846- نام فیلم: جین شایسته
نام لاتین: Becoming Jane
Imdb:7.1
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 55 از 100
محصول 2007 انگلستان و ایرلند
ژنر: بیوگرافی، درام و عاشقانه
بازیگران: آنا هاتاوی(جین استون)، جیمز مک اوی(تام لفروی)، آنا ماکسول مارتین(کاساندرا استون)، جولی والترز(خانم استن)، مگی اسمیت(خانم جرشام)، لورنس فاکس(آقای ویسلی)، جو اندرسن(هنری استون) و ...
افتخارات:
برنده 3 جایزه و 6 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
موضوع: برشی از زندگی جین استون و جریان عشق وی به یک وکیل ایرلندی...
نظر: خوب
اگرچه نمره ایی که منتقدان به این فیلم داده اند، نسبتا پائین است ولی من اعتقاد دارم فیلم شسته و رفته است و داستان را خوب تعریف کرده است. شاید نقطه ضعف مهم فیلم را بتوان بازی نسبتا ضعیف آقای جیمز مک اوی در نقش لفروی جوان دانست، ولی کارکتر شخصیت خانواده استون خوب درآمده است. آنا هاتاوی موفق شده است به خوبی حس خانم جین استون رمان نویس برجسته انگلیسی را در فیلم نمایش دهد. ولی نقش مقابل آن لفروی نتوانسته شخصیت خود را در فرم فیلم جا بیاندازد، اگرچه فیلم با حرکت به سمت آخر خود، شخصیت پردازی بهتری از این شخصیت رو می کند. خود فیلم لبریز صحنه های زیبا و باشکوه طبیعت انگلیس است و به دل مخاطب می نشیند. تدوین فیلم، معمولی و روند جابجایی فضاها و دیالوگ ها گاه توام با تانی های بیمورد است ولی در کل فیلم درام موثری دارد و می شود، به خوبی ان را دید و از داستان رمانتیکی که درون فیلم وجود دارد، لذت برد...
--------------------------
847- نام فیلم: ساعت 5 عصر
![]()
محصول 1395 ایران
نویسنده و کارگردان: مهران مدیری
بازیگران: سیامک انصاری(مهرداد پرهام)-خوب، امیر جعفری(متوسط-خوب)، رسول نجفیان، نگین معتضدی(ضعیف)، مهران مدیری(ضعیف) و ....
موضوع: مهرداد پرهام وکیل دادگستری صبح تلفنی از بانک به وی زده می شود که اگر تا ساعت 5 عصر چکش را پاس نکند، خطر از دست دادن منزل مسکونی اش را دارد، وی با این انگیزه در حالیکه نامزدش مرتب او را با موبایل از فرانسه کنترل می کند، قصد دارد از منزل بیرون می زند ولی....
نظر: ضعیف
یک شاخصه بسیار بدی که در فیلم وجود دارد، جامعه زدگی یا قربانی کردن ارزشها و اعتبار جامعه به بهانه خنداندن مردم است. این فیلم اگرچه ادعای نقد اجتماعی و انتقاد به اخلاق های عرف شده در جامعه دارد، ولی بیشتر شبیه یک فیلم سفارشی است که گویا مهران مدیری از یک سازمان ضد ایرانی پول گرفته است، تا آن را بسازد. از اینرو این فیلم خود یک پدیده است. اگر فیلمهای بخاطر دخترم هرگز و 300 و یا آرگو بدست بیگانگان ساخته شده و فیلم سنگسار ثریا بدست هموطنان سرخورده مقیم خارج از کشور، این فیلم پدیده و محصول داخلی کشور با مجوزهای لازمه ارشادی و فیلتری نظام جمهوری اسلامی است. داستان فیلم اگرچه روند فرمی و گویایی دارد ولی یک بنای عجیب و غریب براساس یک داستانی است که احتمال وقوع آن در عصر حاضر خیلی کم است. یعنی یک آقای وکیلی که پول کافی دارد، صبح به اش زنگ می زنند و او فرصت دارد تا ساعت 5 عصر در بانک مربوطه حاضر باشد تا با پرداخت قسط خود، احتمال خطر مصادره ملکش را از بین ببرد. این زمان، زمان خیلی زیادی است، حال آقای وکیل