خرید بک لینک

871- نام 1: 1 ها

محصول 1395 ایران

ژنر: جنگی، درام

نویسندگان فیلمنامه: منیر قیدی و ارسلان امیری

کارگردان: منیر قیدی

بازیگران: طناز طباطبایی(خوب تا خیلی خوب) - پریناز ایزدیار(خوب )- ثریا قاسمی(خوب تا متوسط)- صابر ابر(خوب)، گیتی قاسمی( خوب تا خیلی خوب) و ....

افتخارات: جشنواره فجر

برنده سیمرغ بلورین بهترین های نقش دوم زن( ثریا قاسمی) ، جلوه های ویژه و فیلم اول و کاندید بهترین های نقش دوم زن(گیتی قاسمی)، فیلمنامه، موسیقی متن، جلوه های ویژه میدانی و طراحی صحنه و لباس

موضوع: در زمان جنگ ایران و عراق ، در یک مجتمع مسکونی که فرانسوی ها در اندیمشک ساخته بودند گروهی از خانواده های رزمنده ها پناه گرفته و زندگی می کردند.... حوادث این خانه متاثر از اتفاقات دوران جنگ بود...

نظر: خوب تا خیلی خوب

فیلم ویلایی ها برای یک فیلم اولی-خانم منیر قیدی- که مدتها نامش در پشت صحنه زیر سایه نام بزرگان پنهان بود، یک اتفاق خیلی خوب سینمایی است و نوید ظهور یک استعداد درخشان دیگر در میان زنان کارگردان سینمای ایران دارد. فیلم ویلایی ها براساس گرد هم آمدن تعدادی خانواده و کارکتر زن که از مردانشان دور افتاده اند و زندگی آن ها با توجه به جنگ سخت دچار بحران شده است، ساخته شده است. در دنیای این زنان گاه مردانی وارد می شوند و دوباره از آن خارج می گردند ولی آنچه باقی می ماند، وجود عواطف و احساسات زنانه ایی است که در این جمع بطور واقع بینانه به تصویر کشیده شده است. یک زن که دنبال بردن فرزندان خود به خارج است ولی بخاطر پاسپورت ربوده شده اش، مجبور است مادر شوهر خود را تحمل کند. یک عروس که در زمان پا به ماه شدن، همسرش مجروح می شود. یک زن به عنوان مدیر که همسرش در جبهه در حال فعالیت است و با فرزندان خود مسئولیت کمپ را به عهده دارد و ..... لذا در این زن سرای اندیمشکی، ما با بازی های خوبی که از بازیگران توانمند به چشم می خورد، سرگذشت و تاثیرات جنگ را بخوبی لمس می کنیم. پیک این مجتمع مسکونی، یک ماشین هایس است که امدنش باعث دلهره و اضطراب خبرهای بد است. یک جوان که شیقته دختر جوانی در جمع است و کادویی های خود را به مدیر مجتمع می دهد ولی او آن را بدست دختر جوان نمی رساند. آنچه که در فیلم سایه های سنگینش بخوبی حس می شود و کنتراست خوبی با دنیای زنانه فیلم دارد، حضور سایه مردان است و جای خالی آنها احساس می شود. آنچیزی که باعث ایجاد این خلا شده است، جنگ است و فیلم بخوبی خود را از جبهه گیری های جنگ طلبانه می رهاند و به زندگی آدمهایش فکر می کند و جنبه های درماتیکی که جنگ می آفریند. با این وجود من اعتقاد دارم، کاش خانم منیر قیدی از آوردن صحنه های مضحک بمباران محل سکونت زنان، بخصوص جریان تیرباران خانواده پناهجویان توسط هواپیمایی عراقی پرهیز می کرد، بخصوص اینکه این حملات بسیار خطرناک و جدی در نهایت تعجب اصلا همراه تلفاتی نبود!!.... نکته دوم این است که فیلم در تعریف داستانهای زندگی ساکنین، می توانست دقیق تر و با ساختار محکمی حرفهایش را بزند. آمدن حاج حمید به محل کمپ و نیز انتظار عروس عزیز برای شوهرش خوب در آمده است. من یک جورهایی در فیلم سایه هایی از زمینه حسی مشترک فیلم جدایی نادر از سیمین و بوی پیرهن یوسف را می شنیدم ولی معتقدم رابطه عزیز با جوان زخمی بیمارستان جا نیافتاده است و با داستان فیلم چندان خود را هماهنگ نشان نمی دهد و بیشتر شعاری به نظر می رسد. در نهایت جمع بندی فیلم خیلی خوب به اتمام رسید. انتظار برای پایان بحران و دلهره برای بازگشت همسر ...آرایش و لباس نو پوشیدن عروس عزیز، به داستان فیلم و این امید بازگشت به زیبایی می آمد.... و نیازی که برای این بازگشت احساس می شود....

