خرید بک لینک

826- نام فیلم: خدایان

نام لاتین: Divines

Imdb: 7.5

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 71 از 100

محصول 2016 فرانسه و قطر

نویسنده فیلمنامه: رومین کومپلینگ، مالک رومئو و هدی بنیامینا

کارگردان: هدی بنیامینا

بازیگران: اویالا آمامرا(دنیا) ، دبورا لوکومائنا(مامولیا)، کیوین میشل(جگیو)، جیسکا کالواندا(ربکا)، یاسین هویچا(سمیر) و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt4730986/awards?ref_=tt_awd

برنده 14 جایزه و 10 نامزدی جوایز از جشنواره های سینمایی

گلدن کلوب: کاندید بهترین فیلم خارجی

فستیوال کن: برنده دوربین طلایی جشنواره کن

سزار فرانسه: برنده بهترین های بازیگر اول و دوم زن و فیلم اول و کاندید بهترین های فیلمنامه، تدوین، کارگردانی و فیلم

موضوع: دنیا و مامولیا بعد از فرار از مدرسه دنبال باندهای خلاف هستند تا برای خود کسب درآمد داشته باشند....

نظر: متوسط تا ضعیف

شاخصه ضعف اصلی فیلم خدایان شلخته بودند، موضوعات مختلفی است که خانم هدی بنیامینا در اولین فیلم خود با آن درگیر بوده است. خط داستانی فیلم در باره دختری است که روایات مختلفی از زندگی یک دختر عرب ساکن در فرانسه به نام دنیا دارد. وی فقیر است و در محل فقیر نشینی زندگی می کند. مادری دارد که مست می کند و رابطه با مردان برقرار می کند. دنیا یک دوست صمیمی سیاهپوست مسلمان به نام مامومیا دارد. یک برش از زندگی مسلمانان مقیم فرانسه در آن دیده می شود. بعد این دنیا دختر ناآرامی است با معلم درگیر می شود. مدرسه را رها می کند و برای کار به یک مواد فروش سیاهپوست مراجعه و اعتماد وی را کسب می کند. در حین حال وجود نامتجانس پسری رقاص به نام جگیو وارد عشق و زندگی دنیا می شود. بعد دوباره سرکله مامومیا پیدا می شود و در نهایت جمع بندی فیلم با مرگ مامومیا تمام می شود. فیلم در بعضی از سکانس ها ابتر رها می شود. مثلا چهره مادر در حاشیه می ماند. حضور زن پیر که ربکا خلافکار تیمار دارش هست، معلوم نمی شود. یک درگیری جدی با مردی که قصد کلاهبرداری از وی داشته است، پیدا می کند. حضور پسر رقاص و رقص های وی به داستان فیلم ربط ندارد و کارگردان در نهایت او را نیز نصفه در فرودگاه ول می کند و بعد سراغ مامویا میرود که بخاطر تحریم دنیا از سوی پدرش حق خروج از خانه را ندارد و در نهایت با یک صحنه جنایی و هیجانی و رقت آور فیلم تمام می شود. نکته ایی که در فیلم وجود دارد، همین به مقصد نرسیدن خیلی از حرفهایی است که می خواست گفته شود و پخته نشد. آنچه از محاسن فیلم است در کنار فیلمبرداری نسبتا خوب، موزیک متن فیلم و استفاده از اپرا به دل می نشیند، اگرچه چون داستان درهم و برهم است، این موسیقی هم در نهایت توانمند در بیان نشان نمی دهد. دیگر حسن ظاهری فیلم، بازی سانتی مانتال اویلا آمامرا در نقش دنیا است که جذابیت دارد و می تواند روی تماشاگر تاثیر بگذارد، اگرچه در یک جمع بندی به اعتقاد من وی، در کنار زحمت زیاد برای نمایش یک دختر پر انرژی، در ارائه نقش دنیا غلو کرده است.

