776- نام فیلم: تلقین
نام لاتین: Inception
![]()
Imdb:8.8
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 74 از 100
محصول 2010 آمریکا و انگلستان
ژنر: تخیلی، اکشن و ماجراجویانه
نویسنده و کارگردان: کریستوفر نولان
بازیگران: لئوناردو دی کاپریو(کاب)، کن واتانابه(ساتیو)، آلن پیچ(آریادنی)، ماریون کوتی لارد(مال)، مایکل کین(مایلز) و .....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1375666/awards?ref_=tt_awd
برنده 148 جایزه و 198 کاندیداتوری از جشنواره های سینما
آکادمی اسکار: برنده بهترین های فیلمبرداری، تلفیق صدا، تدوین، افکت های تصویری و کاندید بهترین های فیلم، فیلمنامه، موسیقی متن و کارگردانی صحنه
گلدن کلوب: کاندید بهترین های کارگردانی، فیلمنامه و فیلم
بفتا: برنده بهترین های طراحی صحنه، صدا، افکت های تصویری و کاندید بهترین های فیلمنامه، فیلمبرداری، تدوین و فیلم
سزار فرانسه: کاندید بهترین فیلم خارجی
موضوع: کاب به عنوان دزد اطلاعات ناخودآگاه و قتل همسر خود، از سوی پلیس آمریکا تحت تعقیب است ولی با این وجود ساتیو برای شکست رقیبان خود بدنبال استفاده از وی می باشد....
نظر: 65 از 100
سینمای نولان یک سینمای مهندسی است. به نظر می رسد نولان قبل از اینکه وارد فاز ساختن فیلم شود، مثل یک معمار می نشیند و یک طراحی تخیلی و جدید و بدیع را در ساختار داستان می کشد و بعد مطابق آن قالب فیلم را می سازد. چون فیلم با طراحی جدید و گاه پازلی وارد پرده می شود، تماشاگران با ذهنیت ساخت طرح ارتباط برقرار می کنند و از فضای مدرن فیلمهای نولان ارتباط می گیرند ولی من اعتقاد دارم این همه سینما نیست و این شاخص اصلی ارزیابی فیلم خوب نیست. بله برای کسی که سینما را از فضای مهندسی و تکنیک ساخت و قالب بندی طرح داستان دنبال می کند، سینمای نولان ممکن است ارضایش کند ولی وقتی وارد وجه های فرمی و یا شهودی می شویم، به نظر می رسد نولان چندان چیزی در چنته ندارد، غیر از یک ساختار فیزیکی و روابط شعاری!....در فیلم تلقین ما چنین ساختاری را می بینیم، وقتی تیم کاب با ظرفیت های مختلف شکل می گیرند، این ظرفیت ها خیلی خوب طرح نمی شوند، مثلا مایلز(مایکل کین) وقتی آریادنی (آلن پیچ) را به عنوان یک طراح خواب به کاب معرفی می کند، ما هنر خیلی مهمی از وی نمی بیینیم فقط باید در فیلم باور کنیم که این دختر جوان چه مهارتی در اینکار دارد. یا نفری که جاعل چهره است و یا کسیکه داروی بیهوشی را تهیه می کند، این تعریف ها فقط برای این است که قالب مهندسی داستان ساخته شود ولی کارکترها خود شخصیت های تحمیلی هستند که باید باشند ولی شخصت پردازی مناسبی ندارند، در میان شخصیت های، چهره ساتیو بد در نیامده اگرچه دشمنان تجاریش فیشرها چندان جذابیتی خود در داستان نشان نمی دهند، کارکتر رمانتیک کاب با مال(ماریون کوتی لارد) بیشتر سانتی مانتال به نظر می رسد و به دل نمی چسبند!...به هرحال فیلم با طراحی عجیب و غریب لایه های خواب چهره فیلم را فوق تخیلی می کند از آن نظر که تعریف این شکل غامض از لایه های ناخودآگاه باعث تعقید در شکل گیری یک فیلم تخیلی است، چیزی که من نمونه دیگرش را در فیلم "بین ستاره ای" نولان در تعریف کرم چاله دیده ام و اتفاقا با بچه های فیزیکدان در محیط مجازی بحث داغی هم داشتیم!....تخیل نولان سعی می کند یک شخصیت علمی بگیرد، ولی واقعیت این است که این عنوان با کمی حیله و شارلاتانی حاصل می شود!... ولی به هرحال همینکه نولان وارد فضاهایی می شود که کمتر کسی جرات نزدیک شدن به آن را دارد و سعی می کند، همیشه متفاوت از بقیه باشد و کارهایش اورجینال به نظر برسند، خودش کار قابل تقدیری است و انصاف این است که سینمای مهندسی نولان را نباید دست کم گرفت....
