خرید بک لینک

941- نام فیلم,: آقای, فاکس, شگفت, انگیز

نام لاتین: Fantastic Mr.Fox

Imdb: 7.8

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 83 از 100

ژنر: انیمیشن، ماجراجویانه و کمدی

محصول 2009 آمریکا

براساس داستانی از روالد دال

فیلمنامه از وس آندرسون و نوئه بومباخ

کارگردان: وس آندرسون

صدا گذاران: جرج کلونی(آقای فاکس)، مریل استریپ(خانم فاکس)، جیس.ن شوارتزمن(اش)، بیل موری(بدگر) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0432283/awards?ref_=tt_awd

برنده 32 جایزه و 62 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های انیمیشن سال و متن موسیقی

گلدن کلوب: کاندید بهترین فیلم

بفتا: کاندید بهترین انیمیشن سال

نمره: متوسط تا خوب

موضوع: آقای فاکس و همسرش که روباه هستند در جریان یک سرقت به دام می افتند و مجبور به ترک این کار می شوند و آقای فاکس کار نویسندگی را تعقیب می کند تا اینکه در جریان یک جابجایی منزل، وی به فکر دزدی از سه همسایه انسان خود می افتد....

انیمیشن آقای فاکس(روباه) شگفت انگیز براند و امضای وس اندرسون را دارد. تقطیع سکانس ها با تکس و ارائه بامزه صحنه ها و طراحی جالب و جذاب صحنه ها، تنها فرقش این است که اینبار ما با یک انیمیشن نیمچه عروسکی روبرو هستیم و اتفاقا صداپیشگان آن ادمهای معروفی چون جرج کلونی، مریل استریپ و بیل موری هستند. از نظر کیفیت موضوعی انیمیشن از دو جنبه می توان به این فیلم نگاه کرد. یکی شخصیت پردازی شخصیت های حیوانی فیلم است که وس اندرسون در این امر روند موفقی داشته و نکته مثبت این انیمیشن، روابط عاطفی است که بین اعضای خانواده و بستگان و حیوانات وجود دارد، اگرچه این ارتباطات عاطفی می توانست کامل تر و پخته تر شکل بگیرد. جنبه دیگر انیمیشن آقای فاکس شگفت انگیز،, تعریف فضای اکشن آن است که به اعتقاد من بیان موفقی نداشته و وس اندرسون نتوانسته علیرغم اینکه با یک فضای فانتزی و کارتونی روبرو بوده از عهده آن برآید. صحنه هایی مانند برق گرفتن آقای فاکس و همدستش موقع فرار از حصار، کندوکاو سریع زمین که تعریف درستی برای مهارت روباه ها نیست، فوران شراب سیب، حمله به شهر با کاج های آتشین و یا جریان حمله سگ هار نمونه های باور ناپذیری این انیمیشن است که نشان می دهد این فیلم، در مقایسه با انیمیشن های معروف و دوست داشتنی کودکان کم می آورد. اصولا برای تعریف ماجراهای هیجان انگیز باید مطابق قالب و فرم فیلم و مهارت شخصیت های آن، عمل کرد ولی وس اندرسون به نظر می رسد به آنها زیاد اهمیتی نداده است! .... مشکلی که گاه در فیلمهایش هم دیده می شود. فانتزی یا تخیلی بودن فیلم به معنی آزادی لجام گسیخته هر عملی نیست!... در یک جمع بندی این انیمیشن، آنطور که ماهرانه شروع و تعریف شد، ادامه پیدا نکرد ولی تم این موضوع که آقای روباه فیلم فکر دزدی را نمی تواند علیرغم زندگی راحت و بی دغدغه ایی که دارد، کنار بگذارد از نکات خوب فیلم است...

