876- نام فیلم: فریب 1
نام لاتین: The Beguiled

Imdb:6.5
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 77 از 100
محصول 2017 آمریکا
ژنر: درام و هیجانی
نویسنده فیلمنامه: سوفیا کاپولا براساس رمانی از توماس کولینان
کارگردان: سوفیا کاپولا
بازیگران: کالین فارل(کورپرال مک برنی) خوب تا متوسط، نیکول کیدمن(خانم مارتا) خوب، کریستن دونست(ادونیا) خوب، اله فانینگ(آلیسیا) متوسط تا خوب و ....
افتخارات تاکنون: http://www.imdb.com/title/tt5592248/awards?ref_=tt_awd
جشنواره کن: برنده جایزه بهترین کارگردانی و کاندید نخل طلایی جشنواره
موضوع: در جریان جنگ های داخلی آمریکا، یکی از سربازان زخمی شده جنوبی به مدرسه دینی دخترانه در ویرجینیا پناه می برد و ....
نظر: متوسط تا خوب
فیلم کاپولا اگرچه ظاهرا درباره جنگهای داخلی آمریکا ساخته شده است ولی هدف نمایش تم اخلاقی و روانشناسی و فلسفی در تعامل یک مرد با چند زن است. کاپولا عمدا برای نمایش این داستان، یک مدرسه دینی که در آن دختران مشغول تدریس هستند را انتخاب کرده است، زیرا دین به عنوان منبع اخلاق سنتی و نیک مطلق است که باید وسوسه و شهوت روابط دو جنس را ارزیابی کند ولی آمدن یک مرد در جمع دختران یک جامعه باصطلاح دینی، آنها و دین آنان را برحسب روحیات مختلف آنان به چالش می کشد. شهوت، محبت، لرزش و نیز خشونت و حجب و حیا و عشق با شخصیت های مختلف داستان فیلم را بطور ترکیبی ترسیم می کنند و حتی کانون های مخالف خود را بروز می دهند و در نهایت منجر به حادثه سقوط مرد داستان فیلم می شوند. به هرحال در یک حادثه کمی مضحک سقوط مرد معادل به اصرار زنان برای قطع پای وی می شود، به نظر می رسد، قیام مردی که تنها یک پا دارد و باج دادن به وی با رابطه ایی که ادونیا برقرار می کند و در نهایت حذف وی، در کل یک هرج و مرج داستانی ناپخته است که از کارگردان فیلم خیلی خوب گمشده در ترجمه بعید به نظر می رسید. مشکل کاپولا به اعتقاد من این بود که برای رسیدن به هدف اخلاق و فلسفی فیلم، کنش هایی را انتخاب کرد که اصل و نسب درست حسابی ندارند و شعاری به نظر می رسند، حتی تظاهر مذهبی بودن مدرسه دختران نمود محسوسی ندارد که کنتراست یک مرد غیر مذهبی را در آن پذیرفت !... یعنی محتوا فراتر از فرم، خود را تحمیل می کند!... بخصوص فیلم 1 به آخرش نزدیک شود، این مشکل بیشتر خود را نشان می داد ولی در کنار این نکته، سوفیا کاپولا در انتخاب فضا، برای ترسیم فضای دراماتیک فیلم خود را توانمند نشان داده است و بازیگران فیلم بخصوص دو بازیگر سرشناس آن نیکول کیدمن و کریستن دونست، در این فضاسازی هماهنگ و موفق عمل کرده اند....
---------------------------
877- نام فیلم: سه 1
![]()
ژنر: کمدی، هیجانی
محصول 1393 ایران(نمایش 1395)
نویسندگان فیلمنامه: مهدی مظلومی و امیر برادارن
کارگردان: مهدی مظلومی
بازیگران: محمدرضا شریفی نیا(متوسط تا خوب)، محید صالحی(متوسط)، امین حیایی(متوسط تا خوب)، لیلا اوتادی(متوسط تا ضعیف)، سحر قریشی(خوب تا متوسط)، حسین محب اهری(متوسط) ، رابعه اسکویی(متوسط) ، حمید لولایی(متوسط تا خوب) و ....
موضوع: سه مامور جاسوسی خارجی برای دزدیدن یک دانشمند ایرانی وارد ایران می شوند ولی اتفاقات خاصی برنامه های دزدی آنان را به هم می ریزد....