که قصد دارد به بانکی که در اقدسیه قرار دارد، برسد، دچار سرنوشت هایی می شود که نوع خود خیلی استثنایی هستند. در این فیلم یک تم هم مرتب تکرار می شد و ان زنگهای نامزد مهرداد از پاریس بود که وی را تعقیب می کرد و به وی مشکوک بود. اما شاخصه مهمی که در فیلم حسابی آزار دهنده بود، نگاه زننده مدیری نسبت به جامعه بود. یک آپارتمان بی سر وسامان، یک بخش اورژانس بسیار شلوغ و در هم و برهم، یک پیرزن پر توقع، یک ایستگاه مترو بسیار شلوغ با آدمهای وحشی ، یک تظاهرات کارگری در هم و برهم، یک بازجوی عجیب و غریب ، یک تشییع جنازه عجیب با مهمانان خاص و ..... در واقع مهران مدیری با غلتک از روی خیلی از مردم این جامعه رد شده است. نمی شود به خاطر اغراق شدید فیلم، آن را نوعی هشدار و تکان دادن مردم بخاطر خلق و خوی اجتماعی شان دانست، این فیلم یک توهین به خیلی از آدمهای این جامعه تلقی می شود، این فیلم چه فرقی می تونه با فیلم ضد ایرانی آرگو داشته باشد. در فیلم آرگو هم تنها ایرانی خوب فیلم مستخدم خانه سفیر کانادا بوده است. این فیلم آدم خوبش یک زن پرستار خوشرو است که از آسمان به زمین آمده تا آقا بهرام را دلداری دهد. اصلا در آن اوج شلوغی جمعیت چرا بهرام؟!... اینقدر این فرود فرشته مهربان در فیلم عجیب و غریب بود که من ابتدا فکر کردم یا با توهم بهرام روبرو هستم که مدیری خواسته طعنه ایی به فیلمهای فانتزی بزند، ولی هیچکدام در نیامد. پرستار مهربان فیلم، یک کارکتر واقعی و در حین حال مضحک بود که به قول آقای بهرام وکیل، از کره دیگری بر روی زمین آمده بود. البته می شود در فیلم سرنخ هایی از فضای انتقادی هم یافت ولی مدیری آنقدر غلو در نمایش کرده است که این سرنخ ها قابل توجیه به نظر نمی رسند. توهین مدیری به پیرزن نیازمند و بستگانش، سخت آزار دهنده به نظر می رسد. در یک کنتراست دو تشییع جنازه که معلوم نیست چرا کنار هم هستند، بیش از 100 نفر از بستگان پیرزن وحشیانه خود را به سر قبر آقای خاتون آبادی می رسانند و مراسم بزرگداشت شخص هنرمند را به هم می ریزند. اصلا درباره این صحنه حرف نزنیم، اعصاب راحت تر است. شخصیت پردازی بسیار ضعیف راننده تاکسی، جریان تصادف و ..... در کل فیلم مدیری فیلم موهنی است. یک خود زنی اجتماعی!...آقا خوبه فیلم آقا بهرام با یکی دو تا کارکتر نامتجانس با جامعه.... این حس وجود داره گویا مدیری می خواد بگه... همه شما جز قلیلی بدید.... غیر از من و سیامک جان!!..... صحنه علامت V که بهرام نشان می دهد و دستگیر می شود یک جورهایی شبیه دستگیری چارلی چاپلین در جریان تظاهرات سرخ ها در فیلم عصر جدید است.... تدوین فیلم بد نیست و بازی سیامک انصاری دوست وفادار مهران مدیری مثل اغلب موارد خوب و قابل تحمل است ولی بقیه به اعتقاد من خوب بازی نکردند، حتی امیر جعفری بازیگر حرفه ایی و توانمند سینمای!!... شنیدم موقعی که ماه محرم فرا رسید مهران مدیری در توجیه نگه داشتن فیلم در پرده اکران گفت، که این فیلم کمدی نیست، بلکه اجتماعی است!.... من از شنیدن این دیالوگ پوز خندی زدم و پیش خودم گفتم: نه خیر این فیلم اجتماعی نیست، بمباران شهر و دیار مردمی است که سالیان سال در آن بزرگ شدی و به مرز بالندگی و پز دادن هنری رسیدی و حالا داری محبتهای آنان را جیران می کنی؟!!!....