---------------------------------------------------

827- نام فیلم: زیر سایه

نام لاتین: Under the Shdow

Imdb:7

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 84 از 100

محصول 2016 انگلستان، اردن، قطر و ایران

ژنر: ترسناک و جنگی

نویسنده و کارگردان: بابک انوری

بازیگران: نرگس رشیدی(سعیده)، آوین منشادر(درسا)، بابی نادری(ایرج) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt4273292/awards?ref_=tt_awd

برنده 18 جایزه و 18 نامزدی از جشنواره های سینمایی

بفتا: کاندید بهترین فیلم سال انگلستان

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین پدیده سال انگلستان

موضوع: در زمان موشک باران شهر تهران از سوی ارتش عراق، ایرج به علت ماموریت پزشکی مجبور می شود راهی ایلام شود، در این هنگامه موشک عمل نکرده ایی بر سقف مجتمع آپارتمانی آنها می افتد و....

نظر: متوسط تا خوب

فیلم ترسناک زیر سایه در نوع خودش یک پدیده جالب سینمایی برای ما ایرانیان است. اول اینکه این فیلم در انگلستان ساخته شده ولی زبان اصلی فیلم فارسی است. دوم اینکه این فیلم از سوی کشور انگلستان به عنوان نماینده این کشور به آکادمی اسکار معرفی شده است که با توجه به سابقه خوب سینمای انگلیس حضور فیلمی با زبان فارسی در این جایگاه، خودش موضوع جالب و شگفت انگیزی است. به هرحال برای ما ایرانی ها وجود فیلم فارسی آنهم با لهجه خوب و با این کیفیت شاید غرورانگیز باشد ولی فارغ از حس وطن دوستی و اقبال ایرانی ها خارج از وطن، که لایق تحسین هستند، فیلم زیر سایه علیرغم اینکه موفق شده است، به گونه مناسب فضای ترسناکی را به تماشاگر نشان دهد، چندان فیلم موفقی نیست!... زیرا پازل های فیلم دچار آشفتگی است و در تعریف موجودیت یکپارچه فیلم مشکل وجود دارد. فیلم به گونه ایی موفق برش خوبی از شرایط اجتماعی و سیاسی زمان جنگ می دهد که این نشان این است که آقای انوری برخلاف خیلی از فیلمهایی که در ارتباط با ایران در خارج از وطن ساخته می شوند، فضای تهران زمان جنگ را خوب می شناسد. انقلاب فرهنگی، سیاسی شدن سعیده و اخراج از دانشگاه، ماموریت های جنگی، فضای زمان موشکباران تهران، مبارزه علیه بی حجابی و ..... دکورهای محدود فیلم در شهر و نیز دکور آپارتمان با فضای شهر تهران تا حدودی تطابق دارد ولی مشکل فیلم از زمانی شروع می شود که اصلا فیلم درباره این برش های جالب از تاریخ زمان جنگ نیست، لذا آنها بیهوده سعی کرده اند، تظاهر محتوایی داشته باشند و ورود جن ها به ساختمان با آنها رابطه ندارد. حضور پسر جنگزده جنوبی در ساختمان و ارتباطی که با درسا می گیرد، شکل و سر و سامان درست حسابی ندارد. مشکل دیگر فیلم که البته در خیلی از فیلمهای ترسناک دیده می شود، تعقید صحنه های ترسناک است که شکل درست و حسابی ندارد و بیشتر هدف ترساندن است تا ساختار فرمی مناسب فیلم...مثل صحنه ورود اجنه از طریق شکاف سقف، یا جریان جدال با چادر برای نجات درسا و بدتر از همه فرو رفتن در مرداب بعد از نجات درسا است. در کنار اینها مثلا تاکید زیاد بر پیدا کردن عروسکی به نام کیمیا با وجود مسجل شدن وجود موجودات ترسناک در ساختمان، خود سوال برانگیز است!... البته در جریان فرار درسا با مادرش، هم کیمیا و هم کتاب پزشکی تقدیمی مادر سعیده، و حتی ساختمان محل اقامت آنها قربانی می شود!....ورزشهای جین فوندا هم گویا فقط بر تاکید به ورزشکار بودن خانم نرگس رشیدی تاکید دارد! ...ولی در کل بازی خانم نرگس رشیدی برای این فیلم ترسناک خوب بود ولی در کنار من بازی بازیگر خردسال آوین منشادی در نقش درسا را با توجه به سن و سالش پسندیدم! او کاری انجام داد که خیلی از بچه های خردسال همسن و سال وی در فیلمهای ترسناک از پسش بر نیامدند!...

