خرید بک لینک

786- نام فیلم: آمارکورد

نام لاتین: Amarcord

Imdb:8

ژنر: کمدی و درام

محصول 1973 ایتالیا و فرانسه

فیلمنامه از فدریکو فلینی و تونینو گوئرا

کارگردان: فدریکو فلینی

بازیگران: پاپولا مجیو(میراندا)، آرماندو برانیکا(آئوریلو)، ماگالی نوئل(گرادیشا)، سیسیو اینگراسیا(تئو)، برونو زانینن(تیتا) و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0071129/awards?ref_=tt_awd

برنده 18 جایزه و 8 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های کارگردانی و فیلمنامه

گلدن کلوب: کاندید بهترین فیلم خارجی

موضوع: درباره روستایی خیالی به نام ریمی که در آن اهالی شهر در حوادث زندگی واکنش های خود را نشان می دهند.....

نظر: 80 از 100

اگرچه به نظر می رسد آمارکورد فلینی تاثیر گرفته از شاهکار پیشین خود، هشت و نیم است ولی این فیلم سایه های حضور سنگین را در فیلم های معروف بعد از خود، مانند فیلم زیرزمین امیر کاستاریکا ، رقص واقعیت خودروسکی حتی چمنزار گریان آنچلوپولوس نشان می دهد. فیلم در فاصله دو بهار در شهری فرضی در ایتالیا نمایش داده می شود ولی داستان فیلم چنان است که به نظر نمی رسد کل وقایع شهر در فاصله میان این دو بهار گذشته باشد. زیرا وقایع شهر بخصوص وقایع سیاسی آن، نشان از این دارند که این دو بهار احتمالا نمایش یک مقطع زمانی طویل هستند. فیلم نشانه های خود را بصورت کمدی-درام و با حرکات موزیکال، کمدی و طراحی صحنه های چشمگیر بروز می دهد و معمولا روند شلوغ و پر سر و صدایی در طول فیلم دنبال می شود اگرچه در زمان سقوط فاشیست و ابهت آن چهره دراماتیک و تاریکی شهر را همراه با موسیقی آرامی در برمی گیرد. از اشاره های مختلف صحنه های فیلم را می توان به وضعیت بد تحصیلی در مدارس، وضعیت شهوت مردان و شرایط زنان جامعه، حضور فاشیست با نماد موسولینی، روابط خانوادگی و اختلافات دو نسل و بازگشت دوران سلامت بعد از طی یک بحران و اتفاقات در ایتالیا یاد کرد. فیلم نماد زیاد دارد. شاید خانم گرادیشا نماینده شرایط روح ایتالیا در شرایط تاریخی معاصر باشد. مانند زمانی که در کارناوال شرکت می کند، بعد با یک فرمانده فاشیست روی هم می ریزد، سوار ماشین تیزرو یک راننده مدرن آن روزها می شود، سوار قایق به دنبال پیدا کردن کشتی عظیم در دریا می گردد....آنچه در فیلم مانند بعضی فیلمهای فلینی به چشم می خورد، یکی حضور کشیشان بی مایه و دیگری تم ارتباط دو جنس در تعقیب داستان فیلم، زنان در فیلم موجودات مظلومی هستند که با چهره های مختلف خود را نشان می دهند، عشق و س کس در روابط زنان و مردان به چشم می خورد، نمایش طنز آلود حضور کشیشان و اعترافات گناهکاران به نوعی تصویرگر این ایده است که نمی شود این چهره روابطی را با شرع کنترل نمود. در جایی سی زنی که به زور و زر به تزویج مرد عرب درآمده بودند، نشانهای عصیان جنس ی خود را در ارتباط با مرد دوچرخه سوار نشان می دهند. شخص دیوانه ایی مثل تئو نیاز خود را به زن گرفتن، با بالا رفتن بر درخت و پرتاب کردن سنگ رو می کند. این تم شهوانی در سکانس های متعدد از فیلم قابل تعقیب است. فیلم تصویر نوستالژیکی از تاریخ معاصر ایتالیا را نشان می دهد و نگاه انتقادی فلینی در آن به چشم می خورد. این فیلم در میان فیلمهایی از فلینی دیده ام، اجتماعی ترین و برون گراترین فیلم فلینی است.

