976- نام
فیلم: پاپولیر
نام لاتین: Populaire

Imdb:6.9
نمره منقدان در ای ام دی بی: 58 از 100
ژنر: کمدی و عاشقانه
محصول 2012 فرانسه و بلژیک
نویسندگان
فیلمنامه: رجیس روینسارد، دانیل پرستلی، رویس کامپینگت
کارگردان: رجیس روینسارد(کار اول)
بازیگران: رویس دوریس(لوئیس آکارد)، دبورا فرانکویس(رز)،
برنیس بجو(ماری تیلور)، شائن بنسون(باب تیلور) و....
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt2070776/awards?ref_=tt_awd
برنده 1 جایزه و 9 کاندیداتوری از جشنواره
های سینمایی
سزار فرانسه: کاندید بهترین
های موزیک متن اور
جینال،
فیلمبردای، طراحی صحنه، طراحی تولید و اولی
فیلم کارگردان
موضوع: رز دختر جوانی بواسطه سرعت تایپ خوبش موفق
می شود به استخدام لوئیس آکارد صاحب یک شرکت بیمه کوچک شود. لوئیس بواسطه مهارت رز تص
میم
می گیرد او را در مسابقات سرعت تایپ شرکت دهد....
نظر: ضعیف تا متوسط
پاپولیر یک اسم خاص است و همانطور که در
فیلم اشاره
می شود، به یک
براند از دستگاه تایپ اشاره
می کند که بواسطه شهرت رز موفقیت تجاری کسب می کند. موضوع فیلم در نوع خود جدید است. یعنی اینبار آنچه سبب رقابت و موضوع موفقیت قهرمان زن داستان می شود، رز دختر جوان و زیبارویی است که توانمندی خود را در تایپ کردن کلمات ارتقا می دهد و تا مراحل بالا اعتبار کسب می کند. به نظر من روینسارد در این فیلم تحت تاثیر فیلمی مانند بانوی زیبای من جرج کیوکر 1964 بوده است. اتفاقا قهرمان داستان آن فیلم مانند فیلم پاپولیر یک بازیگر زیباروی زن بلژیکی-ادری هپ
برن- بوده است!... روینسارد خواسته است، یک شخصیت عاشق و ملوس را در کنتراست با یک آدم جدی ولی خوش ذات قرار دهد ولی واقعیت این است، در این فیلم، مشکلی که وجود دارد، همین شخصیت پردازی دو قهرمان زن و مرد داستان بخصوص نقش لوئیس(رویس دوریس) بوده است، یعنی شخصیت
های این دو در طول داستان شلخته و آشفته تعریف می شوند و خامی در کار اول این کارگردان سی ساله-در سال 2012- خود را رو می کند. فیلم رشته خیال پائول توماس آندرسون که چند سال بعد از این فیلم ساخته شده، تفاوت
های کیفی این دو فیلم بخوبی خود را نشان می دهند. بازی بد رویس دوریس در نقش لوئیس آکارد و عدم تعادل موضع
گیری
های اخلاقی وی با روند داستان آزار دهنده به نظر می رسد ولی شخصیت پردازی خانم دبورا فرانکویس قابل تحمل تر است! بدتر از این دو شخصیت، شخصیت های جانبی فیلم بد درآمده اند. روینسارد اغلب آنها را بعد از یک تعریف نیم بند ول کرده است. نقش پدر رز و یا اسپانسر قد بلندی که در اخر فیلم از لوئیس کتک می خورد، نمونه های آن است. شخصیت مهربان ماری(برنیس بجو) شعاری است و در کل فیلم از سانتی مانتالیسم بی بهره نیست ولی با این وجود ساختار کمدی فیلم و روند مسابقات تایپ گاه نمادهای هیجان زا را ارائه می دهد. جدایی ها و پیوستگی های چند باره رز و لوئیس در فیلم بیشتر تظاهرات معترضه و کم هویت داستان هستند!.... در کل روینسارد نشان داد در فیلمسازی نباید توقع ظهور یک کارگردان بزرگ را از وی داشت، مگر اینکه معجزه ایی رخ دهد!..... شاید اگر بخواهیم نقطه قوتی برای فیلم اسم ببریم، گریم خوب و حضور دختران و مردان خوش تیپ و زیباروی و رنگ و لعاب خوب فیلمبرداری در یک محیط نیم بد کلاسیک باشد که برای جویندگان این چیزها، خوشایند به نظر برسد!...
