خرید بک لینک

931- نام فیلم,: بدنام

نام لاتین: Notorious

Imdb:8.0

ژنر: درام، نوار و عاشقانه

محصول 1946 آمریکا

فیلمنامه از بن هچت

کارگردان آلفرد هیچکاک

بازیگران: کری گرانت(دلوین)، اینگرید برگمان(آلیشیا هوبرمن)، کلود رینز(آلکس سباستیان)، لئوپولدین کنسانتین(مادر سباستیان) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0038787/awards?ref_=tt_awd

برنده 3 جایزه و 1 کاندیداتوری

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های بازیگر دوم مرد(کلود رینر) و فیلمنامه

جشنواره کن: کاندید جایزه بزرگ جشنواره

موضوع: آلیشیا که پدرش به علت ارتباط با نازی ها دستگیر و محاکمه شده بود از سوی سازمان جاسوسی آمریکا برای رخنه در نفوذ نازی ها در برزیل مورد استفاده قرار می گیرد....

نظر: خیلی خوب

فیلم بدنام هیچکاک را دوست داشتم و شاید بیشتر از خیلی از فیلمهایی دیگری که از این کارگردان اسطوره ایی سینما دیده بودم. اگر جریان ایجاد فضای عاشقانه ایی که بین دلوین و آلیشیا و زیاده روی غیر معمولی که هیچکاک در صحنه های بوسه هایشان کرده بود را کنار بذاریم ولی فیلم فارغ از هویت سیاسی که بر ضد نازی های آلمانی داشت، فضاهای تردید و انتخابهای چندگانه را که منجر به ایجاد فضای دلهره و اضطراب و یا فضاهای عاطفی می شد را که خیلی خوب به نمایش گذاشته است. از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

اول فضای عاشقانه ایی که بین آلیشیا و دلوین از یک سو و علاقه سباستیان جاسوس آلمانی به آلیشیا از سوی دیگر وجود داشت. عشق قماری در اختیار فضای جاسوسی و کاری می شود که سازمان امنیت آمریکا به آلیشیا می سپارد و آن را وارد فراز و نشیب می کند. این روابط، احساس عاطفی و رمانتیک خوبی را در کل فیلم ایحاد کرده بود.

دوم فضاهای اضطراب آور حضور آلیشیا در جمع جاسوسان آلمانی و بخصوص بازی با کلید ها و شیشه های شراب و ....

سوم فضای اضطراب آور لو رفتن آلیشیا و اقدامی که سباستیان برای سرپوش گذاشتن بر آن انجام می دهد...

هیچکاک موفق می شود خیلی خوب، در فیلم بدنام با داستان شسته و رفته و موفق، فیلم را به سرانجام برساند و اتفاقا برخلاف بعضی از فیلمهای هیچکاک، فیلم جمع بندی استثنایی داشت که در نوع موفقیت پایان را من در فیلم بدنام دیدم. قاب بازگشت سباستیان بدرون خانه در ین فیلم دیدنی است.

در این فیلم نباید از بازی خیلی خوب و اکتیو اینگرید برگمان در نقش یک زن عاشق و درگیری های عاطفی اش در وظیفه ایی که به او سپرده شده بود، فراموش شود و حتما کارنامه درخشانی برای این بازیگر اسطوره ایی تاریخ سینما بوده است.

-------------------------------------------------

932- نام فیلم: ویکتوریا

نام لاتین: The Victoria

IMDB: 7.7

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 77 از 100

ژنر: جنایی، درام و عاشقانه

محصول 2015 آلمان

فیلمنامه از سباستیان شیپر، الیویا نیرگارد هلم، ایکه فریدریک شولز

کارگردان: سباستیان شیپر

بازیگران: لایا کاستا(الیویا)، فردریک لائو(سونه)، فرانز روگوسکی(بوکسور)، بوراک یگیت(بلیندر)، ماکس مائوف(فوز)، آندره هینکه(آندری) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt4226388/awards?ref_=tt_awd

برنده 18 جایزه و 19 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

برنده خرس نقره ایی جشنواره برلین

کاندید بهترین فیلم خارجی حلقه منتقدان لندن

موضوع: چهار مرد تبهکار شبانگاه با دختری به نام الویا آشنا می شوند و الویا به خاطر آنها درگیر ماجرای جنایی می شود...