-------------------------------------------

828- نام فیلم: اورست

نام لاتین: Everest

Imdb:7.1

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 64 از 100

محصول 2015، آمریکا، انگلستان و ایسلند

نویسندگان فیلمنامه: ویلیام نیکلسون و سیمون میوفوی

کارگردان: بالتازار کورماکو

بازیگران: جوش برولین(بک ویترز)، جیسون کلارک(راب هال)، توماس دبلیو.رایت(مک- میکائیل گروم)، مارتین اندرسون(هارولد)، تام گودمان(نیل)، کیرا نایتلی(جان هال)، نائوکو موری(یاسوکو نامبا)، امیلی واتسون(هلن ویلتون) و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt2719848/awards?ref_=tt_awd

نامزد هفت جایزه از جشنواره های سینمایی

موضوع: براساس داستان واقعی صعود دراماتیک سال 1996 تعدادی از کوهنوردان آمریکایی و نیوزلندی....

نظر: خوب

فیلمهایی نظیر فیلم اورست را خیلی دوست دارم، اگرچه معمولا با جنبه های دراماتیک وتلخی همراه هستند ولی سخت برای مخاطبان خود آموزنده هستند. به اعتقاد من دیدن فیلم اورست در یک جمع خانوادگی بسیار جذاب و تاثیرگذار خواهد بود.

یادم است یکبار از اولین فاتح قله اورست پرسیدند چرا به این قله صعود کردی؟!... پاسخ داد، چون چنین قله ایی وجود دارد....

گویا داستان دراماتیک این فیلم واقعی و مربوط به سال 1996 می باشد. کارکترهای منتخب برای این صعود معرفی نسبتا موفق دارند. یک پدر صاحب دو فرزند، یک مردی که زنش باردار است که امیدوار است به محض بازگشت به کشورش دخترش به دنیا بیاید، یک پستچی و خبرنگار زن آماتور که به عشق صعود به اورست، کوهنوردان ماهری را استخدام کرده اند، یک زن ژاپنی حرفه ایی، یک گروه کوهنوردی از کشور آفریقای جنوبی و یک باربر محلی... آنچه در فیلم اهمیت دارد، واقع نگاری دقیق از حضور کمپ ها در ارتفاعات مختلف و نحوه تعامل افراد در این کمپ هاست و اطلاعات خوبی برای طبیعت صعود به قله اورست به بیننده خود می دهد. آنچه باعث گیرایی فیلم می شود، این است که افراد صعود کننده وارد عرصه خطرناکی می شوند و خطر مرگ انها را تهدید می کند. دست و پنجه نرم کردن با موجودی به نام مرگ، از نظر زیبایی شناسی اگر چه هولناک به نظر می رسد ولی جذابیت دارد. در کتاب ترس لارس اسوندسن با ترجمه آقای خشایار دیهیمی به این موضوع اشاره دارد و تحلیل خوبی روی این نوع ماجراجویی ها نموده است. وقتی بحران طوفان در اورست شروع می شود، تلاش انسان برای بقا و صعود جدیتر می گردد، بخصوص اینکه در جریان این صعود کنتراست بین امنیت خانواده ها مانند همسر بک . و نیز همسر باردار هارولد، و توفان و سختی مسیر صعود به قله اورست جذابیت دارد. یکی از بهترین صحنه های فیلم، صحنه ایی بود که هارولد بعد از صعود به قله قصد بازگشت به کمپ را داشت که با اصرار مرد پستچی برای صعود به قله روبرو شد و با ایثار علیرغم خطری که تهدیدش می کرد دوباره به قله بازگشت و به گرمی از او عکس گرفت و در آغوشش کشید ولی همین اصرار باعث مرگش شد. تماس تلفنی هارولد قبل از مرگ با همسر باردارش، تلخ و ناراحت کننده و از صحنه های تاثیرگذار جدی فیلم بود. در فیلم اورست در جریان صعود، که خود نماینده بحران است، چهره های دیگر انسانی با نمای دیگری به تصویر کشیده می شود، که باعث ویژگی خاص این فیلم می گردد. من تنها نکته ایی درباره فیلم در ذهن دارم، این است که جریان توفان در قله اورست، تصویر خیلی شدیدی ندارد و کاش سازندگان فیلم روی دکورهای این توفان که منجر به مرگ تعدادی از کوهنوردان شد، کار بیشتری می کردند ولی با این وجود من فیلم اورست را علیرغم بی اعتنایی جوایز بزرگ سینمایی که به آن شد، فیلمی بزرگ و قابل تحسین می دانم.....