-----------------------
777- نام فیلم: درونی ها
نام لاتین: Interious
Imdb: 7.5
ژنر: درام
محصول 1978 آمریکا
نویسنده و کارگردان: وودی آلن
بازیگران: دیانا کیتون(رناتا)، ماری بت هارد(جویی)، کریستن گریفیث(فلین)، ا.ج.مارشال(آرتور)، جرالدین پیج(ایو)، ماریوین ماریون(پرل)، ریچارد جردن(فریدریک)، سام واترستون(مایک) و .....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0077742/awards?ref_=tt_awd
برنده 9 جایزه و 11 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
آکادمی اسکار: کاندید بهترین های بازیگر زن(جرالدین پیج)، نقش دوم زن(ماریون استاپلتون)، کارگردانی، فیلمنامه و طراحی صحنه
گلدن کلوب: کاندید بهترین های کارگردانی، بازیگر اول و دوم زن و فیلم
بفتا: برنده بهترین بازیگر نقش دوم زن
موضوع: سه خواهر که در زندگی خود مادرشان را از دست می دهند و با فلاش بک و خاطره نویسی یکی از خواهران داستان زندگی خانواده بیان می شود....
نظر: 80 از 100
در ارتباط با فیلم دیدنی درونی ها دو نکته لازم است مدنظر قرار بگیرد:
اول اینکه در این فیلم وودی آلن تاثیر خود را از کارهای برگمان نشان می دهد، حتی فرم آرایش و تعریف شخصیتی مانند جرالدین پیچ یادآور قیافه ایی مانند لیو اولمن فیلمهای برگمان است و دوم اینکه اگرچه این فیلم درام است و وودی آلن کمتر درام می سازد، ولی باز موضوعیت فیلمهای کمدی وودی آلن به چشم می خورد منتهی این بار با لحنی غم انگیز...وودی آلن در این فیلم نشان می دهد در تعریف و فرم دادن به یک فیلم درام دست کمی از فیلمهای کمدی ندارد و شاید اگر ادعا شود، کارش قوی تر است، نمی توان به مدعی آن خورده گرفت!... یکی از موضوع های مهم فیلمهای وودی آلن کار بر ساختارهای روابطی دو جنس چه از وجه رمانتیک و چه از وجه زن و شوهری است و کنکاش ها و بازی های جالبی را بین این دو جنس در فیلمهایش ارائه می کند. در فیلم درونی ها، وودی آن با ایجاد فضاهای روابطی مختلف آنها را بدون هیچ قضاوتی در کنار هم می چیند تا به تبیین شخصیت زن های فیلم که سه خواهر و یک مادر هستند، بپردازد. مادر شخصیتی آشفته و سرخورده در عشق دارد، یک خواهر (جویی) نسبت به خواهر دیگرش(رناتا) حسادت می کند و با شوهرش بر سر این دیدگاه مشکل دارد، شوهر رناتا در قید اخلاقی دارای مشکل است و فلین خواهر مستقل که جنبه فمنیستی فیلم را نشان می دهد در کنار پرل زن بابای جدید که وجه رمانتیک و تنوع طلب پدر را نشان می دهد و روابط خواهرها با مشکل مادر و انتخاب جدید پدر و همینطور الی آخر....من اعتقاد دارم وودی آلن اگر چه قضاوتی در روابط های متنوع فیلم ندارد و کنکاش ان را به عهده بیننده گذاشته است ولیکن همین نحوه رویکرد، باعث شده گاه تصویرسازی و ساختن حس مخاطب به خاطر الکنی نتیجه گیری این روابط ناقص بماند. وقتی سه خواهر در تصویر آخر فیلم در کنار هم قرار می گیرند، یک صحنه اسطوره ایی و تمجیدی در این تصویر جالب از وودی آلن دیده می شود که در سایر فیلمهای وی کمتر دیده ایم. در کل من فیلم درونی ها وودی آلن را فیلم موفقی می دانم بخصوص که حس عاطفی خوبی در فیلم شکل گرفته است....