------------------------------------------------

787- نام فیلم: ابد و یک روز

محصول 1394 ایران

ژنر: درام

نویسنده و کارگردان: سعید روستایی

بازیگران: پیمان معادی(مرتضی)، نوید محمدزاده(محسن)، پریناز ایردیار(سمیه)، ریما رامین فر(شهناز)، شبنم مقدمی، مهدی قربانی، معصومه رحمانی و شیرین یزدان بخش(مادر)

افتخارات: برنده سیمرغ بلورین بهترین های کارگردانی، فیلمنامه، بازیگر نقش اول زن(پریناز ایزدیار)، بازیگر مکمل مرد(نوید محمدزاده)، چهره پردازی، نگاه تماشاگران و تدوین و کاندید بهترین های فیلم، بازیگر نقش اول مرد(پیمان معادی)، نقش دوم زن و صدا

برنده تندیس بهترین فیلم از خانه سینما

موضوع: روایت خانوادهای که درگیر مشکلات مختلفی همچون اعتیاد، تهی دستی، بیکاری و از همه مهم تر روابط عاطفی میان اعضاء خانواده میباشد و بدنبال رهایی از این مشکلات داستانهایی در حین تدارک دیدن مراسم عروسی سمیه شکل میگیرد که منجر به اتفاقاتی و تغییراتی در رابطه افراد خانواده میشود…

نظر: 60 از 100

این سالها داستان فیلمهای نظیر ابد و یک روز رونق خوبی دارد و کارگردانان به آنها علاقه می ورزند. از نظایر این فیلمها می توان به فیلمهای برف آقای رحمانی و کوچه بی نام آقای علیمردانی اشاره داشت. سوژه این است که در یک محیط خانوادگی مشکلات اجتماعی آدمهای جامعه در چارچوب یک خانواده به تصویر کشیده شود. مشخصا نگاه فیلم ابد و یک روز یک نگاه تلخ به اوضاع وجود یک ادم معتاد و نیز مشکل فقر در یک خانواده است ولیکن داستانی که برای تعریف این واقعیت ها در خانواده نمایش داده می شود، چیز جدیدی در چنته ندارد و بیشتر کلیشه های قبلی است که دستاویز آقای روستایی شده است. بیشتر بار اصلی فیلم نه بر روی داستان آن است، زیرا داستان پدیده خیلی موفقی و بدیعی به نظر نمی رسد، بلکه بازیگران نقش سنگینی را در کنار کارگرادانی شلوغ و پرزحمت آقای روستایی ایفا نموده اند و انچه باعث جلب توجه و تحت تاثیر قرار گرفتن تماشاگر فیلم می شود، حس و بار عاطفی مشکلات خانواده است. به اعتقاد من داستان در شروع چارچوب خود را خوب تعریف کرد و شکل و سامان گرفت ولی هر چه فیلم به روند خود به سوی پایان آن حرکت نمود، فیلم گرفتار اطناب و تکرار احساس کارکترهای خود شد. داستان کش آمد و احساس های اعضای خانواده نسبت به هم مرتب در یک حلقه تکرار می شد. شاید دلیل اصلی این مشکل این بود، که آقای روستایی نتوانست داستان پر پیچ و تابی برای تداوم فیلم تعریف کند و اغلب داستان در همان سکانس های اولیه فیلم تعریف شد. به هرحال فیلم ابد و یک روز برای کار اول یک کارگردان کار خوبی است، بخصوص ظرفیت های نمایش عواطف و مشکلات و دکور بندی نسبتا موفق این رویداد!.... در فیلم به اعتقاد من بازی خانم ها پریناز ایزد یار و ریما رامین فر و آقای پیمان معادی یک سر و گردن بالاتر از بقیه به نظر می رسد. آقای نوید محمدزاده بازیگر موفق این روزهای سینمای ایران، در این فیلم مقداری دچار غلو و زیاده روی در انتقال احساس شده بود.

-----------------------------------

788- نام فیلم: کازینو

نام لاتین: Casino

Imdb: 8.2

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 73 از 100

ژنر: کمدی، بیوگرافی، جنایی و درام

محصول 1995 آمریکا و فرانسه

براساس رمانی از نیکلاس پیلیجی و فیلمنامه از نیکلاس پیلیجی و مارتین اسکورسیزی

نام کارگردان: مارتین اسکورسیزی

بازیگران: رابرت دنیرو(سام آیس راستین)، شارون استون(جینجر مک کنا)، جو پنسی(نیکی سانترو)، جیمز وودز(لیسر دیاموند) و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0112641/awards?ref_=tt_awd

برنده 3 جایزه و 10 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید بهترین بازیگر زن

گلدن کلوب: برنده جایزه بهترین بازیگر زن(ارون استون) و کاندید بهترین کارگردانی

موضوع: فیلم درباره زندگی یک مدیر قمار خانه ایی در لاس وگاس که درگیر جنایت، فساد و باندهای تبهکاری و گانگستری است...

