انتخاب، باعث مشکلاتی برای زندگی وی می شود....
نظر: 65 از 100
فیلم کشتن مرغ مقلد برخلاف توقعی که از معروفیت و تبلیغات در باره آن شنیده و خوانده بودم، نتوانست توقع مرا برای معرفی آن به عنوان یک فیلم خیلی خوب را برآورده سازد. به نظر می رسد در هالیوود فیلمهایی که با تم ضد نژادپرستی با سیاهان ساخته می شوند، می توانند جلب توجه کنند و این گرایش تا این روزها ادامه دارد ولی فارغ از این نکته، آیا فیلم کشتن مرغ مقلد از نظر شکل و فرم خود، استانداردهای مناسب را دارد انچنان که به گفته ویکپدیا فارسی دومین فیلم تاثیر گذار تاریخ سینما شمرده شود.... فیلم با یک فضای خانوادگی و کودکانه شروع می شود، پسر و دختری که مادرشان مرده و با پدر وکیلشان زندگی را سر می کنند. نگاه فیلم بیشتر در این دنیای کودکانه می چرخد و حتی دادگاه نسبتا طویل فیلم، از نگاه بچه ها رسم می شود، ولی خوب برداشت این نیت چه می شود. بچه های شیطانی که می خواهند سر از زندگی یک مرد مرموز به نام بو درهمسایگی اشان شوند. به اعتقاد من مشکل فیلم دو چیز است، اول اینکه فیلم اطناب دارد، یعنی یک سری موضوعات مستقل را وارد متن داستان کرده که در یک فرم یکپارچه ربط زیادی به هم ندارند. مثل یک سریال خلاصه شده، یکی مسئله بو، اضافه شدن بی مورد بچه همسایه به جمع خواهر و برادر، سایه های ترسناک یک هیبت و سایه که کارکتر آن خوب پردازش نشده است، جریان دادگاه.... کارکتر باب ایول به عنوان یک شخصیت مزاحم و منفی در فیلم، بیشتر شعاری به نظر می رسد و به نظر بازی بد جیمز آندرسون و همچنین با دخترش در این برداشت نقش مهمی را دارد.... شاید یک دلیلش این است فیلم اصرار از زاویه نگاه دختر آتیکوس به وقایع نگاه کند... گاه، دادن نقش سانتی مانتال در ترسیم شخصیت بچه ها و یا مرد سیاه پوست محکوم در فیلم دیده می شود، صحنه ایی که در آن مردان سفید پوست پای زندان دنبال آسیب زدن به محکوم سیاهپوست هستند و حضور دختر بچه آنها را منصرف می کند.... در کنار اینها فیلم بخاطر اینکه زاویه دید را از لطافت طبع کودکان تعریف کرده است، لطافت ویژه ایی پیدا کرده و به دل بیننده می نشیند.... شیطنت های کودکانه و ارتباط برادر و خواهر خردسال خوب در آمده است... جمع بندی نهایی فیلم هم اگرچه انسانی به نظر می رسد ولی بیشتر شعاری و بدون تعریف مقدمه معرفی خوب کلانتر محل و نیز تعریف بد شخصیت بو گریخته از منزل است و ارتباط شتابزده دختربچه فیلم با وی است!!..... در فیلم گریگوری پک بازی خوبی ارائه داده است ولی کاندید شدن دختر بچه فیلم برای اسکار چندان برازنده به نظر نمی رسد.....
--------------------------------------
812- نام فیلم: عصر یخبندان
![]()
محصول 1393 ایران
ژنر: درام
نویسنده و کارگردان: مصطفی کیایی
بازیگران: بهرام رادان ، فرهاد اصلانی، مهتاب کرامتی، آناهیتا نعمتی، سحر دولنشاهی، مینا ساداتی، صدف طاهریان و ....
افتخارات:
جشنواره فجر: برنده سیمرغ بلورین بهترین های کارگردانی، نقش دوم زن(سحر دولتشاهی) و کاندید بهترین های کارگردانی، نقش اول زن(مهتاب کرامتی)، بازیگر دوم مرد(محسن کیایی)، نقش دوم زن(مینا ساداتی) و فیلمبرداری
موضوع: در ارتباط با مشکلات روابط پازلی و خانوادگی میان اعضای درگیر یک آرایشگاه زنانه که آلوده مواد مخدر شده اند .....
