خرید بک لینک

851- نام فیلم: علف های شناور

نام لاتین: Floating Weeds

Imdb:8

محصول 1959 ژاپن

ژنر: درام

نویسندگان فیلمنامه: یاساجیرو ازو و کوگو نودا

کارگردان: یاساجیرو ازو

بازیگران: گانجیرو ناکامورا(کوماجورا آماشی- استاد)خوب ، ماچیکو کیو(سومیکو-زن هنرپیشه) خوب ، هاروکو سوگی مورا(کایو-زن جوان هنرپیشه)خوب ، هیروشی کاواگوچی(کیوشی هوما-پسر جوان) متوسط تا خوب، هاروکو سوگی مورا(اویوشی-مادر کیوشی) خوب و .....

موضوع: یک گروه هنرپیشه به سرپرستی کوماجورا آماشی به شهر ساحلی کوچکی درژاپن سفر می کنند. در این شهر کوماجورا نزد پسر و معشوقه اش می رود و به بهانه دیدار آنها سفر خود را طولانی می کند تا ....

نظر: خیلی خوب

ازو کارگردان مهربانی است و شخصیت های انسانی اش، چون درگیر با زندگی انسان ها است، هیچکدام به حاشیه نمی روند. در این فیلم، خبری از مریضی سانتی مانتالیسم که یقه خیلی از فیلمهای عاطفی و خانوادگی را گرفته است، نیست. یک پدر بازیگر که مسئولیت یک گروه تئاتر را در اختیار دارد، وارد شهر کوچکی که از آن یک پسر به یادگار گذاشته است، وارد می شود، و حس پدری خود را نسبت به پسری که از پدری وی خبر ندارد، نشان می دهد. ازو به گونه ایی هنرمندانه نماهایی از تئاتر ژاپنی را به تصویر کشیده است. آنچه تم اصلی فیلم را تشکیل می دهد، وجود عشق و شهوت بین دو جنس مخالف است. بازیگر تئاتر شیفته رابطه با دختر زیباروی یک آرایشگر شده است. بین کیو زن هنرپیشه و ناکامورا مسئول بازیگران تئاتر، رابطه عاطفی و عاشقانه وجود دارد. بین مورا . هیروشی با وجود اینکه پایه رابطه آنان، براساس حیله و فریب شکل گرفته است، ولی تغییر ماهیت داده و به فرجام عشق کشیده می شود. اینها تم های رابطه دو جنس را نشان می دهد. در کنار این موضوع، رابطه عاطفی ناکامورا با پسرش و معشوقه سابقش سوگی، نیز در این بستر خود را نشان می دهد. اگرچه برای نمایش تفاوت، کنتراست اخلاقی بازیگر خردسال- که از این حس ها به مقتضای سن خالی است- در فرم فیلم وجود دارد و جا افتاده است. آنچه از زوایه دیگر بخوبی در فیلم شکل گرفته است، جنبه بدخلقی و رئیس منشی ناکامورا است که وی بخوبی از عهده آن بر آمده است. شکستن شاخ و غرور وی، جنبه دراماتیک فیلم را تجلی داده است. ولی با این وجود فیلم، فضای مهیج پر انرژی برای تماشاگر غیر صبور ندارد و تدوین نسبتا متوسط در کنار دیالوگ ها و فضای کم حرکت و نیز کیفیت پایین فیلم، آنچه که به فیلم رنگ و لعاب بهتری بدهد، را کاسته است. ولی می توان صبور بود، جنبه عاطفی فیلم می تواند تاثیر معنوی خوبی در نهایت در تماشاگر خود ایجاد کند.

-----------------------------

852- نام فیلم: گودال مار

نام لاتین: The Snake Pit

Imdb: 7.7

ژنر: درام

محصول 1948 آمریکا

براساس زمانی از ماری جیم وارد و فیلمنامه از فرانک پارتوز و میلن براند

کارگردان: آناتوله لیتواک

بازیگران: الیویا د هاویلند (ویرجینیا)، مارک استوینز(رابرت کانینگهام)، لئو جن(دکتر مارک کیک ) و .....

