خرید بک لینک

926- نام فیلم,: کاپیتان, فیلیپس

نام لاتین: Captain Phillips

Imdb:7.8

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 83 از 100

ژنر: زندگی نامه، درام و هیجانی

براساس رمانی از ریچارد فیلیپس و فیلمنامه از بیلی ری

کارگردان: پائول گرین گراس

بازیگران: تام هنکس(کاپیتان ریچارد فیلیپس)، بارخاد عبدی(موسی)، فیصل احمد، ماهات ام.علی، مایکل چرنوس و .

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt1535109/awards?ref_=tt_awd

برنده 16 جایزه و 150 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های فیلم سال، هنرپیشه دوم مرد(برخارد عبدی)، تدوین، تدوین صدا، میکس صدا و فیلمنامه

گلدن کلوب: کاندید بهترین های فیلم، بازیگر مرد، بازیگر دوم مرد و کارگردانی

بفتا: برنده بهترین بازیگر دوم مرد و کاندید بهترین های فیلمنامه اقتباسی، فیلم، بازیگر مرد، فیلمبرداری، تدوین و صدا

حلقه منتقدان لندن: برنده بهترین بازیگر دوم مرد و کاندید بهترین بازیگر مرد و کارگردانی

موضوع: براساس داستان واقعی ربوده شدن کشتی مواد غذایی از عمان به کنیا توسط دزدان دریایی سومالیایی

نظر: خوب

فیلم کاپیتان فیلیپس اکشن خوبی دارد و گرین گراس خیلی خوب موفق شده است، در فضای دریایی و بسته کشتی و قایق داستان و هیجان فیلم را منتقل کند ولی اگر فیلم را از یک فضای اکشن و داستانی که در آن جریان دارد، به تحلیل درونی شخصیت ها و تحلیل آنها سوق دهید، فیلم جای کار بیشتر داشت. مثلا در اول فیلم می بینم کاپیتان فیلیپس از مشکلات خانوادگی که با فرزندش دارد، با همسرش صحبت می کند، با آن پیش درامد، ما دیگر اثری از این اشاره خانوادگی نمی بینیم. پردازش شخصیت دزدان دریایی بهتر است. یک مرد که از روستایی دیگر وارد جمع دزدان می شود، یک جوان از روی علاقه و رئیس دزدان، که در دیالوگ های اشاره هایی به علاقه به آمریکایی ها و زندگی در آمریکا دارد ولی با این وجود این اشاره ها اگر در داستان خود را بیشتر نمود می داد، و جزو عناصر قوی داستان می شد، فیلم محتوی و عمق بیشتری پیدا می کرد و خود را از روایت و شبیه سازی یک داستان واقعی کم هویت رهایی می بخشید. حضور نیروی دریایی آمریکا هم در فیلم خوب درآمده است!.... در فیلم بازی ها خوب بودند ولی به اعتقاد من استثنایی نیستند. تام هنکس نقش توانایی در داستان داشت و بازیگر مقابل وی بارخاد عبدی هم بازی موثری ارائه داده است.

-------------------------

927- نام فیلم: معما

نام لاتین: Charade

Imdb:8

ژنر: کمدی، معمایی و عاشقانه

محصول 1963 آمریکا

فیلمنامه از پیتر استون

کارگدان استانلی دونن

بازیگران: ادری هپبرن(رجینا لامبرت)، کری گرانت(پیتر جاشوا)، والتر ماتئو(بارتالیمو)، جیمز کابون(تکس)، جرج کندی(هرمن)، ند گلاس(لئوپارد)، جاکوئین مارین(کارگاه پلیس) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0056923/awards?ref_=tt_awd

برنده 3 جایزه و 9 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید بهترین موسیقی و آواز اصلی

گلدن کلوب: کاندید بهترین های بازیگر اول مرد و اول زن

بفتا: برنده بهترین بازیگر زن انگلیسی و کاندید بهترین بازیگر اول مرد غیر خارجی

موضوع: ریچارد لامبرنت به علت پنهان کردن 250 هزار دلار پول به قتل می رسد و بعد از قتل وی دوستان دوره جنگ بدنبال پیدا کردن این پول هستند و شک همه در مرحله اول نسبت به رجینا همسر ریچارد است...