نظر: 65 از 100
عصر یخبندان فیلم پر حادثه ایی است و مرتب داستان فیلم در حال چیدن ماجراهای درهم و برهم فیلم و دوختن سکانس های آن با هم است و گاه حتی این جریان چینش باعث تداخل زمانی و فلاش بک هایی می شود که ناخودآگاه مرا یاد فیلم بسیار جالب ماهی و گربه می اندازد، هرچند شاید فرمت تدوین دو فیلم ربطی به هم نداشته باشند!!.... آنچه در فیلم می خواهد بگوید، شرایط تلخ حاکم بر روابط آدمهایی است که درگیر مواد مخدر شده اند، ولی اگر این جنبه بخواهیم فیلم را نگاه کنیم و آن را محصول ضد اعتیادی بدانیم، شاید این ادعا را بتوان مطرح کرد، که داستان فیلم آنچنان وارد ریسمان دراماتیک خود شده و در آن پیچ و تاب می خورد، که این اصل تحت الشعاع پیچ و تابهای آن می شود و شاید هم بشود یکی از ایرادات فیلم را همین شلوغی مسلسل وار حوادث و اتفاقات آن دانست، چیزی که در فیلم دیگری که از این کارگردان دیده بودم یعنی ضد گلوله از این خصلت کمتر خبری بود. به هرحال فیلم در سطح یک فیلم مهیج ایرانی فیلم قابل قبولی است، فقط سر و صدا در فیلم زیاد است و فرصت تامل و زوم شدن در شخصیت ها کمتر به بیننده داده می شود ولی با این وجود این فیلم از بازی های خیلی خوب بی بهره نیست. بازی های تحسین برانگیز خانم ها سحر دولتشاهی، مهتاب کرامتی و حتی مینا ساداتی از نکات مثبت فیلم است ولی اصلانی در قد و قواره های یک بازیگر عالی سینمای ایران در این فیلم نبود و بازی رادان نیز چندان جلب توجه نمی کرد. بسته شدن پرونده فیلم هم با آن هم سر و صدا و دعوای بین کارکترهای فیلم، چندان جالب به نظر نمی رسد، ماجرای دزدیدن ماشین و بیان تصادفات در دخالت کارکتر فرید(بهرام رادان) مبهم و تصنعی به نظر می رسد و باید بیشتر در فیلم باز می شد.... از نکات جذاب فیلم، استفاده آقای کیایی از صحنه های جذاب با لحن کمدی در یک فضای درام بود، که باعث تفرج خاطر بیننده می شد، از آنجا می توان جا زدن در نقش پلیس، دعوای ساختگی کیان فرید با لیدا، استفاده از عروسک عصر یخبندان برای ضبط صدا، جابجایی ماشین منیره و...... نکته دیگری که لازم به تذکر است، این است که ما معمولا وقتی حرف از فیلتر کردن و سانسور نمودن در سینما مثلا فیلمهای هالیوودی را طرح مسئله می شود، بیشتر صحنه های ماچ و بوس یا نمایش اندام ممنوعه مدنظر است ولی واقعا من بعد از دیدن این فیلم سوالی که برایم مطرح شد، این بود، اگر من در سینما این فیلم را با پسر نوجوانم میدیدم، شناعت تصویر روابط میان کارکترهای فیلم، برای نمایش جلوی وی امری ضد اخلاقی و مشمئز کننده است!.... ساخت اینگونه فیلمها هم اخیرا در سینمای ما خیلی مد شده و خیلی راحت فقط چون صحنه های تعریف شده س کسی توش نیست، همه از کودک یک ساله تا نوجوان پانزده ساله حق دیدن فیلم را دارند، در حالیکه نمایش و داستان این فیلمها حتما نیاز به مشخص کردن رده سنی بازدیدکنندگان دارد، چیزی که در سینمای ما اصلا فراموش شده است....
---------------------------------
813- نام فیلم: خوب، بد، جلف
محصول 1395 ایران
ژنر: کمدی و جنایی
نویسنده و کارگردان: پیمان قاسم خانی
بازیگران: حمید فرخ نژاد(جناب سرهنگ)، پژمان جمشیدی، سام درخشانی، ویشکا آسایش، نسیم ادبی، امیر مهدی ژوله، مانی حقیقی، مجید مظفری، رضا رویگری، سپند امیر سلیمانی، نیوشا ضیغمی، آزاده صمدی، حسین پاکدل، بهاره رهنما و .....