نظر: خوب

ویژگی چشمگیر و خاصی که فیلم ویکتوریا دارد این است که کل فیلم در یک پلان فیلمبرداری شروع و به اتمام می سد و این علیرغم این است که ما در فیلم مرتب تغییرات لوکیشن و فضا را دارم و به نظر کار سختی برای ارائه به نظر می رسد. دو فیلم دیگری که شبیه این فیلم دیده ام یکی ورژن فیلم ایرانی ماهی و گربه شهرام مکری در سال 2013 و یکی فیلم کشتی روسی اکساندر سوخوروف در سال 2002 است. لذا حداقل با این آگاهی من، نمی توان اذعان داشت که فیلم ویکتوریا اولین فیلم تک پلان از نوع خود بوده است، حتی من اعتقاد دارم از نظر فضای محتوایی و کیفیت داستان سازی، دو فیلم شهرام مکری و سوخوروف از فیلم ویکتوریا برتر به نظر می رسند ولی ویژگی جذابی که فیلم ویکتوریا داشت، تصویر سازی یک فضای اکشن جنایی است و حرکات دوربین با فضاهای ملتهب داستان فیلم، همگونی دیدنی داشت و موثر دیده می شود. فیلم تلاش کرده کانون توجه خود را روی یک دختر جوان اسپانیایی که در یک کافه با حقوق اندک کار می کند، زوم نماید، لذا فیلم اغلب از فضای احساسی این دختر جوان روایت می شود و خوشبختانه بازی دیدنی خانم لایا کاستا در نقش ویکتوریا باعث ارتقا کیفیت احساسی و اکشن فیلم شده است، ولی به اعتقاد من مشکل مهم فیلم در کنار جنبه های فنی جذاب آن از جمله انتخاب خوب تغییر لوکیشن ها، این است که داستان بیشتر سرهم بندی شده است و پیچیدگی ویژه ایی در آن نیست و نوعی روایت ساده و پردازش نشده آن است. یعنی دختر جوان خیلی راحت با مقوله رابطه با چند تبهکار آلمانی کنار می آید. در واقع من توقع داشتم وقتی ویکتوریا با این جوانان مست و پریشان احوال با آن سوابق نه چندان خوب در دل شب همراه شد، اتفاقات نامطلوبی برای ویکتوریا پیش بیاید ولی تبهکاران خیلی راحت با ویکتوریا رابطه می گیرند و خیلی راحت به دنبال مریضی یکی از افراد باند خود، او را وارد فضای عملیاتی خود می کنند و ... شاید این اتفاقات در یک زمان بندی طولانی تر معقولتر به نظر برسد ولی این همه جمع بندی حوادث و اقدام شتاب زده در ارائه یک فضای جنایی در یک فاصله شاید 6 ساعته، تصورش مشکل است. به هرحال ویکتوریا علیرغم ضعف داستانی خود فیلم جالبی است و می شود آن را دوست داشت.

----------------------------------

933- نام فیلم: عشق، سایمون

نام لاتین: Love, Simon

Imdb: 7.9

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 72 از 100

محصول 2018 آمریکا

ژنر: کمدی، درام و عاشقانه

براساس رمانی از بیکی آلبرتالی و نویسندگان فیلمنامه: الیزابت برگر و ایزاک آپتاکر

کارگردان: گرگ برلانتی

بازیگران: نیک برانسون(سایمون)، جنیفر گارنر(امیلی)، کاترین لانگفورد(لی)، آلکساندر شیک(آبی)، لوگان میلر(مارتین)، کی نان لانس ویل(برام) و ...

افتخارات تاکنون: https://www.imdb.com/title/tt5164432/awards?ref_=tt_awd

موضوع: سایمون تمایلات ج نسی دگرباشی دارد ولی آن را از خانواده و دوستان مخفی کرده بود تا اینکه روابط مجازی با پسری به نام بلو اور را وارد حس عاشقانه مهمی می کند...