موضوع: ویرجینا نویسنده بعد از ازدواجش با رابرت، دچار از هم پاشیدگی شخصیتی و فراموشی می شود و کارش به تیمارستانی می کشد. دکتر کیک دنبال حل مشکل روانی وی است...

نظر: خوب تا متوسط

من اعتقاد دارم، فیلمهایی که می خواهند یک دیدگاه روانشناسی و یا فلسفی و یا مذهبی را به صورت ساده و با توضیحات مبرهن نشان می دهند، اساس و پایه فیلم را تا حدود زیادی به یک فیلم سفارشی و آموزشی سوق می دهند. اعتقاد من درباره ضعف فیلم گودال مار از این زاویه نگاه نشات می گیرد. اصل و موضوعیت فیلم در باره جنبه های روانی بیماری به نام ویرجینا استوارت شکل می گیرد ولی فیلم اغلب در قالب این مریضی راکد می ماند و چیزی خارج از آن را چندان بروز نمی دهد. بنابراین آنچه آخر سر برای مخاطب فیلم باقی می ماند، یک کلاس آموزشی برای یک اتفاق است. در فیلم خانم الیویا د هاویلند-بازیگر معروف فیلم برباد رفته در نقش اشلی- علیرغم تلاش خیلی زیادی که کرده است، بازی اغراق آمیز را ارائه داده است. داشتم به خودم می گفتم کاش نقش این مریض روانی به افرادی توانمند در این کارکتر، مانند ویویان لی یا سوزان هاوراد سپرده می شد. نمایش مرتب عکس فروید در معاینه های دکتر کیک نشان دهنده، اشاره های موکد به استفاده از تئوری های این روانشناس آلمانی دارد. لذا داستان فیلم در ماهیت آموزشی اسیر شده و از آن کمتر تخطی می کند و در نهایت فیلم شعاری با اشاره های آموزشی ویرجینا به مسئولین بیمارستان روانی به انتها می رسد. ولی به هرحال دیدن این فیلم برای کسانی که به مباحث روانشناسی فروید علاقه مند هستند، خالی از لطف نیست و نکات آموزشی خوبی در فیلم وجود دارد و این شاید از یک جنبه دیگر، نقطه قوت فیلم هم باشد.

----------------------------------

853- نام فیلم: هدیه

نام لاتین: The Gift

Imdb: 6.7

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 62 از 100

محصول 2000 آمریکا

ژنر: درام، فانتزی و ترسناک

نویسندگان فیلمنامه: بیلی راب تورنتون و تام اپرسون

کارگردان: سامی ریمی

بازیگران: کیت بلانشت(آنی ویلسون)، جیووانی ری بی سی(بابی)، کیتو ریوز(دانی)، کتی هولمز(حسیکا کینگ)، گرگ کینز(واین کویینز)، هیلاری سوانک(والری)، کیم دیگنز(لیندا) و ....

افتخارات:

کاندید 8 جایزه سینمایی

موضوع: آنی ویلسون بیوه، دارای توان پیشگویی است، به پلیس در پیدا کردن جسیکا که ناپدید شده است، کمک می کند و ....