نظر:ضعیف تا متوسط
فیلم سه بیگانه علیرغم ضعف هایی که دارد، حداقل این حسن مهم را به همراه خود پیشکش می کند، که لبخند را بر لبان مخاطبان خود جاری سازد. فیلم شروع نسبتا خوبی دارد، سه مامور که وارد ایران می شوند و مثل سریالهای یا فیلم بالاتر از خطر یا ماموریت غیر ممکن، دستور می گیرند و برنامه دزدیدن یک دانشمند ایرانی را دارند. اولین چیزی که در آغاز سفر این گروه به ایران، دامان آنها را می گیرد، بی نظمی ها و عدم مدیریت صحیح شهری است که تم کمدی-انتقادی دارد و این تم مرتب در جریان فیلم از زوایا و نمادهای مختلف به تصویر کشیده می شود. آنها در جریان ماموریت خود، مرتب با مشکلات متفاوت روبرو می شوند ولی این مشکلات، یک سلسله از لیست از پیش تهیه شده است که نیاز به داستان ندارد و صرفا باب خنده در سکانس های مختلف به تصویر کشیده می شوند. لیستی از شوخی هایی که می توانستند بیشتر یا کمتر شوند بدون آنکه به داستان آسیبی برسانند. نکته اصلی ضعف فیلم به جمع بندی نهایی آن ربط پیدا می کند. یک جمع بندی که در آن معلوم می شود، تعدادی از ساکنان آپارتمان مسکونی ، مامورین جمهوری اسلامی بوده اند که سه بیگانه را تحت کنترل خود داشتند. این جمع بندی در نهایت مخاطب را به این نتیجه می رساند، توالی حوادث و اتفاقات ساختمان و شهر با داستان و فرم فیلم، اتصال ضعیف داشته است. نکته ضعف دوم فیلم در این جمع بندی این است که فیلم به یک فیلم فرمایشی و نمایشی در ارتباط با قدرت سازمان امنیت مملکت، تبدیل شده است و یک خودستایی بدون پشتوانه داستانی، در آن شکل گرفته است. به هرحال آقای مظلومی چه در این فیلم و چه در سریال کمدی شهر قشنگ که از شبکه های ماهواره ایی پخش می شد و نسبتا سریال موفقی بود، نشان داد راه خنداندن را خوب بلد است وبه اعتقاد من خروج وی از ایران و انتخاب راهکار سینمایی که برای خود انتخاب کرده است، برای ادامه موفقیت وی، راهی اشتباه بوده است. برای پی بردن به این اشتباه کافی است نظری بر لیست فیلمهای پرفروش این روزهای سینمای ایران بیاندازیم!!....
--------------------------------
878- نام فیلم: سریر خون
نام لاتین: Thorne of Blood
Imdb:8.1
ژنر: درام
محصول 1957 ژاپن
براساس نمایشنامه مکبث اثر ویلیام شکسپیر و فیلمنامه از هیدو اوگانی، شینبو هاشی موتو، ریوزو کیکوشیما و آکیراکورساوا
کارگردان: آکیرا کوروساوا
بازیگران: توشیرومیفونه( تاکه توکی واشیزو) خوب، ایزو یامادا (لیدی آساجی واشیزو)خوب تا خیلی خوب ، تاکاشی ایمورو(نورآسو)، اکیدا کوبی(یوشیتوو میکی) و ....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0050613/awards?ref_=tt_awd
برنده سه جایزه و یک کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
کاندید شیر طلایی جشنواره ونیز
موضوع: براساس رمان مکبث اثر ویلیام شکسپیر که در آن واشیزو مطابق پیشگویی جادوگری در اثر وسوه های همسرش و خیانت عالیجانب برزک دیار خود می شود و .....
