921- نام فیلم,: تاریک, ترین, ساعت
نام لاتین: The Darkest Hour

Imdb:7.4
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 75 از 100
ژنر: بیوگرافی، درام و تاریخی
محصول 2017 انگلستان و امریکا
نویسنده: آنتونی مک کارتن
کارگردان: جو رایت
بازیگران: گری اولدمن(وینستون چرچیل) خیلی خوب تا عالی، لیلی جیمز(الیزابت لیتون) متوسط تا خوب، کریستین اسکات توماس(کلمی) خوب تا خیلی خوب، رونالد پیک آپ(چمبرلین) خوب تا خیلی خوب، استفن ویلان(هالیفکس) خوب، نیکلاس جونز(سر جان سیمون) خوب و .....
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt4555426/awards?ref_=tt_awd
آکادمی اسکار: برنده بهترین های گریم و بازیگر اول مرد(گری اولدمن) و کاندید بهترین های فیلم، فیلمبرداری، طراحی صحنه و طراحی تولید
گلدن کلوب: برنده بهترین بازیگر مرد
بفتا: برنده بهترین های بازیگر مرد و گریم و کاندید بهترین های موزیک اصلی، فیلم، بازیگر دوم زن، فیلمبرداری، طراحی صحنه و تولید
حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین بازیگر سال مرد
موضوع: درباره زندگی چرچیل در هنگام انتصاب پست نخست وزیری انگلستان در آغاز جنگ جهانی دوم
نظر: خیلی خوب
فیلم تاریک ترین ساعت بر خلاف انتظاری که قبل از دیدن آن داشتم، فیلم خیلی خوبی درآمد. درست است این فیلم درباره یک از اصحاب سیاسی به قول معروف پیر استعمار، چرچیل ساخته شده است، ولی فیلم فارغ از غلیظ کردن و یک جانبه گرایی سیاسی و جنگی، بیشتر هدف خود را بر روی روان شناسی و توانمندی یک شخصیت سیاسی معروف زوم کرده است و چهره دیدنی از او در این فیلم نشان داده است. داشتم این فیلم را با فیلم دانکراک نولان مقایسه می کردم. قطعا فیلم نولان از نظر مهندسی قوی تر بود ولی چهره ایی که از جنگ نشان می داد، چهره ایی مبهم و غرق شده در تکنولوژی سینما بود ولی فیلم تاریک ترین ساعت بطورموفق با وجود اینکه وارد عرصه اکشن جنگ نشد ولی در پشت دروازه های جنگ، هویت بهتری از خود نشان داد. چرچیل با بازی عالی گری اولدمن، به عنوان یک شخصیت سیاسی هویت دار، وارد بحران جنگی که دامنه اش تا آن سوی تنگه مانش صدایش می آمد، شد. دو جبهه سیاسی جنگ طلب و صلح طلب انگلستان تجسم خوبی در داستان فیلم داشتند و فشارهای زیاد به چرچیل کله شق برای قبول صلح با آلمان با میانجیگری ایتالیا، نمود ویژه ایی در فیلم داشت. صحنه حضور چرچیل در مترو لندن دیدنی و از صحنه های به یاد ماندنی سینما تلقی می شود. ویژگی خوب دیگر فیلم دیالوگ های جاندار چرچیل با اصحاب سیاست است. در کنار این موارد، جاگذاری خوب عاطفی همسر چرچیل از نکات جالب فیلم است، ولی به اعتقاد من فیلم در کنار محاسن و جذابیت زیادش دو ایراد نسبتا مهم داشت. یکی تعریف نقش خانم الیزابت لیتون با بازی لی لی جیمز تایپست چرچیل بود. شاید آقای جو رایت تعریف این کارکتر را با الهام از تاپیست جوان هیتلر در فیلم خیلی خوب سقوط هیبرشبیگل تعریف کرده است ولی واقعیت این است این کارکتر حاشیه ایی و بدون فایده وارد داستان فیلم شده است و نتوانسته شخصیت مهم خود را نمادین کند. ایراد دوم فیلم بخصوص در بخشهای آغازین فیلم تدوین متوسط فیلم در مقایسه با کیفیت جالب عوامل دیگر آن بوده است. ولی به هرحال من اعتقاد دارم، فیلم تاریک ترین ساعت،, فیلمی آموزنده و با کیفیت است و نباید فرصت دیدنش را از دست داد....