نظر: خوب

فیلم معما یادآور دوران درخشش فیلم کلاسیک با بازی های لوند و بامزه ادری هپبرن است. این بازیگر زیبارو و دلفریب با بازی های خوب خود، دلفریبی و تاثیرگذاری فیلم را به نحو خاطره برانگیزی تقویت می کند. فیلم معما براساس یک ماجرای جنایی و نیمه کارگاهی می چرخد و خوبی فیلم این است که بیننده خیلی سخت است که بتواند داستان را حدس بزند و سخت دنبال قاتل می گردد ولی به هرحال این ‘Game جمع بندی حیرت انگیزی داشت و داستان چینی نهایی فیلم با سخت باوری مخاطب همراه می شود که بخاطر لو نرفتن داستان از این تحلیل طفره می روم. در فیلم بازی دو نفش اول فیلم یعنی ادری هپبرن و کری گرانت قابل قبول و موثر است ولی در کنار این دو، بازی های سه همراه و خشن فیلم که بدنبال رجینا دنبال پول مسروقی هستند، اگرچه با تم کمدی همراه است، زیاد بدل نمی شیند و نقطه ضعف فیلم است. شوخی ها گاه از فرم و داستان خارج می شوند و فقط جنبه خنداندن دارند ولی با این وجود فیلم جذابیت داستانی خوبی دارد و برای فیلم سال 1342 هجری شمسی توانمند و بامزه نشان می دهد.

------------------------------------

928- نام فیلم: تهران, تابو

نام لاتین: Tehran Taboo

Imdb: 6.8

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 75 از 100

ژنر: انیمیشن و درام

محصول 2017 آلمان و اتریش

نویسنده و کارگردان: علی سوزنده

بازیگران: زهرا امیرابراهیمی، علیرضا بیرام، آرش مرندی، حسن علی مته، نگار علیزاده، المیرا رفیع زاده و ...

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt5584796/awards?ref_=tt_awd

برنده 4 جایزه و 5 کاندیداتری از جشنواره های سینمایی

جشنواره کن: کاندید دوربین طلایی جشنواره

موضوع: درباره چند زندگی موازی از زندگی چند زن و مرد که درگیر روابط و مشکلات اجتماعی در شهر تهران هستند...