نظر: متوسط تا خوب

به نظر می رسد طرفداران هالیوودی روابط با جنس موافق در آمریکا توانمندتر از قبل مشغول ساختن فیلمهایی هدفمند هستند تا دامن گناه و بزه را از رویکرد خاص ج نسی بزدایند. پارسال فیلم مرا با نامت صدا بزن، کاندید اسکار بهترین فیلم شد و به نظر می رسد فیلم "عشق، سایمون" با همین هدف ساخته شده است. به نظر فیلم دارای تدوین خوبی است و حس خوبی از تعقیب صحنه های فیلم وجود دارد. نکته مثبت دیگر فیلم این است که با رویکرد جامعه شناسی و روان شناسی حس تنهایی سایمون را در جامعه خوب به تصویر می کشد. به عنوان آدمی که می خواهد روابط خاص خود را آشکار کند، و مشکلات اخلاقی و اجتماعی که در این راه او را چالش می کند، کنتراست خوبی نشان داده می شود. فیلم یک روایت اخلاقی در سایه روشن آشکار کردن و پنهان کردن یک حس متفاوت و منزوی در یک جامعه نشان می دهد. پنهان کاری، اخاذی برای لو ندادن شرایط خاص سایمون،, فدا کردن دوست خود بخاطر شرایط جدید، التهاب در خانواده و .... روایت اخلاقی مطلوبی در کنار تنهایی سایمون نشان می دهد. البته فیلم سعی نمی کند شخصیت ج نسی سایمون را در فیلمی س کسی نشان دهد! و سعی می کند این شکل رابطه عفیفانه توضیح دهد. ضمن اینکه به خوبی دلیل اینکه سایمون حس گرایش به جنس موافق دارد را خوب پردازش نمی نماید. ولی در کنار محاسن فیلم، در سکانس های نهایی ، داستان فیلم وارد گود شکل گیری گل و بلبلی و سانتی مانتال هالیوودی می شود و شعاری، چهره آشتی طلب دوستان و حمایت گسترده جامعه را نمایش می دهد و مایه های فیلم را در دامن حمایت از شعار دگرباشان سر می دهد که به اعتقاد من نقطه ضعف مهمی است، تقریبا همین ضعف در فیلم هالیوودی مرا با نامت صدا بزن به چشم می خورد. بازیگری های فیلم عادی و نکته درخشانی در کارگردانی وجود ندارد و فیلم تقریبا متعادل و با تمی معمولی شروع و به پایان می رسد.

----------------------------------

934- نام فیلم: میس بالا,

نام لاتین: Miss Bala

Imdb: 6.5

نمره منتقدان 80 از 100

ژنر: جنایی، درام و هیجانی

محصول 2011 مکزیک و آمریکا

نویسندگان فیلمنامه: جراردو نارانجو و موریسیو کاتز

کارگردان: جراردو نارانجو

بازیگران: استفانی سیگمن(لائورا)، نئو هرناندز، ایرنه آزوله، جیمز روسو و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt1911600/awards?ref_=tt_awd

برنده 3 جایزه و 8 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

کاندید جایزه نگاه ویژه جشنواره کن

موضوع: لائورا که به نیت برنده شدن در دختر شایسته کالیفرنیای مکزیک ثبت نام کرده بود، ناخواسته اسیر جریانات مافیایی مواد مخدر مکزیکی می شود....

نظر: خوب تا متوسط

فیلم میس بالا با هدف نمایش توانایی و خطر گروه های مافیایی و قاچاقچیان مواد مخدر در کشور مکزیک ساخته شده است. فیلم روایت زندگی دختری جاه طلب که به انگیزه شرکت در مسابقات دختر شایسته، ناخواسته وارد باندهای جانیان می شود و لذا با توجه به معصومیت و سادگی لائورا، کنتراست عاطفی با خشونت و شهوت طلبی سردمداران جنایتکار ایجاد می شود. همین وجه تضاد باعث می شود فیلم ساختار دراماتیک پیدا نماید ولی فیلم از این ساختار، چندان فراتر نمی رود و ما شاهد مجموعه ایی از اتفاقات پلید هستیم که مرتب در فیلم شکل می گیرند و لذا فضای فیلم تا آخر، در همین قالب محصور می ماند و از آن خارج نمی شود. اگرچه در چند نمای جالب، لائورا قهرمان زن داستان، بخاطر شرایط خاصش، آزاد و رها می شود. مانند صحنه ایی که پلیس بعد از گرفتن گوشی موبایل لائورا، از وی می خواهد به خانه برگردد و بخصوص صحنه آخر فیلم که با وجود اینکه وی در تلویزیون به عنوان مسئول اصلی درگیری های مسلحانه معرفی می شود و نقاب دیگری بر شخصیتش می زنند، او را رها می کنند که شاید روابط وی با رئیس قاچاقی در این امر دخیل بوده است و در کل فیلم در کنار ساختار دراماتیک خود، بیشتر یک روایت افشاگرانه دارد و شاید برای ایجاد این فضای افشا مقدار زیادی داستان پردازی کرده، زیرا رابطه جنایتکار با عوامل دست اندرکار مانند انتخاب دختر شایسته، یا انتقال لائورا به آمریکا و ... چندان روشن نیست و همه چیز با یک تلفن حل می شود و بیشتر تحمیلی به نظر می رسد. ولی به هرحال تدوین و اکشن فیلم، هیجان خوبی را شکل داده است ولی این برای اینکه فیلم میس بالا را یک فیلم خیلی خوب هنری تلقی کنیم، کافی نیست...

