956- نام فیلم,: شهر جزیره
نام لاتین: City Island
![]()
Imdb:7.4
متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 66 از 100
ژنر: کمدی، درام
محصول 2009 آمریکا
نویسنده و کارگردان: ریموند د فلیتا
بازیگران: اندی گارسیا(وینسه ریزو)، جولیان مارگولیز(جویس ریزو)، استیون استرایت(تونی)، امیلی مورتیمور(مولی)، ارزا میلر(ویسنه جر)، دومینکا گارسیا لوریدو(ویویان ریزو)، کری بیکر رینولدز(دنیس) و ....
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt1174730/?ref_=nv_sr_1
برنده 3 جایزه و 4 کاندیداتوری از مجامع سینمایی
موضوع: ویسنه ریزو افسر تادیبی زندان، بطور تصادفی متوجه وجود پسرش می شود که به علت نداشتن ضامن به زندان افتاده است، او تصمیم می گیرد پسرش را وارد زندگی آشفته خانوادگی خود کند....
نظر: متوسط تا خوب
فیلم شهر جزیره می توانست فیلم خیلی خوبی باشد. شروع فیلم چنین نویدی را می داد. معرفی یک خانواده با کارکترهای خاص و تلفیق با مزه کمدی و درام که گویا می خواهد خود را نماینده عصر زمان خود در آمریکا معرفی کند. حتی آوردن تونی فرزند گمشده وینسه به درون خانواده بر این الگو می توانست بار قوی تری را به همراه داشت. ولی متاسفانه این پتانسیل اسیر تداوم خوب خود نشد و داستان وارد گود کمدی های فاقد عمق و معنای کیفی شد. معرفی اینکه در دیالوگ اول فیلم اهالی جزیره را به دو دسته مهاجران و افراد بومی تقسیم می شوند، در داستان نقشی ندارد!... آوردن علاقه پسر کوچک خانواده به زن چاق همسایه یک کمدی بی هویت در داستان فیلم به نظر می رسد و حتی نقش دو ست دختر چاقش یکی از کارکترهای ضعیف فیلم محسوب می شود. ولی به هرحال فیلم به اعتقاد من با طرح علاقه وینسه ریزو به هنرپیشگی بدنیال اتصال این دو مفهوم است که انسانها در زندگی خود نیز با دروغ هایشان مانند بازیگران فیلم بازی می کنند و آنچه نشان می دهند، نیستند... آنچه اساس سست خانواده ریزو را شکل داده است، دروغ است و همه مانند هنرپیشه ها در حال فیلم بازی کردن هستند! ... لذا با این برداشت می توان کلاس هنرپیشگی را در فرم فیلم پذیرفت، اگرچه داستان فیلم در نهایت مانند بعضی از فیلمهای هالیوودی با یک جمع بندی گل و بلبلی به اتمام رسید، تا هیجانی که در فیلم برای آن تلاش شده بود، چندان به بار ننشیند. بازی های هنرپیشگان هر قدر به سمت پایان فیلم رفت، وارد اغراق و تکرار بیشتری شد و نمایش دلپذیری از کارگردانی فلیتا نشان نداد. ولی به هرحال آنچه در فیلم باعث جذابیت است، کمدی با مزه فیلم است ولی قطعا برای خوب دانستن فیلم شهر جزیره کفایت نمی کند!...
----------------------------
957- نام فیلم: موروثی
نام لاتین: Hereditary

IMDB:7.4
متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 87 از 100
ژنر: درام، ترسناک و معمایی
محصول 2018 آمریکا
نویسنده و کارگردان: آری استر
بازیگران: تونی کالته(آنی)، گابریل بایرن(استیو)، آلکس ولف(پیتر)، میلی شاپیرو(چارلی) و ....
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt7784604/awards?ref_=tt_awd
برنده 1 جایزه و 9 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی تاکنون
موضوع: داستان فیلم درباره خانواده ای است که به تازگی مادربزرگ خودشان را از دست داده اند. آنی ( تونی کولت ) که یک مینیاتور ساز است و مادر دو فرزند، مراسم درگذشت مادرش را به همراه خانواده اش برگزار می نماید. ولی اتفاقاتی از وجود ارواح و نیز رفتارهای عجیب چارلی در خانواده در حال وقوع است...
