881-نام فیلم: مردی برای همه فصل ها
نام لاتین: A Man for all Seasons
![]()
Imdb: 7.9
ژنز: زندگی نامه، درام و تاریخی
محصول 1966 انگلستان
فیلمنامه از رابرت بولت
کارگردان: فرد زینه مان
بازیگران: پائول اسکا فیلد(توماس مور) خوب تا خیلی خوب
وندی هیلتر(آلیس) خوب تا متوسط
لئو مک کرن(کرامول) خوب
رابرت شاو(هنری سوم) خیلی خوب تا عالی
اورسن ولز(کاردینال ولسی) خوب
سوزانا یورک(مارگرت) خوب تا متوسط
نیگل داون پورت(دوک نورفولک) خوب
کرین ردگریو(روپر) خوب تا متوسط
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0060665/awards?ref_=tt_awd
برنده 33 جایزه و 8 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
آکادمی اسکار: برنده بهترین های فیلم، بازیگر اول مرد(پائول اسکافیلد)، کارگردانی، فیلمنامه، فیلمبرداری رنگی و طراحی صحنه و کاندید بهترین های بازیگر دوم مرد(رابرت شاوو) و دوم زن(وندی هیلتر)
گلدن کلوب: برنده بهترین های فیلم، کارگردانی، بازیگر مرد، فیلمنامه و کاندید بازیگر دوم مرد
بفتا: برنده بهترین های بازیگر مرد، فیلمبرداری، طراحی صحنه، فیلم، فیلمنامه و فیلم سینمای بریتانیا
جشنواره مسکو برنده بهترین های بازیگر مرد و کاندید جایزه بزرگ جشنواره
موضوع: پادشاه انگلستان هنری سوم که به واسطه مجوز کلیسای روم با بیوه برادرش ازدواج کرده از وی بچه دار نمی شود و می خواهد بر خلاف نظر شرع و کلیسای روم زن قبلی خود را طلاق و زن جدیدی را انتخاب کند ولی پائول مور در مقام صدر اعظم با این رویه پادشاه مخالف است....
نظر: خوب
محور فیلم مردی برای تمام فصول یک محور اخلاقی و اعتقادی است و نمایش دهنده شکوفایی و قدرت ایمان یک فرد در برابر زرق و برق دنیا و قدرت است. آنچه نماد است حضور یک کاردینال قدرتمند است که در نهایت به مقام صدراعظمی می رسد ولی نمی تواند با توجه به ایمانی که به خدا و اعتقادش دارد، تلاش های پادشاه انگلستان را برای راضی کردن وی به ازدواجی که مخل دین و اعتقادات مسیحیت است به نتیجه برساند. جنبه دراماتیک فیلم هم بر همین لجبازی و دینداری توماس مور بنا شده است و اینکه وی در اثر ویژگی ایمانش ظرفیت های قدرت و ثروت خود را از دست می دهد و در نهایت به مرگ تن در می دهد. شخصیت توماس مور دارای حکمت شایسته و قابل ستایش ظرفیت های نیک آدمی است. رشوه نمی پذیرد، عادل است و دین خود را فدای مصلحت نمی کند، اگرچه وی در تماس های که با کرامول و دوک نورفولک می گیرد، اعتقاد خود را شخصی می داند و حاضر نیست برای آن در کشور آشوب و انقلاب به پا کند. در این محور سلامت، آنچه که در فیلم شایسته به نظر می رسد، دیالوگ ها دقیق بدون اضافه کردن حواشی زائد به فیلم از نکات مثبت فیلم است ولی من اعتقاد دارم زینه مان چندان غرق محور قرار دادن شخصیت توماس مور شده است، که از شخصیت پردازی بعضی آدم های فیلم مانند کرامول و نیز نامزد و همسر پادشاه غافل مانده است. فیلم دیالوگ زیاد دارد و اصرار زینه مان بر دیالوگ محوری فیلم باعث شده، فیلم از ظرفیت های تصویری و زیبایی شناسی حواشی داستان، کمتر استفاده کند ولی در کل فیلم مردی برای تمام فصول یک الگو و یک ضرب مثل غنی و آموزنده برای مخاطبان خود است و جنبه دراماتیک وی تاثیر خوبی دارد.