نظر: خوب
کورساوا در فیلم سریر خون همچون فیلم ابله، نشان می دهد که علاقه مند است از آثار ادبی معروف در دنیای غرب اقتباس شرقی و ژاپنی بکند. اگرچه این اقتباس در ژاپنی کردن فیلم ابله، چندان موفق به نظر نمی رسد ولی در فیلم سریر خون که از روی نمایشنامه مکبث ویلیام شکسپیر ساخته شده است، بسیار خوب عمل کرده ست و فیلم در واقع با فرهنگ و نمادهای ژاپنی خوب خود را تطبیق و ارائه داده است. وسواس کورساوا در نمایش قابهای فرهنگی ژاپن در ترسیم کاخ و فضای دیالوگ های بین شخصیت های داستان، تماشایی است، منتهی مشکلی که در فیلم وجود دارد، فضای سرد و خسته کننده فیلم است که برای مخاطب کم حوصله به دل نمی نشیند. کورساوا اگرچه در فیلمهایی نظیر راشامون، ریش قرمزی و یا هفت سامورایی به هیجان آفرینی و داستان پردازی مهیجی دست زده است، در این فیلم وفادار به نمایشنامه مکبث، بیشتر هم و غم خود را روی فضاسازی های سرد و تلخ فیلم گذارده است و از این رو در بعضی صحنه ها کش دار شدن و اطناب داستان کمی ملالت آمیز به نظر می رسد. به هرحال سریر خون همچون مکبث متکی به یک داستان اخلاقی است و نمایش سقوط و انحطاط یک قهرمان جنگ است که براساس تکلیف سرنوشت و نیز وسوسه های همسر واشیزو، اضمحلال اخلاقی در اثر جاه طلبی و حرص و طمع در زندگی را نشان می دهد. اینکه آقای فراستی فیلم را نشان دهنده جبر زندگی تلقی کرده و شخصیت های داستان را تحت انقیاد عناصر داستان می داند، گنگ و مبهم است! آنان که علیه واشیزو قیام می کنند در واقع یک قیام با اختیار بر علیه انحطاط اخلاقی و خیانت را پیشه کرده اند. صحنه نهایی تیراندازی کمان سواران به واشیزو در فیلم مشکل هندسه طراحی صحنه دارد و لذا جزو محاسن جمع بندی دراماتیک فیلم نمی دانم. بازی بازیگر مورد علاقه کورساوا توشیرو میفونه و خانم ایزو یامادا با توجه به نگرش به بازیگری با سبک و سیاق ژاپنی خوب و جذاب است.
------------------------------------
879- نام فیلم: هر قدر می خواهد سخت باشد
نام لاتین: Hell or High Water

Imdb:7.6
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 88 از 100
محصول 2016 آمریکا
نویسنده فیلمنامه: تیلور شریدان
کارگردان: دیوید مکنزی
بازیگران: چریس پاین(توبی هاوراد) خوب، بن فوستر(تانر هاوراد) خوب تا متوسط، جف بریجدز(مارکوس هامیلتون) خوب، جیل بیرمینگام(آلبرتو پارک) متوسط و ....
افتخارات تا این تاریخ: http://www.imdb.com/title/tt2582782/awards?ref_=tt_awd
آکادمی اسکار 2017: کاندید بهترین های فیلم سال، بازیگر دوم مرد(جف بریجدز)، فیلمنامه و تدوین
گلدن کلوب: کاندید بهترین های فیلم، بازیگر دوم مرد و فیلمنامه
بفتا: کاندید بهترین های بازیگر مرد، فیلمنامه و فیلمبرداری
حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین بازیگر نقش دوم مرد
موضوع: دو برادری به نام های تونی و تانر به انگیزه کسب درآمد، دست به سرقت از بانک های منطقه تگزارس غربی می زنند. مارکوس مسئول رنجر منطقه ماموریت دستگیری آنها را دارد....
