خرید بک لینک

856- نام فیلم: رازها و دروغ ها

نام لاتین: Secrets & Lies

Imdb: 8

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 91 از 100

ژنر: درام

محصول 1996 فرانسه و انگلستان

نویسنده و کارگردان: مایک لی

بازیگران: تیموتی اسپال(موریس)، فیلیس لوگان(مونیکا- زن مائوریس)، برنادا بلتین(سینیتا)، کلایر راش بروک(رکسانا-دختر سینیتا)، مارینه جین باپتیسته(هورتنسن)، لی روس(پائول)، الیزابت برینگتون(جین) و ...

افتخارات:

برنده 33 جایزه و 77 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های فیلم، بازیگر زن(برنادا بلتین)، بازیگر دوم زن، کارگردان و فیلمنامه

گلدن کلوب: برنده بهترین بازیگر زن و کاندید بهترین های فیلم درام و بازیگر دوم زن

بفتا: برنده بهترین های فیلمنامه و بازیگر زن و کاندید بهترین های فیلم، بازیگر دوم مرد و بازیگر دوم زن

جشنواره کن: برنده نخل طلایی و برنده بهترین بازیگر زن

حلقه منتقدان لندن: برنده بهترین بازیگر زن، کارگردان سال انگلستان و کاندید بهترین بازیگر مرد سال

موضوع: هورتنسن زن سیاهپوست بعد از مرگ پدر خوانده و مادر خوانده اش، به جستجوی مادر اصلی اش می گردد و در می یابد که مادرش سفید پوست است...

نظر:متوسط

با وجود جوایز و افتخارات فراوانی که این فیلم بخصوص هم در آکادمی اسکار و هم در جشنواره معروف کن بدست آورده است ، من این فیلم را چندان دوست نداشتم. اگرچه در فیلم قواره های خوبی از تنهایی و بی کسی خانم سینیتا را به تنش کرد و مخاطب را تحت تاثیر قرار داد ولی جلوه و جمع بندی مناسبی برای آنکه، ان را فیلم خیلی خوبی تلقی کنم، نداشت. نکات ذیل درباره فیلم از دیدگاه اینجانب لازم به تذکر است:

اول یک ایرادی که من نتوانستم با آن کنار بیایم، تاکید آقای مایک لی برای قبولاندن این مسئله است که هورتنسن سیاهپوست با آن قیافه و هیبت کاملا سیاهش، دارای مادری شبیه سینیتا باشد، باورش سخت است! و اصلا چه ضرورتی که آقای مایک لی به چنین ترفندی دست بزند. کنتراست سیاه و سفید بیشتر یک نماد شعاری دارد و به نظر نمی رسد، به دل بنشیند....

دوم اینکه مایک لی در این فیلم از تعداد زیادی هنرپیشه بد سیما برای تعریف داستانش استفاده کرده که در نوع خود، خیلی جالب است. به همسرم می گفتم خانم برناد بلتین پیر را بذاری کنار، بقیه یک مشت دایناسور هستند که البته ایرادی به فیلم نمی شود تلقی کرد ولی در نوع خود، نگاه و پرداخت جالبی است....

سوم فیلم یک مایه های بسیار خوب از نمایش تنهایی سینیتا در قبال دخترش و نیز دختر از سرنوشت برگشته اش دارد، اگرچه بازی سانتی مانتال وی بخوبی مشهود است ولی خوب در آمده است...

چهارم دو شخصیت در فیلم هستند که به خاطر بازی ضعیف و عدم پرداخت مناسب به داستان فیلم آسیب زده اند، یکی لی روس در نقش پائول و دیگری الیزابت برینگتون در نقش جین...بازی سیاهپوست فیلم خانم مارینه جین باپتیسته چندان دوست نداشتم، شاید کنتراست نامناسب رنگ و بازی وی که بدان اشار ه داشتم در این قضاوت تاثیر داشته است...

پنجم جمع بندی نهایی فیلم در صحنه مهمانی تولد رکسانا، اصلا خوب در نیامده است و خیلی از انرژی و قدرت معنوی فیلم که سابق برآن با بازی خوب خانم بلتین در نقش سینیتا ایجاد شده بود، از بین برد. کاریزمای شخصیتی موریس( با بازی تیموتی اسپال) جا نمی افتد و اصطلاحی را که دوست دارم به کار ببرم، فیلم را گل و بلبلی سرهم می کند.

در کل به نظر من مایک لی در این فیلم پختگی لازم را برای جمع و جور کردن نهایی آن نداشت و فیلم حتی گرایشات شعار گرایی پیدا کرد.