-------------------------
848-نام فیلم: کفشهای باله
نام لاتین: Ballet Shoes
Imdb: 6.8
ژنر: درام و خانوادگی
فیلم سینمایی تلویزیونی
محصول 2007 انگلستان
براساس رمانی از نوئل اسمیت و فیلمنامه از هری توماس
کارگردان: ساندرا گلدباچر
بازیگران: امیلیا فاکس(سیلویا براون)، ویکتوریا وود(نانا)، اما واتسون(پولین)، یاسمین پیج(پتروا)، لوسی بونیتون(پسی)، ریچارد گریفث(عمو ماتئوس)، مارک وارن(مستر سیمپسون) و .....
افتخارات:
موضوع: درباره زندگی سه دختر بدون پدر و مادر، که در محل خانه مردی به نام عمو ماتئوس و تحت سرپرستی دختر بی سرپرستی به نام سیلویا و عمه اش نانا زندگی می کنند....
نظر: متوسط تا ضعیف
متاسفانه فیلمی که دستم رسید، زیرنویس خوبی نداشت ولی با این وجود روند و اتفاقات فیلم جوری نبود، که نداشتن معنی نصف زیرنویس ها، این حس دست دهد، که چیز مهمی را از دست داده ام. کارگردان فیلم یک زن است و شاید از اینروست که فیلم جنبه دخترانه و تین ایجری دارد و مثل این دسته از فیلم ها تنها متکی به یک سری اتفاقات کلیشه ایی است و چیز مهمی از توی فیلم در نمی آید. یک دختر که همراه عمه اش وارد خانه یک باستان شناس می شود و در آنجا می ماند و سه دختر کوچک رها شده یا پدر و مادر از دست داده بعدا وارد آن خانه می شوند و بزرگ می شوند. بعدش بخاطر فقر ساکنین خانه، خانه به تعدادی مستاجر اجاره داده شده و همین مستاجر بچه ها را وارد آموزشگاه هنر می کنند. نکته مهم فیلم این است که سه دختر، با هدف معروف شدن وارد گود آرزوهایشان می شوند و دوست دارند خود را از سرنوشت غریبه بودن و کوچک دیده شدن رهایی بخشند. بعد یک عشق کلیشه ایی بین آقای سیمپسون و سیلویای جوان رخ می دهد، ولی موضوع این است که داستان این اتفاقات و آرزوها خوب پخته نیست و همه چیز مطابق یک طرح از پیش ساخته شده بدون آنکه جوانب مهمی از هنر و کارگردانی خوب در آن دیده شود، ادامه می یابد. ولی به هرحال فیلم می تواند برای نوجوانان و جوانان کم سن و سال جذابیت های خودش را داشته باشد، بخصوص ساختار تین ایجری و جذابیت خوشرویان فیلم...
---------------------------------
849- نام فیلم: دندان نیش
نام لاتین: Dogtooth

Imdb:7.3
محصول 2009 یونان
ژنر: درام و هیجانی
نویسندگان فیلمنامه: انتیمیس فیلیپو، یورگس لانتیموس
کارگردان: یورکس لانتیموس
بازیگران: کریستوس استر جیوگولو(پدر)، میشل والی(مادر)، آنجلیکی پاپولیا(دختر بزرگ)، مری تسونی(دختر کوچک)، هریستوس پاسایس(پسر)، آنا کلار ایت ریدو(کریستینا)
افتخارات:
برنده 19 جایزه و کاندیداتوری 17 جایزه از جشنواره های سینمایی
آکادمی اسکار: کاندید بهترن فیلم خارجی)
فستیوال کن: برنده جایزه جوان
حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین فیلم خارجی
موضوع: پدر یک خانواده که مدیر برجسته کارخانه ایی نیز است، محدودیت زیادی برای زن و فرزندان خود برای ارتباط با جهان خارج از خانه اش ایجاد کرده است و روابط خاصی بین اعضای خانواده برقرار است...