-------------------

935- نام فیلم: ندیمه,

نام لاتین: The Handmaiden

Imdb: 8.1

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 84 از 100

ژنر: جنایی، درام و معمایی

محصول 2016 کره جنوبی

براساس رمانی از سارا والترز و فیلمنامه از سائو جیونگ و چان ووک پارک

کارگردان: چان ووک پارک

بازیگران: مین هی کیم(خانم هیداکو)، تایی ری کیم(سوکی)، جونگ وو ها(کنت فوجی ورا)، جین وونگ چو(عمو کوزوکی) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt4016934/awards?ref_=tt_awd

برنده 61 جایزه و 92 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

بفتا: برنده بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان

فستیوال کن: کاندید نخل طلایی جشنواره

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین فیلم خارجی سال

موضوع: با برنامه کنت فوجی ورا، سوکی دختری که از کودکی در محیط تبهکاری بزرگ شده است، طبق برنامه برای بالا کشیدن ثروت خانم هیداکو به عنوان ندیمه وارد کاخ وی می شود...

نظر: متوسط

سینمای کره تلاش می کند سینمای متفاوت و تجاری را وارد بازار سینمای روز بکند ولی این اتفاق برحسب چند فیلمی که از سینمای کره دیده ام، به نظر می رسد اسیر، سانتی مانتالیسم در کنار غامض کردن و پیچیده کردن داستان فیلمها اتفاق می افتد. شاید بعضی ها این نوع سینما را به عنوان نوعی متفاوت از سینما و نماد پیشرفت سینمای کره تلقی کنند ولی من اعتقاد این نوع سینما نوعی سینمای فریبنده است که کیفیت آن در راهروی در هم برهم کردن داستان و گاه تقلیدهای جشنواره پسند گم می شود. فیلم ندیمه شامل سه قسمت است و این سه قسمت با داستانی پیچ خورده درون هم تنیده می شود. قسمت اول داستان ندیمه ایی را بیان می کند که به قصد بالا کشیدن یک دختر پولدار(کره ایی- ژاپنی) با یک کنت کره ایی دست به یکی می کنند ولی قسمت اول با یک پایان غافلگیر کننده وارد قسمت دوم می شود که در آن معلوم می شود ندیمه داستان خود دستاویز حیله و کلک کنت با هیداکو دختر پولدار می شود و در نهایت در قسمت سوم با یک چرخش س کسی فیلم وارد روابط هیداکو و سوکی(ندیمه) داستان می شود و انها بر علیه کنت کره ایی توطئه چیده و به معاشقه با هم می پردازند. در داستان نگرشهای ویژه ایی به برنامه های کتابخوانی و مهارت هیداکو در شبهای کتابخوانی اشاره دارد که چندان در داستان فیلم حل نمی شود، ضمن اینکه روابط دگرباشی هیداکو با سوکی گویا با الهام کردن از فیلم موفق آبی گرمترین رنگ عبدالطیف کشیش برنده جایزه کن بیشتر برای جلب توجه و جاذبه ج نسی استفاده شده است و شلخته در داستان فیلم تزریق شده است. خود برنامه شکنجه کنت بدست عمو کوزوکی مضحک و تمسخر آمیز وارد داستان می گردد. در کل جنبه دراماتیک فیلم بیشتر اسیر تجدد گرایی بی پایه فیلم شده است که فیلمبرداری، نورپردازی و طراحی صحنه های نسبتا خوب فیلم تقویت شده است. بازیگری های فیلم بیشتر اسیر اغراق در نمایش هستند و مایه های خوبی از کارگردانی فیلم را نشان نمی دهند. در یک جمع بندی نباید به فیلم ندیمه به عنوان یک فیلم خوب سینمای کره اشاره داشت.

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: چهارشنبه 21 آذر 1397 ساعت: 7:19

صفحه بندی