نظر: خوب تا متوسط
فیلم موروثی که می خواندم که عنوان ترسناک ترین فیلم 2018 را به یدک می کشد، فیلم روشنی نبود و بیشتر اسیر صحنه هایی بود که ربط مهمی به داستان پیدا نمی کردند، لذا در کیفیت تلفیق داستان و وقایع، فیلم لنگ میزند. خوب دختری که وارث یک تاج شیطانی بود و باید در وجود جنس مخالف حلول میکرد، داستان را وارد اطناب صحنه های زیادی کرد که در جمع بندی نهایی داستان چندان موفق عمل نمی کرد!... به نظر می رسد آری استر، مثل خیلی از فیلمهای ترسناک ببشتر دنبال دلهره آفرینی بوده است ولی متاسفانه حتی در صحنه های زیادی از فیلم تدوین نسبتا بد آن، فیلم را کم انرژی و کم رمق نشان می داد، چیزی که در یک فیلم ترسناک که پتانسیل زیادی برای جذاب شدن است، نباید وجود داشته باشد!... صحنه های زیادی از اول فیلم کلیدهای داستان به شمار می آیند، مانند صحنه نوشتن روی دیوار، کشیدن مثلث روی زمین، کشیدن پشت سرهم نقش یک پسر روی دفترچه یادداشت، کندن کله کبوتر ، تعقیب پیتر توسط نور، خواب دیدن حمله مورچه ها و حمله به پیتر و غیره غیره... و در نهایت به آتش کشیده شدن استیو که از نظر ادعای داستانی فیلم روشن نبود و صحنه های پرواز مادر روی دیوار و خودزنی وی که اصلا برای من این قابلیت مفهوم نشد، آیا مادر در نقش یک قدیسه دنبال حذف شیطان بوده است. حتی آمدن دوست مسن مادر خانواده، جوآن و تشویق مادر برای احضار ارواح چندان به داستان کیفیت خوبی نداد و فقط در یک جمع بندی آری استر، مرتب در حال صحنه سازی برای ترسناک کردن فیلم بوده است تا پروار کردن داستان ان و البته در جمع بندی نهایی اصرار دارد تماشاگر بتواند پازلهای صحنه های عجیب داستان را به هم گره بزند!... درست کردن لگوهای مرتبط با داستان فیلم و رابطه آن با داستان را من زیاد نفهمیدم و اصلا اینکه چرا این اصرار وجود دارد، که آنی مادر خانواده باید مرتب با این تکنیک درست کردن اتفاقات فیلم بصورت ماکت، نمایش داده شود...فیلم لوکیشن های، نورپردازی و صحنه پردازی های خوبی دارد و فیگور آنها بخصوص در محیط خانه- نه مدرسه و کالج- به قواره های یک فیلم ترسناک می خورد. در بازی ها من بازی آلکس ولف در نقش پیتر را بیشتر از بقیه قبول داشتم، خانم تونی کالته علیرغم انرژی و زحمت خیلی زیادی که برای فیلم کشیده، نقش خود را غلیظ تر از حد منطقی نشان داده است. در کل فیلم موروثی را نباید برخلاف بعضی ادعاها یک شاهکار در ژنر فیلمهای ترسناک تلقی کرد، حتی باید بگویم در ژنر یک فیلم تجاری انقدر که تصور می شود و تبلیغ می شود، فیلم ترسناک نیست!...
----------------------------
958- نام فیلم: عصبانی, نیستم
![]()
ژنر: درام و عاشقانه
محصول 1392 ایران
نویسنده و کارگردان: رضا درمیشیان
بازیگران: نوید محمدزاده(نوید)، باران کوثری(ستاره)، رضا بهبودی(آقای جوادی)، بهرام افشاری، میثاق زارع...
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt3508112/awards?ref_=tt_awd
کاندید بهترین های نقش اول مرد، نقش اول زن، تدوین، صدابرداری، صداگذاری و جلوه های ویژه جشنواره فجر
موضوع: نوید دانشجوی ستاره دار و تعلیقی دانشگاه، با روجیه ای ذاتی عصبانی بدنبال راهی برای کسب درامد در زندگی آینده خدا با ستاره است....
نظر: خوب
فیلم حاشیه دار من عصبانی نیستم بخاطرطرفداری از اتفاقات سال 88 و پیش کشیدن موضوع دانشجویان ستاره دار مورد ممیزی و مخالفتهای جدی اصولگرایان قرار گرفته بود، مدت 4 سال اجازه نمایش نداشت، تا اینکه گویا با حذف دقایقی از فیلم، در نهایت اجازه اکران گرفت! اگرچه من فیلم اصلی را ندیده ام ولی فیلمی که هماکنون در شبکه های رسانه ایی بصورت دی وی دی در اختیار عام قرار گرفته است، بیش از آنکه یک فیلم سیاسی جدی باشد، یک فیلم انتقادی اجتماعی و یک رمانس خوب ایرانی است!...در فیلم سه روند پایه آن را ساخته است:
ا-عصبانیت ها و مشکل روانی نوید قهرمان داستان، که گویا ذاتی است و در کنتراست با اجتماع و اتفاقاتی که در زندگی نوید می گذرد، بصورت قطع های تصویر و حرکتهای دوربین و خوردن مرتب قرصهای آرام,شبخش و حضور با دکتر روانشناس و درگیری ها یا برخوردهای خیالی نوید شکل می گیرد و در کل فیلم تکرار می شود.
