خرید بک لینک

961- نام فیلم: باقیمانده روز

نام لاتین: Remains of the Day

Imdb: 7.9

متوسط نمره منتقدان ای ام دی بی: 84 از 100

محصول 1993 آمریکا و انگلستان

براساس رمانی از کازو ایشی گورو

فیلمنامه از روث پراور جابوالا

کارگردان: جیمز ایوری

بازیگران: آنتونی هاپکینز(استیونز)، اما تامپسون(خانم کنتون)، جیمز فاکس(لرد دارلینگتون)، پیتر واگان(پدر)، کریستوفر ریو(لوئیس)، هوگ گارنت(کاردینال) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0107943/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های فیلم درام، کارگردانی، بازیگران اول مرد و زن، کارگردانی، فیلمنامه اقتباسی، طراحی صحنه و موزیک متن

گلدن کلوب: کاندید بهترین های فیلم درام، کارگردانی، بازیگران اول زن و مرد، درام و فیلمنامه

بفتا: برنده بهترین بازیگر مرد و کاندید بهترین های بازیگر زن، فیلمنامه اقتباسی، فیلمبرداری و فیلم

حلقه, منتقدان لندن: برنده بهترین های بازیگر مرد، کارگردانی و فیلم سال انگلستان

نظر: خوب

فیلم باقیمانده روز سعی کرده وفادار به رمان معروف ایشی گورا نویسنده معروف ژاپنی تبار انگلستان باشد. من این رمان را تقریبا با دقت خوانده ام و با توجه به این موضوع، به اعتقاد من فیلمنامه تهیه شده از رمان، بطور کامل نتوانسته دیدگاه ایشی گورویی داستان را به بیننده منتقل کند. شاید از اینرو که نویسنده و کارگردان فیلم، داستان مشکلی را برای نمایش انتخاب کرده بودند و تبدیل آن به فیلم طبعا مشکلات خاصی به همراه داشت. به همین علت هم در فیلم پیش رو صحنه های مهمی از رمان باقیمانده روز بخصوص بخشهای سفر استیونز و اقامت در چند محل برای دیدار خانم کنتون آورده نشده است. به هرحال رمان یک تک گویی طولانی از پیشخدمت سابق یک لرد سیاستمدار قدیمی است و بخوبی از زاویه نگاه فلسفی وی دنیا نگریسته شده است ولی در این فیلم مقداری از این ماهیت فاصله گرفته شده ولی با این وجود سایه های قوی رمان در فیلم دیده می شود. از جمله اینکه استیونز به علت شغل و تعهد شغلی قوی که داشته است، به تمایلات عشقی و عاطفی درونی خود پشت پا زده و این جنبه، اساس قوی دراماتیک فیلم را تشکیل می دهد که در جمع بندی فیلم به اوج خود می رسد. طرح و دکور و لوکیشن های فیلم بسیار خوب در آمده ولی بعضی کارکترهای مهم مانند سیاستمداران فیلم نیاز به پرداخت قوی تر داشت که شاید بخاطر ناچار بودن کنسرو کردن فیلم در یک زمان تقریبا دو ساعته بوده است. در فیلم بازی آنتونی هاپکینز در نقش استیونز برجسته و دیدنی است ولی به اعتقاد نقش مقابل وی اما تامپسون(در نقش خانم کنتون) در حاشیه این برجستگی قرار گرفته، مگر در جمع بندی فیلم که وارد تقابل رمانتیک خوبی به سرانجام می رسد. در کل برای منسجم شدن فیلم، زحمت زیادی کشیده شده ولی تدوین فیلم در حد یک فیلم خیلی خوب از پس اینکار برنیامده است. در کل فیلم بازمانده, رور برای کسی که حوصله خواندن رمان را ندارد، اختصار جالب و جذابی است...

-------------------------------

962- نام فیلم: سابقه, خشونت

نام لاتین: A History of Violence

Imdb:7.5

نمره متوسط منتقدان در ای ام دی بی: 81 از 100

ژنر: درام و هیجانی

محصول 2005 آمریکا، آلمان و کانادا

براساس رمان تصویری از جان واگنر و وینس لوک

فیلمنامه از جوش اولسون

کارگردان: دیوید کراننبرگ

بازیگران: ویگو مورتنسن( تام استال)، ماریا بلو(ادی استال)، اد هریس(کارل فوجارتی)، ویلیام هارد(ریچی کوزاک)، اشتون هولمز(جک استال) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0399146/awards?ref_=tt_awd

