خرید بک لینک

966- نام فیلم و: سانشوی مباشر

نام لاتین: Sansho the Bailiff

IMDB:8.4

ژنر: درام

محصول 1955 ژاپن

فیلمنامه از فوجی یاهیرو و یوشی کاتایودا

کارگردان: کنجی میزوگوچی

بازیگران: کینویو تاناکا(تاماکی)، یوشی آگی هانایاگی(زوشیو)، کیوکو کاگاوا(آنجو)، ایتارو شیندو(سانشو.)، ماسائو شیمیزو( ماساوجی تایرا) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0047445/awards?ref_=tt_awd

برنده شیر نقره ایی جشنواره ونیز

موضوع: بدنبال برکناری و تبعید فرماندار دلسوز، فرزندان و همسر وی بدنبال رفتن به محل زندگی جدید، بین راه توسط راهزنان ربوده می شوند....

نظر: خوب تا خیلی خوب

فیلم سانشوی مباشر میزوگوچی، فیلم رنگ و رو رفته و بدون لعابی است، حداقل در نسخه ایی که دست من بود. موسیقی بد روی فیلم که نمی دانم محصول کار تهیه کنندگان فیلم بود یا دست پخت فیلم دوبله، آزار دهنده به نظر می رسید ولی با وجود این حرفها، محتوای و فضای فیلم جوری بود که در میان این ضعف ها بزرگ و و سرافراز جلوه کند. در فیلم پارامترهای اخلافی و عاطفی با جلوه خوبی روی پرده آمده اند، که می توان به عنوان نمونه به موارد ذیل اشاره داشت:

الف-پارادوکس خشونت و بیرحمی انسان در کنار عاطفه و محبت به عنوان کنتراست اصلی و پایه فیلم که از همان اول تا انتهای فیلم قابل مشاهدi است. حاکمی مهربان در کنار عوامل بیرحم و ضد رعیت، سانشوی خشن و سنگدل در کنار پسر مهربان و با عاطفه(که البته نقش پسر مهربان چندان در داستان هضم نشد و فراموش گردید) ، و انسانهای ساعی و با احساس در برابر راهزنان دیو سرشت و ....، در واقع میزوگوچی اگرچه دوران تاریک ژاپن را به تصویر کشیده است ولی روشنی های آن را فراموش نکرده است. البته میزوگوچی برای آفرینش جناح آدم های باعاطفه ، آن را در طول داستان صف می کند!

دوم-فراق و عاطفه مادر و فرزندان و خانواده که جنبه دراماتیک قوی اثر را شکل داده است. رو دست خوردن و دزدیده شده مادر و فرزندان در نهایت جمع بندی پیوستگی مجدد از نمادهای زیبای فیلم است.

سوم- تحقق اصطلاح معروف فرج بعد از شدت، پسری که از یک خانواده حاکم به اوج ذلت و بردگی کشیده می شود و حتی آن را می پذیرد ولی مجدد راه رستگاری و رهایی را می یابد و ارج و قرب خود را باز می یابد.

چهارم- حس عاطفه اجتماعی که با تم سیاسی –انقلابی خود را رو می کند. البته این تم برای ژاپن دهه 50 شاید تنها ارزش تاریخی داشته باشد ولی به هرحال جریان انتقام و توجه به اهالی ضعیف جامعه و بردگان از جلوه های تاریخی سیاسی فیلم است.

ضرباهنگ فیلم به اعتقاد من قدری حوصله بر است ولی با این وجود داستان پرداخت محکم و صحنه های به یاد ماندنی دارد.

----------------------------

967- نام فیلم: تابستان و داغ

Imdb: 5.3

محصول 1395 ایران

ژنر: درام

نویسنده فیلمنامه: پیام کرمی

کارگردان: ابراهیم ایرج زاد

بازیگران: پریناز ایزدیار(نسرین)، علی مصفا(ایمان)، مینا ساداتی(سارا)، یسنا میر طهماسب(ناصر)، صابر ابر(فرهاد) و ....

افتخارات:

جشنواره فجر: برنده بهترین های فیلمبرداری و تدوین و کاندید بهترین های فیلم، کارگردانی، فیلمنامه، نقش اول مرد(علی مصفا)، نقش اول زن(پریناز ایزدیار)، نقش دوم زن(مینا ساداتی)، موسیقی متن، صدا گذاری، صدا برداری، طراحی لباس و طراحی صحنه

موضوع: نسرین یک کودکیار مهد کودک که در متارکه با شوهرش همراه با دختر و برادرش در پی گذاران زندگی است و از سویی دو زوج پزشک(ایمان و سارا)، بواسطه اینکه ایمان قصد ادامه طبابت در همدان را دارد دچار مشکل زناشویی هستند...