2-جریان زیبای رمانس فیلم که در ارتباط با عشق و علاقه نوید و ستاره در کل داستان تکرار می شود که نقطه قوت فیلم است و آقای درمیشیان خیلی خوب آن را بصورت یک تم تکراری در کل فیلم آورده و بعد عاطفی قوی به فیلم بخشیده است.
3-جریان اتفاقاتی که نوید تلاش می کند تا در جامعه و مشکلاتی که در آن وجود دارد با توجه به اخلاقیاتی که به آن اعتقاد دارد، برای تامین یک زندگی عاشقانه با ستاره تلاش کند که بعد انتقادی فیلم را شکل می دهد و در آن درمیشیان به جریان ناسالم و دلال منشی و گرایشات غیر اخلاقی مستتر در جامعه اشاره دارد، که با توجه به دلیل تعلیق نوید از دانشگاه، این روند فیلم موضوع اعتراض نوید به شرایط سیاسی کشور را موجه جلوه می دهد. البته به اعتقاد من این تم فیلم، نیاز به پرداخت بهتری داشت و سلسله موضوعات زیاد مطرح شده در آن، کمی آشفته است. جریان دو دوست و همخانه نوید که مجوز پخش آلبوم خود را نمی گیرند، نیز در فیلم خوب در نیامده و این دو شخصیت در روند فیلم خوب کارگردانی نشده و خوب جا نیافتاده اند.
اما باید در این فیلم به بازی دو قهرمان اصلی داستان نوید محمدزاده و خانم باران کوثری اشاره داشت که بازی خیلی خوبی ارائه داده اند، بخصوص آقای نوید محمدزاده تقش دراماتیک خیلی خوبی را نمایش داده و نقش نوید در این فیلم جزو نقشهای به یاد ماندنی سینمای بعد از انقلاب است....
--------------
959- نام فیلم: مرخصی, فریس, بولر,
نام لاتین: Freeis Buellers Day off
![]()
Imdb: 7.8
متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 61 از 100
ژنر: کمدی
محصول 1986 آمریکا
نویسنده و کارگردان: جان هوگز
بازیگران: ماتئو بودریک(فریس بولر)، آلن راک(کامرون فری)، میا سارا(سالونه پترسون)، جفری جونز(اد رونی)، جنیفر گری(جانی بولر)، لایمن وارد(تام بولر) و ....
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0091042/awards?ref_=tt_awd
برنده 1 جایزه و 1 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
کاندید بهترین بازیگر مرد فیلم کمدی و موزیکال گلدن کلوب
موضوع: فریس بولر برای خوشگذارنی با دوستان و نرفتن به مدرسه تمارض می کند و با کامرون و میا برنانه گردش در شهر را می چیند ولی مدیر مدرسه آقای رونی با توجه به سوابق فریس دنبال مچ گیری از وی است...
نظر: متوسط
فیلم بامزه و نشاط آور مرخصی فریس بولر، را به اعتقاد من در همان ژنر بامزه بودن باید رها کرد وگرنه از نظر شکل گیری و پروار کردن داستان خوب خود، بیشتر دنبال ساختن اتفاقات کمدیهای بی ربط و غیرمنطقی بود. یعنی کارگردان یک سلسله اتفاقات را پشت سرهم چیده بود که نیاز به اتصال جدی به داستان نداشت تا روند فیلم عوام پسند جلوه کند. داستان فیلم موضوع خوبی داست. یک دانش آموز کالج که به بهانه مریض دنبال مرخصی استعلاجی و خوشگذارانی با دوست د ختر و یکی از دوستانش است!.... موضوع این است که این پسر دارای مهارتهای زیادی است بطوریکه حتی می تواند تعداد غیبت های خود را در کامپیوتر کالج کاهش دهد. صدای مصنوعی ایجاد کند و خیلی ها را سرکار بگذارد. این پتانسیل بخصوص در بخش تفحص مدیر مدرسه از خانه فریس، یادآور اتفاقات فیلم تنها در خانه کولمبوس بود! و جالب اینکه نویسنده همان فیلم، آقای جان هوگز کارگردان این فیلم است!... به هرحال این آقای جان هوگز فیلم را وارد اتفاقات سانتی مانتال هم می کند که نمونه ویژه آن جریان آواز خوانی فریس در کارناوال شهر است!... دیالوگ های رو در رو فریس با بینندگان فیلم هم چندان خوب در نیامده ولی به هرحال یک سبک درگیر کردن مخاطب با جریان فیلم است که به نظر نیازی به آن نبود!... توانمندی های فریس در جریان سرکار گذاشتن کارکترهای مختلف فیلم، پایه و اساس فیزیکی روشنی نداشت و بیشتر ببین و باور کن بود!... در کل فیلم شاد مرخصی فریس بولر یک کمدی عام است که برای تفرج و خوش گذشتن از دیدن یک فیلم، پیشنهاد خوبی است، اگرچه برای نامیدن یک اتفاق سینمایی خوب، کم دارد....
