خرید بک لینک

901- نام فیلم: زیر سقف دودی

      

محصول 1395 ایران

ژنر: درام و اجتماعی

نویسنده و کارگردان: پوران درخشنده

بازیگران: فرهاد اصلانی(بهرام) خوب، مریلا زارعی(شیرین) خیلی خوب، بهنوش طباطبایی(رعنا) خوب، ابوالفضل میری(آرمان) خوب تا متوسط، لاله مرزبان(متوسط)، آزیتا حاجیان، شهرام حقیقت دوست، حسام نواب صفوی و ...

افتخارات:

جشنواره فجر سیمرغ بلورین بهترین های بازیگر اول زن(مریلا زارعی)  و چهره پردازی و کاندید بهترین های فیلم، کارگردانی، صدابرداری و صدا گذاری

موضوع: در زندگی خانواده سمیعی علیرغم نبودن مشکل مالی، بحران روابط میان پدر و مادر و فرزندشان آرمان وجود دارد و شیرین دنبال نزدیک کردن روابط خود با همسر و پسرش است....

نظر: خوب تا متوسط

زیر سقف دودی می توانست فیلم خیلی خوبی باشد ولی خانم پوران درخشنده در جمع بندی مشکلات فیلم، کمی دچار شلختگی و کم حوصلگی در روایت داستان شد. فیلم در کانون قرار دادن ظرفیت زندگی یک زن  و مظلومیت وی ابتدا موفق ظاهر می شود و الحق خانم مریلا زارعی در نمایش این نقش سنگین و مظلومیت توانمند بازی کرده است. حضور وی در بین شوهری که داستان زن دیگری در زندگیش است، پسری که توان رابطه گرفتن با محبت مادرش را ندارد، با تلاشهای عملی برای شکل دادن محبت در چارچوب خانواده، می توانست درام خوبی را بیافریند. زنی که برای جلب توجه شوهر آرایش می کند و دنبال ورزش و لاغری است ولیکن به اعتقاد من خانم پوران درخشنده، در آوردن نقش روان شناس در خانه و نیز شخصیت پروری بهرام در هنگام خروج همسرش از خانه، فیلم را وارد فضای دیگری می کند که بنیه محکمی از آن قبلا در داستان فیلم سر و سامان داده نشده بود!... و وقتی رعنا دنبال عشق خود بهرام التماسش می کند، درفضای فیلم بوی سانتی مانتالی شدن می پیچد و بحث تحریم ها و مشکل کارخانه آقای سمیعی، علیرغم در بطن قرار گرفتن داستان، نقشی در روایت داستانی فیلم ندارد.  در کل خانم پوران درخشنده کارگردان مهربان سینمای ایران دردمندانه بدنبال افشا بعضی واقعیت های جامعه ماست ولی وقتی خواسته است از این شمایل وارد داستان سازی برای فیلمش بخصوص در بخش جمع بندی شود، این گرایش محبت امیزش را نتوانسته، قالب و فرم درستی دهد. به هرحال بیان مشکلات جامعه شهری در این دوران جذابیت های خودش را دارد و خانم درخشنده درک درستی از واقعیت های این روزهای جامعه ما دارد.

---------------------------------------

  902- نام فیلم: پیترا

نام لاتین: Pietra

 

Imdb: 7.2

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 72 از 100

ژنر: جنایی و درام

محصول 2012 کره جنوبی

نویسنده و کارگردان: کی دوک کیم

بازیگران: جونگ جین لی(کانگ دو) خوب، مین سو جو (می سان) خوب و ....

افتخارات:  http://www.imdb.com/title/tt2299842/awards?ref_=tt_awd

جشنواره ونیز: برنده شیر طلایی

موضوع: کانگ دو که در تنهایی زندگی می کند، برای دریافت بدهی طلبکاران فقیر خود با خشونت و روشهای وحشیانه اقدام می کند و باعث نقص بدهکاران می شود تا اینکه می سان که ادعا می کند، مادر اوست وارد زندگیش می شود .....