-----------------------------

829- نام فیلم: بکت

نام لاتین: Becket

Imdb: 8

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 68 از 100

ژنر: بیوگرافی، درام و تاریخی

محصول 1964 انگلستان و آمریکا

فیلمنامه از ادوارد آن هالت

کارگردان: پیتر گلن ویل

بازیگران: ریچارد برتون(توماس بکت)، پیتر او توله(پادشاه هانری دوم) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0057877/awards?ref_=tt_awd

برنده 16 جایزه و 23 نامزدی از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: برنده بهترین فیلمنامه و کاندید بهترین های فیلم، بازیگران اول مرد( پیتر او توله و ریچارد برتون)، بازیگر دوم مرد(جان گیلود)، کارگردانی، فیلمبرداری رنگی، طراحی صحنه، صدا، تدوین و موزیک

گلدن کلوب: برنده بهترین های فیلم درام و بازیگر مرد(پیتر او توله) و کاندید بهترین های کارگردانی و بازیگر مرد(ریچارد برتون)

بفتا: برنده بهترین کارگردانی و فیلمبرداری و کاندید بهترین های بازیگر مرد(پیتر او توله)، فیلم و فیلمنامه انگلیسی

موضوع: بعد از فتح انگلستان توسط نورمن ها، پادشاه هانری دوم برخلاف میل بستگان خویش، روباط مستحکمی با توماس بکت از ساکسون ها برقرار می کند و به وی امتیازهای زیادی می دهد ولی....

نظر: متوسط تا خوب

فیلم بکت یک نقطه مثبت فرمی خیلی خوب دارد و آن این است، فیلم در یک زمینه عشق و علاقه پادشاه به دوست ساکسونش، ساموئل بکت جریان دارد و همین باعث شده است، فیلم علیرغم تنوع در بیان داستان و از این شاخه به آن شاخه پریدن، انسجام معنایی خود را حفظ کند. بازی خوب پیتر اوتوله در نقش پادشاه هانری دوم در ایجاد این حس موفقیت آمیز عمل کرده است، اما در کنار این حسن مهم فیلم، به اعتقاد من فیلم بکت در یک جمع بندی در چند نکته، لنگ می زد. یکی دیالوگ های سرد و کم انرژی فیلم که بدون روح در تعداد زیادی از سکانس ها بین شخصیت های داستان گفته می شد. این شیوه بیان با حرکات خشک و کم انرژی بازیگران به کرختی و خسته کننده بودن فیلم علیرغم داستان نسبتا جذاب آن، دامن می زد. ایراد دیگری که من از فیلم می بینم، شخصیت خوب پرداخت نشده ریچارد برتون در نقش بکت است. ما در اوایل فیلم شاهد، علاقه جدی میان شاه و بکت هستیم، چنانکه بکت حاضر می شود بخاطر شاه هانری دوم، از نامزدش چشم پوشی کند، و در لشکرکشی های سپاه هانری دوم به فرانسه، دوش به دوش پادشاه در فتح صلح امیز شهرها تلاش می نماید، ولی بعد از ابقا مقام اسقفی کلیسا، وی را با یک چرخش ناگهانی بدون وجود سایه هایی از این طغیان، مقابل شاه می بینیم. این تغییر رویه، چون فاقد پیش زمینه مناسب بود، در منطق داستان مشکل ایجاد میکرد. در کل بخش اول فیلم از نظر داستان و جذابیت به نظر موفقیت بیشتری نسبت به بخش دوم آن، نشان میدهد. در فیلم چهره ریچارد برتون چندان تغییر نمی کند و گویا این چهره از اول تا اخر فیلم کپی پیست شده است!!.... در کل تنها بازی که در فیلم دوست داشتم، بازی پیتر اوتوله در نقش هانری دوم بوده است، و بقیه بازیگران از حد استاندارد مورد توقع یک فیلم هالیوودی معروف، ضعیف تر به نظر می رسند....