----------------------
778- نام فیلم: ما عادت نمی کنیم
![]()
محصول 1394 ایران
ژنر: درام
نویسنده: سارا سلطانی و ابراهیم ابراهیمیان
کارگردان: ابراهیم ابراهیمیان
بازیگران: محمدرضا فروتن(احمدرضا)، ساره بیات(مهتاب)، هدیه تهرانی(سیما)، جمیدرضا آذرنگ(منصور) ، حدیث پورامینی(فرنوش) و ....
موضوع: مهتاب(ساره بیات) به رفتارهای همسرش احمدرضا (محمدرضا فروتن) شک دارد و به خاطر همین با دختر جوانی از دانشجویان به نام فرنوش درگیر می شود ولی بعد از چندی فرنوش فوت می کند و .....
نظر: 55 از 100
وقتی به وسط های فیلم ما عادت نمی کنیم رسیدم، به همسرم ماجرای پایان داستان را گفتم. دلیل اینکه این فیلم را حدس زدم این بود که سوژه فیلم را تا حدودی ملهم از دو فیلم یکی فیلم امتیاز نهایی وودی آلن و یکی فیلم وطنی زندگی خصوصی فرحبخش و یکی رمان معروف به نام دختری در قطار اثر پائولا هاوکینز دیدم!.... فیلم اگرچه روی اصل غافلگیری بنا شده بود ولی من را غافلگیر نکرد زیرا ما با یک فاجعه برای دختر جوانی به نام فرنوش روبرو شدیم و از طرفی فیلم در کنتراستی چهره منصور(آقای پورآذرنگ) را به عنوان شخصی خلاف مبادی انسانی و اخلاقی را نشان می داد، انچه حس میشد این بود که یک چیزی زیر سر این شخص کم قید است. ساختار فیلم از نظر ضرباهنگ و کشش خوب بود و آقای ابراهیمیان به نحو موفقی توانایی خود را در تصنیف ریتم مناسب نشان داد ولی به اعتقاد من یکی از مشکلاتی که فیلم با آن در ارتباط بود، بازی بد آقای فروتن در نقش یک استاد دانشگاه بود که به شخصیت و بدنه اصلی فیلم ضربه می زد. این آدم در یک گردش بیش از صد دقیقه ایی در اغلب مواقع فیلم حی و حاضر بود و قرار بود نقش یک استاد مصیبت زده را بازی کند ولی وقتی پرده از سر فیلم می افتد، خود این نقشها و بازی غیر طبیعی وی زیر سوال میرود!...می خواندم خیلی ها دوست دارند این فیلم را با فیلم های فرهادی مقایسه کنند ولی به نظر من، فیلم ساختار اجتماعی و اخلاقی فیلم های فرهادی را ندارند و بیشتر تعریف کننده یک اتفاق خاص داستانی هستند، حتی می توانست داستان جنایی شود ولی فرمت فیلم به مرگ مرموز فرنوش و در قطب دیگر صیغه در برابر روابط ج نسی کشیده شد. در فیلم خانم ساره بیات علیرغم زحمت خیلی زیادی که کشید، به خاطر حرکات تا حدودی غلوآمیز دست و صورت شکل و شمایل خیلی طبیعی نداشت، من در میان بازیگران فیلم یکی از بازی آقای آذرنگ در نقش منصور خوشم آمد و دیگری نقش حاشیه ایی خانم وکیل مهتاب!....