نظر: 70 از 100

فیلم کازینو فیلم بدی نیست و جذابیت و زبان خاص خود را دارد. دو مشکل مهم به اعتقاد من در فیلم وجود داشت. یکی اینکه این فیلم الگوبرداری نسبتا ضعیف تر از فیلم متاخر اسکورسیزی یعنی دوستان خوب بود، بخصوص نحوه بازیگری رابرت دنیرو و جو پنسی شباهت زیادی به آن فیلم داشت و دیگری پیش درامد فیلم در تعریف محیط کازینو بود که با دیالوگ های دو صدای سام و نیکی بیان می شد که فضای فیلم را بیشتر شبیه یک فیلم مستند برای معرفی فضای کازینو کرده بود، البته زمانی که فیلم وارد داستان و ماجراهای گانگستری خود شد، تا حدودی خود را از این ضعف خارج کرد، بخصوص بازی عالی رابرت دنیرو و شارون استون و کارگردانی جذاب اسکورسیزی به نحو موفقیت آمیزی مخاطب را از یک رکود پر دیالوگ روایتی، وارد داستان مهیجی کرد. خوبی فرم فیلم، این بود که با دیالوگ های دو گانه سام و نیکی، به عنوان دو دوست و دو دشمن، فیلم را شروع و در نهایت داستان فیلم میان این روابط دو شخصیت تا آخر ادامه پیدا کرد تا وحدت فضای فیلم حفظ شده و از شلختگی و اشفتگی رها گردد. وجود موزیک جاز آمریکایی در فیلم، اگرچه شاید در ابتدا گوشخراش به نظر برسد ولی در ریتم فیلم خود را همگون و هماهنگ نشان می دهد. شخصیت پردازی کارکترهای فیلم خوب بود که کارگردانی و بازی خوب هنرپیشگان فیلم در تامین این نظر تاثیر داشته است. در کنار داستان، تعریف واقعیت های خشونت و فساد نمایش عریانی در فیلم دارد.

-------------------------------------------

789- نام فیلم: او (اله)

نام لاتین: Elle

Imdb: 7.3

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 89 از 100

ژنر: درام، تریلر

محصول 2016 فرانسه، آلمان و بلژیک

براساس رمانی از فیلیپه جیان و فیلمنامه از دیوید بیرکه

کارگردان: پائول ورهوفن

بازیگران: ایزابل هوپر(میشل لبلانک)، لارنت لافیتر(پاتریک)، آنه کانسینی(آنا)، چارلز برلینگ(ریچارد بلانک)، ویریجین افیرا(ربه کا)، کریستن برکل(رابرت)، یوناس بلوکت(وینست)، الیس ایزاک(جوزی)، ویمالا لاپونس(هلن)، رافیل لنگت(رالف) و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt3716530/awards?ref_=tt_awd

برنده 11 جایزه و 14 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

گلدن کلوب: کاندید بهترین های فیلم خارجی و بازیگر زن( برندگان هنوز مشخص نشده)

فستیوال کن: کاندید نخل طلایی جشنواره

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین فیلم خارجی

موضوع: درباره زنی متارکه کرده به نام میشل که مدیر یک شرکت تولید نرم افزارهای بازی کامپیوتری است. وی شبانه مورد تجاوز مردی استتار شده قرار می گیرد ....