-----------------------
922- نام فیلم: ایستاده, در غبار
![]()
ژنر: جنگی و درام
نویسنده و کارگردان: محمد حسین مهدویان
محصول 1394 ایران
بازیگران: هادی حجازی فر(حاج احمد متوسلیانی) خوب، امیر حسین هاشمی، فرهاد فداکار، عماد محمدی و ...
افتخارات:
جشنواره فجر: برنده سیمرغ بلورین بهترین های فیلم، جلوه های ویژه میدانی و بصری و طراحی صحنه و کاندید سیمرغ بلورین بهترین های کارگردانی، فیلمنامه، تدوین، صدا، چهره پردازی
نظر: خوب
فیلم ایستاده در غبار فیلمی خاص در سینمای جنگی ایران محسوب می شود. تلفیقی از سینمای مستند و داستانی با صحنه های گیرا با تمرکز بر یک شخصیت واقعی جنگی. یک فرمانده ارشد سپاه به نام احمد متوسلیانی. به نظر میرسد آقای مهدویان تحت تاثیر مستندهای روایت فتح آوینی صحنه های جنگی فیلم را طراحی و ارائه داده است. کار جالب آقای مهدویان این است که کل فیلم را روایت گونه و مستند جلو برده ولی در پاره ایی از جاهایی دیالوگ وارد میدان میشد، از صدای واقعی حاج احمد استفاده شد. شاخصه جالب دوم فیلم این است که سعی نکرده از شخصیت قهرمان داستان، اسطوره سازی و بت تراشی کند و ایرادات و مشکلات درونی و شخصی وی را در کنار محاسنش نمایش می گذارد. بدخلقی های مانند برخوردش با نماینده وی در بیمارستان و یا برخورد با شهید وزوایی و قاطع بودنش در کنار محبت و گذشت جلوه های متضاد شخصیت حاج احمد را نمایش می دهند. اگرچه فیلم به نظر، اشتباه مهمی را در تعریف داستان در خلقیات حاج احمد در دوران نوجوانی در دیالوگ های دوره پختگی دارد. اینکه در فیلم اشاره می کند حاج احمد در نوجوانی خلق درگیرانه و دعوایی برای احقاق حق مظلوم داشته و دو صحنه خشونت وی در نوجوانی را نشان می دهد، بعد در دیالوگ های پختگی حرف از کم حرفی و گوشه گیری حاج احمد می زند!... از این بگذریم فیلم یک روایت خطی از دوران کودکی تا سرنوشت نهایی حاج احمد را مستندگونه تعقیب می کند که خود را از خیلی از دیالوگ ها و تمهیدات فنی سینمای داستانی رها می بخشد. ولی این روایت هویت ویژه ایی به حاج احمد نمی دهد. فیلم یک سیستم معرفی یک نفر را سلسله وار تعریف می کند ولی در نهایت جنبه دراماتیک اثر جلوه محکم و درخشانی از خود ندارد. حاج احمد ادمی تعریف می شود که از دل نوجوانی بیرون می آید یک سری اتفاقات را طی می کند و ناپدید می شود. چند تا گرایش احساسی وی نیز مثل محبت به خواهران یا نیروهای سپاه از خود نشان می دهد ولی فیلم اسیر روایت مستندگونه است و مثل حرکت قطار می رود و به ایستگاه می رسد و تمام می شود. به هرحال این فیلم، قطعا فیلم مهمی در ژنر سینمای جنگی ایران است و تجربه خوبی برای متفاوت بودن است و باید به آن احترام گذاشت.