----------------------------
960- نام فیلم: مرد آرام
نام لاتین: The Quiet Man
![]()
Imdb:7.8
ژنر: کمدی، درام و عاشقانه
محصول 1952 آمریکا
براساس داستانی از موریس والش و فیلمنامه از فرانک اس نوگنت
کارگردان: جان فورد
بازیگران: جان وین(شون تورنتون)، مورین اوهارا(مری کت وان هو)، باری فیتز جرالد(میشلین او فیلیین)، وارد باند(پدر)، ویکتور مک لگان(برارد مری) و ...
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0045061/awards?ref_=tt_awd
آکادمی اسکار: برنده بهترین های کارگردانی و فیلمبرداری رنگی و کاندید بهترین های فیلم، نقش دوم مرد(ویکتور مک لگان)، فیلمنامه، طراحی صحنه و ضبط صدا
گلدن کلوب: کاندید بهترین کارگردانی
کاندید شیر طلایی جشنواره ونیز
موضوع: شون تورنتون برای ادامه زندگی از آمریکا به روستای کودکی خود در ایرلند مهاجرت می کند و در همان وهله اول شیفته دختر تندخویی به نام مری می شود ....
نظر: خوب
فیلم مرد آرام به نظر می رسد یک جور ادای حس نوستالژیک جان فورد نسبت به موطن اصلی وی در ایرلند است! ... در واقع فیلم مرد آرام که با بازگشت یک آمریکایی به ایرلند توام است، با این زمینه و تم ساخته شده که نماینده یک جامعه ایرلندی باشد، شاید بخاطر همین است که در فیلم مرد آرام مردم روستای ایرلندی فیلم نقش مهمی در صحنه های مختلف بازی می کنند و تماشاگر از همان اول متوجه فضولی ها، نگاه های کنجکاو و دخالت در حادثه داستان می شود. حال اینکه واقعیت با این فیلم تا چه اندازه فاصله دارد، معلوم نیست ولی به هرحال در یک تحلیل درباره فیلم که فارغ از ارزش فرهنگی و فولکوریک احتمالی آن باشد، بازی های پرشی و جهشی داستان فیلم تا کنار روایت خطی و ساده آن، بر انرژی فیلم و ایجاد هیجان برای مخاطب تاثیر گذاشته است، فرضا در همان اول فیلم، جان وین(شون) با دیدن دختر روستایی از یک فاصله دور، شیفته وی می شود که این بیان مکانی این شیفتگی خود، مشکل فیزیکی دارد!... و بعد از یک نمایش سریع، در دم در کلیسا، آنی(مورین اوهارا) در خانه جدید جان وین مشغول نظافت می شود. بیان این شیوه داستان سرایی که جان فورد نظیر آن در دره من چه سرسبزه اجرا کرد، به اعتقاد من مثل یک فیلم خلاصه شده خوب پرداخت نشده است. در کل فیلم مرد آرام، فیلمی است که موضوعاتی مختلف را در یک زمان 130 دقیقه ایی چپانده است، جوری که اگر جان فورد می خواست فیلم را بسط درست حسابی دهد، مطمئنا فیلم طویل تر از این حرفها بود، به اعتقاد من جان فورد در این فیلم مانند فیلم دره من چه سرسبزه، مشکل تامینگ دارد! .. البته انتقاد از جان فورد افسانه ایی از این حقیر شاید مضحک به نظر برسد، ولی به هرحال درک سینما یک امر دلی است! .. انچه که در فیلم به چشم می خورد کنتراست اخلاقی و مالی شون(جان وین) با آنی (مورین اوهارو) از یک سو و کنتراست اخلاقی، شون با برادر آنی از سوی دیگر است!... دلیل آرامش جان وین با فلاش بک خوبی بیان شده است ولی در قضاوت شخصی دعوای میان شون و برادر آنی که آقای فراستی از آن خیلی تعریف کرده است، یک دعوای غیر منطقی و خسته کننده است، اگرچه دخالت روستایی ها خوب در اومده ولی خود اصل منطق شرط بندی ها در جریان دعواها گنگ بیان شده است!..
اما فیلم مانند چند فیلم دیگری که از جان فورد دیده ام دارای قابها و لوکیشن ها بسیار خوبی است که وسواس جان فورد برای ایجاد صحنه های مختلف دینی است و به فیلم ارزش تصویری زیاد داده است!... من معتقدم در چهار فیلمی از جان فورد دیده ام، دلیجان و جویندگان سرتر و عالی هستند!....
برچسب:
نویسنده: نوید رضایی