نظر: متوسط تا ضعیف

فیلم تابستان داغ، و فیلم خوبی نبود. یک فیلم از ادامه موفقیت فیلم جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی، دنبال تقلید است و به نظر می رسد موضوع داستان مقداری هم تحت تاثیر فیلم ابد و یک روز علیمردانی می باشد، ولی این ملغمه در بیان یک سری روابط و مشکلات کلیشه ایی دست و پا می زند و در نهایت چیزی از آن در نمیاد. قالب فیلم نتوانسته بیش از داستان سر هم بندی شده اش، چیز خاصی بیرون بدهد و بازی ها اسیر این ضعف داستانی که کاندید بهترین فیلمنامه جشنواره فجر هم شده، به تحلیل رفته است. گویا آقای پیام کرمی در خانه دنبال یک کلیشه مشکل ساز کارکترها بوده، کودکیاری که مورد آزار شوهرش است و بچه اش را مجبور است بخاطر کار در خانه تنها ول کند. بعد کارکتر یک زوج پزشک که سر یک موضوع جا نیافتاده- تصمیم شوهر به ادامه کار در همدان- مشکل زندگی دارند و کودکیار داستان مجبور است، کودک را اغلب موقع ها دیر دیر نزد زوج پزشک ببرد! .... بعد یک اتفاق عجیب تلخ و تظاهر کودک به فراموشی و .... به اعتقاد من در این قالب داستانی پر تنش کارکترها بیشتر فیلم بازی می کنند و مخاطب پی به سطحی بودن روند فیلم هستند، لذا جنبه دراماتیک فیلم، بیشتر یک سوژه بدون اسکلت مستحکم است. البته تکراری شدن سوژه ها درام وطنی، امتیاز بدیع بودن موضوع فیلم را زیر سوال می برد. به هرحال در کنار این موارد، فیلم دارای تصویر خوب و کیفیت فیلمبرداری مناسبی است و البته لوکیشن ها به جز مواردی مانند در وانت نشستن نسرین و فرهاد و دو بچه ها در وانت، معمولی هستند و مورد خاص تحسین برانگیزی در فیلم ثبت نشده است! در فیلم بازی ها با وجود زحمات بازیگران توانمندی مانند پریناز ایزدیار، مینا ساداتی، علی مصفا و صابر ابر، علیرغم زحمات فراوانی که کشیده اند، از ضعف داستانی خود ضربه خوده اند!....

--------------------------------

968- نام فیلم: مسیو و وردوی

نام لاتین: Mosieu Verdoux

Imdb: 8

ژنر: کمدی، جنایی و درام

محصول 1947 آمریکا

ایده فیلمنامه از اورسن ولز

نویسنده و کارگردان: چارلز چاپلین

بازیگران: چارلز چاپلین(هنری وردوی)، مرلین ناش(دختر فقیر)، مارتا وای(آنابلا)، مری کول(مونا)، اودری بتز(مارتا) و....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0039631/awards?ref_=tt_awd

برنده 5 جایزه و اکاندیداتوری سینمایی

کاندید اسکار بهترین فیلمنامه

موضوع:سرگذشت زندگی به یک روایت یک مرده به نام موسیو وردوی که به قتل زنجیره ایی زنان اقدام کرده بود....

نظر: خوب

برای من حضور مجدد چاپلین در قالب یک فیلم ناطق- مانند فیلم دیکتاتور بزرگ- آن هم در سال 1947 جالب بود. فیلم مانند فیلم بلوار سانست از زبان یک مرده شروع می شود و شاید این ایده الهام بخش بیلی وایلدر افسانه ایی بوده است. آنچه در فیلم نمادین است ترکیب عجیب خشونت و عطوفت در شخصیت یک مسیو فرانسوی در شهر پاریس است، که من شخصا با تجمیع این دو شخصیت افراطی در وجود مسیو چندان کنار نیامدم.این کنتراست چنان بود که چاپلین در آن دنبال نمایش یک چهره خشن از مسیو نبود و اصلا صحنه قتل ها نمایش داده نمی شود و معلوم نمی شود که قاتل جسد زنان مقتول خود را کجا دفن می کند و ضمن اینکه در یک تم جنایی-کارگاهی خوب معلوم نمی شود که پلیس ها و کارگاهان چگونه وی را تعقیب می کنند و اسرار وی را فاش می نمایند، لذا اگر بخواهیم فیلم را از زاویه جنایی-پلیسی نگاه کنیم، هیجان مربوط به این فیلمها یافت نمی شود، ولی در عوض چاپلین، به ساختارهای اخلاقی میان خود و زنان شکار توجه جالبی کرده است که از نقاط مثبت فیلم است. در چند الگو، چهار زن را با تیپ ها و شخصیت های متفاوت به عنوان شکار نمایش داده می شود، یک زن پیر بد خلق، یک زن پولدار ولی متین و با شخصیت(خانم مورگان)، یک زن خل صفت و دردیده(آنا بلا) و یک زن آرام و فقیر... اگرچه در میان این چهار شخصیت نمی توان انسجام داستانی را پیدا کرد ولی به هرحال چاپلین دختر آرام زیباروی فقیر را از دست شکار موسیو می رهاند و این در واقع یک حس تعلق چاپلین به فقراست که همیشه در فیلمهایش آنان را دوست میدارد. اوج کمدی فیلم در روابط میان موسیو با آنابلا شکل می گیرد که صحنه های با مزه کمدی در آن به چشم می خورد و شکست طرح های قتل چاپلین در نوع خود صحنه های بسیار بامزه فیلم را خلق کرده است. بازی با موسیقی در فیلم جالب است و با وجود اینکه این فیلم بیست سی سال از فیلمهای صامت چاپلین فاصله گرفته است ولی سایه هایی زیادی از کمدی صامت در فیلم به چشم می خورد. من اعتقاد دارم چاپلین در جمع بندی نهایی فیلم، متاسفانه دچار شعار زدگی سیاسی شده است و سعی کرده ایده و عقاید خود را در این جمع بندی به مخاطب تحمیل کند که متاسفانه باعث تضعیف انرژی و توانمندی فیلم گشته است ولی به هرحال دیدن فیلم موسیو وردوی برای تفرج و لذت بردن از یک فیلم کمدی خارج از لطف نیست و چاپلین بدایع درخشانی برای ترسیم یک سینمای کمدی به کار برده است...