نظر: خوب تا خیلی خوب
به اعتقاد من این فیلم تا حدودی تحت تاثیر کارهای برادران کوئن است. دو جناح رو در روی هم قرار می گیرند و مکنزی به هر دو جناح شخصیت و احترام گذاشته و نگاه منفی به آنها ندارد. یک طرف برادرانی که به دزدی از بانک ها مبادرت می کنند و طرف دیگر رجرهای آمریکایی که دنبال این دزدان می گردند. دیوید مکنزی مرتب در تصویر شخصیت ها، دوربین ها را به طور نوبتی بین این دو فضا عوض می کند و لذا مخاطب درگیر دو موضوع موازی می شود که در نهایت مطابق توقعی که پیش می رود، این دو موضوع با هم تلاقی کرده و داستان را جمع بندی می کنند. آنچه در فیلم زیاد دیده می شود، کلمات قصار و جملات دقیق و با محتوایی است که مرتب بین کارکترهای فیلم تکرار می شود که تا حدودی اصرار بر تداوم این کلمات قصار نکته مثبتی برای این فیلم تلقی نمی شود. به هرحال دزدهای این فیلم شخصیت های اخلاقی و حکمیانه دارند، بن برادر کوچکتر در دزدی ها معتقد به خشونت زیاد نیست و برادر بزرگ چریس، برای کمک به برادر کوچکش دست به فداکاری می زند تا او را خوشبخت کند. مارکوس که در آستانه بازنشستگی است همراه دستیار دو رگه اش در قطب مخالف قرار دارد و در پی انجام وظیفه خالصانه است. اوج داستان فیلم زمانی است که وی دستیار با وفایش را از دست می دهد و این در جمع بندی نهایی فیلم احساس برانگیز است. در کل من فیلم هر چقدر می خواهد سخت باشد را فیلمی موفق تلقی می کنم، فیلمی که فقط داستان تعریف نمی کند بلکه شخصیت های آن با دقت و با روح و روان آن توصیف می شوند.
-------------------------------------
880- نام فیلم: هفت 1
محصول 1394 ایران
ژنر: درام
نویسنده و کارگردان: هاتف علیمردانی
بازیگران: حامد بهداد(مهرداد) خوب، باران کوثری(رعنا)خوب، پگاه آهنگرانی(طناز) خوب تا متوسط، احمد مهران فر(امیرحسین)خوب، بهناز جعفری(نسرین)خوب تا متوسط، فرشته صدر عرفایی(مادر مهرداد)خوب تا متوسط، هانیه توسلی(سالومه)خوب و .....
موضوع: رعنا زن باردار هفت ماهه که در ساختمان خانه مادر شوهر زندگی می کند به شوهرش مهرداد شک دارد، در خانواده مهرداد نیز آرامش وجود ندارد و روابط پنهان خواهر و دوست خواهرش آن را تحت شعاع قرار داده است....
نظر: متوسط تا خوب
این دومین فیلمی است که از هاتف علیمردانی دیده ام. فیلم اول کوچه بی نام است و اگرچه به ظاهر از نظر داستانی با این فیلم فرق هایی دارد ولی شباهتهایی بین دو فیلم دیده می شود. در فیلم هفت ماهگی مانند فیلم کوچه بی نام یک شخصیت مظلوم و تحت فشار این بار به نام مهرداد(با بازی حامد بهداد) دارد. شخصیت های دختر خانه دچار بی تعادلی ناشی از شرایط جامعه هستند. خواهر مهرداد روابط پنهان با دیگران دارد. دوستش(هانیه توسلی) نیز با شوهر دوستش پنهانی تماس دارد. امیرحسین همکار مهرداد با خواهر مهرداد روی هم ریخته است و از طرفی در چنین شرایطی همسر مهرداد(باران کوثری) به شوهرش شک دارد و او را آزار می دهد. مادر مهرداد، به عنوان یک شخصیت عاطفی به فکر عروس باردارش است. بنابراین آنچه در این میان یک کانون و محور فیلم قرار می گیرد، شخصیت دراماتیک مهرداد است ولی مشکلی که فیلم دارد این است که شخصیت های بحران زده فیلم مانند طناز و سالومه غیر از یک تصویر ساده از ولنگاری اشان چیز دیگری به مخاطب نمی دهند و ریشه گشایی نمی شوند و بدی این ضعف این است که این شخصیت ها وارد لیست بدها می شوند، در حالیکه در نگاه ادعایی فیلم باید وجه دراماتیک این دو شخصیت بهتر شکل می گرفت. فیلم نمایش تا حدودی سطحی هرج و مرج در خانواده مهرداد و با تم ضعیف تر در خانواده رعنا است. شورشی که بیشتربه نمایش آن صرف شده و نیاز بود پردازش بعضی آدم های درون این شورش و بحران جدی تر شکل می گرفت. مانند فیلم کوچه بی نام، باز حوادث کم نظیر نقش مهمی در داستان دارند. زلزله ایی در تهران شکل می گیرد و این زلزله اهالی خانه را به کام اتفاق ناخوشایند هل می دهد، اگرچه اتفاق غیر متقربه برخلاف کوچه بی نام خوشبختانه یک حادثه به نام زلزله دارد!! ....
برچسب:
نویسنده: نوید رضایی