برنده 37 جایزه و 80 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های نقش دوم مرد(ویلیام هارد) و فیلمنامه

گلدن کلوب: کاندید بهترین های فیلم درام و بازیگر اول زن

بفتا: کاندید بهترین فیلمنامه

فستیوال کن: کاندید نخل طلایی جشنواره

سزار فرانسه: کاندید بهترین فیلم خارجی غیر فرانسوی زبان

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین های فیلم سال، بازیگر مرد، بازیگر زن و کارگردان سال

موضوع: بدنبال حمله دو جانی به کافه تام استال و درکیر منجر به قتل دو مهاج، چهره تام به عنوان یک قهرمان در شهر و روزنامه ها مطرح می شود، ولی همین موضوع باعث مشکلات وی از سوابق قبلی می گردد...

نظر: متوسط تا خوب

فیلم سابقه خشونت کراننبرگ براساس دو روی حساسیت انسانی شکل گرفته و سعی کرده این دو را در کنتراست با هم نشان دهد. یکی روحیه صلح طلبی، فرار از دعوا و جنگ و قتل و محبت و عاطفه و دیگری خشونت و سبوعیت و دعوا وقتل... در واقع اساس داستان فیلم بر همین موضوع می چرخد و اینکه کراننبرگ چقدر موفق شده است چرخش گرایش انسان را از این رو به آن رو به نمایش بگذارد، بحث دیگری است! فیلم دارای صحنه های حاشیه ایی معترضه هم است، مانند صحنه جالب اول فیلم درباره معرفی دو قاتل که با توجه به تمرکز اول داستان به نظر شخصیت های مهم داستان هستند ولی همان اول به آسانی به فنا می روند و یا صحنه معا شقه تام و ادی در هتل با هم، که بیشتر به نظر جنبه جذابیت ج نسی مدنظر بوده تا پروار کردن داستان... ولی به هرحال فیلم در چرخش های اخلاقی افراد آنها را بطور ناگهانی وارد صحنه می کند، مانند درگیری تام( با بازی ویگو مورتنسن) و قتل دو جانی، که سبب شگفت انگیزی مخاطب فیلم می شود و البته بعدا مخاطب جواب این اتفاق را در داستان می گیرد، یکی هم شرح تغییر جلوه های پسر خانواده که در ابتدا آدم مصلحت جویی به نظر میاد ولی زیر فشار جنبه های خشونت خود را نشان می دهد ولی در باره موفقیت وی در دعوای مدرسه ایی با دو همکلاسش که بد هم بازی کرده بودند، این حس دست می دهد که گویا در وجود جک پسر خانواده، ژن بروس لی پدری نیز جاری است که ناگهان اینقدر توانمند می شود ولی به هرحال مشکل مهمی که به اعتقاد من در فیلم وجود دارد، همین جنبه های سانتی مانتال قدرت پدر خانواده در مواجه با دشمنان و جانیان و قاتل ها است که با توجه به روشن نشدن شیوای گذشته وی، خود جای سوال فراوان دارد! ... ولی به هرحال تام استال قهرمان فیلم، بقول خودش بعد از سه سال کار روی خودش، تولد دیگری دارد و وی دوباره بعد از درگیری ها و اتفاقاتی که برای وی پیش می آید دوباره بدان بازمی گردد بازی های و کارگردانی فیلم معمولی است ولی سوژه فیلم برای جذب مشتریان فیلمهای, هیجانی جذابیت لازمه را دارد....

-----------------------

963- نام فیلم: خوشه, های خشم

نام لاتین: The Grapes of Wrath

Imdb:8.1

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 95 از 100

ژنر: درام و تاریخی

محصول 1940 آمریکا

براساس رمانی از جان اشتاین بک

نویسنده فیلمنامه: نونالی جانسون

کارگردان: جان فورد

بازیگران: هنری فوندا(تام جود)، جین دارول(ما روت)، جان کاروین، چارلی گرامپ دین، شرلی میلز و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0032551/awards?ref_=tt_awd

برنده 11 جایزه و 5 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: برنده بهترین های بازیگر نقش دوم زن( جین دارول) و کارگردانی و کاندید بهترین های فیلم، بازیگر اول مرد(هنری فوندا) ، فیلمنامه ، ضبط صدا و تدوین

موضوع: بدنبال اخراج یک خانواده فقیر از زمینهای کشاورزی اجاره ایی از اوکلاهما، آنان برای کار و شرایط بهتر زندگی راهی ساتفرانسیسکو می شوند ولی...