--------------------------------
923-نام فیلم: گربه, سیاه
نام لاتین: Kuroneka
Imdb:7.8
محصول 1968 ژاپن
ژنر: درام و ترسناک
نویسنده و کارگردان: کانتو شیندو
بازیگران: گیچی مون ناکامورا(جین توکی) پسر ، نوبوکو اوتوا(یون) مادر، کی ساتو(رایکو) دختر، روکو تورا(رئیس سامورایی ها) و .....
موضوع: یون مادر و عروسش در بحبوبه جنگ های داخلی ژاپن مورد هجوم و تجاوز سامورایی ها قرار گرفته و کشته می شوند. ولی بعد از مرگ به صورت اشباح به قتل سامورایی ها می پردازند تا اینکه ....
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0122136/awards?ref_=tt_awd
کاندید دو جایزه سینمایی
نظر: خوب
فیلم گربه سیاه یک فیلم با تم فرهنگی ژاپن ساخته شده و به نظر متاثر از ساختار داستانی اصیل ژاپن است. موضوع فیلم، همان موضوع مورد علاقه بعضی از فیلم های معروف ژاپنی در ارتباط با اشباح است. در یک تهاجم یک مادر با عروسش بعد از تجاوز به قتل می رسند. بعد از آن داستان به طرز ناباورانه ایی وارد فاز ارواح و اشباح می شود و الحق شیندو کارگردان ژاپنی در ترسیم فضای این دو شبح، علیرغم عدم استفاده از دکورهای سنگین و پرهزینه هنرمندانه عمل کرده است. ولی با این وجود شیندو روی عملکرد گربه سیاه یا روح شیطانی در فیلم برای شبح شدن دو مقتول، زیاد مانور نکرده است، لذا یک خلا و یک سوال در باره این ارتباطات در طول فیلم تا انتهایش کشیده می شود و به نظر می رسد، در نهایت این مشکل حل نمی شود و شاید غامض تر هم می گردد. فارغ از این نظر درباره اصل داستان، فیلم بخوبی یک حلقه ارتباطی و عاطفی خیلی خوب بین پسر با همسر و مادرش نمایش می دهد و جنبه های فداکاری اشباح و نیز جنگ عاطفه و مسئولیت را وارد گود داستان می نماید و لذا فیلم بعد عمیق تر و تاثیرگذارتری پیدا می کند. انچه در فیلم کمی تعجب برانگیز است، نمایش صحنه های معاشقه می باشد که برای سینمای ژاپن برای ما ایرانیان مقداری غریب به نظر می رسد. بازی ها و کارگردانی فیلم قابل قبول و فیلم در سطح خوبی از سینمای ژاپن قرار دارد، اگرچه نمی توان آن را یک شاهکار جدی در این سینمای ژاپن تلقی کرد.
----------------------
924-نام فیلم: بخشنده,
نام لاتین: The Giver
IMDB:6.5
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 47 از 100
ژنر: درام، عاشقانه و تخیلی
محصول 2014 آفریقای جنوبی، کانادا و آمریکا
براساس کتابی از لوئیس لاری
نویسندگان فیلمنامه: میکائیل میتانیک و رابرت بی.وایک
کارگردان: فیلیپ نویس
بازیگران: جف بریجز(بخشنده) متوسط تا ضعیف، مریل استریپ( رئیس الدر) متوسط، برنتون ویترز(جوناس) متوسط، اودیا راش(فیونا) متوسط تا خوب، کتی هلمز(مادر) متوسط، آلکساندر گارد(پدر) متوسط تا ضعیف، کامرون مونگان(آشر) ضعیف ، تیلور سویفت(رزماری) و ...
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0435651/awards?ref_=tt_awd
برنده 2 جایزه و 6 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
موضوع: در آینده در سرزمینی محصور انسانها از احساسات گذشته تهی شده و مطابق برنامه ریزی های سیستم برنامه زندگی خود را ادامه می دهند. جونز پسر جوان باهوش براساس دستور بزرگان سیستم مسئولیت حفظ خاطرات گذشته را به عهده می گیرد ولی آشنایی وی با گذشت انسانها، او را متاثر می کند....