--------------------------------------
779- نام فیلم: حدس بزن چه کسی برای شام میاید
نام لاتین: Guss Who’s Coming to Dier
![]()
Imdb:7.8
ژنر: دارم و کمدی
محصول 1967 آمریکا
نویسنده: ویلیام رز
نام کارگردان: استانلی کرامر
بازیگران: اسپنسر تریسی(مت درایتون)، سیدنی پویتیر(جان پرنتیس)، کاترین هپبرن(کریستینا درایتون)، کاترین هاگتون(جوی درایتون)، سیسیل کلاوی(مونسینگو ریان)، بی ریچاردز(خانم پرینتیس)، روی گلن(آقای پرینتس) و .....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0061735/awards?ref_=tt_awd
برنده هفت جایزه و 22 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
آکادمی اسکار: برنده بهترین های بازیگر دوم زن(کاترین هپبرن) و فیلمنامه و کاندید بهترین های بازیگر مرد(تریسی اسپنسر)، بازیگر دوم زن(بی ریچاردز)، کارگردانی، طراحی صحنه، تدوین و موزیک
گلدن کلوب: کاندید بهترین های فیلم درام، کارگردانی، بازیگر دوم زن، بازیگر مرد(تریسی اسپنسر)، بازیگر دوم زن(بی ریچاردز) و فیلمنامه
بفتا: برنده بهترین های بازیگر مرد و زن
موضوع: جویی دانشجوی سفید پوست یک خانواده آمریکایی به همراه نامزد سیاهپوستش دکتر جان پرینتس بطور ناگهانی از هاوایی به سان فرانسیسکو می آید تا خبر نامزدی اش را با جان اعلام کند ولی خانواده جویی نسبت به این خبر به علت سیاهپوست بودن جان موضوع خوبی نمی گیرند....
نظر: 45 از 100
فیلم حدس بزن کی برای شام میاد، درست است که با انگیزه انسانی و با نگاه ضد نژادپرستانه ساخته شده است ولی گرایش فیلمی جوری خود را نشان می دهد که گویا انگیزه ساختن یک فیلم سفارشی و فرمایشی براساس قالب و میل طبع آقای استانلی کرامر و آقای ویلیام رز ساخته شده است. فیلم بیشتر بصورت دیالوگ داستان خود را پیش می برد و فاقد صحنه ها و اتفاق هایی است که بتواند فیلم را با فراز و نشیب مناسب پیش ببرد .کارکترهای فیلم هم جوری طراحی شده که هدف آرمانی فیلم شعارهای ضدنژاد پرستی مستتر در ازدواج یک مرد ساهپوست و یک زن سفید پوست را توجیه کند. اساس داستان براین می چرخد که مقرر است یک ازدواج بین دو نژاد سیاه و سفید رخ دهد و این کارکترهای فیلم را دچار چالش و موضع گیری می کند. ساختار فیلم بیشتر در محیط آن زمان آمریکا قابل فهم است. افرادی که نسبت به این اتفاق پیش بینی نشده موضع می گیرند شامل پدر و مادر جویی، راهبه کاتولیک و دوست خانوادگی درایتون ها، پیشخدمت خانواده، هیلاری همکار گالری مادر جویی و در نهایت پدر و مادر دکتر سیاهپوست داستان جان پرینتس است. هر کدام به فراخور شخصیتی که برای آنها تعریف شده نسبت به این اتفاق موضع خود را اعلام می کنند ولی واقعیت این است که موضع گیری این کارکترها شعاری و از پیش تعریف شده است و فقط هدف این است که این ازدواج تبرک و مقدس شود و لذا روند فاقد فرم داستانی مناسبی است که براساس اتفاقات دیگر داستان را اصالت و قدرت بخشد. در میانه های فیلم حرفها و دیالوگ های جالبی هم به چشم می خورد مانند موضع گیری پدر جویی که با وجود سیاسی بودن و افکار ضد نژادپرستی با داستان ازدواج دخترش با یک سیاهپوست کنار نمی آید. راهبه فیلم هم مانند راهبه فیلم دربارانداز الیاکازان صرفا یک نقش مثبت شعاری به احترام لباسش دارد. در میان بازیگران فیلم، اتفاقا من بازی خانم کاترین هاگتون در نفش جویی را بیشتر پسندیدم. بازی کاترین هپبورن که بخاطر این فیلم جایزه اسکار گرفت، مرتب با صورتی گریان و اشک های تکراری به شکل احساسات افراطی به نظر می رسد. بازی ها در کل بازی های درخشانی نیستند.