-------------------------------
882- نام فیلم: مادر
نام لاتین: Mother!
Imdb:6.9
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 74 از 100
ژنر: درام، ترسناک و معمایی
محصول 2017 آمریکا
نویسنده و کارگردان: دارن آرنوفسکی
بازیگران: جنیفر لاورنس(مادر) خیلی خوب
خاویار باردام خوب
اد هریس(مرد مهمان) خوب
میشل فایفر(زن مهمان) خوب تا متوسط
برایان گیلسون(برادر کوچک)
دوم هانال گیلسون(برادر بزرگ) و ....
افتخارات تاکنون: http://www.imdb.com/title/tt5109784/awards?ref_=tt_awd
کاندید شیر طلایی جشنواره ونیز
موضوع: مرد نویسنده ایی برای محبت یکی از طرفدارانش که دکتر اورتوپد است به خانه راه می دهد و این آغاز به هم خوردن آرامش و زندگی همسر نویسنده می گردد....
نظر: خوب
فیلم مادر یکی از فیلمهای عجیب و غریب این روزهای سینماست و آنچنان است که می تواند طرفداران و مخالفان جدی خود را داشته باشد. فیلمی سراسر از تصاویر مهیج و گاه خشن، با انرژی زیاد که با احساسات مخاطب خود بازی می کند و حتی ممکن است باعث دلزدگی بیننده خود شود. آنچه که مشخص است فیلم سعی کرده است با نمادسازی و سمبول های اسطوره ای دین مسیحیت، حرفهایش را بزند. چند نکته در نظر دادن به فیلم دارای اهمیت است.
الف-در فیلم به اعتقاد من اشاره ها و برداشت هایی از فیلمهای معروف سینمایی شده است. مانند:
حضور مهمانانی که آرامش صاحبخانه را به هم می ریزند که اشاره تلبیعی به فیلم ویردیانای بونوئل دارد. فیلم بانوی مهرجویی نیز یک جورهایی از این موضوع برای داستان خود استفاده کرده است.
نویسنده ایی که بدنبال جایی برای نوشتن است ولی تحول درونی پیدا می کند و نظم زندگی خود و خانواده اش را به هم می ریزد، شباهت دوری با فیلم درخشش استانلی کوبریک دارد.
بدنیا آمدن فرزند از پدری که انگیزه قربانی کردن وی را دارد، اشاره ایی به فیلم بچه رزماری است، اگرچه پدر در اینجا اشاره ایی خدایی به جای شیطانی دارد.
حتی اگر کسی بگوید فیلم اشاراتی هم به فیلمهای خودروسکی مانند قسمت دوم فیلم ال توپوی و یا کوه مقدس داشته است، بیراه نگفته است.
ب-فیلم به نظر می رسد تلمیحی از سه عنصر، پدر، مادر و فرزند در جایگاه خدا، حضرت مریم و مسیح دارد. نویسنده پدر است، یک موجود خدایی که دنبال ایده ایی جدید در زندگی می گردد و اوست که باعث چالش و ناآرامی خانه است. آرنوفسکی مانند فیلم نوح، باز حکمت و قضاوت خدایی را به مبارزه می کشاند و ان را مورد نقد قرار می دهد. خدای این خانه، نویسنده ایی است که در نهایت موجود مقدس زن خانه، را دچار اضمحلال و در نهایت مرگ می کند. زن خانه با بازی به یاد ماندنی جنیفر لاورنس در واقع تلمیح وجود حضرت مریم است که در نهایت در بازی مرد نویسنده خود را نابود می کند. فرزند یک جور نمادی از حضرت مسیح است. به نظر می رسد، آرنوفسکی دست به نقد روزگار و حکمت خدایی این روزهای زندگی آدمها پرداخته است. آدمهایی که با روابط شهوانی، بی قانونی، هرج و مرج و جنگ و گرایش به خرافات آرامش خانه را به هم می زنند. اگر در فیلم کوه مقدس خودروسکی، مسیح مورد عتاب و آزار آدمها واقع می شود، در این فیلم نیز مسیح به عنوان عامل نجات و آرامش خانه، به دست آدمها به قتل می رسد. تلمیح جنگ دو برادر و قتل یکی از آنها نیز اشاره ایی به داستان هابیل و قابیل دارد.