-------------------------------

942- نام فیلم: هجرت: خدایان, و پادشاهان

نام لاتین: Exodus: Gods and Kings

Imdb:6.0

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 52 از 100

ژنر: اکشن، ماجراجویانه، درام

محصول 2014 انگلستان، اسپانیا و آمریکا

نویسندگان فیلمنامه: آدام کوپر، بیل کالج، جفری کین و استین زالیان

کارگردان: ریدلی اسکات

بازیگران: کریستین باله(موسی)، جوئل ادگریتون(رامسس)، بن کینزلی(نونه)، هیام عباس(بیتیا)، جان تورتورو(ستی)، ماریا وال ورده(صفورا)، گل شیفته فراهانی(زن فرعون) و .....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt1528100/awards?ref_=tt_awd

کاندید 5 جایزه سینمایی

نظر: خوب تا متوسط

فیلم هجرت: خدایان و پادشاهان گویا براساس روایت زندگی فرعون از نگاه تورات ساخته شده است، اگرچه گویا در کشورهای مصر و مراکش بخاطر تحریف تاریخ نمایش این فیلم ممنوع شده بود. ولی به هرحال از ریدلی اسکات انچه در فیلم نشانه هایی یافت می شود، صحنه های پرشکوه و پر زحمت فیلم که از تمهیدات کامپیوتری استفاده شایانی بعمل آمده است، می باشد. فیلم می تواند در طول دو و نیم ساعت بیننده خود را درگیر اتفاقات دوران قیام و هجرت موسی از مصر به سرزمین کنعان باشد. ولی متاسفانه آنچه باعث شده است، این فیلم از نگاه منتقدان و بینندگان چندان موفق ارزیابی نشود، کارگردانی و تدوین نسبتا ضعیف فیلم است . با وجود اینکه فیلم از بازیگران حرفه ایی خوبی مانند کریستین باله و بن کینزلی و گل شیفته فراهانی ایرانی استفاده کرده است ولی عملکرد کلی آنها چندان به دل نمی نشیند و گویا ریدلی اسکات معروف، چنان درگیر صحنه های اکشن و دیجیتال فیلم بوده است، که این اصل کلی برای جذاب کردن فیلم را کنار گذاشته است. ضمن اینکه فیلم با وجود اینکه براساس زندگی یک پیامبر و ارتباطی که وی با خدا دارد، بنا شده ولی روح عرفانی و الهی از آن حمایت نمی کند و صحنه تجسم خدا در یک پسر بچه، از صحنه های ضعیف و مضحک فیلم در آمده است. چهره های حاشیه ایی موسی از فرعون که بگذریم، برجستگی لازمه را ندارند و همه حتی نونه(ریش سفید یهودی ها) و برادر موسی هارون و خواهرش با بی احترامی در هاله های مبهمی ترسیم شده اند. شاید بدترین چهره فیلم همین گل شیفته فراهانی خودم در نقش زن رامسس است که نماهای وجود وی ناشیانه و بدون فایده ترسیم شده و به نظر نمی آید بود و نبودش چندان در اصل داستان تاثیری داشته باشد. در میان بازیگران فیلم نقشهای رامسس فرعون و صفورا زن موسی، بهتر از بقیه نقشها به نظر می رسند. من نمی دانم داستان تا چه حد با داستان تورات تطبیق دارد ولی مرگ کودکان مصری چهره کریه ایی را از تفکر خدای موسی نشان داده است. در کل فیلم اگر نکته مثبتی دارد، طراحی های صحنه فیلم همراه با تعریف داستان است، من جمله نمایش عذابهای خدا برای فشار بر فرعون برای آزادی یهودیان و نیز صحنه جالب عبور و بسته شدن دریا و البته قطعا فیلم می تواند اطلاعات تاریخی و مذهبی در اختیار مخاطب خود قرار دهد.

------------------------

943- ملی و راه های نرفته, اش

محصول 1395 ایران

ژنر: درام

نویسنده فیلمنامه و کارگردان: تهمینه میلانی

بازیگران: ماهور الوند(ملیحه)، میلاد کی مرام(سیامک)، جمشید هاشم پور(پدر سیامک)، السا فیروز آذر(نیر)، افسر اسدی(مادر سیامک)، جمشید جهانزاده(گدر ملی)، فرزانه نشاط خواه(مادر ملی)، ادیب قریب(مراد)، حامد نظری,(محمود)، بابک قادری(مسعود) و ....

موضوع: ملیحه با برادر دوستش سیامک آشنا می شود و این آشنایی به ازدواج می انجامد ولی این تازه سر آغاز مصایب ملیحه است....