--------------------------

872- نام فیلم: راشمور

نام لاتین: Rushmore

Imdb:7.7

نمره منقدان در ای ام دی بی: 86 از 100

ژنر: کمدی و درام

محصول 1998 آمریکا

نویسندگان فیلمنامه: وس آندرسون و آون ویلسون

کارگردان: وس آندرسون

بازیگران: جانسون شوارتزمن(ماکس فیشر) خوب تا متوسط، بیل موری(هرمن بلوم) خوب تا متوسط،الیویا ویلیامز(رزماری کراس) متوسط و ....

موضوع: ماکس فیشر شاگرد تنبل مدرسه راشمور دارای استعداد خوبی در اجرای برنامه های فوق العاده است، او شیفته معلم مدرسه اش می شود و کراس یک صنعتگر پولدار را جهت بهبود رابطه اش آنجا می فرستد ولی

نظر: متوسط تا خوب

فیلمهای وس اندرسون هیچوقت نتوانستند رضایت کامل مرا برآورده کنند. نه تتنبام های باشکوه، نه هتل بزرگ بوداپست و نه این فیلم که اخیرا دیده ام!... وس اندرسون خیلی دوست دارد در سینمای خودش، صحنه های باشکوه و شبه فانتزی خلق کند و در کنار آنها موسیقی و آوردن صحنه های بامزه به شکل تک مضراب، نشان دهنده این است که وس اندرسون به شیک بودن فیلمهایش اهمیت زیادی می دهد ولی بیشتر این صحنه به ظاهر پزهای سینمایی هستند. خود داستان اسیر این تزئینات و تجملات فیلم می شود و گاه مخاطب داستان طلب خود را –بخاطر اینکه وس اندرسون طرفدار ضد داستان هم نیست- آزار و اذیت می کند. من خودم بواقع با وجود تجربه زیادی که در فیلم دیدن دارم، دیدن این فیلم تا حدودی مرا آزار و من با مرارات تا اخرش رفتم. تدوین های عجیب و غریب فیلم هم در این مرارات بی تاثیر نبود. ولی به هرحال ماکس فیشر که ظاهر چندان مطلوبی ندارد در عنفوان جوانی استعدادهای دیگری به غیر از درس خواندن دارد. او یک کارگردان موفق است، ضمن اینکه استعداد ایده پردازی هم دارد و با همه اینها وارد وادی عشق با زنی می شود که 15 سال از خودش بزرگتر است از اینرو مورد بی اعتنایی دراماتیک می شود که اصل و پایه فیلم را می سازد و حس ماکس فیشر نقطه مثبت فیلم است ولی داستان های موازی این حس، مانند رابطه گرفتن هرمن با رزماری یا شایعاتی که برای روابط ماکس فیشر در فیلم درست کرده اند، درست و حسابی در فیلم چفت نمی شود. به اعتقاد من خود رابطه ماکس با هرمن-با بازی بیلی موری- چندان شکل و قالب درست حسابی ندارد و فرمالیستی نیست!.... ظهور یک کارگردان موفق تئاتر در آخر فیلم هم پیش درآمد درست و حسابی ندارد و فدای ادا و اطوارهای دکور و موسیقی و تصاویر قشنگ فیلم شده است!!..... در کل می توان بسته به اینکه از سینما چی می خواهیم، هم از دیدن فیلم لذت برد و هم نصفه رهایش کرد. هر دو طرف صاحبان این دو حس، حق دارند!!....

--------------------------

873- نام فیلم: سفر به ایتالیا

نام لاتین: Journey to Italy

Imdb: 7.4

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 100 از 100!

ژنر: درام و عاشقانه

محصول 1954 ایتالیا و فرانسه

نویسندگان فیلمنامه: ویتالیانو برانکاتی . ر.برتو روسلینی

کارگردان: روبرتو روسلینی

بازیگران: اینگرید برگمان(کاترین جویس) خوب، جرج ساندرز(آلکس جویس) خوب و ......