نظر: 70 از 100

فیلم پائول ورهوفن فیلم کثیفی است ولی به کار بردن این اصطلاح این به معنای اینکه این فیلم را ضعیف تلقی کنم،نیست!.... فیلم وارد حیطه هایی از قدرت و سرنوشت می شود که برای ما تحملش گاه سخت و چندش آور می گردد!...دلیل اینکه چنین احساسی به مخاطب دست می دهد این است که فیلم فضایی را در برمی گیرد که با قواعد سنتی روابط میان افراد در سطح خانواده و جامعه در تضاد است و ناهنجاری های جدی ساختارهای روابطی جنس ی میان افراد را انتخاب می کند. حال با ساختن این فضا، کارکترهای فیلم درون آن، دست و پا می زنند و مورد کالبد شکافی روانی و اجتماعی قرار می گیرند و گاه این سطح جراحی به حدی می رسد که روابط میشل شخصیت اصلی داستان با کارکترهای متعارضش بخصوص شخصیت پاتریک ( با بازیگری لارنت لافیتر) عادت زدا به نظر می رسد و تماشاگر فیلم خود را غافلگیر می کند. لذا برای تماشاگر ممکن است، علامت تعجب های اخلاقی زیاد به چشم بخورد!...مثلا چرا میشل جریان تجاوزش را به پلیس اطلاع نمی دهد... (شاید از این نظر سوژه فیلم قرابت هایی با فیلم فروشنده فرهادی داشته باشد....) چرا وقتی شخص متجاوز معرفی می شود، وی درصدد برخورد با وی نیست...چرا شخص متجاوز بعد از لو رفتنش، عکس العمل یک آدم لو رفته را ندارد....چرا وقتی میشل با یک گوزن تصادف می کند، به پاتریک زنگ می زند... شاید در جواب سوالات یک جواب برای آن باشد و اینکه میشل شیفته و کنجکاو روابط جنس ی ماجراجویانه است و ان را بطور ذاتی تعقیب می کند و خود را شجاعانه وارد وادی های مخاطره انگیز می کند، یک چیز شبیه بازی های کامپیوتری که وی مدیریت ساخت انها را دارد. به هرحال در باره این فیلم چند نظر کلی دارم که به شرح زیر است:

اول اینکه فیلم با یک ساختار معمایی خود را نشان می دهد، هدف فیلم این است که شخص متجاوز از میان آدم های مشکوک تعیین هویت شود، چیزی مثل فیلمهای جیغ.... ولی فیلم بعد از یک ماجرای درگیری پرده از شخصیت مهاجم برمی دارد و این در حالی است که فیلم نیم راه خود را طی کرده است، یعنی که هدف فیلم ناگاه تغییر مسیر می دهد و وارد چالش کارکتری میان میشل و شخص مهاجم می شود.... این نوع تغییر هدف، به اعتقاد من نوعی دست انداختن تماشاگر اثر است!...بخصوص اینکه فیلم در صحنه هایی المان ها و سرنخ هایی شرلوک هولمزی را به تماشاگر خود می دهد، تا شخص مهاجم خانم میشل شناسایی شود ، این ساختار شکنی به اعتقاد من همگونی فرمی فیلم را دچار خدشه کرد...

دوم اینکه در فیلم اشاراتی به نقش پدر در قتل های زنجیری و ارتباط مرموز آن با میشل به چشم می خورد... من نتوانستم میان این اتفاق و حوادثی که در فیلم رخ داده است، ارتباط معنایی محکمی پیدا کنم!...یک اشاره ایی در مهمانی شبانه میشل به پاتریک در ارتباط با خاطره یک شب و آتش زدن وسایل توسط پدرش می کند ولی نشانه محکمی از ارتباط حادثه قتل ها ودستگیری پدر میشل با کل واقعه داستان به چشمم نمی خورد!.... آیا پدر نقشی در فرآیند شکل گیری اخلاقی میشل بازی کرده بود!.... آیا اشتیاق آزاد و جنس ی میشل ربطی به حوادث دوران کودکی اش دارد، برای من آوردن توپ این حادثه کودکی میشل، معترضه به نظر می رسد و اگر طرح هم نمی شد، شاید اتفاق مهمی در داستان نمی افتاد و باعث شلختگی در فرم کلی فیلم شده است...

سوم فیلم اشاراتی به ناهنجاری های جنس ی در فضای کلی فیلم دارد، میشل در کانون این ناهنجاری های غیر اخلاقی است و خود تحت تهاجم این اتفاقات قرار می گیرد....به هرحال در کانون متضاد ان ما دو شیوه زندگی اخلاق را تعقیب می کنیم، یک زندگی وینست پسر میشل است که با همسر تندخویش زندگی پرتنشی دارد و دیگری زندگی زن همسایه که به مسیحیت و پاپ و دین کاتولیک اعتقاد قلبی جدی دارد...نگاه خوش بینانه آخر فیلم ورهوفن، یک جورهایی نمایشگر نگاه خوش بینانه اخلاقی نیز است و سعی نکرده فیلم را با فضای تعلیق و حوادث ضدساختاری خانوادگی اش به پایان برساند...سه تصویر....یکی نمایش ایمان جالب ربه کا در موقعی که شوهرش کشته می شود و وی آن را به خاطر ایمانش می پذیرد...یکی بازگشت عروسش به زندگی با فرزندش و دیگر جریان تداوم دوستی آنا و میشل که فیلم با آن پایان می گیرد....حسن ختام و بستن ساده پرونده فیلم است....