-------------------------
977- نام فیلم:
بهار زندگی دوشیزه
جین برودی
نام لاتین: The Prime of Miss Jean Brodie

Imdb:7.6
ژنر: درام و عاشقانه
محصول 1969 انگلستان
براساس کتابی از موریل اسپارک
فیلمنامه از جی پرسون آلن
کارگردان: رونالد نئیم
بازیگران: مگی اسمیت(
جین برودی)، رابرت استیفنز(تدی لویز)، پاملا فرانکلین(سندی)، گوردون جکسون(گوردون لاوتر)، سیلیا جانسون(خانم مک کی)، دیانا گرسیون(جنی)،
جین کار(مری)، لاوینا لانگ(امیلی)، شرلی استیدمن(مونیکا) و ...
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0064840/awards?ref_=tt_awd
برنده 6 جایزه و 140 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
آکادمی اسکار: برنده اسکار بهترین بازیگر زن(مگ اسمیت)، و کاندید بهترین آواز اصلی
گلدن کلوب: برنده بهترین آواز اصلی . و کاندید بهترین های فیلم و بازیگر زن
بفتا: برنده بهترین های بازیگر زن و بازیگر دوم زن(سیلیا جانسون) و کاندی بهترین بازیگر دوم زن(پاملا فرانکلین)
فستیوال کن: کاندید نخل طلایی جشنواره
موضوع:
جین برودی معلم یک مدرسه شبانه دخترانه است که تمام
زندگی خود را وقف مدرسه کرده است ولی با وجود عشق و علاقه آقای لاوتر از ازدواج با وی می پرهیزد و لوید نقاش علیرغم تاهل دنبال رابطه وی است....
نظر: خوب تا متوسط
فیلم پرحرف خانم برودی سعی کرده است یک شخصیت پردازی قوی از شخصیت اصلی فیلم با بازی خوب خانم مگی اسمیت(بازیگر فیلم هری پاترها-خانم مک گاناگال) ارائه دهد ولی به اعتقاد من فیلم چنان در دیالوگ و ادبیات زدگی غرق شده است که انرژی زیادی از داستان فیلم را به سمت خود کشیده و داستان را تحلیل برده است. حتی شخصیت پردازی قهرمانان داستان تحت تاثیر دیالوگ های وراج فیلم هستند و حتی در پاره ایی از موارد دچار مشکل شعار زدگی شده اند. خانم جین برودی(مگ اسمیت) یک زن ادیب، عاشق کار، کمال گرا، مغرور است و سعی می کند در این فرآیند خود را اسیر وضعیت رمانتیکی که او را تعقیب می کند، قرار ندهد. آنچه جالب است در فیلم اشاراتی به گرایشات فاشیسمی خانم جین برودی دارد ولیکن با تعریفی که ما از فاشیسم داریم، این گرایش و تاکید سیاسی به نظر در داستان فیلم الزامی ندارد. اینکه خانم برودی عشق به بچه ها دارد و مغرور است، ویژگی است که نمی توان از آن تبیین سیاسی حاصل کرد! گاه صفاتی که خانم برودی برای دانش آموزان ویژه اش که دور وی می گردند، به کار می برد، شعاری هستند و در خود فیلم غیر از مقداری از شخصیت سندی(پاملا فرانکلین) چیزی از ویژگی های اخلاقی که ادعا می شود در باره دانش آموزانش شکل نمی
گیرد و سوالی هم که برای من وجود دارد این است که چرا در جمع دهها نفره کلاس خانم برودی فقط با این چهار دختر می پرد!.... عشق های خانم برودی با مثلث های لوید و لاوتر، شکل چندان رمانتیکی ندارد و در کل من با شخصیت پردازی قهرمانان داستان حتی تا حدودی در خانم برودی زیاد کنار نمی آیم و حتی جریان زیر آب زنی سندی و شکل مبهم آن، توجیه خوبی برای پایان داستان نیست!... نکته مثبت فیلم قطعا بازی خوب خانم مگی اسمیت و غرور یک معلم است ولی این برای اینکه این اثر را یک شاهکار سینمایی تلقی کنیم، کفایت نمی کند...
---------------------------
978- نام فیلم:
همه می دانند
نام لاتین: Everbody Knows

Imdb:7.1
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 66 از 100
ژنر: درام، معمایی و جنایی
محصول 2018 اسپانیا، فرانسه و ایتالیا
نویسنده و کارگردان: اصغر فرهادی
بازیگران: پنه لوپه کروز(لائورا)، خاویر باردام(پاکو)، ریکاردو دارین(آلخاندرو)، ادئوارو فرناندز(فرناندز)، بابارا لنی(بپا)، اینما کوستا(آنا)، رامون باریا(آنتونیو)، کارلا مامپرا(ایرنه) و ....