نظر: ضعیف تا متوسط

فیلم هدیه به اعتقاد من فیلم خوب و کاملی نبود. یک پرتره ناتمام با شخصیت هایی که به سرانجام مشخصی در فرم فیلم نمی رسند با یک داستان به هم ریخته که البته در نهایت سامی ریمی موفق می شود به صورت نصف و نیمه سر و ته فیلم را به هم بیاورد و جمع بندی قابل تحملی را به سرانجام برساند. یکی از نکات ضعیف فیلم بازیگری های متوسط تا ضعیف است که شاید بخاطر خام بودن شخصیت پردازی کارکترهای فیلم باشد. مثلا در فیلم دانی به عنوان یک شخصیت خشن به زندان می افتد ولی هیچی از وجود وی در جمع بندی مظلومیت وی دیده نمی شود، همین مشکل هم با لیندا زن دانی دیده می شود. گویا سامی دنبال به صف کردن تعدادی مظنون قتل بوده و با خود آنها خیلی کار نداشته است. کارگردانی فیلم ضعیف و از سامی ریمی این کارگردانی تا حدودی عجیب به نظر می رسد. ولی پرونده فیلم بد بسته نشد، بخصوص اینکه با قبول وجود روح، آنی با سه فرزندش سر قبر پدرشان می روند، در داستان جا می افتاد ولی خیلی پازل هایی که فرم را شکل داده اند، ابتر می مانند و فیلم تا حدودی شلخته به نظر می رسد.

----------------------

854- نام فیلم: دوستت دارم، دوستت دارم

نام لاتین: Je t'aime, je t'aime

Imdb: 7.4

ژنر: درام و علمی تخیلی

محصول 1968 فرانسه

نویسنده: جاکوز استرنبرگ

کارگردان: آلن رنه

بازیگران: کلادیو ریچ( کلودیو)، اولگا جرجز پی کوتز(کاترین)، آنوک فوجاک(ویانا) و ....

افتخارات:

برنده 2 جایزه سینمایی

موضوع: کلودیو بعد از خروج از بیمارستان، از سوی یک کمپانی علمی برای سفر به گذشته جذب می شود، وی خاطرات گذشته سال پیش خود را دوباره مرور می کند ....

نظر: خیلی خوب تا عالی

این فیلم یک جورهایی شبیه فیلم سال گذشته در مارینباد است که رنه 7 سال پیش از این فیلم ساخته است و دلیل این شباهت بازگشت به گذشته و بازتاب و تاثیر آن در حال حاضر است، منتهی فرقی که این فیلم دارد، این است که آلن رنه، یک موضوع علمی تخیلی را دستاویز این بازگشت زمانی قرار داده است. زیبایی فیلم در این است که با توجیه فضای ماشینی که کلودیو در آن قرار می گیرد، فضای گذشته شبیه سازی می شود، لذا تم وهم، طنز و خیال با واقعیت گذشته در هم می آمیزد و در حین حال فیلم بواسطه پارازیت ها و یا تداعی ناهمگون زمان، تداوم و تاخیر یک فیلم داستانی رئال را ندارد. اگر از این فیلم، اصل دستگاه تخیلی را حذف می کردیم و با آن عینک، فیلم را می دیدیم، فیلم شلخته و در هم و برهمی می شد ولی ما می دانیم، خروجی آنچه در خاطرات کلودیو مرور می شود، محصول دستگاه است و این دستگاه است که گاه صحنه های تکراری می آفریند و قانونی برای رعایت اصول تداوم سکانس ها را تامین نمی کند و از این نظر یک حس خلاقانه سینمایی را می آفریند. آنچه که بصورت یک تم در داستان فیلم تکرار می شود، فضای رمانتیکی است که بین کلودیو و کاترین وجود دارد، گاه تکوین می شود، گاه وارد فضای عاشقانه می گردد و گاه تنش های اخلاقی در روابط بین آن دو شکل می گیرد و در نهایت مخاطب متوجه جنایتی که کلودیو به آن دچار می شود، پی می برد. زیبایی داستان این است که در یک مرور مجدد و یک گذر به گذشته، حس پشیمانی کلودیو این را واردعرصه جدید و بحران روحی خیلی جدی می کند که در نهایت منجر به نابودی خود کلودیو می شود. کلودیو که در آغاز فیلم، یک موجود افسرده و از زندگی دلزده است در مرور مجدد، متوجه از دست دادن ارزش هایی می شود که به خاطر شهوت و بی بندباری از دستش داده است و لذا داستان وارد بعد دیگری از زندگی می شود که کلودیا در گذشته به راحتی آن را از دست داده است. ایرادی که من به فیلم در حین شگفت انگیزی آن دارم، این است که اصولا فیلم با یک داستان قوی در گذشته کلودیا حمایت نمی شود و کاش داستان رمانتیک بین کلودیو و کاترین پیچ و تاپ و موضوع پیچیده تری داشت ولی با این وجود، فیلم آلن رنه، فیلم زیبا و جالبی است و فرم و طرح فوق العاده و بدیعی دارد. ترسیم فضای وهم آلود حضور موش در تداعی گذشته و طرح غرق شدن و هضم شدن در جایگاه خواب در دستگاه از نمادهای جالب فیلم رنه است.