نظر: خیلی خوب

من رمان جان اشتاین بک را نخوانده ام ولی در یک نگاه فیلم خوشه های خشم بازگو کننده خوب جریان سختی های گروهی از خانواده های آمریکایی برای جستجوی زندگی جدید است، چیزی که کمتر در سینمای هالیوود به این حدت و شدت به تصویر کشیده شده است. آنچه در فیلم جان فورد به نحو موفق عمل کرده است، ترسیم خوب کارکترهای گرفتار در شرایط بحرانی است و این موفقیت باعث شده است، فیلم نمایش دهنده یک واقعیت عمیق و انعکاس آن در زندگی شخصیت های فیلمش باشد. در فیلم مانند سایر فیلمهایی که از جان فورد دیده ام، روایت خطی، من جمله سفر همراه با اتفاقهایش مبنای داستان واقع شده است. جان فورد با ظرافت روی روایت خطی خود، زندگی یک خانواده آمریکایی را تصویر کرده است. آنچه در این اتفاقات نقش عمده بازی می کند جریانهای انسانی و مودت آدمهای فیلم است که حس انسانی خوبی را به همراه دارد، مانند دلسوزیهای ماروت به فرزندان گرسنه کمپ مهاجران، برخورد انسانی کامیونداران و مغازه دار با خانواده فقیر فیلم، اتحاد و همدلی خانواده و دوستان در گرفتاری ها از نمادهای آن است ولی جریانهای خشونت و توطئه و طمعکاری کارفرمایان چهره زشت سرمایه داری ان دوران آمریکا را ترسیم می کند. شروع فیلم با آزادی از زندان تام جود به خاطر کشتن یک رقاص شروع می شود. جریان غد بودن و کله شقی تام جود در ظرفیت های انسانی فیلم ادامه پیدا می کند و این تداوم اخلاقی وی به خوبی در فیلم باقی می ماند تا در نهایت قانون را همچنان در مقابل وجه انسانی این تندی رفتاری طرح نماید. ترسیم چهره کشیش سابق یک نقد بر فرآیند مذهبی بر مشکلات اخلاقی جامعه تلقی می شود. استیل طنز تلخ فیلم با فرم فیلم همگونی دارد. در کل فیلم خوشه های خشم با وجود رنگ و لعاب قدیمی اش، فیلمی است با چهره انسانی و ظرفیت های عمیق اخلاقی خود!

---------------------------

964- نام فیلم: لاتاری,

ژنر: درام و جنایی

محصول 1396 ایران

نویسندگان فیلمنامه: ابراهیم امینی و محمدحسین مهدویان

کارگردان: محمدحسین مهدویان

بازیگران: ساعد سهیلی(امیرعلی)، زیبا کرمعلی(نوشین)، هادی حجازی فر(موسی)، حمید فرخ نژاد(مرتضی)، جواد عزتی(نیما)، نادر سلیمانی(نعیم)، علیرضا استادی(پدر نوشین)، مهدی زمین پرداز(سامی) و ...

کاندید سیمرغ بلورین بهترین جلوه های بصری

موضوع: امیرعلی قصد ازدواح با نوشین را دارد ولی با مخالفت جدی پدر نوشین روبرو می شود. پدر نوشین در پی این است که دخترش را برای رهایی از فقر به کار مدلینگ به دبی بفرستد...