-----------------------------------

857- نام فیلم: غرنده تر از بمب ها

نام لاتین: Louder than Bombs

Imdb: 6.6

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 70 از 100

ژنر: درام

محصول 2015 نروژ، فرانسه، دانمارک و آمریکا

نویسندگان فیلمنامه: جواخیم تریر و اسکیل وگت

کارگردان: جواخیم تریر

بازیگران: گابریل بایرن(جن) خوب، ایزابل هوپر(ایزابل) خوب ، حجسی اینسبرگ(جونا) متوسط، دیوین دریود(کنراد) خوب تا خیلی خوب، امی ریان(هانا)خوب و .....

افتخارات:

برنده 5 جایزه و 9 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

کاندید نخل طلایی جشنواره کن

موضوع: ایزابل عکاس معروف بین المللی در جریان یک تصادف کشته می شود ولی سایه های وجود وی در خانواده اش دیده می شود....

نظر: متوسط

فیلم غرنده تر از بمب ها ادعای مدرن بودن و زبان بدیع داشتن دارد. ما در همان اول فیلم متوجه می شویم، مادر خانواده در اثر یک تصادف رانندگی، کشته می شود و حالا خانواده وی شامل شوهر و دو فرزندش باید با این واقعیت کنار بیایند. فرمولی که جواخیم تریر برای این کنار آمدن ارائه می دهد، به این نتیجه می رسد که دنیا بی تعادل تر از این حرفها است و قهرمانان در این شرایط و بحران می توانند وارد شرایط دیگری از زندگی شوند. کماینکه ما مشاهده می کنیم، به راحتی پدر معلم با زن معلم مدرسه رابطه می گیرد و برادر در حین داشتن خانواده با دختر دیگری روی هم می ریزد. پسر کوچکتر(کنراد) دارای بحران روحی شده و با شخصیت و خلق و خوی پدر کنار نمی آید و به او توهین می کند. توهینی که پیش زمینه مناسبی در فیلم ندارد. برادر بزرگتر با یک تصویر زایمان همسرش، به دنبال ارتباط گیری با برادر کوچکتر است.ولی به نظر می رسد فیلم مثل نوشته های کنراد که در محیط مجازی پخش می شود، مجموعه ایی از تداعی معانی است که با چینش بغرنجی کنار هم قرار می گیرد و توقع دارد، مخاطب با آن کنار بیاید و احساس مخاطبش را تحریک کند. مثل صحنه تصادف با جلوه های هنری مادر، که دلیلش را من نفهمیدم . خود جریان عکاس حرفه ای بودن مادر خانواده(ایزابل هوپر) با شرایط بحرانی خانواده ارتباط مهمی ندارد. شاید این تاویل قابل برداشت باشد که جهان اگرچه در بحران است ولی این بحران در خانواده ها وجود دارد و شاید بخاطر همین نام فیلم غرنده تر از بمب ها گذاشته شده است که من شخصا غرنده تر بودن این صداها را زیاد نشنیدم!!..... ولی در کل من در فیلم بازی های کارکترها را دوست داشتم ولی شخصا معتقدم چیز مهمی از فیلم در نمی آید که آن را یک اثر پر ارزش سینمایی تلقی کنیم.

---------------------

858-گرفتن یک دزد

نام لاتین: To Catch a Thief

Imdb:7.5

ژنر: معمایی، عاشقانه و هیجانی

محصول 1955 آمریکا

براساس رمانی از دیوید دوج و فیلمنامه از جان میشائیل هایز

کارگردان: آلفرد هیچکاک

بازیگران: کری گرانت(جان روبی)-خوب، گریس کلی(فرانسیس استیونز)-خوب تا متوسط، جسی رویس لاندیس(حسی استیونز)-متوسط، بریجیت اوبر(دانیل فوسارد) خوب، جین مارتینلی(فوسارد)-خوب، جان ویلیامز(اچ.اچ.هاگسون)- خوب

افتخارات:

آکادمی اسکار: برنده اسکار بهترین فیلمبرداری رنگی و کاندید بهترین های دکور و طراحی صحنه

کاندید شیر طلایی جشنواره ونیز

موضوع: بدنبال سرقت زنجیره ایی الماس های شهر، جان روبی سارق سابق که در مظن اتهام است برای اثبات بی گناهی با همکاری مامور بیمه دنبال کشف عامل دزدی است...