افتخارات: کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین های چهره پردازی و بازیگر نقش اول مرد(حمید فرخ نژاد) و انتخاب دومین فیلم جشنواره از سوی تماشاگران(بهترین فیلم ماجرای نیمروز...)
موضوع: پژمان جمشیدی و سام درخشانی برای بازی در فیلم پلیسی تحت آموزش سرگرد نیروی انتظامی(حمید فرخ نژاد) قرار می گیرند ولی ناخواسته وارد داستان قتل شخصی به نام محمود معتضدی قرار می گیرند و به دنبال پرونده پلیسی مربوطه وارد صحنه رمز گشایی داستان قتل می گردند....
نظر: 60 از 100
وقتی می خواهیم یک فیلم خوب را تعریف کنیم، گاه علاوه بر مسائل تکنیکی و فنی فیلم، یک پارامتر دیگر هم حتما باید در نظر گرفته شود و آن این است که سینما مال مردم است و اگر بتواند ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند، باید آن را در فاکتورهای تاثیرگذار فیلم پذیرفت. ناخواسته یاد حدیثی افتادم که گاه سر مراسم ترحیم افراد خوانده میشود که اگر کسی فوت کرد ولی چهل نفر مرد مسلمان شهادت به نیکی و مومن بودن وی دهند، خدا آن را می پذیرد!... فیلم خوب، بد ، جلف را وقتی در سینما دیدم، با استقبال و خنده فراوان تماشاگران روبرو شد. وقتی از سالن بیرون می آمدم، همه با روحیه ای شاد از سینما بیرون می آمدند، پس نباید به سلیقه تماشاگر سینما در باره کیفیت این فیلم بی احترامی کرد. حال بحثهای فنی و کیفی فیلم که متعلق به منتقدان سینمایی است داستانش فرق دارد ولی به هرحال این نقدها هدفشان این است که تماشاگران سینما راه درست را برای لذت بردن از سینما انتخاب کنند ولی به هرحال قبل از نظر منتقدان تماشاگران از این فیلم لذت برده اند و خاطره شیرین خود را برداشته اند... من خودم که در سالن سینما بودم دو زن در پشت سرمن قهقه های جدی می زدند، جوری که گاه دیالوگ های فیلم را نمی شنیدم!!.... فیلم ساختار جالبی دارد، ولی در داستان کم دارد. دلیل آن این است که در یک تم داستانی نسبتا ضعیف، شوخی های ظریف و مردمی فیلم جاسازی شوند. نکته در همین شوخی ها نهفته است. شوخی ها ایرانی هستند ولی همه آنها با داستان فیلم مچ نیستند، خوب این یک ایراد است...از طرفی خود تعریف کارکتر بازیگران خلاف پیشه در فیلم غامض به نظر می رسد، البته قاسم خانی یک جورهایی سعی کرده با یادآوری تارنتینو اشاره ایی به دو نکته در فیلم بکند، یکی فصل بندی های فیلم و دیگری به هم زدن نقش کارکترها مثل فیلم اراذل بی آبرو که در آن مثلا هیتلر در جریان یک اتش سوزی در سینما کشته می شود ولی این امر در عالم واقع هیچگاه تحقق نیافته است... شاید حضور بازیگران خلاف پیشه و کشته شدن مسخره سپند امیرسلیمانی و فوت مانی حقیقی، یک نگرش به این سبک در سینما باشد..... ولی به هرحال شوخی های فیلم مستقل از فرم فیلم، بیشتر جنبه دلقک منشی دارد و استفاده از کارکتر دوتایی تلویزیونی پژمان جمشیدی و سام درخشانی بدان کمک کرده است ولی این نوع لبخند نشاندن در دل تماشاگر بیشتر شبیه سبک لورل و هاردی است و طنزی است که چندان در عمق حرکت نمی کند ولی به هرحال متلک های رد و بدل شده، مناسب شرایط این روزهای جامعه و سیستم فیلتراسیون حاکم بر این روزهاست. به هرحال خوب، بد، جلف در کنار کاستی های خود این امر را اثبات می کند که برادران قاسم خانی در ارتباط تم طنز با مردم موفق عمل می کنند، کماینکه بارها اینکار را در فیلمنامه ها و بعضا کارگردانی خود در سینما و تلویزیون کرده اند و بارها با خلاقیت های شوخی سازی و آوردن بدعت های جدید، شگفتی ساز بوده اند. شلیک تفنگ در شلوار، خونی بودن مرد دامپزشک، پرسپولیسی بودن مرد سلاخ، شوخی با فضاهای مجازی و جالبتر از همه صحنه کشته شدن قاتل بدست بهاره رهنما، تغییر وضعیت جنایی هنرپیشه های فیلم و .... خود عوامل موفق در خنداندن مردم با شوخی های جدید است .... من پیشنهاد می کنم کارکتر دو شخصیتی پژمان و سام در تم سینمای کمدی ادامه یابد. این دو کارکتر در کنار کارکتر جدی سرهنگ خوب در آمده اند... در کنار این موضوع، نباید بازی خوب ویشکا آسایش که معمولا در نقش هایش کم نمی گذارد، فراموش شود.....