نظر: متوسط

خانم میلانی کارگردان با هوشی است و بلد است چه جوری حرفهایش را در سینما به کرسی بنشاند و از ویژگی های زن بودن خود، حداکثر استفاده را می کند و فیلمهایش انرژی قابل ملاحظه ایی از احساسات و عواطف را آزاد می نمایند ولی با وجود جذابیت فیلمهایش، دنیای خانم میلانی بیشتر زاده تفکر و ایدئولوژی طرفدار زنان است و معمولا برای ترسیم قهرمانان زن زجر کشیده اش، مردانی خشن، بیرحم، متحجر و دیوانه را وارد گود می کند تا آنان را در نهایت مظلومیت و بدبختی و پریشانی نشان دهد. این شیوه نمایش با توجه به تکرار در سلسله فیلمهایی که از وی دیده ایم، باعث میشود، سوژه آنها تبدیل به تبلیغات برعلیه خشونت زنان و گاه حتی کلاسهای درس روان درمانی و مشاور خانواده میشود و لذا از جلوه هنری بودن و حتی واقعی بودن فاصله می گیرد. فیلم ملی و راه های نرفته اش ، قهرمان زن داستان ملیحه( ماهور الوند دختر کارگردان معروف سیروس الوند) را در یک فضایی قرار می دهد که گویا شخصیت های داستانش کارشان این است که چهره این قهرمان را رنجور و مظلوم نشان دهند. خوبیهای مردانه در این فیلم شاید یک نور کم سو از محمود( با بازی بد حامد نظری) و کمی چهره متزلزل و نا معلوم و روشن نشده پدر سیامک( همراه با یکی از ضعیف ترین کارهای جمشید هاشم پور) است ولی بقیه مردهای فیلم حتی مادران فیلم(چه از طرف دختر و چه از طرف شوهر) کارشان زجرکش کردن ماهور بدبخت است! شاید خانم میلانی در پی نقد تفکرهای قدیمی و سنتی نسل قبل است ولی واقعیت اینکه این کارکترها از حد شعار تجاوز نمی کنند و هیچ کدام کالبد شکافی عمیق و روشنی از خود ارائه نمی دهند. اینکه سیامک می گوید از بچگی وی کتک می خورد، شاید تنها دلیل بد بودن سیامک است! ... خود فیلم همان اول دستش رو بود. ولی خلق و خوی سیامک در آشنایی های اولیه با ماهور به نمایش در آمد، من تا آخر فهمیدم که ماهور با وی ازدواج می کند ولی گرفتار خشونت علیه زنان توسط شوهرش می شود و البته اشتباه هم نکرده بودم!.... خواستم بنویسم بازی ها خوب بودند ولی نمی شود از این نقد دوری کرد، که فضای مظلوم سازی و مظلوم نمایی حاکم بر فیلم، جلوه های سانتی مانتال به نقش آفرینی بازیگران داده بود. خانم ماهور الوند ، نقش سنگینی را ایفا نمود و برای یک بازیگر جوانی که در اول راهش است، نقش آفرینی قابل احترامی است ولی بازی میلاد کی مرام را چندان دوست نداشتم ولی سایر بازیگران نقش های جالب و جذابی را از خود نشان ندادند واین فیلم برای بازیگران معروفی چون جمشید هاشم پور و خانم افسر اسدی پرونده خوبی حساب نمی شود!...

--------------------------

944- نام فیلم: کشتن گوزن, مقدس,

نام لاتین: The Killing of a Sacred Deer

Imdb: 7.1

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 73 از 100

ژنر: درام، معمایی و هیجانی

محصول 2017 انگلستان، ایرلند و آمریکا

نویسندگان فیلمنامه: یورگس لانتیموس . انتیمیس فیلیپو

کارگردان: یورگس لانتیموس

بازیگران: کالین فارل(استیون مورفی)، نیکول کیدمن(آنا مورفی)، باری کئوگان(مارتین)، رافی کاسیدی(کیم مورفی)، سانی سولجیک(باب مورفی) و .....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt5715874/awards?ref_=tt_awd

برنده 4 جایزه و 36 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

کاندید نخل طلایی جشنواره کن

موضوع: دکتر جراح استیون مورفی با پسری که وی در جریان مرگ پدرش بوده، ملاقات دارد ولی حضور پسر در خانواده مورفی باعث اتفاقات ناگوار در خانواده مورفی می شود...