---------------------------------
780-نام فیلم: دختر گمشده
نام لاتینGone Girl
![]()
Imdb: 8.1
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 79 از 100
ژنر: جنایی، درام و معمایی
محصول 2014 آمریکا
نویسنده رمان و فیلمنامه: فیلن گیلان
نام کارگردان: دیوید فینچر
بازیگران: بن افلاک(نیک دان)، رزموند پیکه(امی دان)، کری کان(مارگو دان)، کیم دیکنز(کارگاه روندا بونی)، نیل پاتریک هریس(دزی)، امیل راتا جوکوفسکی(اندی) و ....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt2267998/awards?ref_=tt_awd
آکادمی اسکار: کاندید بهترین هنرپیشه زن(رزموند پیکه)
گلدن کلوب: کاندیدای بهترین های کارگردانی، بازیگر اول زن، فیلمنامه و فیلم
بفتا: کاندید بهترین های بازیگر اول زن و فیلمنامه اقتباسی
موضوع: امی نویسنده و همسر نیک دان بطور ناگهانی طی یک به هم ریختگی وسایل در منزل، گم می شود و نیک پلیس را در جریان می گذارد ولی پلیس اول از هم به خود نیک شک می کند....
نظر: 35 از 100
به اعتقاد من فیلم دختر گمشده فیلم خوبی نبود!...این فیلم براساس یک چارچوب داستانی خاص و کمی پیچیده سازمان یافته بود ولیکن هم سازمان و ترکیب اصلی فیلم ایراد داشت و هم شخصیت پردازی بعضی از کارکترهای آن و علت جذابیت اصلی فیلم به خاطر ماهیت داستان آن است، یک خانم نویسنده گم می شود و مخاطب به خاطر بار عاطفی فیلم به کنجکاوی وارد داستان می شود. داستان با ماهیت پلیسی و معمایی شروع می گردد ولی در میان بهت مخاطبی چون من، معمای داستان در میانه فیلم حل میشود و داستان وارد روند دیگری می شود که باعث میشود فکر کنم همان موقع چه کلاهی سر من رفته است. روند بعدی داستان که طی آن امی بدست دزی(با بازی کمدین معروف پاتریک هریس) محصور می شود، فیلم با توان و فروغ کم ادامه می یابد، شخصیت خشن دزی صرفا شعاری و تحمیلی وارد داستان می گردد و خود رفتار خشونت آمیز امی چه در بخش اول و چه در بخش دوم، خوب جا نیافتاده و اینکه وی بخاطر ترس از همسرش نیک دان، دچار گرایش به سمت خشونت شده است، بنیان مناسبی ندارد. وارد کردن پلیس بخصوص بازی بد خانم کیم دنیز در نقش کارگاه فیلم که نه بازیش نه قواره اش به داستان فیلم لطمه زده بود و آوردن کارکتری به نام اندی بر مشکلات بیشتر فیلم دامن زده است. به اعتقاد من فیلم دچارشلختگی است و تغییر روند انسجام فیلم را دچار مشکل کرده است. گوشه هایی از صحنه های فیلم غریزه اصلی در صحنه قتل دزی استفاده شده بود که خام به نظر می رسد. بازی های هنرپیشه های فیلم درخشان نیستند، از جمله نقش پدر و مادر امی و موزیک بد متن فیلم، سایه بی ریختی در بعضی صحنه های فیلم انداخته است. در کل جذابیت فیلم بیشتر مدیون ساختار عاطفی گم شدن یک زن جذاب است!....
برچسب:
نویسنده: نوید رضایی