نظر: خوب

فیلم گرفتن یک دزد شاید بتوان ادعا کرد از نظر لحن و شیوه تعقیب حوادث با کارهای دیگر هیچکاک تفاوت دارد. یک ساختار طنز آلود- معمایی وهمراه با دیالو گ های وراج که از هیچکاک تا حدودی بعید به نظر می رسد. روبی سارق سابق بصورت کلیشه، سوابق زندگیش به ارتش مقاومت و روابط اون روزها بر می گردد که چندان چاشنی داستانی مناسبی برای تعریف این کارکتر و دوستانش به نظر نمی رسد. روبی در جریان رمز گشایی داستان سرقت خود با دو شخصیت زن روبرو می شود که هر دو روبی را وارد فاز رمانتیک می کند، یکی فرانسیس آمریکایی (گریس کلی) و دیگری دانیل زن فرانسوی که وی را با سوابق دزدی اش دوست دارد. هیچکاک در یک مرزبندی سعی می کند این دو شخصیت را در نهایت مقابل هم قرار دهد. در کل داستان فیلم روند منطقی داستانی خود را طی می کند ولی دیالوگ های معترضه زیاد در محاوره های دو نفره بخصوص بین روبی و فرانسیس شنیده می شود که تا حدی انرژی جنایی فیلم را کاسته اند. تجربه تلفیق صحنه جشن بالماسکه با گرفتن دزد یک تجربه هنری برای هیچکاک محسوب می شود و فیلم در نهایت مانند اغلب فیلمهای وی با یک سرهم بندی و اتمام داستان با دستگیری دزدها به پایان می رسد. در کل آن هیجان و اضطرابی که در فیلم های دیگر هیچکاک دیده می شود، در این فیلم اثر کمتری دارد، شاید بخاطر این است که وی با ساختار طنز و دیالوگ زیاد، تجربه دیگری را در سر داشته است. تجربه ایی که در فیلم های بعدی وی، کمتر تکرار شد...

------------------------

859- نام فیلم: یتیم خانه ایران

ژنر: تاریخی، درام

محصول 1394 ایران

نویسنده و کارگردان: ابوالقاسم طالبی

بازیگران: علی رضا رام نورایی(سالارخان) خوب، جعفر دهقان(مرد یهودی) متوسط تا ضعیف ، فرخ نعمتی(دکتر) خوب تا متوسط ، بهار محمدپور(زن سالار خان) متوسط ، قطب الدین صادقی خوب تا متوسط، داریوش اسد زاده، صالح میرزا آقایی ، علی شادمان خوب تا متوسط ، برت جان کورن( کلنل انگلیسی) ضعیف و .....

موضوع: مقطعی از تاریخ ایران و تهران که در آن قطحی سبب مرگ و میر و مصیبت مردم ایران شده بود، از زبان فرزند سالارخان قهرمان اصلی داستان ...

نظر: متوسط تا خوب

فیلم یتیم خانه ایران به تهیه کنندگی آقای تخت کشیان، فیلمی است که از نظر طراحی و دکور صحنه و استفاده از تعداد زیاد نابازیگران زحمت بسیاری به خود دیده است و لذا در سینمای ایران کمتر فیلمی با این شکوه دیده می شود. صحنه های اکشن و هیجانی فیلم بد در نیامدند ولیکن فیلم از نقاط ضعف تهی نیست. توجهات زیر را در باره این فیلم تا انجایی که یاد دارم، می نویسم:

اول اینکه فیلم اگرچه درباره فقر و مشکلات آن روزهای تهران و ایران بیان شده است ولی اعتقاد دارم، آقای طالبی مصیبت ها و مشکلات گرسنگی و مریضی ایرانی ها را به نحو مطلوب طراحی و نمایش نداده است، بچه های فیلم علیرغم مریضی هایشان، چاق و چله و سرحالند، زنها لپ سرخی و تنومند و هیبت ها و ریخت و قیافه مردها چیزی از این مصایب را نشان نمی دهد. شما مثلا این فیلم را مقایسه با فیلم فهرست شیندلر اسپیلبرگ کنید تا به عظمت این تفاوت ها پی ببرید. فیگورهای غمگین و حالات چهره نمایش درخشانی در فیلم ندارند... کاش آقای طالبی برای نمایش چهره های دردمند ایرانیان آن موقع، از عکس های باقیمانده آن روزها استفاده می کرد....

دوم بازی بازیگران ایرانی فیلم در یک جمع بندی از بازی خارجی های فیلم که بعضی مانند آقای جان کورن حرفه ایی هم تلقی می شوند، بهتر در آمده است.

سوم تدوین آقای زندباف تدوینگر برجسته ایرانی چندان به دل نمی نشیند و شاید یک دلیل آن فضای تاریخی فیلم است که گنده برداشته شده و نمایش عظمت و قرار دادن بریده های تاریخی نیاز به پختگی بیشتری داشت...