نظر: خوب تا متوسط

قیلمهای لانتیموس اغلب فیلمهایی با سوژه های شگفت انگیز هستند که همین ویژگی باعث حیرت چشم های مخاطبان خود می شود و لانتیموس نشان داده که در پروار کردن شگفتی این سوژه ها ید بیضا دارد و طرفداران خود را پیدا کرده است ولی در سه فیلمی که از لانتیموس دیده ام، اعتقاد دارم لانتیموس در فیلمهایش سوژه زده است یعنی لقمه بزرگی را برای ساختن فیلم برمی دارد ولی چون لقمه خیلی بزرگ است، در جویدن آن دچار مشکل و سو هاضمه می شود!... این مشکل در فیلم کشتن گوزن مقدس خود را بیشتر عیان می کند!... اسطوره ایی که لانتیموس برای این فیلم انتخاب کرده است، گویا براساس اسطوره کشتن گوزن وحشی در داستانهای یونان قدیم است. �کشتن گوزن مقدس� بر این داستان اشاره دارد که پادشاه �آگاممنون� در بیشه مقدس �آرتمیس�، گوزنی را به صورت اتفاقی میکشد. این توهین او به خدایان موجب میشود که به او دستور داده شود که به خاطر جبران اینکار او، باید دخترش �اینفیگنیا� را قربانی کند. این افسانه، هسته اصلی فیلم را تشکیل میدهد. در سوژه داستان نیز محور انتقام بر کشتن شدن غیر عمدی، پدر مارتین بدست استیون مورفی جراح دلالت دارد، ولی ایرادی که در قیاس بین داستان اسطوره یونانی و این داستان به چشم می خورد، این است که مارتین نوجوان منتقم، اصلا هیچ ویژگی که در آن صفت یک شخصیت فانتزی و منتقم را نشان دهد، به چشم نمی خورد. حتی ادعای بعضی ها که در فیلم رگه های سورئالیسم را اذعان می کنند، این سورئال نگاه کردن اغلب فضای رئال روشنی دارد. وقتی مارتین و دکتر استیون در بیمارستان روبروی هم نشسته اند و ناگهان مارتین اذعان می کنند اهالی خانواده می میرند مگر اینکه دکتر نگون بخت یکی از اعضای خانواده اش را به قتل برساند!.... با دیدن این صحنه من حسابی جا خوردم و توقع حضور یک فیلم تخیلی را این وسط نداشتم!.... همین تعریف بد شخصیت قدرتمند فیلم، نکته ایی بود که بیننده را در طول فیلم آزار می داد، و بازی وی مناسب جایگاهی که نشان می داد، نبود و رابطه فیزیکی اتفاقات بین اراده مارتین و مریضی کودکان دکتر جراح مبهم و گنگ بود!... تدوین فیلم هم به این سرگشتگی های کارکترها بیشتر دامن می زد. در کنار سوژه قوی داستان کارکتر مادر مارتین هم گنگ و انگیزه ج نسی وی(آلیسیا سیلور استون) نسبت به دکتر مارتین به درد داستان فیلم نمی خورد و حس اضافه بود... ولی به هرحال فیلم با صحنه منحصر به فرد قربانی کردن فرزند به اوج خود رسید، اگر این صحنه با فرم خوب فیلم همراه میشد، قطعا هیجان و جذابیت ویژه ایی پیدا می کرد، ولی چون پرداخت فیلم چندان مطلوب نبود، این اوج نمایش چشمگیری از خود نشان نداد... تعلیق حس عشقی آنا و مارتین در آخر فیلم هم دچار همین دردسر بود... مایه های عشق زمانی که آنا اجازه پیدا می کند بواسطه مجوز مارتین کنار پنجره بیمارستان بیاید، صحنه خوبی بود ولی در کل این مایه عشقی اسیر خشکی معمول فیلمهای لانتیموس شد.. در فیلم بازی ها در یک محیط تلخ و گزنده بد نبودند... بازی کالین فارل از همه بهتر به نظر می رسید....