نظر: خوب تا متوسط
از لانتیموس پیش از این فیلم خرچنگ را دیده بودم. دیدن این فیلم-نیش دندان- مرا به این نتیجه رساند که این کارگردان یونانی، دنیال سوژه های ناب و شگفت انگیزی است که بار اجتماعی، اخلاقی و روان شناسی داشته باشد. آنچه محور فیلم است یک فضای دیکتاتوری یا بسته است که می تواند الگوی خوبی برای معرفی و کنکاش این نوع جوامع باشد. نمونه ایی که لانتیموس انتخاب کرده است یک خانواده با محوریت پدری مستبد است که به بهانه تربیت و حفظ کیان خانواده، دور خانه خویش حفاظ کشیده است و افراد خانواده تحت تربیت پدر، توان خروج از این خانه را ندارند. در این فضای بسته خیلی از روابطی که انسانهای بیرون از ان، بدان عادت دارند و خیلی از واژگانی که استفاده می شود، تغییر می کند و به نوعی دیگر معرفی می شوند. لذا یکی از نکات داستان همین تغییر فضای روابطی است که در اثر بسته بودن محیط خانواده در آن شکل می گیرد. فیلم با تعریف اشتباه واژگان در پخش نوار ضبط صوت- که دلیل اتخاذ چنین شروعی در ان موقعیت، در حالیکه در طول فیلم خیلی از واژه ها استعمال درستی دارند، معلوم نمی شود- آغاز و بعد از آن، شرایط اخلاقی و رفتارهای برادر و دو خواهر و تعاملشان با پدر نمایش شگفت انگیزی دارد. آنچه مهم است این است که سیستم پدر به نظر خیرخواهانه است و پدر دنبال تربیت فرزندان خویش است ولی در این راه دروغ هم می گوید و یک دختر معتمد که مسئولیت نگهبانی منزلش را به عهده دارد جهت ارضا پسرش وارد خانه می کند. او برای حفاظت فرزندان، بدنبال تعبیر و تفسیر حوادث است و به شدت مراقب ارتباط آنها با فضای بیرون می باشد. ولی حاصل این سختگیری ها، کنتاکت هایی است که ذات فرزندان پدر با فضای ایجاد شده دارند. آنها تربیت پدر را به نحو مناسب نمی پذیرند و آثار س.ک.س و خشونت ذاتی آدمی را به نمایش می گذارند و پارازیت های شدید این سیستم خودکامگی و تربیتی را نمایش می دهند، ولی به هرحال به اعتقاد من لانتیموس یک جورهایی اسیر شعار زدگی سوژه فیلمش شده و فیلم فاقد فرم مناسبی است. اگرچه فضاسازی داستان خیلی خوب، یک فضای تلخ و ماتم زده را نشان می دهد و اگرچه فیلم دارای مایه های خیلی خوب بازیگری هستند- آنچه که ما در فیلم خرچنگ کمتر می بینیم- ولی فضای فیلم جوری پیش می رود که انگار لانتیموس بدنبال تحمیل شرایط آن به مخاطب است، بدون آنکه توجیه جدی درباره دلایل چنین فضایی وجود داشته باشد. در چند صحنه مثل صحنه کشته شدن گربه، یا صحنه حمله دختر به برادر، صحنه لیس زدن کریستنا توسط یکی از خواهران و ..... پردازش منطقی مناسبی شکل نمی گیرد. خود وقوع صحنه ها و اتفاقهای فیلم ماهیت منظمی ندارند و فرم محکمی از خود نشان نمی دهند. اگر این صحنه ها تعدادشان بیشتر یا کمتر می شد، تاثیر کمی در داستان فیلم داشتند. اینکه از دست دادن دندان نیش نشان آزادی باشد و دختر آن را بکند و بعد در ماشین پدر پنهان شود، سایه ایی از پیش در فیلم نشان نمی دهد، ولی به عنوان یک سمبول از فرار از دیکتاتور خیرخواه که پدر باشد، می تواند تلقی شود. ولی به هرحال آنچه در فیلم در نهایت حاصل می شود، علائمی از خام بودن فیلم لانتیموس در اجرای این لقمه فلسفی-سیاسی بزرگ است!....