----------------------------

855- نام فیلم: ستاره ایی متولد می شود

نام لاتین: A Star is Bo

Imdb: 7.8

ژنر: موزیکال، درام و عاشقانه

محصول 1954 آمریکا

فیلمنامه از: موس هارت

کارگردان: جرج کوکر

بازیگران: جودی گارلند(ویکی لستر)، جیمز ماسون(نورمن ماین)، چارلز بیک فورد(الیور نیلز-تهیه کننده)، جک کارسون(مت لیبی) و .....

افتخارات:

برنده 5 جایزه و 11 نامزدی حایزه از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های بازیگر مرد و زن؛ دکور، طراحی صحنه، موزیک متن و ترانه

گلدن کلوب: کاندید بهترین بازیگر زن خارجی

موضوع: استعداد اجرا و خوانندگی لستر توسط یک بازیگر دائم الخمر به نام نورمن کشف و به تهیه کننده اش برای ایفای نقش در فیلمهای هالیوودی پیشنهاد می شود و این آغاز روابط رمانتیک بین لستر و نورمن می گردد....

نظر: خوب

آنچه در فیلم برایم هیجان انگیز و جذاب بود، بازی عالی خانم جودی گارلند در فیلم بود. در این بازیگر که من چندان با بازی هایش آشنایی ندارم، پتانسیل بسیار خوبی در بازیگری دیدم. جودی گارلند قیافه خیلی دلفریبی نداشت ولی بازی خوبش مکمل این ضعفش شد. فیلم شروع خیلی خوب و منطقی داشت و کارکتر دو شخصیت نورمن(جیمز ماسون) و لستر(جودی گارلند) خیلی خوب تعریف و جا افتاد و لذا جریان روابط رمانتیک این دو شخصیت وارد وادی های شعاری و عوام فریبانه نشد. ولی فیلم با آوردن سوژه های تصاویر ثابت در فیلم، از این حسن ارتقا شروع فیلم، کاست. یک ضعف دیگر هم فیلم هم، که به اعتقاد من ضعف مهمی است، این است که اجرای موزیکال جودی گارلند گاه اصلا در متن فیلم معنای مهمی نداشت و انگار یک سری برنامه موزیک سرگرم کننده بین داستان فیلم، تیکه پاره پخش شد که شاید اگر آورده نمی شدند در اصل داستان و جذابیت فیلم تاثیر مهمی ایجاد نمی کردند. به هرحال فیلم، اشاراتی به چهره خشن دنیای بازیگری و تهیه کنندگی، نحوه تحول یک ستاره در هالییود و نیز با تجانس خوبی با حس رمانتیک غالب فیلم دارد. یعنی جریان رمانتیک نورمن و لستر مستقل از جریان داستان ستاره شدن لستر و طرد نورمن از استودیو مورد علاقه اش نیست و با آن به خوبی سازگار است. بازی خوب جودی گارلند، به احساسی شدن و جذابیت رمانتیک فیلم بسیار کمک کرده است و من اعتقاد دارم آقای جیمز ماسون در تکمیل این جذابیت، به اندازه خانم گارلند موفق نبوده است. در یک جمع بندی در ارتباط با این فیلم سه ساعته، آرزویم این بود، کاش جرج کوکر چنین زیاد اسیر جذابیت صدای خانم گارلند و اجرای طولانی موزیکال وی نمی شد!....

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 7:49

صفحه بندی