ولی در کل در فیلم سرسام آور آرنوفسکی، هرج و مرج و بی نظمی زیاد دیده می شود. اگر با شخصیت پردازی نویسنده و همسرش مشکل نداشته باشیم و با آن کنار بیاییم، شخصیت سازی مرد دکتر و همسرش و دو فرزندانش خوب در نیامده است. بازی نسبتا عجیب و ناموفق دو اسطوره بزرگ سینما یعنی اد هریس و میشل فایفر، در این امر بی تاثیر نبوده است. اد هریس مریض یک جورهایی ما را به یاد فیلم ساعت ها می اندازد. بعضی صحنه ها و صفت ها نیز در فیلم خوب جا نیافتاده است، مانند قدرت پیش گویی زن خانه، سوراخ بودن کف اتاق و فرش، و نیز تلاش ناموفق برای تعریف این خانواده مهمان در تلمیح داستانی تثلیت میسحیت، از نقاط ضعف فیلم محسوب می شود. استفاده از سمبول کریستال در قلب مادر سوخته، بغرنج به نظر می رسد. آوردن مریم جدید و آفرینش جدید یک چرخه دراماتیک به یاد ماندنی در پایان فیلم است ولی در یک جمع بندی بخواهیم در باره فیلم نظر دهم، این فیلم را می شود دوست داشت. تفکر هنجار شکن آرنوفسکی یک تکان خوب و مهیج در سینمای این روزها می تواند باشد، مخصوصا سینمای هالیوود که به نظر می رسد بیش از گذشته دچار فقر فیلمهای خیلی خوب است.
---------------------------
883- نام فیلم: خانه دختر
![]()
محصول 1393 ایران(نمایش 1396)
ژنر: دارم
نویسنده فیلمنامه: پرویز شهبازی
کارگردان: شهرام شاه حسینی
بازیگران:
حامد بهداد(منصور) خوب
رعنا آزادی وی(سمیرا) خوب تا خیلی خوب
باران کوثری(بهار)خوب
پگاه آهنگرانی(پریسا) متوسط تا خوب
بابک کریمی(پدر سمیرا) خوب تا خیلی خوب
پردیس احمدیه(نازنین خواهر سمیرا) خوب تا متوسط
بهناز جعفری، محمدرضا هدایتی، رویا تیموریان، نیما فلاح و ....
موضوع: در آستانه عروسی منصور با سمیرا، سمیرا بطور مشکوکی فوت می کند، دوستانش پریسا و بهار بدنبال دلیل مرگ وی هستند....
نظر: ضعیف تا متوسط
می گویند فیلم خانه دختر یک فیلم سلاخی شده و سانسور شده است و تهیه کننده در اکران آن و مجوزهای لازمه مشکلات زیادی را داشته است. من فیلم اصلی آقای شاه حسینی را ندیده ام ولی فیلمی که جلوی رویم است و نسبت به آن قضاوت می کنم، واقعا یک فیلم عجیب از نظر ابتر بودن است، بی سر وته بودن، ول کردن و سر و کار گذاشتن بیینده خود!.... فیلم با یک موضوع معمایی روبرو می شود، دو دوست که به شکل دردمندانه ایی شاهد مرگ ناگهانی دوستی هستند به نام سمیرا که در شب عروسی اش به نحو مرموزی فوت می کند. این دو در یک فضای شبه کارگاهی به دنبال کشف حقیقت هستند ولی فیلم به یکباره این دو بنده خدا را به امان خدا رها می کند و به اصل داستان می چسبد، فقط در آخر فیلم یک نمایه بی معنی از این دو دوست سمیرا، به نمایش می گذارد، این یعنی اینکه بخش اول فیلم اصلا کلا ول است!.... بعد فیلم وارد بخش دوم می شود، می خواهد بگوید بیینده محترم ولش کن، بیا خودم راز مرگ سمیرا را برایت می گویم، بعد به جریان معرفی تمام نشده و ناقص خانواده سمیرا، خواستگاری و روابط خانواده منصور با عروس آینده اشان سمیرا می پردازد و در یک اوج داستانی دلیل به هم ریختگی سمیرا را در فیلم رو می کند. فضای فیلم در تعلیق قرار می گیرد، یعنی معلوم نمی شود، سمیرا بخاطر توهین خانواده همسر آینده اش از مطب فرار می کند یا واقعا باکره نیست!.... حالا می گویند، بنده خدا ممکن است در سابق مورد تجاوز محارم قرار گرفته باشد ولی فیلم در