نظر: ضعیف تا متوسط
فیلم بخشنده نمایش یک پز فلسفی است، بدون آنکه عوامل فنی و کارگردانی موثری آن را به تبلور برساند. حضور بازیگران حرفه ای مانند مریل استریپ و جف جونز هیچ تاثیر مهمی در بالا بردن کیفیت فیلم نگذاشته، بطوریکه ما شاهد یکی از ضعیف ترین اجراهای مریل استریپ معروف در این فیلم هستیم. به هرحال فلیپ نویس آنقدر درگیر فلسفه سازی فیلم بوده که فیلم را تا حد زیادی به حد فیلمهای سفارشی فلسفی نزول داده و حتی در تبیین فلسفه فیلم، ژرف نگری خاصی در آن به ظهور نمی رسد. حتی در قالب یک فیلم تخیلی منطق فیلم تا حد زیادی ماست مالی می شود و تعریف شکستن مرزی که در آن خاطرات به انسانها مجددا برمی گردد، تحلیل روشنی در فیلم از خود باقی نمی گذارد. ولی در کنار این نکات، فیلم دارای طراحی صحنه و فیلمبرداری نسبتا خوبی است ولی کارگردانی فیلم چندان به دل نمی نشیند. موزیک متن فیلم هم تکراری و در کنار تدوین نسبتا بد، دیدن با حوصله فیلم را گاه به چالش می کشاند. در کل برای انتخاب این فیلم برای دیدن نباید گول موضوع جالب آن باشیم. حرف مهمی برای گفتن وجود ندارد. ولی در کنار این جمع بندی نباید حضور بازیگر زیباروی فیلم فیونا راش را فراموش کرد، حتما در آینده از او بیشتر خواهیم شنید.
----------------------------
925- نام فیلم: سرنیتی,
نام لاتین: Srenity
![]()
Imdb: 7.9
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 74 از 100
ژنر: اکشن، ماجراجویانه و تخیلی
محصول 2005 آمریکا
نویسنده و کارگردان: جاس ویدون
بازیگران: ناتان فیلون(مال) متوسط، جینا تورس( زو) متوسط، سامر جلایر(ریور) متوسط تا خوب، مورناباکارین(اینارا) متوسط تا خوب، جویتل اجیورفور(اپرایتو) متوسط و ....
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0379786/awards?ref_=tt_awd
برنده 9 جایزه و 6 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
موضوع: بدنبال فرار ریور بدست برادرش سایمون، و پناه گرفتن در سفینه فضایی سرنیتی، اپرایتو به توجه به اطلاعات و پتانسیل قوی ریور، درصدد بازگرداندن وی بر می آید...
نظر: متوسط تا ضعیف
این فیلم گویا بر ادامه سریال فایر فلای تهیه شده است. من سریال را ندیده ام ولی اعتقاد دارم، فیلم خیلی خوب جمع نشده است و ایراد مهم فیلم نیز بازیگری و کارگردانی ضعیف در کنار شخصیت پردازی های دارای استاندارد پائین است. داستان فیلم درباره حضور دختری جوان صحبت می کند که دارای قدرت متافیزیکی توانمندی است ولی قدرت دختر جوان چه در امر پیش بینی ها و بخصوص در اکشن و جنگ های کاراته ایی به دل نمی چسبد و بخصوص بازی بد سامر جلایر به این ضعف ها بیشتر دامن می زند. صحنه های دیجیتال فیلم از استانداردهای خوب هالیوود کمی دور است ولی به هرجال جاس ویدون تلاش کرده است تا با داستان مهیجی که سرهم کرده است، هیجان زیادی به فیلم ببخشد. به هرحال شاید برای کسانی که سریال فایر فلای را تعقیب می کنند، حضور بازیگران سریال در این فیلم برایشان هیجان انگیز و تماشایی باشد ولی من از دیدن این فیلم در قیاس با فیلمهای اکشن تخیلی دیگر هالیوود چندان لذت نبردم.
برچسب:
نویسنده: نوید رضایی