-----------------------

945- نام فیلم: پل جاسوسان

نام لاتین: Bridge of Spies

Imdb: 7.6

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 81 از 100

ژنر: درام، تاریخی و هیجانی

محصول 2015 آمریکا، آلمان و هندوستان

نویسندگان فیلمنامه: برادران کوئن و مت چارمن

کارگردان: استیون اسپیلبرگ

زمان فیلم: حدود 2:15 ساعت

بازیگران: https://www.imdb.com/title/tt3682448/fullcredits?ref_=tt_cl_sm#cast

تام هنکس(جیمز بی.داناوان)، مارک رایلنس(رالف ایبل)، امی رایان(مری داناوان) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt3682448/awards?ref_=tt_awd

برنده 30 جایزه و 99 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: برنده بهترین بازیگر نقش دوم مرد(مارک رایلنس)، کاندید بهترین های فیلم سال، فیلمنامه، موزیک متن، تلفیق صدا، طراحی صحنه

گلدن کلوب: کاندید بهترین بازیگر نقش دوم مرد

بفتا: برنده بهترین بازیگر نقش دوم مرد و کاندید بهترین های فیلمنامه، فیلمبرداری، طراحی صحنه، صدا، موزیک اصلی و فیلم سال

حلقه منتقدان لندن: برنده بهترین بازیگر نقش دوم مرد

موضوع: در پی دستگیری ایبل به جرم جاسوسی برای سازمان جساوسی شوروی، جیمز داناوان وکالت وی را به عهده می گیرد ولی همزمان ماموریتی جاسوسی به عهده خلبانان آمریکایی سپرده می شود...

نظر: خوب

فیلم پردیالوگ پل جاسوس ها علیرغم سوژه و داستانی که دارد، فیلمی است که در خیلی از اوقات آن کم انرژِی و وراج داستان خود را پیش می برد. یک وکیل که وظیفه دفاع از یک متهم جاسوسی روسیه را برعهده می گیرد و در ادامه آن مسئولیت معاوضه جاسوس مزبور را با یک افسر خلبان آمریکایی بر عهده می گیرد. به هرحال اسپیلبرگ با تجربه خیلی خوب داستان را تعریف و به جلو می برد ولی از اسپیلبرگی که معمولا صحنه ها را به هیجان و اکشن و تصاویر مهیج توام می کند و مورد طبع مخاطبان است، این شیوه بیان تا حدی کمی خسته کننده است ولی با مرور داستان فیلم با ارائه کنتراست با محیط آلمان شرقی آنزمان و جریاناتی که در بحبوبه آغاز جدایی در برلین صورت می گیرد و نیز صحنه های کوتاهی از سقوط هواپیما، فضای فیلم را انرژی جدیدی می بخشد. خوشبختانه اسپیلبرگ برای نمایش دنیای بلوک شرق به جنبه های تبلیغی ضد شوروی افراطی پناه نبرده، شاید در چند صحنه بیدار کردن شبانه خلبان آمریکایی در زندان یا شلیک به فراریان از دیوار برلین بوی خشونت می دهد- که چندان هم غیر واقع نیست- ولی حضور رالف ایبل نقاش(مارک رایلنس) و احترام به اعتقاداتش باز جنبه های انسانی اسپیلبرگ را به ما یادآوری می کند، ضمن اینکه سیاستمداران بلوک شرق را چندان بدمایه نشان نداده است!.... ولی به هرحال ضرباهنگ فیلم چاشنی ملال یک فیلم دو ساعت و نیمه را زیاد می کند یعنی فیلم نسبت به داستان سرراست و شبه واقعی، طولانی است... در فیلم بازی تام هنکس بازیگر مجرب تکراری ولی خوب است و مارک رایلنس هم نقش خوبی دارد ولی نه در حد یک جایزه اسکار!... خانواده قهرمان وکیل فیلم، جز مواردی محدود که با داستان فیلم حرکت می کنند، نقشی زائد و بی ارتباط دارند. از کارکترهای بی هویت فیلم، وکیل جوان اول فیلم است که به عنوان دستیار جیم تعریف بعد ول می شود....

--------------------------

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: چهارشنبه 21 آذر 1397 ساعت: 7:19

صفحه بندی