-------------------

969- نام فیلم: تنفر و

نام لاتین: Repulsion

Imdb:7.8

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 91 از 100

محصول 1965 انگلستان

ژنر: درام، ترسناک و هیجانی

فیلمنامه اصلی از رومن پولانسکی و جرارد برانچ

اقتباس از دیوید استون

کارگردان: رومن پولانسکی

بازیگران: کاترین دنوو(کارن)، این هندری(مایکل)، جان فرسیو(کالین)، یوونه فرلوکس(هلن) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0059646/awards?ref_=tt_awd

برنده 2 جایزه و 4 کاندیداتوری جوایز سینمایی

بفتا: کاندید بهترین فیلمبرداری

جشنواره برلین: برنده خرس نقره ایی جشنواره

موضوع: خواهر کارن-هلن- با مرد دیگری روابط دارد، ضمن اینکه پسر خاله وی مایکل نیز شیفته کارن است ولی کارن با روابط عاشقانه مشکل دارد....

نظر: خوب

فیلم خوش ساخت تنفر دومین فیلم بلند پولانسکی در مقام کارگردانی است ولی با وجود اینکه بعضی از دوستان معتقدند فیلمهای اول پولانسکی جز بهترین کارهایش هستند، من حداقل در فیلم تنفر چنین احساسی را نکردم! درست است که فیلم با یک تم ترسناک روانی و با فضاسازی خوب، یک فیلم خشن و هیجان آور را سر و سامان داده است ولی فیلم به اعتقاد من هویتی مانند فیلمهای جنایی روانی هیچکاک ندارد و بیشتر نمایش و تظاهر خشونت و احساس های روانی است که ریشه درست درمانی ندارند. کارن به عنوان کانون این رفتارهای روانی، معلوم نمی شود چرا چنین اخلاقی برای پرهیز از روابط عاشقانه و قبول آن را در خود اشاعه می دهد! فقط ما می بینیم، وی از عشق مایکل طفره می رود و با عشق میان خواهر و معشوقه اش کنار نمیاید. بعد وی بدون آنکه دلیلش معلوم شود، وارد فضای توهم و کابوس می شود که یک به هم ریختگی و عدم تعادل روانی در او به اوج می رسد. نمایش صحنه های توهم زا خانه و نیز حضور متوهم یک مرد غریبه که با کارن رابطه برقرار می کند، متکی به دلایل روان شناسی و داستان ریشه داری نیست، فقط مخاطب باید بپذیرد، وجود این زن در تنهایی میان جلوه های ویژه ترسناک متاثر می شود! به هرحال پولانسکی موفق شده انسجام داستان را حفظ کند و حتی با دقت خوبی، صحنه های فیلم در راستای داستان پیش ببرد. در جایی که همکار وی از فیلم جویندگان طلای چاپلین یاد می کند، در ادامه فرآیند توجیه توهم در اثر مشکلات و فقر درونی است و یا در جایی که در تلویزیون مسابقه کشتی کج نشان داده می شود، یک جور تداعی کننده رقابت دو خواهر است ولی فضای متوهم حوادث درون ساختمان، بیشتر به فضای فیلمهای فانتزی و تخیلی می خورد تا فیلمهای روانی- درونی!... در فیلم خانم کاترین دونوو بازی خوب و موثری را ارائه داده است....تصویر برداری و طراحی صحنه های فیلم بخصوص در فضای متوهم کارن خوب هستند....