نظر: متوسط

در کنار سینمای ایران که بصورت مجوزهای دولتی مشغول ساخت و ارائه فیلم هستند، فیلمهایی هم به زبان فارسی یافت می شوند که این خط حکومتی نظام را رد کرده و سعی می کنند اعتراضات خود را از زاویه این هنر به معرض نمایش بگذارند. ولی من اعتقاد دارم خود این فیلمها از نظر محتوایی و نمایش خوب اعتراض به دو دسته تقسیم می شوند. فارغ از تندی یا ملایمت اعتراض، فیلمهای پرسپولیس مرجان ساتراپی، یک خانواده محترم مسعود بخشی و تهران من حراج گراناز موسوی را در دسته اول قرار می دهم. فیلمهایی که براساس درک درست واقعیت های جامعه-فارغ از صحت یا سقم موضع سیاسی آنها- ساخته شده و یک مخاطب داخلی تلقی درک درست از موضوعات فیلم دارد. معمولا سازندگان این فیلمها آدمهایی هستند که در درون ایران در دوران سخت سیاسی زندگی کرده اند، و لذا بخوبی فضای فیلم را با واقعیات جامعه تطبیق داده اند. اما دسته دوم فیلمهایی نظیر بخاطر دخترم هالیوودی، سنگسار ثریا سیروس نورسته، شرایط مریم کشاورز، زنان بدون مردان شیرین نشاط و همچنین تا حدودی فیلم تهران تابو فیلمهایی هستند که نه براساس شرایط حاضر جامعه بلکه براساس تصویر اعتراضی شدید و موهومی ساخته شده اند، که غلظت نمایش مشکلات یک چهره متوحش از وضعیت ایران امروز نشان می دهند. بطوریکه واقعا اگر یک خارجی یا یک ایرانی الاصل که وارد فضای ایران نشده است، این فیلمها را ببیند، فکر می کند این سرزمین هم عجب شرایط ترسناک و متوحشی دارد، در حالیکه واقعا چنین نیست. اگرچه فیلم تهران تابو نشانه هایی از بحرانهای اخلاقی و ج نسی جامعه امروز تهران را نشان می دهد ولی قطعا آقای سوزنده آن را با ضریب زیادی غلیظ کرده است و فیلم را جوری ساخته شده که انگار برنامه کارگردان انفجار ساختار اجتماعی تهران و سیاه نگاه کردن آن بخصوص در روابط مردان با زنان است!... فیلم یکی از س کسی ترین فیلم های ایران –اعم از انیمیشن یا واقعی- ان است. فش ها و ناسزاهایی که در فیلم شنیده می شود، در نوع خود در سینمای ایرانیان نظیر ندارد. بعد از آن آقای سوزنده مطابق یک لیست از نمایش شرایط متوحش شهر تهران تهیه کرده و سعی کرده با غلظت زیاد آن را درون فیلم زور چپان کند. مثلا در جایی می بینیم که زنان چادری مشغول ورزش با وسایل ورزشی پارکها هستند، گویا زنان غیر چادری حق چنین کاری را ندارند!... دختران و پسران بشدت از حرف زدن با هم در پارکها می هراسند، نشان می دهد، یک پسر و دختر در دو طرف دو نیمکت خلاف هم نشسته و از نظافتچی پارک بشدت می ترسند. تلویزیون اصلا فقط آخوند و یا زن چادری پخش می کنه و خبری از مهران مدیری و کلاه قرمز,ی نیست! بابک با وجود اینکه کارش موسیقی بدون کلام است، خیلی راحت مجوزش لغو می شود. قاضی دادگاه خیلی راحت بدون هیچ مشکلی با لباس آخوندی با زنان می گوید و می خندد و رابطه برقرار می کند. در کل همه مردهای فیلم حتی مدیر یک بانک و مستخدم مورد اعتماد ساختمان تو زرد در می آیند و همینطور تا آخر... اینها موضوعاتی نیستند که در داستان خوب فرم گرفته باشند بلکه بیشتر پرونده سازی برای شرایط وخیم شهر تهران است. در میان این نقوش تلخ، کارکتر پیرمرد دیابتی به عنوان طنز قضیه، رابطه ایی با داستان پیدا نمی کند و در داستان فیلم جا نمی افتد، غیر از اینکه عروس خانه باید وسوسه های شکمی وی را نیز تحمل کند ولی به هرحال علت اینکه من این فیلم را جزو فیلمهای خیلی بد، ایرانیان خارج از وطن نمی دانم، ایجاد نوعی عاطفه خوب بین زنان فیلم است که در نهایت با وجه فضیلت گذشت جمع بندی می شود. یعنی زن بدکاره به کمک دختری که می خواهد به دبی برود، می شتابد، سارا بخاطر دوست بدکاره اش گذشت می کند و او را در جریان مزاحمت تلفنی لو نمی دهد و نیز رفاقت زن بدکاره با بابک بد در نیامده است و فیلم گوشه هایی از عاطفه های آدمها را نشان داده که در کنار موسیقی متن ملایم و خوب فیلم، تاثیر خود را دارد. ولی فیلم برای نمایش شرایط روز تهران، شعار زیاد داده است. اگر شرایط این فیلم منعکس کننده دهه شصت بود، نقد کمتری داشت و ولی پلاک های جدید ماشین ها نشان دهنده این است که فیلم به دهه نود تعلق دارد. اعتراض این فیلم برای دهه 90 ایران تند است، اگرچه واقعیاتی هم نشان می دهد که نمی توان آن را کتمان کرد.