نظر: خوب تا متوسط

فیلم پیترا مانند بعضی از فیلمهای کشور کره جنوبی درگیر اغراق سازی حوادث داستان فیلم است. حرکات خشن، اغراق در ارائه نقش، افراط گری در نمایش خشونت و یکجورهایی غلیظ کردن رنگ داستان فیلم، که طعنه به سانتی مانتال کردن موضوعات فیلم می زند، ولی به هرحال همین ویژگی هم سبب می شود، که مخاطبان تحت تاثیر داستان فیلم حال بطور اغراق آمیز قرار بگیرند، بخصوص اینکه فیلم پیترا که نامش  ماخوذ از یکی از تندیس های حضرت مریم در مقام مادر است، ادعای حماسه سازی و  احترام به شان مقام مادر است. کی دوک کیم کارگردان شهیر کره ایی با ساختار آفرینش یک مادر برای کانگ دو بیرحم، شخصیت او را دچار تغییر می کند ولی از آنجا که این هویت سازی بیشتر ساختار شعاری دارد، لذا مخاطب نباید توقع زمینه قوی تحلیل های روانشناسی و تحلیل شخصیت ها را از داستان فیلم داشته باشد و نیاز است آن را بصورت یک داستان شبه قدیمی و حماسی  بپذیرد. فیلمبرداری و دکور صحنه ها و بازی هنرپیشگان فیلم، در انتقال تصویر غلیظ حوادث و شخصیت سازی مادر کمک کرده اند و لذا فیلم، موفق می شود ارتباط خوبی با تماشگر خود بگیرد. به هرحال کارگردان فیلم خیلی خوب بهار، تابستان، پاییز، زمستان و بهار نشان می دهد، همیشه با ملایمت حرفش را نمی زند ولی دوست دارد، حرفهایی از بالا بزند ولی فیلم پیترا صرفا غرق در تصویر یک داستان حماسی ساخته ذهن کیم کی دوک، محصور می شود و چیز زیادی از آن به خاطر گنده نمایی موضوعات در نمی آید .

---------------------------------

903- نام فیلم: شکل آب

نام لاتین: The Shape of Water

 

Imdb:7.7

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 87 از 100

ژنر: ماجرایی، درام و فانتزی

محصول 2017 آمریکا

نویسندگان فیلمنامه: گیلرمو دل تورو و وانسا تیلور

کارگردان: گیلرمو دل تورو

بازیگران: سالی هاوکینز( الیسا) خیلی خوب، دوگ جونز( مرد دوزیست) ، میشائیل شانون(ریچارد استریلند) خوب تا متوسط، ریچارد جنکینز(گیلز) خوب، اکتاویا اسپنسر(زلدا) خوب، میشائیل استولبرگ(دکتر هافستلر) خوب تا متوسط و ...

افتخارات تاکنون: http://www.imdb.com/title/tt5580390/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های کارگردانی، فیلم سال، هنرپیشه اول زن، هنرپیشه دوم مرد، نقش دوم زن، موزیک متن، فیلمنامه، فیلمبرداری، طراحی صحنه، تدوین صدا، میکس صدا، تدوین و طراحی تولید

گلدن کلوب: برنده بهترین های کارگردانی و فیلم و کاندید بهترین های فیلم، بازیگر اول زن، بازیگر دوم مرد، بازیگر دوم زن و فیلمنامه

بفتا: برنده بهترین های طراحی تولد و موزیک متن و کاندید بهترین های فیلمنامه، طراحی صحنه، تدوین، فیلم، فیلمبردای

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین فیلم سال، کارگردانی و بازیگر زن سال

برنده شیر طلایی جشنواره ونیز

موضوع: الیسا که نزد نقاش هنرمندی زندگی می کند ، پیشخدمت سازمان هوا و فضای آمریکا است. او روزی متوجه حضور مردی با هیبتی عجیب در ساختمان اداری می شود و سعی در ارتباط با وی بر می آید...

نظر: خوب

فیلم شکل آب یک عاشقانه نسبتا جدید است. من فکر کنم دلیل اینکه دل توره علاقه داشت تا در تلویزیون خانه ها مرتب صحنه هایی از فیلم های کلاسیک عهد گذشته را بگذارد، نوعی اشاره به این فضای عاشقانه البته در شکل و اسلوب جدید است، اگرچه به نظر می رسد گاه نمایش صحنه های انتخاب شده فیلمها تجانس زیادی با خود داستان فیلم ندارد و کمی شعار زده است. مثل صحنه ایی که مرد دوزیست بعد از گم شدن در یک سالن سینمایی می رود.  نکته مهم فیلم که زمینه و چارچوب بر آن بنا شده است، فضای رمانتیکی است که بین یک زن سطح پایین تنها و نسبتا زشت با یک شبه انسان دوزیست وجود دارد. انتخاب خانم سالی هاوکینز به جای الیسا هوشمندانه بوده و الحق خانم سالی هاوکینز بازی بسیار خوبی را در این فضای رمانتیک بازی کرده است، اگرچه من اعتقاد دارم، بازیگران اطراف وی حتی کاندید اسکار خانم اکتاویا اسپنسر در نقش زلدا بازی درخشانی نداشته اند. ولی به هرحال این فیلم با ترکیبی از یک فضای جاسوسی و اکشن ساختار تجاری هم دارد و خوشبختانه دل توروه دچار گرایشات ضد روسی در این فیلم نشده و سعی کرده فارغ از گرایشات سیاسی اصل ماجرای فیلم را فراموش نکند. در بعضی صحنه ها هم دل توروه نمایش خوبی نداشته است. بازی متوسط ریچارد داوکینز در نقش گیلز از نکات نه چندان خوب فیلم است. در سکانسی هم که الیسا یک فضای اکواریوم مانند در حمام خانه اش برای معاشقه با مرد دوزیست درست می کند، بیشتر یک صحنه تصویر محور است و منطق فیلمی مناسبی ندارد و می شود درباره آن صحبت کرد. صحنه های اکشن فیلم هم طراحی مهندسی معمول سینمای هالیوودی را کمتر دارد. خود نمایش پتانسیل شفابخشی مرد دوزیست با پیش درامد خوبی همراه نیست. در کل به اعتقاد من در این فیلم نیاز بود روی شخصیت پردازی مرد دوزیست بیشتر کار می شد تا فیلم جذابیت و عمق بیشتر پیدا کند.   