در کل نمره imdb پایین فیلم، نسبت به کیفیت و نمره خوب منتقدان، نشان می دهد هنجار شکنی های فیلم elle به مذاق خیلی ها خوش نمی آید!!......

------------------------------------

790- نام فیلم: عشق در بعدازظهر

نام لاتین: Chole in the Afternoon

Imdb: 7.9

ژنر: درام و عاشقانه

محصول 1972 فرانسه

نویسنده و کارگردان: اریک رومر

بازیگران: برنارد وارلی(فریدریک)، فرانسوزی وارلی(هنری)، زوزو( کلوی) و .....

موضوع: درباره زندگی مرد متاهلی دارای یک شرکت فرهنگی که ناگاه دوست قدیمی اش وارد زندگی اش می شود و زندگی آرامش را تحت تاثیر قرار می دهد ....

نظر: 90 از 100

چقدر دیدن یک فیلم خوب حال آدم را خوب می کند!....فیلم عشق در بعد ازظهر-که نباید آن را با فیلم دیگری به همین نام از هالیوود به کارگردانی بیلی وایلدر اشتباه گرفت- از جمله این فیلم های خیلی خوب است. مضمون فیلم مانند دو فیلم دیگری که از این کارگردان فرانسوی دیده ام، متکی بر کنکاش در روابط جنس ی قهرمان داستان با زنان تعریف شده است و در این فیلم کانون اصلی این رابطه و تعریف داستان، بر اساس رابطه یک مرد با دو زن یعنی هنری همسرش و کلوی دوست قدیمی اش می چرخد. رومر در تعریف داستان، نگرش سانتی مانتال نداشته و با ایده پردازی واقع گرایانه به تحلیل شخصیت قهرمان مرد داستان در مواجه با زنان پرداخته است. ایده ایی که می تواند حتی برای دیدن آموزنده باشد. فیلم با یک پیش درآمد جالب، روی گرایش جنس ی-اجتماعی یک مرد که از زندگی خانوادگی خود لذت می برد، شروع می شود. بعد رومر در داستان خوب، یک زن از گذشته فریدریک را وارد کارزار زندگی وی می کند تا وی را مورد ارزیابی و شخصیت شناسی جنس ی قرار دهد و اتفاقا چقدر داستان رابطه کلوی با فریدریک در فیلم خوب و هنرمندانه تعریف می شود. فریدریک بخاطر ورود دوست قدیمی اش و واکنش جنس ی نسبت به حضور یک زن، وارد خطوط قرمزی می شود که محصول این نوع گرایش می باشد. گرایشی خطرناک و خانمانسوز و کلوی به نحو مدبرانه و با حس و حال خوب تعریف داستان، دام خود را برای اسارات فریدریک پهن می کند. سکانس های مفهومی و دیالوگ های زیبا در روابط هرمی کلوی-فریدریک و هنری(همسر فریدریک) بازی زیبایی را در ترسیم یک فضای داستانی خوب ایجاد می کند. فیلم برای جذابیت خود از دیالوگ های شخصیت های داستان خود، بسیار خوب استفاده می کند و در نهایت با یک نگاه خوش بینانه و مثبت نسبت به استحکام خانواده به پایان می رسد. حتی پایان داستان با یک پرونده سازی داستانی ساده تمام نمی شود و فکر مخاطب خود را در معنای مستتر در فیلم و ذهن رومر، به چالش می کشاند و جذاب می نمایاند. فیلم رومر فیلمی ساده و بی ادعا ولی انسانی و دارای هویت و شخصیت فرهنگی-اجتماعی خوبی است و طنز ملایم و دوست داشتنی در طول فیلم تداوم دارد. در میان بازیگران فیلم، سادگی بازی شخصیت ها به دل می نشیند، شاید در مقام مقایسه خانم زوزو خواننده معروف فرانسوی نقش بهتری را نسبت به بقیه ارائه داده است.

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 13:56

صفحه بندی