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0046511/awards?ref_=tt_awd

برنده دو جایزه سینمایی

موضوع: کاترین و آلکس یک زوج تصمیم به سفری به ایتالیا می گیرند، آنها علیرغم روابط سردی که با هم دارند، تحت تاثیر جو ایتالیا وارد فرآیند دیگری از زندگی می شوند....

نظر: خوب

فیلم سفری به ایتالیا مدعی کنکاش در روابط سرد یک زوج است. یک زن و مرد که مدتهاست کنار هم نمی خوابند و از هم رنجیده هستند و در آستانه طلاق به سر می برند. در چند صحنه صحبتهایی از جدایی بین آنها است و در واقع روسلینی آنها در لبه دره جدایی قرار داده است. دلیلی که کاترین –بازی اینگرید برگمان- دارد این است که شوهرش زن باره است و شوق روابط با دیگران را دارد ولی با او حال نمی کند و احساسی که آلکس از کاترین دارد، این است که وی دارای ذوق هنری و سردی است و ان هیجان رمانتیکی که در زنان دیگر می یابد، در وی نمی بیند. یک کنتراست سلیقه در هر دوی آنها وجود دارد. روسلینی سعی کرده است در یک فرآیند سفر به ایتالیا این دو را با هم آتی دهد و به اعتقاد من، مشکل فیلم هم از همینجا شروع می شود، زیرا حوادثی که در سفر به ناپل و پمپی برای آنها رخ می دهد، یک جورهایی بیش از آنکه معیار داستانی داشته باشد، خود ساخته حس و فکر روسلینی است. یعنی کاترین می رود در موزه، در محل آبفشانها و محل یافتن فسیل های شهر ویران شده پمپی زیر آتشفشان و از آنها تاثیر می گیرد و در مقابل آلکس نیز در روابط با زنانی که برقرار می کند، آن نتیجه ایی که دوست دارد، بدست نمی آورد و هر دو متوجه عشقهای این دنیایی میان زنان و مردان می شوند و در نهایت به این نتیجه می رسند، علیرغم غروری که در روابطشان وجود دارد، باید با هم کنار بیایند و عشق مجددی را تمرین نمایند و شاید حضور بچه شاخص مهمی در تقویت این عشق باشد. در واقع روسلینی در فیلم سفر به ایتالیا یک فیلم اخلاقی ساخته و به روابط خانوادگی و عاشقانه زناشویی، نگاه محترمانه ایی داشته است. نکته جالب و حاشیه ایی فیلم، این است که اینگرید برگمان به دلیل عشق پشت پرده اش به روسلینی، خانواده اش را در آمریکا رها می کند و به ایتالیا می رود و محصول این روابط مدل و بازیگر معروف ایزابل روسلینی است، بخاطر همین شاید برخلاف توقعی که در جمع بندی نهایی فیلم رخ می دهد، روسلینی از نمایش بوسه اینگرید برگمان و جرج ساندرز چشم پوشی می کند!!!.....

-----------------

874-نام فیلم: ما 1 اینجا هستیم

نام لاتین: We Are Still Here

Imdb:5.7

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 65 از 100

ژنر: ترسناک

محصول 2015 آمریکا

نویسنده و کارگردان: تد ژئوچگان

بازیگران: بابارا کرامپتون(آنه ساچتی)، آندرو سنسینگ(پائول ساچتی)، لیسا ماری(می لوئیس)، لاری فسندن(جاکوب لوئیس)، مونتو مارخم(دیو مکاب) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt3520418/awards?ref_=tt_awd

برنده 1 جایزه و 10 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

موضوع: آنه و پائول-که به تازگی فرزند جوانشان بابی را از دست داده اند- در یک خانه قدیمی که به اعتقاد اهالی محلی هر سی سال یکبار بیدار می شود، اقامت می کنند .....