نظر: متوسط

من بعد از دیدن فیلمهای عبور از غبار و ماجرای نیمروز معتقد شدم آقای مهدویان سینما را می شناسد و توانمندی خوبی در جذب مخاطب خود دارد و شگردهای خوبی در نمایش صحنه های سینمایی از خود نشان می دهد ولی در کنار اینها معتقدم با توجه به تفکر و جهان بینی که آقای مهدویان دارد، این خطر وجود دارد مانند بعضی سینماگران سیاست زده ، در ایشان گرایش به تهیه فیلمهای شعاری و سطحی کشیده شود. این نه به معنای مخالفت با تفکرات آقای مهدویان دارد ولی آقای مهدویان گاه همان مشکلی را پیدا می کند که کارگردانان مخالف نظام در ورای مرزها فیلمهایی مثل سنگسار ثریا یا تهران تابو را می سازند. دنبال یک سوژه تند می گردند تا تماشاگر را جذب عواطف و داستان شعاری خود نمایند. فیلم لاتاری به اعتقاد من از دو فیلم دیگری که از آقای مهدویان دیده بودم ضعیف تر بود. دیالوگ های زیاد، بازیگری های اغراق آمیز و تقلید از سینمای آبگوشتی قبل از انقلاب در کنار احساس برانگیز و سانتی مانتال فیلم بر کیفیت فیلم تاثیر گذاشته است. جالبی این فیلم این است که آقای مهدویان یک شخصیت عاشق پیشه را در کنار یک شخصیت جبهه ایی و حزب اللهی قرار داده است که در نوع خود در سینمای ایران سوژه بدیعی به نظر می رسد. به اعتقاد من بهترین کارکتر فیلم موسی ( هادی حجازی فر) بوده است که در آن وی در قالب یک جبهه ایی عصبانی ولی با معرفت خود را خوب با تم عاشقانه فیلم سازگار کرده است! یک جورهایی تم آدم های لوطی سینمای سابق و نوین در چهره آقای حجاز فر شکل گرفته ولی متاسفانه شخصیت بازیگر ماهر این روزهای سینما آقای فرخ نژاد در نفش موسی شکل و شمایل درست و حسابی به خود نگرفته و ضعیف پرداخت شده است!... در کل سانتی مانتالی شدن در بعضی سکانس ها از توانایی کیفی فیلم کاسته ولی با این وجود امضا و برند آقای مهدویان در حس ایجاد جذابیت در فیلم حس می شود...

-------------------

965- نام فیلم: فروپاشی, حلقه شکسته,

نام لاتین: The Broken Circle Breakdown

Imdb: 7.8

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 70 از 100

ژنر: درام، موزیکال و عاشقانه

محصول 2012 بلژیک و هلند

فیلمنامه از جوهان هلدنبرگ و مایک دوبلز

کارگردان: فلیکس وان گروئینگن

بازیگران: جوهان هلدنبرگ(دیدیر)، ویرله بیتنز(الیز)، نل کتریزه(مایبل) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt2024519/awards?ref_=tt_awd

برنده 33 جایزه و 25 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید بهترین فیلم خارجی

سزار فرانسه: برنده بهترین فیلم خارجی

موضوع: دختر زون جوانی در هشت سالگی گرفتار بیماری سرطان می شود و خانواده بدنبال درمان وی هستند و ...

نظر: متوسط

فیلم گروئینگن بازی با زمان را دوست دارد. مرتب سکانس های فیلم جریان روایت خطی داستان را از نظر زمان بندی به هم می ریزند و اتفاقا من این شیوه بیان داستان را دوست دارم زیرا باعث می شود، فیلم با یک هویت عمیق تر ناشی از سوال برانگیز شدنش، برای مخاطب ارائه شود. ولی داستان فیلم اسیر سانتی مانتال است و اغراق در بازی و نیز در جمع بندی داستان باعث شده علیرغم زحمت زیادی که دو قهرمان اصلی فیلم کشیده اند، اسیر یک تم احساسی درب و داغون مانند انتخاب نام فیلم ، شود. البته تلاش شده در فیلم عرصه های عشق و مرگ و زندگی معجونی دیدنی از خود نمایش دهند، تم فلسفی نیم پز در این تلقی شکل دارد و حتی گروئینگن زنده شدن روح را بمانند فیلم معروف روح جری زاکر، بصورت یک اصل متافیزیکی در موضوع گنجانده تا آشفتگی آن بیشتر شود. در گوشه هایی از فیلم هم فریادها و عربده سیاسی دیدیر شخصیت اصلی مرد فیلم، در ارتباط با محدودیت بوش برای پیشرفت های نوین علم ژنتیک، به درون مایه های شعاری گرایش پیدا کند که البته طبعا در کسر کیفیت فیلم تاثیر دارد. آهنگ ها و موسیقی فیلم شنیدنی است اگرچه فیلم در بلژیک ساخته شده، نواها سخت آمریکایی و کانتری است که در نوع خود عجیب است. متاسفانه من زیر نویس ترانه ها را در فیلم نداشتم تا به ارتباط آنها با موضوع داستان نظری, دقیقتر داشته باشم. در کل فیلم فروپاشی حلقه شکسته، بیشتر به عاطفه نگاری شخصیت ها توجه بیشتر داشته تا شکل دهی فرم یک فیلم برتر و آن را نمی توان جزو یادگارهای جدی سینمای معاصر دانست!...

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: چهارشنبه 21 آذر 1397 ساعت: 7:19

صفحه بندی