--------------------------

904- نام فیلم: ملکه

 

محصول 1390 ایران

ژنر: جنگی و درام

نویسندگان فیلمنامه: محمدعلی باشه آهنگر، محمدرضا گوهری

کارگردان: محمدعلی باشه آهنگر

بازیگران: میلاد کی مرام(سیاوش) خوب تا متوسط، حمید آذرنگ(سیف الله) خوب تا متوسط ، مهدی سلطانی(سرگرد امجد) خوب، هومن برق نورد( عیسی)، حسین باشه آهنگر(موسی)، مصطفی زمانی(جمشید) و ....

افتخارات:

جشنواره سی ام فجر: برنده سیمرغ بلورین بهترین های جلوه های ویژه، طراحی لباس و موسیقی متن و کاندید بهترین های فیلم، نقش اول مرد(میلاد کی مرام)، نقش دوم مرد(حمیدرضا آإرنگ)، فیلمنامه، صداگذاری، صدابرداری و فیلمبرداری

موضوع: در سال هشتم جنگ سیاوش دیده بانی که مورد انتقاد یاران و فرمانده خود است و به پرورش زنبور عسل علاقه دارد، بطور اتفاقی متوجه یک دیدگاه خوب برای دیده بانی می شود ....

نظر: خوب تا متوسط

آنچه باعث جذابیت فیلم ملکه می شود، طراحی صحنه حرفه ایی و فیلمبرداری خیلی خوب و نمایش صحنه های جنگی است که از استانداردهای خوب  سینمای ایران است. فیلم موفق می شود بخوبی مخاطب خود را وارد صحنه نبرد کند و حس کنجکاوی و پیگیری آن را بر انگیزد ولی با این وجود من اعتقاد دارم، برای اینکه فیلم ملکه را یک فیلم خوب تلقی کنیم، فاصله وجود دارد. به نظر من، یکی از مشکلات مهم فیلم، طراحی منطق فیزیکی فیلم است که تصور قابل قبولی را از محل دیدگاه و اتفاقاتی که برآن می گذرد، نمی دهد و چون پایه داستان فیلم روی آن می چرخد، نقطه ضعف مهم فیلم است. دیدگاه دیده بانی که در آن بالا با چرخاندن سر در چند جهت دوربین، به همه اتفاقات سرک می کشد!... جوری که حتی این تحمیل مکانی دیدگاه، طعنه به فانتزی نیز می زند. روابط میان سیاوش و دیده بان قبلی خوب در نیامده است و بازی بد مصطفی زمانی در این ضعف نقش دارد و فضای توهمی حضور وی را خوب رقم نزند و ای کاش آقای آهنگر در برقراری این ارتباط به اصول سینمای وحشت توجه می کرد و آن را طی یک زمان بندی مناسب وارد گود فیلم خود می نمود. خود امنیت محل جنگ بدون نمایش حضور جنگنده های عراقی که نقش خطرناکی داشتند، خود سوال برانگیز است تا این تصور ایجاد شود، محیط جنگی که آقای آهنگر ترسیم کرده است، اصالت تاریخی در جنگ ندارد!... داستان فیلم بیشتر یک نمای تجسمی و ذهنی کارگردانی است، حتی استفاده از خمپاره صلح با ماسوره در این روند حس می شود.  استفاده از سمبول ملکه یک جورهایی بوی سیاسی می آید. بازی های فیلم خوب ولی در پاره ایی از قسمت ها، بوی سانتی مانتال شدن نقش ها دیده می شود، مخصوصا جریان قاطی کردن سیف الله مبنا و پیش درامد خیلی مهمی ندارد، حضور سروان عراقی که در دور شرایط بحرانی مناسب ندارد، هیچ پشتوانه فرمی روشنی از خود نشان نمی دهد.  در کل به نظر می رسد، آقای آهنگر با طرح های داستان های  خلاق خود، در نهایت آنها را  با کمی شلختگی ناتمام رها می کند. پختگی بیشتر در این لقمه بزرگتر از دهان نیاز بوده است.  