---------------------------------------

929- نام فیلم: گنجشک, قرمز

نام لاتین: Red Sparrow

IMDD:6.6

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 53 از 100

ژنر: درام، معمایی و هیجانی

محصول 2018 آمریکا

براساس رمانی از جیسون ماتئوس، فیلمنامه از جاستین هایته

کارگردان: فرانسیس لاورنس

بازیگران: جنیفر لاورنس(دومینکا) ، جوئل اجرتون(ناش)، ماتیاس شوانترز(وانیا ایگورو- عموی دومینکا)، شارولت رامپلینگ(مارتن)، جرمی آیرونز(ژنرال کورچنویی) و .....

موضوع: دومینکا بالرین بعد از حادثه ایی توان رقصیدن را از دست می دهد. عموی وی که مقام عالی رتبه دستگاه جاسوسی روسیه است، وی را جذب عملیات جاسوسی و دوره های مربوط به آن می کند و ماموریت مهمی به وی واگذار می شود....

نظر: متوسط تا ضعیف

فیلم پیچیده و عجیب و غریب گنجشک قرمز با هدف نمایش یک درگیری اطلاعاتی مهم بین دستگاه های جاسوسی روسیه و آمریکا ساخته شده است ولی فیلم به اعتقاد من یکی از اهداف مهمش نمایش شخصیت لاکچری جنیفر لاورنس و قد و هیکل برازنده اش است. مانند سریال های ترکی جنیفر لاورنس کلی لباس و فیگور عوض می کند و حتی ما در سکانس هایی تعجب آور شاهد عریانی اندام وی نیز می شویم. در کل از کارگردان فیلمهای بازی های گرسنه توقع فیلمی چنین سردرگم نمی رفت!... کارگردانی و تدوین بد فیلم، بخصوص در سکانس های بخشهای اول از جذابیت فیلم بشدت کاسته است. ضمن اینکه فیلم اتحاد فرمی نداشت و دوره های آموزشی که دومینکا(لاورنس) طی می کند، به اصل داستان اتصال مناسبی ندارد. قطعا یکی از اهداف فیلم نمایش خشونت جدی دستگاه کاگ ب است و لذا فیلم فرمت سفارشی و ضد روسی پیدا می کند. حتی در فیلم سعی شده انتخاب وانیا ایگور عموی دومینکا ته چهره ایی از شخصیت و قیافه پوتین را به نمایش بگذارد. در کل چرخش ها و عدم مشخص بودن خط فکری دومینکا باعث سوال برانگیز شدن و معمایی بودن و کنجکاوی مخاطب برای تعقیب جمع بندی فیلم می شود ولی همین پیچیدگی عامل غامضی به جای داستان هدف فیلم می شود، جوریکه مخاطب روی فرم به داستان نمی رسد و منتظر است ببیند از کلاه آقای فرانسیس لاورنس در نهایت چه چیزی بیرون می آید و البته چیرگی اطلاعاتی و ملایمت دستگاه جاسوسی آمریکا از مواردی است که جنبه تبلیغی فیلم را بیشتر روشن می کند. در کل فیلم گنجشک قرمز علیرغم دک و پوز و ادعایی که دارد، کار مایوس کننده ایی به نظر می رسد.

-------------------------------------------------

930- نام فیلم: جنایت, و گناه,

نام لاتین: Crimes and Misdemeanors

Imdb: 8.0

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 77 از 100

محصول 1989 آمریکا

نویسنده و کارگردان: وودی آلن

بازیگران: مارتین لندو(جودا رزنتال) ، کلیر بلوم(مریام رزنتال)، آنجلیکا هستون(دلوروس پالی)، وودی آلن(کلیف استرن)، آلن آلدا(لستر)، زینا جاسپر(کارول)، جوانا گیلسون(وندی اشترن) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0097123/awards?ref_=tt_awd

برنده 16 جایزه و 24 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

کاندید اسکار بهترین های بازیگر دوم مرد(ماترین لندو)، کارگردانی و فیلمنامه

گلدن کلوب: کاندید بهترین فیلم سال

بفتا: کاندید بهترین های بازیگرهای دوم مرد، دوم زن(آنجلیکا هستون)، کارگردانی، تدوین، فیلم و فیلمنامه

حلقه منتقدان لندن: برنده بهترین های فیلم، کارگردانی و فیلمنامه

نظر: خوب تا خیلی خوب

موضوع: دکتر جودا رزنتال درگیر روابط با زن دومی به نام داوروس در زندگی است. داوروس تهدید به لو دادن جریان رابطه اش به مریام همسر جودا کرده ست. از طرف کلیف تهیه کننده فیلمهای مستند از زندگی با همسر خود راضی به نظر نمی آید ....