چهارم بحث های تاریخی فیلم خود جای سوال دارد و نمی دانم آقای طالبی آیا برای دخالت دولت انگلیس به این عظمت در ایران، مستندات و دلایل کافی دارد یا خیر... اینکه برنامه برای ایران ریخته شده است که ایرانیان در قحطی و فقر و بیماری تلف شده و ضعیف شوند، چگونه بوده است که با همت ریش سفیدان و

بازاریان ایران، چنین اتلاف آذوقه ایی در ایران مرتفع شده است، اگر قرار باشد، آذوقه ایی مطابق سیاست های انگلیس ها نباشد ، پس دست ایرانیان نیکوکار چی کار می کند؟!..... در فیلم بارها این اشاره شده است که انگلیسی ها تعدادی از نیروهای خود را به عنوان قزاقان روس به خشونت علیه مردم وادار کرده اند، اصلا در فیلم این خشونت با وجود چند اصرار موکد، نمایشی ندارد، لذا مخاطب به تاثیر آن پی نمی برد!.... ضمن اینکه این اتفاقات در زمان احمد شاه قاجار افتاده است و می خواندم که وی نیز در این مرگ گسترده هموطنان بی تاثیر نبوده است ولی گویا آقای طالبی در پی این بوده که همه این مرگ و میر و مریضی ها فقط به انگلیس ها اطلاق کند لذا حقیقت تاریخی فیلم بطور کامل به سرانجام نمی رسد....

پنجم بعضی صحنه های فیلم نمایش و پختگی لازم را ندارند، فرضا در جایی نشان داده می شود، تعدادی آدم در چند متری گرسنگان دارند، خری را ذبح می کنند تا گوشتش را بخورند، تازه بعد از علامت استارت کارگردان، در یک فاصله صد متری شروع به دویدن می کنند!....

ششم آقای طالبی در نمایش صحنه های خشن و تاثیر گذار زحمت زیادی کشیده است و کاش این صحنه ها با داستان و ساختار قوی تری مورد حمایت قرار می گرفتند.

-----------------------------

860- نام فیلم: لحظه های جاودانی

نام لاتین: Everlasting Moments

Imdb: 7.5

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 80 از 100

ژنر: زندگی نامه و درام

محصول 2008 سوئد، دانمارک، نروژ، فنلاند و آلمان

فیلمنامه از نیکلاس راداستروم

کارگردان: ماجا اومان

بازیگران: ماریا هسکانان( ماریا لارسن) خوب، میکائیل پرسبراندت(زیگفرید لارسن) خوب تا متوسط، جاسپر کریستنسن(سباستین پدرسون) خوب تا متوسط و ......

افتخارات:

برنده 8 جایزه و 16 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

گلدن کلوب: کاندید بهترین فیلم خارجی

موضوع: ماریا با فرزندان پر تعدادش در زندگی با همسر میخواره اش دچار مشکل است ولی او که دوربینی را در یک لاتاری برده است، با وجود مشکلات وارد دنیای عکاسی می شود...

نظر: خوب

فیلم لحظه های جاودانی که گویا براساس یک داستان و روایت واقعی ساخته شده است، فیلم بدی نبود. آنچه تم فیلم را شکل می داد، یک زن با تعداد فرزندان زیاد بود با یک شوهر زن باره و میخواره، تلاش و همت ماریا شخصیت اصلی فیلم در کنتاکت مرتب با عدم ناسازگاری و انحطاط اخلاقی همسرش زیگفرید بود، که در نتیجه فیلم را بر یک بنیه اخلاقی و موافق پایداری خانواده در شرایط سخت درآورده بود. این وفاداری و عدم لرزش هنرپیشه زن فیلم، با وجود اینکه از همسرش آسیب می خورد و در کنارش یک عشق پنهان با صاحب عکاسی (سباستین) دارد، به عنوان یک ارزش در فیلم پاس داشته می شود. به اعتقاد من ایراد فیلم این بود، که داستان فیلم در این تعارض و مشکلات، برخلاف آغاز خوب آن، گاه بی رمق و کم انرژی دنبال می شود، چنانکه گاه حس تکرار و صحنه های مشابه هم باعث خستگی مخاطب خود می شود ولی این دلیل بر عدم نجات فیلم نمی شود و فیلم با یک جمع بندی خوب به پایان می رسد. سباستیان به عشقش نمی رسد و دست به سفر می زند تا جنبه دراماتیک فیلم تامین شود. اگرچه بخشی از فیلم بر پایه هنر عکاسی ماریا می چرخد ولی به نظر می رسد، این سرمایه هنری با داستان و مصایب زندگی ماریا با شوهرش، تقابل و هماهنگی مناسب ندارد و گاه این دو سوژه ساز مخالف همدیگر را در فیلم می زنند و فرم ایده آل را به فیلم نمی بخشند...

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 7:49

صفحه بندی