---------------------------

905- نام فیلم: لیدی برد

نام لاتین: Lady Bird

 

Imdb: 7.6

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 94 از 100

ژنر: کمدی، درام

محصول 2017 آمریکا

نویسنده و کارگردان: گرتا جرویک

بازیگران: سائورایس رونان(ماریون مک فرسون) خیلی خوب، لائوری مک کلاف (ماریون- مادر) خیلی خوب ، تریسی لتز(لاری مک فرسون) خوب، لوکاس هدگز(دنی) خوب تا متوسط، تیموتی چالامت(کیلی)، بینی فلداشتان) خوب، جوردون رودریگز(میگوئیل مک فرسون) متوسط و ....

افتخارات تاکنون:  http://www.imdb.com/title/tt4925292/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین های فیلم سال، بازیگر اول زن، بازیگر دوم زن(لائوری مت کلاف)، کارگردانی و فیلمنامه

گلدن کلوب: برنده بهترین های فیلم سال و بازیگر اول زن و کاندید بهترین های فیلمنامه و بازیگر دوم زن

بفتا: کاندید بهترین های فیلمنامه، بازیگر دوم و اول زن

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین های فیلم، فیلمنامه، بازیگران اول و دوم زن

موضوع: لیدی برد دختر جوانی در آستانه ورود به دانشگاه درگیر فقر و مقاومت مادر در ادامه تحصیل در شهر دیگری است ....

نظر: خوب

مهمترین نقطه قوت فیلم لیدی برد به اعتقاد من، نگاه به بحران و شرایط اجتماعی و رمانتیک حاکم در اطراف دختری به نام "لیدی برد"  از یک کانون و مرکزیت  شخص اول فیلم بود، یعنی فیلم خیلی خوب احساسات و عواطف فیلم را از نگاه یک دختر جوان به تصویر کشیده بود و اتفاقا بازی درخشان سائورایس رونان در نقش "لیدی برد" باعث استحکام و قوت فیلم شده بود. فیلم یک برداشت از زندگی یک دختر جوان با حواشی آن است و درآن بحرانهای خانوادگی ناشی از فقر، بی تعادلی و بی صداقتی در روابط رمانتیک و مشکلاتی که لیدی برد در تامین آرزو و هدف دانشگاهی اش در حین شادابی و پتانسیل جوانی  تعقیب می کرد، نشان می دهد، از طرفی روابط دراماتیک روابط لیدی برد با مادرش و غرور مادر و فاصله ایی که وی با دخترش دارد، یکی از پایه های فیلم است. ولی با این وجود سوالی که من آخر بعد از پایان فیلم از خود پرسیدم، این بود که دیدن فیلم نود دقیقه ایی لیدی برد غیر از نمایش یک سری از اتفاقات فیلم  چه رهاورد بزرگی برای مخاطب خود به همراه داشت. یک سیر داستانی از حوادث سرهم بندی شده پشت سرهم، که احساسات یک دختر جوان را قلقک میداد و همه این اتفاقات مثل دیدن مناظر در طول یک مسافرت از اول فیلم تا آخر فیلم طی شد و با قهر یک مادر تمام گشت. این سبک و ویژگی در فیلمهای زیادی از هالیوود دیده می شود و بیشتر شبیه یک فیلم بیوگرافی از یک شخصیت مجازی هستند. به هرحال من اعتقاد دارم، فیلم برای جذابیت بیشتر خود نیاز به شوک و فرازهای بیشتر در داستان خود داشت، چیزی که فرضا در فیلمهای Get Out و بیمار بزرگ و شکل آب در سال 2017 عیان تر دیده می شود. به هرحال طنز و دیالوگ های فیلم اصولی و فارغ از سانتی مانتال شدن بود و مشکلات جامعه جوانان آمریکا را البته بصورت ملایم و کمی مبهم به تصویر می کشید ولی همانطور که نوشتم، فیلم ضربه و هیجان داستان کم داشت!...

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: شنبه 15 ارديبهشت 1397 ساعت: 15:14

صفحه بندی