-------------------------------

830- نام فیلم: کنتس پابرهنه

نام لاتین: The Barefoot Contessa

Imdb: 7.1

ژنر: درام و جنایی

محصول 1954 ایتالیا و آمریکا

نویسنده و کارگردان: ژوزف ال منکویچ

بازیگران: همفری بوگات(هری داوس)، اوا گاردنر(ماریا وارگاس)، ادموند او.برایان(اسکار)، روسانو برازی(کنت وینسنزو فاورینی)، وارن استیون(ادوارد) و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0046754/awards?ref_=tt_awd

برنده 2 جایزه و 3 نامزدی از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: برنده بهترین بازیگر دوم مرد(ادومند او.برایان) ، و کاندید بهترین فیلمنامه

گلدن کلوب: برنده بهترین بازیگر دوم مرد

موضوع: درباره مشهور شدن و مرگ ستاره سینمایی به نام ماریا وارگاس ...

نظر: متوسط

فیلم کنتس پابرهنه اگرچه در مایه های سینمای کلاسیک قرار می گیرد ولی خیلی از شاخص های درخشان آن را به همراه ندارد. حضور بازیگران معروفی چون همفری بوگارت که در این فیلم جوری بازی می کرد که گویا مریض احوال به نظر می رسید و نیز اوا گاردنر خوش استیل درمان فیلم نشد. فیلم با یک نمای تدفین قهرمان داستان آغاز شد. خود این یعنی اینکه تماشاگر از همان اول می داند که چه اتفاقی خواهد افتاد، حالا بحث سر این است که این اتفاق چگونه قرار است بیافتد. با یک روایت گویی چند تایی بین هری و اسکار و کنت، ماجرای زندگی ماریا رقم خورده و تعریف می شود. خود این روایت گویی ها انرژی خوبی به جریان داستان فیلم نمی دهد و ترمز آن را می کشد، اگرچه گاه حس دراماتیک بدی به فیلم نمی دهد . در فیلم اشاره ایی به جریانات پشت پرده هالیوود و جریان مافیا و فساد می شود ولی واقعیت این است، این بیانیه ها سطحی و شعاری بیان می شود. خود زندگی ماریا با مادر تندخو و برادر مهربان و پدر مظلوم هیچ بعد برجسته ایی ندارد و شعاری است. بدترین قسمت آن همان جریان دادگاه و تبرئه پدر ماریا است، که شکل بچگانه ایی دارد. خود جریان قتل ماریا گنگ و تحمیلی است، چطور کنتی که این مدت طولانی با زن سابقش زندگی کرده، به این سادگی تصور موهوم رابطه زن جدیدش با غیر را دارد و او را به قتل می رساند. بازی ها چندان به دل نمی نشیند، مخصوصا بازی همفری بوگارت به شکل عجیبی ضعیف است ولی اوا گاردنر با جذابیت ذاتی خود، حسن تماشاگرپسند فیلم است. ولی در یک جمع بندی فیلم کنتس پابرهنه، چیز جدی برای خوب بودن و الگو بودن از سینمای کلاسیک همراه خود ندارد و زیاد نباید آن را جدی تلقی کرد....

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 14:04

صفحه بندی