نظر: ضعیف

نمی دانم چرا از دیدن بعضی فیلمهای ترسناک به جای اینکه بترسم، خنده ام می گیرد. این خنده ناشی از وجه کمدی این فیلم ها نیست، بلکه از مسخره بودن آن ناشی می شود. فیلم ما هنوز 1 با یک مجموعه از بازیگران متوسط و بد، و یک داستان من در آوردی، با موجودات باصطلاح ترسناک جزغاله شده در انباری خانه، یک ملقمه در هم و برهم نمایش می دهد. یک سری موجودات روح مانند در انباری هستند که هر سی سال بیدار می شوند و دنبال قربانی هستند، بعد بابی روح فرزند از دست رفته پدر و مادر می رود تو انباری و بنای دوستی یا ارتباط با این ارواح خشن برقرار می کند تا پدر و مادر خود را از آسیب این ارواح خشن و پلید حفظ نماید!.... اهالی شهر در یک یورش عجیب وارد خانه اروح می شوند ولی همه کشته می شوند. زوج جن گیر هم که صحنه هایی الهام گرفته از سلسله جن گیرها در آنها دیده می شود، با یک صحنه ساده به قتل می رسند و در نهایت پدر و مادر بابی می مانند با سلسله روح های جزغاله ایی که در انباری هستند!.... بازی های خیلی بدی در فیلم دیده می شود، بازی اهالی شهر و نیز بازی بد زوج جن گیر، بد جوری تو ذوق می زند ولی بازی خانم کرامپتون و آقای سنسینگ میان سایر بازیگران، کمی بهتر است. در کل من به کسی دیدن این فیلم را پیشنهاد نمی کنم!....

--------------------

875-نام فیلم: بچه های خوب

نام لاتین: The Nice Guys

Imdb:7.4

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 70 از 100

ژنر: کمدی، جنایی و درام

محصول 2016 آمریکا

نویسندگان فیلمنامه: شین بلک و انتونی باگارونی

کارگردان: بلک شین

بازیگران: راسل کرو(جکسون هیلی) خوب تا متوسط، رایان گریسلینگ(هلند مارچ) خوب تا متوسط، آنگوری رایس(هولی مارچ) خوب، مارگرت کوالی(آمیلیا کانتر) خوب و ....

افتخارات تاکنون: http://www.imdb.com/title/tt3799694/awards?ref_=tt_awd

برنده 8 جایزه و 33 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

موضوع: آمیلیا دختر سیزده ساله برای رهایی از تعقیب به جکسون هیلی را به استخدام خود در می آورد، از سویی کارگاه خصوصی هلند مارچ دنبال یک ستاره پ ورن می گردد ولی این دو پرونده با هم در ارتباط بوده و سبب ارتباط کاری جکسون و هلند می شود....

نظر: متوسط

به اعتقاد من مشکل اصلی فیلم بچه های خوب، شین بلک این است که پایه داستانی ضعیفی دارد، مشکلی که حتی در فیلمهای معروف و نامی این روزهای هالیوود به وفور مشاهده می شود. یک داستان من در آوردی، بدون آنکه شکل درست و حسابی داشته باشد. یک دختر نوجوان به خاطر مبارزه با آلودگی وارد یک تشکیلات پ ورن می شود و سعی می کند با ساختن یک فیلم پ ورن، برعلیه آلودگی شهر دیترویت مبارزه کند. بعد مادر دختر در دفاع از صنایع شهر دیترویت، دست به جنایت می زند و اساس اصلی داستان و درگیر شدن دو قهرمان" نیمچه کارگاه خصوصی" در این گیر و دار بدون شالوده درست حسابی است. بعد دو کارگاه مثل نقشهای دوگانه کمدی وارد داستان جنایی فیلم می شوند. کنتراست دو کارگاه بد در نیامده است، ولی در مجموع آنچه از فیلم جذاب به نظر می رسد، تک مضراب ها و طراحی صحنه های بامزه فیلم است که خوشبختانه کم نیستند و با مزه به نظر می رسند، اگرچه در بامزگی بعضی صحنه ها، مانند افتادن امیلیا بر سقف ماشین نوعی فانتزی زدگی به چشم می خورد!... ضمن اینکه گاه دیالوگ های رد و بدل شده میان قهرمانان داستان، جفنگ و دارای اطناب هستند و دلقک بازی به نظر می رسند. به هرحال اکشن پرتعداد صحنه های فیلم، با مزه و تماشایی است و قابلیت سرگرم کردن تماشاگر فیلم را دارند و از این جهت باید به این فیلم به عنوان یک موضوع سرگرم کننده احترام گذاشت، اگرچه بیننده در نهایت متوجه می شود، از این فیلم داستان خوبی در نیامده و بلک شین فیلم را بدجوری سرهم بندی کرده است!!....

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 16:40

صفحه بندی