دسترس چنین هویتی را اصلا نشان نمی دهد تا ما در باره این تعلیق صحبت کنیم. لذا می ماند موهن بودن برخورد خانواده منصور با سمیرا، که آن با یک فرار و آشفتگی درون و تعقیب عاطفی سمیرا توسط منصور، یعنی کل داستان در یک جمله خلاصه می شود، سمیرا مورد توهین واقع شده، گریخته و معلوم نیست اصلا چرا مرده؟!.... یک تعداد زیادی نقطه چین و صحبت نگفته با آمدن تیتراژ پایانی بی موقع فیلم، بدون جواب می ماند. لذا فیلم، فیلم ناقص بود و پخش نمی شد، بهتر بود!... در فیلم بازی ها چون با بازیگران حرفه ایی و شناخته شده کشور انجام می شد، قابل قبول بود. ولی آنقدر نقصان داشت که ارزش صحبت کردن درباره ضعف ها و نقاط قوت دیگر فیلم نباشد!... فقط باید اشاره کنم در انتخاب کارکتر دانشجویان، آقای شاه حسینی در گزینش سنی خانم ها باران کوثری و پگاه اهنگرانی، بخصوص رعنا آزادی بدسلیقگی به خرج داده است!....
----------------------
884-نام فیلم: 1 در رم
نام لاتین: Room in Rome
Imdb:6.2
محصول 2010 اسپانیا
ژنر: درام و عاشقانه
نویسنده و کارگردان: خولیو مدم
بازیگران: النا آنایا(آلبا) خوب تا متوسط
ناتاشا یارونکو(ناتاچا) خوب
انریکو لورسو(ماکس) متوسط
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1263750/awards?ref_=tt_awd
برنده 2 جایزه و 6 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
موضوع: ناتاچا یک دختر روس و آلبا دختر اسپانیایی در یک بار با هم آشنا می شوند و ناتاچا به دعوت آلبا وارد هتل محل اقامت وی می گردد و رابطه عاشقانه بین آن دو بر قرار می شود
نظر: خوب تا متوسط
فیلم اتاقی در رم با وجود پلیدی های نمایش بی پروا ارتباطات دو زن، فیلم بدی نبود. این فیلم می تواند الهام بخش عبدالطیف کشیش برای ساختن فیلم آبی گرمترین رنگ است سال 2013 باشد. فیلم دارای فضای محدود بیشتر در یک اتاق است و از روابط دو زن و دخالت های محدود یک مرد، چیز دیگری را به خود راه نمی دهد و لذا شسته رفته و با ریتم مناسب داستان خود را تعریف می کند. یک دختر تنیسور روس که در آستانه ازدواجش با یک مرد درگیر روابط عاشقانه ایی با یک دختر دگرباش اسپانیایی در هتلی در رم می شود. ابتدا فیلم با کارکترهایی که روابط با هم را در سطحی شهوانی دنبال می کنند، شروع می شود. دختر روس دارای حیا در برقراری این روابط است ولی دختر اسپانیایی کاملا با هدف و با طرح و برنامه دنبال اهداف خود است، به همین حالت روابط این دو دختر با دروغ به هم و حس عدم اعتماد شروع می گردد ولی به مرور تبدیل به صداقت و حس رمانتیک عمیق تری می شود و این تبدیل احساس منطقی شکل گرفته می شود. نکته بعدی فیلم این است که در آن رگه هایی از اعتقادات فمنیستی و زن آزاری در فیلم در خاطرات دو دختر اصلی داستان نمود دارد. دختر اسپانیایی محصول پدری عرب است و مادر او را از عربستان به اسپانیا فراری می دهد و نامزد دختر روس و پدرش سابق براین با خواهر دوقلوی او رابطه داشته اند ولیکن مشکل فیلم این است که جنبه های دراماتیک این دو حقیقت تلخ زیر دیالوگ های عاشقانه و صحنه های گستاخانه معاشقه دو 1 چندان توانمند نشان نمی دهند. فیلم موزیک متن خوبی دارد ولی ادعاهای هنری و اوردن تابلوهای نفیس در فیلم، با توجه به سبک و سیاق و بیان فیلم، بیشتر پز روشنفکری به نظر می رسند. تعلیق آخرین سکانس فیلم، خوب درآمده است.