فیلم جنایت و گناه وودی روند غیر معمول فیلمهای دیگرش نیست. یک ساختار داستانی و پازلی جالب میان روابط رمانتیک شخصیت های داستانش!... اگرچه داستان فیلم به ظاهر کمدی است ولی بطن داستان سخت دراماتیک به نظر می رسد و وودی آلن در این فیلم به زیبایی انسانیت موضوع در روابط های مثلثی به تصویر می کشد و آنها از درون آدمهایش عریان می سازد. اتفاقا به اعتقاد من فیلم جنایت و جنحه از جمله فیلمهای موفق وودی آلن از نظر بیان داستان و نمایش بدون انحرافات بی پایه کمدی است. در فیلم ما با دندانپزشکی روبرو هستیم که علیرغم زندگی نسبتا آرام و بی دغدغه ایی که با همسرش مریام دارد، با زن دیگری رابطه برقرار کرده ولی از این رابطه و افشاگری وی می هراسد. سایه هایی خیلی نزدیک به فیلمی که وودی آلن در سال 2005 به نام امتیاز نهایی ساخت. در کنارش یک کلیف استرن که یک مستند ساز است، با راهنمایی های همسر خود با یک مستندسازی و تهیه کننده فیلمهای مستند آشنا و با وی همکاری می کند و در آنجاست که با کارول آشنا می شود. انچه در فیلم به عنوان محور به نظر می رسد، این است دو شخصیت محوری فیلم یعنی جودا و کلیف هر دو همسر دارند ولی از زندگی خود راضی نیستند و به زن دیگری علاقمند هستند و این سبب ساختار درام فیلم شده است. حال در این میان حضور خاخام یهودی برای مشاوره دینی و روانی در بحبوحه درگیری های درونی و مشکلات جودا و حضور پیرمردی که در مستندهای کلیف نقش یک استاد فلسفه را بازی می کند و حتی خواهرزاده کودک کلیف که وی راهنمایی ها و درددل زندگی خود را با او درمیان می گذارد و دنبال دادن امید به زندگی است، در نوع خود جنبه های فلسفی و دینی فیلم را شکل می دهد ولی آنها را ره گشا نمی بیند. اصولا وودی آلن با موضوع این عدم رضایت ها و انحراف اخلاقی آدمها در ساختار روابط زناشویی در فیلمهایش علاقه زیادی نشان می دهد و در این فیلم آن را حتی وارد ابعاد جنایت و قتل هم می کند. طرح خوب عذاب وجدان و تنهایی علیرغم ازدواج و گیر کردن آدمها در گرفتن تصمیم های جدی از نکات قابل ملاحظه فیلم است. شخصیت های فیلم جایگاهشان درست است، اگرچه در این میان جایگاه های جودا، کلیف و داوروس و تا حدودی کارول قوی تر شکل گرفته است. ولی به اعتقاد من وودی آلن در جمع بندی داستان فیلم وارد راهرو پیچ در پیچ بیانات فلسفی و گم شدن در آن می کند در سکانس های نهایی این غامضی مخاطب را کمی دلزده می کند. در فیلم بیشتر از بقیه فیلمهایی که از وودی آلن دیده ام، دین و سنت یهودی نمایش داده شده که نوعی ادای شخصیتی وودی آلن یهودی به این دین است. بازی با خاطره در صحبت های جودا با خاطره گردهمایی های قدیم و نوستالژیک وی ناخودآگاه مرا به یاد فیلم توت فرنگی های وحشی برگمان انداخت. ولی با این وجود فیلم جنایت و گناه به اعتقاد من جزو کارهای برجسته وودی آلن است که دیدنش خالی از لطف نیست.

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: چهارشنبه 21 آذر 1397 ساعت: 7:19

صفحه بندی