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt4964788/awards?ref_=tt_awd
کاندید دو جایزه سینمایی
کاندید نخل طلایی جشنواره کن
موضوع: لائورا همراه دو فرزندش بدلیل عروسی خواهرش از آرژانتین راهی خانه پدریش در اسپانیا می شود، ولی در شب عروسی ناگهان برق قطع می شود و دختر جوانش ایرنه ناپدید می گردد....
نظر: خوب تا متوسط
طبعا انتشار نسخه فیلم"
همه می دانند" اصغر فرهادی یک خبر مهم برای کنجکاوان و دوست و دشمنانش بود، تا ببینند کار جدید این پدیده سینمایی پر سروصدا وطنی و برنده دو جایزه اسکار، که افتخار بزرگی برای کشور تلقی می شود، چگونه است و وقتی من آن را دانلود کردم، در اولین فرصت برنامه دیدنش را چیدم ولی متاسفانه فرهادی در این فیلم علیرغم عوامل فراوان خارجی و بازیگران بزرگی مانند خاویر باردام، پنه لوپه کروز و ریکاردو دارین و .... اثری مایوس کننده و خسته کننده را ارئه داده است و شاید بخاطر همین است که در سطح بین الملل از این فیلم علیرغم اینکه اسم فرهادی بزرگ را به یدک می کشید، زیاد استقبال نشد!... من باور دارم، داستان فیلم توانمند و دارای استخوان بندی خوبی است که این نشات از داستانگویی و توانایی فرهادی در ارائه فیلمنامه های خوب و پیچیده است. مانند فیلمهایی مثل درباره الی یا جدایی نادر از سیمین، فرهادی در یک سیستم روستایی و شاد، بحران سازی می کند و با این اتفاق در کنار پیچش های داستانی، به تحلیل روانکاوانه قهرمانان داستانش می پردازد. آنچه این بار بحران ساز است، ربوده شدن یک دختر جوان است. داستان فیلم، شروع خوبی دارد. فرهادی بین ارتباط رمانتیک مختلف اشاره می کند، زن و مردی که عاشقانه باغ انگور دارند، زن و مردی که دچار ورشکستگی شده اند، زوجی که ادعای از هم پاشیدگی خانوادگی دارند، روابط عاشقانه ایی در گذشته گسسته شده است، دختر و پسر جوانی که در طلوع عشق خود و در عنفوان جوانی همدیگر را دوست دارند و زن و شوهر قدیمی و سنتی و..... حالا برنامه این است که در این روابط چند جانبه بحران سازی شود و در اینجاست که مشکلات قدیمی اقتصادی و اخلاقی خود را نشان می دهند. انسانها چهره های دیگر خود را نشان می دهند و وارد داستان می کنند. در این فیلم معیار دیگری را که فرهادی طرح می کند، مسائل اقتصادی است که علاوه بر این ناهنجاری های درونی در تحول داستان نقش بازی می کند. آلخاندرو در آرژانتین ورشکست شده است، حال که به فداکاری مالی پاکو نیاز است، لائورا و آلخاندرو شکل دیگری از روابط ج نسی قدیمی را رو می کنند!... بحث جریان رمانتیک قدیمی پاکو لائورا طرح می شود و در شهر نشر پیدا می کند. به هرحال داستان خوب است ولی به اعتقاد من فرهادی بعد از فیلم جدایی و تا حدودی فیلم گذشته، ریتم هیجان دار و مشتری پسند خود را از دست داده است و به اعتقاد من مشکل مهمی که به فیلم "
همه می دانند" فرهادی لطمه زده است ریتم کند تعریف داستان است که با دیالوگ ها کم بنیه و میزانسن های کم هیجان، بیننده را خسته می کند. فاصله ریتم میان شادی عروسی و گم شدن ایرنه، سنجیده نیست! اما به اعتقاد من فرهادی در این فیلم یکی از کارهای ضعیف خود را در مقام کارگردانی ارائه داده است، هرچند داستان حرفهای زیادی برای گفتن دارد ولی مهارت فرهادی برای بازیگری از بازیگران اسپانیولی زیر سوال رفته است! و احساسات غمگین و هیجانات افراد در یک محیط بحران زده، با اغراق همراه است.... در کل به نظر می رسد، حضور بین المللی فرهادی با چالش روبرو شده است و فرهادی با روزهای خوبش در فیلم های وطنی، جدایی نادر از سیمین، درباره الی و چهارشنبه سوری فاصله دارد....