--------------------------

970- نام فیلم: چشمان بزرگ

نام لاتین: Big Eyes

Imdb:7.0

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 62 از 100

ژنر: زندگی نامه، جنایی و درام

محصول 2011 آمریکا و کانادا

نویسندگان فیلمنامه: اسکات آلکساندر و لاری کراسونسکی

کارگردان: تیم برتون

بازیگران: ایمی آدامز(مارگرت کین)، کریستوفر والتر(والتر کین)، دانی هودسن(دیک نولان)، کریتسن ریتر(دو آن) و .....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt1126590/awards?ref_=tt_awd

برنده 3 جایزه و 18 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

گلدن کلوب: برنده بهترین بازیگر زن و کاندید بهترین آهنگ

بفتا: کاندید بهترین های بازیگر زن و طراحی تولید

موضوع: مارگرت بعد از گریز از همسر اولش، برای درآمد وارد کار نقاشی می شود و بطور تصادفی با والتر که ادعای نقاشی داشت، آشنا و ازدواج می کند و زندگی آنها با نقاشی هایشان رونق می گیرد...

نظر: خوب

فیلم چشمان بزرگ تیم برتون یک جورهایی با فیلمهایی که از این کارگردان دیده بودیم، فرق دارد و ان بخاطر این است که تیم برتون به جای وارد شدن در سوژه های فانتزی و فضاسازی هایی که به آن علاقه داشته است، سعی کرده، بیشتر تمرکز خود را روی داستان بگذارد اگرچه در بعضی از صحنه ها لهجه و براند تیم برتون دیده می شود ولی در کل تیم برتون سعی کرده براساس فیلمنامه و زندگی نامه شخصیت اصلی، فیلم را تعریف و سازماندهی کند. داستان گویا براساس شخصیت واقعی زن نقاشی به نام مارگریت می چرخد، که از نظر هنری تحت استثمار شوهرش قرار می گیرد و در نهایت وارد ستیز با وی می شود. فیلم در سه نمای مختلف قابل بحث است:

الف- وجود هنر در خدمات اهداف جاه طلبانه انسانی که در نهایت، باعث شهرت و رونق جدی آن می شود. فیلم درباره هنر مارگریت قضاوت خاص فلسفی-هنری ارائه نمی دهد، انچه باعث شهرت چشمگیر مارگریت می شود، برنامه ریزی های والتر است و وی با جاه طلبی و نیز اتفاقاتی که برای شهرت و گسترش کار نقاشی موثر می افتد، به ثروت و قدرت هنری دست پیدا می کند. نکته جالبی که در فیلم وجود دارد، این است که فیلم ارزش گذاری هنری برای مارگریت ندارد و در واقع نقاشی دستاویز داستان فیلم می شود، نه فیلم اسیر هنر مایه های نقاشی... داشتم فکر می کردم، اگرچه هنر نقاشی متعلق به مارگریت بود ولی هنر رونق و فروش و کسب ثروت آن متعلق به والتر بوده است !!...

ب- جلوه های شخصیت روانی مختلفی که در والتر بروز می کند، نماینده سایه ها و مشکلات روانی انسانهاست و حتی می تواند به عنوان الگوهایی برای نمایش توجیهات و بازی های روانی باشد که یک انسان برای سرپوش گذاشتن به مشکلات درونی اتخاذ می کند. در فیلم بخوبی تزویر، استثمار هنر، جاه طلبی، کتمان واقعیت، استفاده از عشق، استفاده از دروغ و جعل هنری برای طی پله های هنری نشان داده شده است. در کنتراست با والتر، بازیگر محبوب من امی آدامز بازی دراماتیک زیبایی را در برابر این پلیدی های اخلاقی نمایش داده است و چهره مظلوم وی را عریان تر کرده است.

ج-نقش جامعه در برابر کیفیت و هویت آثار هنری، که دستمایه تبلیغات و شانتاژهای هنری واقع می شود و ارزیابی خود را براساس آنها قرار می دهد و لذا اشاعه کارهای هنری رابطه خود را کیفیت انها مبهم و گنگ می کند.

به هرحال ستیزه مارگریت با والتر در نهایت در یک حکم هنری در دادگاهی در هاوایی برمی گردد و در ان جمع بندی می شود. من معتقدم فضای دادگاه با تلفیق کمدی- درامی که پیدا می کند، جنبه دراماتیک اثر را تا حدودی تضعیف می کند. در یک جمع بندی فیلم چشمان بزرگ اگرچه جزو بهترین های تیم برتون شاید نباشد ولیکن نوعی متفاوتی از سینمای برتون است که استحکام و خوب بودن خود را در این تجربه جدید از دست نداده است.

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: شنبه 8 دی 1397 ساعت: 20:55

صفحه بندی