---------------------------------
814- نام فیلم: گشت 2
![]()
محصول 1395 ایران
ژنر: کمدی
نویسنده: مهدی محمد نژادیان و سعید سهیلی
کارگردان: سعید سهیلی
بازیگران: حمید فرخ نژاد(حسن)، هادی سهیلی(عباس)، پولاد کیمیایی(عطا)، بهاره کیان افشار، ترلان پروانه، اسدالله یکتا و ...
افتخارات:
جشنواره فجر: کاندید بهترین جلوه های ویژه میدانی، فیلمبرداری و بازیگر مکمل مرد(هادی سهیلی)
موضوع: در ادامه فیلم گشت ارشاد 1 حسن و عباس از زندان آزاد و به دنبال عطا می روند و بعد از پیدا کردن محل اقامت در یک حمام متروکه، به دنبال کسب درآمد از هر راهی می شوند....
نظر: 25 از 100
وقتی فیلم پر سر و صدای گشت ارشاد را دیدم، ارزیابی من این بود که با فیلم ضعیفی روبرو هستم ولی واقعا همین فیلم ضعیف به مراتب از فیلم گشت2 سعید سهیلی بهتر بود.... مشکل خیلی مهم فیلم گشت2 عدم تعریف درست داستان بود و فیلم بعد از یک پیش درآمد نه چندان بد که خود را در روند فیلم گشت ارشاد یک و حواشی آن و نق زدنهای آقای سهیلی از دهان حسن شروع شد، وارد گودی شد که شلخته و بی سر وته بود... مرتب کارکترها به بهانه کسب درآمد فضا عوض می کردند بدون آنکه تعریف درست حسابی برای این فضاها ایجاد بشه... یک مشت لوکیشن های متنوع و وارد کردن کارکترهای فیلم در چند وادی مختلف و مشتی حرفهای شعاری که فرضا در جامعه ما فلانی ها حاکمند با چاشنی حرفهای پایین تنه در لفافه و بازی کردن با واژگان که همه متوجه پایه س کسی جملات می شوند... هیج منطقی در تغییر فضای سکانس ها وجود نداشت و مرتب داستان بی ربط میان لوکیشن ها تغییر موقعیت میداد... تعریف وضعیت شغلی آدمها هم شلخته به نظر می رسد... نه درک درستی از نوازندگی دختران همسایه قهرمانان داستان بدست می آمد... نه از توانایی شخصیت هایی مثل عطا با قدرت پیش گویی هایش و عباس با توان جنگجویی و بوکسویش.... چند تا دیالوگ به ظاهر پر مغز بین قهرمانان داستان رد و بدل میشه که بیشتر شکل شعار دارد و هیچ حسی از داستان آن را تقویت نمی کند... حتی پایه رمانتیک داستان بین عباس و دختر همسایه زیبارویش آبگوشتی بود.... در کل به نظر شعار فیلم این بود که ما اگر جرم می کنیم و از این طریق کسب درآمد می کنیم، نسبت به جرمهای کلان بزرگان این کشور چیز کوچکی است ولی اینها با توجه به ظاهر داستان بیشتر به یک بیانیه شباهت دارد تا حضور در بافت فیلم و حتی آوردن آدم های پشت پرده در تعریف این موقعیت موفق عمل نکرده است... به اعتقاد من بازی های خوبی در فیلم دیده نشد، حتی فرخ نژاد بازیگر مورد علاقه من چون کارکترش بیشتر در فضای لودگی بود و با روند داستان فیلم مچ نمی شد و به دل نمی نشست، اگرچه پذیرفتنی ترین کارکتر فیلم و شاید به جرات بتوان گفت تنها کارکتر پذیرفتنی فیلم همین نقش فرخ نژاد در قالب حسن بود .... دوست داشتم بنا به سلیقه مخاطبانی که برای این فیلم خنده بودند مانند خوب ، بد، جلف جملات تحسین آمیز بنویسم ولی واقعیت آدمهایی که این فیلم را دیدند اغلب اذعان به ضعیف بودن فیلم می کردند، فقط می گفتند آمده ایم، بخندیم!!.....