-----------------------
885- نام فیلم: بدون عشق
نام لاتین: Loveless
Imdb:7.9
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 90 از 100
ژنر: درام
محصول 2017 روسیه، فرانسه، آلمان و بلژیک
نویسندگان فیلمنامه: اولگ نگین و آندری زیاگنیتسف
کارگردان: آندری زیاگینتسف
بازیگران: ماریانا اسپای واک(ژنیا) خوب
آلکس روژین(بوریس) متوسط تا خوب
ماتوی نویکو (آلیوشا) متوسط
یانیاهو هوپ(دوست د ختر بوریس) متوسط تا خوب
آندریاس کیس(آنتوان) متوسط تا خوب
افتخارات تاکنون : http://www.imdb.com/title/tt6304162/awards?ref_=tt_awd
برنده 11 جایزه و 15 کاندیداتوری جوایز از جشنواره های سینمایی
گلدن کلوب: کاندید بهترین فیلم خارجی
جشنواره کن: برنده جایزه ویژه داوران و کاندید نخل طلایی جشنواره
کاندید بهترین فیلم سال حلقه منتقدان لندن
موضوع: ژنیا و بوریس زندگی زناشویی موفقی ندارند و در آستانه جدا شدن از هم هستند و این در روحیه و زندگی پسرشان آلیوشا تاثیر بدی گذاشته است...
نظر: خوب
فیلم بدون عشق زیاگنیتسف طرح جدیدی ندارد. مثل یک درخت قدیمی بی شاخ و برگ است که با هنر کارگردان فیلم و همکارانش، تزیین و غمناک شده است. یک طرح ساده که سخت آشنا به نظر می رسد. یک زن که با مرد دیگری ارتباط دارد و در آستانه جدا شدن از شوهرش است و در مقابل شوهرش نیز علیرغم تعهد کاری که در زندگی زناشویی سپرده دل به دختری دیگر سپرده و زندگی تلخی را دنبال می کنند و آنکه این وسط فدا می شود، پسر آنهاست که در نوجوانی اسیر این بحران خانوادگی و نبود عشق و محبت در محیط خانواده است. پس کل فیلم نمایش یک بحران شناخته شده است. لذا نباید از این فیلم توقع یک داستان جذاب داشت. انچه در فیلم به چشم می خورد، فضای سرد و موزیک متن غمگینی است که در کل فیلم به چشم می خورد و شادابی در آن نیست. یک تم سیاسی رقیق و انتقاد از پلیس، ولی در کل داستان این فیلم به اینجا می رسد که کمبود عاطفه و احساس چه شرایط منفوری را برای نسل جدید فراهم می کند. اصولا در چند فیلمی که از این کارگردان با کلاس روس دیده ام، موضوعات مورد علاقه وی به همین جنبه های دراماتیک عصر جدید و خرده بورژوازی روسیه برمی گردد. در فیلم سایه هایی از ناتوانی حضور مذهب روسیه جدید هم به چشم می خورد، گویا زیاگنیتسف در پی آن است که بگوید اگرچه مذهب نسبت به زمان اسبق توانمند شده و ادعاهای حفظ خانواده در جامعه بیشتر به چشم می خورد ولی در درون حصارهای این خانواده چنین نمادی دیده نمی شود ولی به هرحال فیلم شرایطی را پیش نیاورد که بشود آن را به عنوان یک مشکل اجتماعی تعمیم داد و فیلم بخاطر حصر بودنش در روابط چند نفر با هم، یک حالت ویژه و فردی داشت. طراحی فضا و فیلمبرداری و موزیک متن فیلم با جنبه درام فیلم همگونی خوبی داشت و خوبی فیلم این بود که هدفمند حرفهای فیلم را دنبال و جمع بندی کرد و زیاد وارد حواشی و زوائد نشد ولی در کل به اعتقاد من جزو کارهای خیلی خوب زیاگنیتسف در حد فیلمهایی نظیر نهنگ و یا بازگشت نیست!...
برچسب:
نویسنده: نوید رضایی