--------------------------
850- نام فیلم: خط ویژه
![]()
محصول 1392 ایران
ژنر: جنایی، درام، هیجانی
نویسنده و کارگردان: مصطفی کیایی
بازیگران: مصطفی زمانی(فریدون)- متوسط، هانیه توسلی(سمیرا)-خوب، هومن سیدی(کاوه)- متوسط تا ضعیف، میلاد کی مرام(شاهین)-خوب، محسن کیایی(منوچهر)-متوسط، پری ناز ایزدیار(مرجان)-خوب تا متوسط، میترا حجار(شهرزاد)-متوسط، سام قریبیان(محتشم)-خوب
افتخارات: کاندید سیمرغ بلورین بهترین های بازیگر دوم مرد(میلاد کی مرام)، فیلمنامه و تدوین و برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نظر تماشاگران
موضوع: یک هکر(هومن سیدی)، با همکاری خواهر و شوهر خواهرش دست به هک حساب یک مفسد اقتصادی می زنند ولی پول به یک حساب دیگر اشتباها واریز می شود و ....
نظر: متوسط
پیش از این فیلم، من فیلم عصر یخبندان آقای کیایی را دیده بودم . هر چقدر به خودم فشار آوردم که به یاد بیارم داستان آن فیلم چه بود، به ذهنم نرسید. شاید از آن نظر در دو تریلر آقای کیایی تعداد زیادی موضوع پیچ در پیچ و درهم برهم ولی در حین حال متصل به هم، نشان داده می شود، بدون آنکه تداوم این صحنه ها اتکا مناسبی به عمق و وجود یک داستان قوی با پایه محکم داشته باشد. یک ایرادی که داستان خط ویژه آقای کیایی دارد، این است که خود پایه داستان دارای ایراد منطقی است. یک بنده خدایی را از مرخصی زندان در آوردند تا حسابهای بانکی را به نفع خودشان هک کند و پول را بردارند و در بروند. خود این اتفاق هک کردن و اشتباه شدن حساب، دارای علامت سوال بزرگی است. یک کارت خوان با یک سیستم... بنابراین هیچ حس جنایی و پرداخت شده ایی در مخاطب ایجاد نمی کند. بعد که فیلم وارد گود اشتباه شدن و ورود شاهین و منوچهر به داستان فیلم می شود، در حالیکه این اشتباه براحتی قابل رسیدگی است و اینکه آقای محتشم را فردی نیرومند و صاحب نفوذ نشان می دهد، پول ها راحت جابجا می شوند و موقعیت یا فرصت زمانی که برای جابجایی پولها در فیلم ادعا می شود، متکی به پایه و اساس درست درمانی نیست. نفوذ و قدرت محتشم هم بیشتر شعاری به نظر می رسد و هیچ وجه دقیق و مناسبی که این حس ایجاد شود که آقای محتشم فلان و فلان است و ارتباطاتی دارد، دیده نمی شود. ولی به هرحال فیلم روند تریلر خود را با موفقیت ادامه می دهد و کار چندان پخته ایی در معرفی شخصیت هایی که هرزگاه وارد صحنه می کند، ایجاد نمی نماید، شاید از آن نظر که فیلم مرتب باید داستان و اتفاق تعریف کند و مخاطب خود را به هیجان آورد. حتی بعضی موارد اخلاقی مانند بحث خیانت یا امانت یا دیانت یا وجه های رابین هوودی و ... که در فیلم طرح می شود، سطحی بیان و دخالت مهمی در پایه و فرم داستان ندارد. می ماند یک تریلر پیچ در پیچ آغشته به طنز که بعضی از آنها خوب در آمده اند.....
------------------------------
برچسب: شایسته,
نویسنده: نوید رضایی