--------------------------------
815- نام فیلم: تشریفات
نام لاتین: Le Ceremonie

Imdb:7.6
ژنر: جنایی، درام
محصول 1995 فرانسه
براساس رمانی از روت رندل و فیلمنامه از کلود شابرول و کارولین الیچف
کارگردان: کلود شابرول
بازیگران: ایزابل هوپر( جینه)، ساندرین بونایر(سوفی)، جین پیر کاسل(جرج لیوره)، ژاکوئین بیست(کاترین لیوره)، وریجین لدوین(مالیندا) و ....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0112769/awards?ref_=tt_awd
برنده 8 جایزه و 10 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
سزار فرانسه: برنده بهترین بازیگر زن(ایزابل هوپر) و کاندید بهترین های بازیگر زن(ساندرین بونایر) و بازیگر نقش دوم زن(ژاکوئین بیست)، کارگردانی، فیلمنامه و فیلم
جشنواره ونیز: کاندید شیر طلایی جشنواره
موضوع: سوفی به عنوان یک مستخدم به خانه خانواده لیوره وارد می شود. بی سوادی وی عامل نزدیکی اش به کارمند اداره پشت جینه می شود که این باعث تغییر رفتاری وی در تعامل با خانواده لیوره می گردد....
نظر: 70 از 100
فیلم تشریفات به اعتقاد من یک جورهایی الگوبرداری از کارهای پولانسکی است. نوعی بررسی روان شناختی و بررسی عمق جنایت... شاید در آن بوی هانکه و ون تریر هم استشمام می شود، نگاه تند به معصومیت انسان و اینکه یک شخصیت به ظاهر مظلوم می تواند، فاجعه بار باشد. اتفاقا کلود شابرول در ترسیم چهره پردازی این جنایت فارغ از بعضی ضعفهای داستانی موفق عمل کرده است و فیلم ریتم خوبی را بدون آنکه اسیر حواشی سانتی مانتال شود، از سلامت به سمت جنایت دنبال می کند. یک خدمتکار که با سفارش صاحب کار قبلی اش که به استرالیا مهاجرت کرده است، کاری در نزد یک خانواده نسبتا موفق و هنرمند پیدا می کند. جنبه دراماتیک فیلم، بدبینانه است، یعنی چهره ای از انسان را واگشایی می کند، که معمولا در زیر سایه دین و نگاه های آمالی معنوی خطرناک و زهرآور به زندگی خود ادامه می دهد. دو شخصیت دختر خدمتکار و کارمند اداره پست، آغشته به آلودگی هستند و در سوابق زندگی خود، جنایت کرده اند و سبب قتل شده اند. این جنبه واگشایی فیلم در میانه فیلم در دیالوگ دو نفره اشان، اگرچه چندان دل نشین وارد گود داستان نمی شوند و شخصیت های جانی را لو می دهند ولی تماشاگر فیلم را آماده اتفاقات بعدی داستان می کنند. به هرحال فیلم شاید در یک تم مداوم به سمت جنایت مشکلاتی نیز دارد، مثلا جریان بی سوادی سوفی، پرداخت مناسبی برای خطرناک شدن ندارد. در سکانس نهایی هم جریان گوش دادن خانواده لیوره به اپرای دون ژوان موتسارت و صحنه جنایت با توجه به تمرکزی که برای این اپرا در فیلم به خرج رفته است، چندان فرم مناسبی به خود نمی گیرد. به هرحال فیلم، فیلم تکان دهنده ایی است. در فیلم بازی ایزابل هوپر مثل همیشه استادانه است و خوشبختانه با بازی خوب خانم ساندرین بونایر حمایت شده است...
برچسب:
نویسنده: نوید رضایی