--------------------------
979- نام فیلم: سد
معبر
محصول 1395 ایران
ژنر: درام
نویسنده: سعید روستایی
کارگردان: محسن قرایی
بازیگران: حامد بهداد(قاسم)، باران کوثری(نرگس)، محسن کیایی(مهدی)، نادر فلاح( رسول)، نرگس عابدی(مونا)، گیتی قاسمی(زن رسول) و ....
افتخارات: کاندید بهترین های فیلمنامه و تدوین از جشنواره فجر و برنده بهترین فیلم حشنواره صوفیا بلغارستان
موضوع: قاسم کارمند جلو
گیری از سد
معبر شهرداری دنبال خرید کامیون با استفاده از ارثیه همسر و قرض کردن است ولی همسرش مخالف آن است، وی از سوی یکی از کاسبها برای گم شدن موبایلش تهدید میشود...
نظر: ضعیف تا متوسط
سعید روستایی بعد از ارائه فیلم پر تعریف ابد و یک روز اینبار با نوشتن فیلمنامه ایی با تم مشابه به کمک محسن قرایی شتافته وتا به خلق یک درام موفق دیگر دست پیدا کند ولی من احساس می کنم این درام ها مانند ابد و یک روز و سد
معبر فاقد سناریوی قوی هستند و بیشتر سازه ایی مصنوعی هستند که به جای خلق یک روند داستانی در خلق موقعیت، موقعیت های تلخ جامعه را محور قرار می دهند و لذا داستان در پیج و خم شرایط امروز جامعه سازه ایی شعاری پیدا می کند! سد
معبر فیلمی است درباره یک کارمند شهرداری که به خشونت علیه کاسبان دوره گرد که بقولی در خیابانها سد
معبر می کنند ، می پردازد. حامد بهداد در نقش قاسم، در حین حال که کارمند است و خشونت نشان می دهد، جاه طلب است و قصد دارد با خرید یک کامیون به هروسیله شده، کسب و کار جدیدی ایجاد کند. به اعتقاد من یکی از مشکلات فیلمنامه، عدم تعریف خوب شخصیت اصلی داستان قاسم است، خلافکار است، ضارب است، روشهای شرارات و گوشبری را بلد است و ... متاسفانه بازی آقای حامد بهداد در این فیلم، تکراری و از سانتی مانتال شدن ضربه می بیند!... نمی دانم چرا در سینمای امروز ایران، مرتب شخصیت های دیوانه و قاطی پاطی را قواره تن این بازیگر معروف می کنند و وی از این کارکتر تکراری تغییر هویت نمی دهد!..... در داستان می بینیم محور داستان روی خریدن کامیون و مخالفت زنش همراه است ولی بدنبال آمدن داستان گم شدن موبایل دستفروش، این محور به امان خدا سپرده می شود، در حالیکه توقع این بود ماجرای تصادف و زیان مالی در نهایت محور خریدن قسطی کامیون را تحت شعاع قرار بدهد!... شخصیت مرد دستفروش-نادر فلاح- نیز در فضای مبهمی بین یک ادم خوب و یک آدم بد دست و پا می زند، این تعلیق در فیلم نچسب است و روی داستان چندان سوار نمی شود، نمایش کشیدن دندان برای تصاحب دوباره موبایل، اگر وارد داستان نمی شد، بهتر بود و این خشونت نتوانسته جای خود را در سناریو باز کند و تکه نامتجانس و نچسبی نشان می دهد!... ولی به هرحال داستان فیلم تلاش می کند مرزهای اخلاق و شرارت را در کنار هم نشان دهد و این حس بخوبی توسط مخاطب حس می شود. من اعتقاد دارم بازی های فیلم بخاطر ضعف فیلمنامه علیرغم زحمت فراوان و حس سنگینی که بهداد، خانم کوثری و فلاح نشان داده اند، چشم
گیر به نظر نمی رسند و بیشتر متظاهرانه است!...
--------------------
980-نام فیلم:
کشتی گیر
نام لاتین: The Wrestler

Imdb:7.9
متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 81 از 100
ژنر: ورزشی و درام
محصول 2008 آمریکا و فرانسه
نویسنده فیلمنامه: رابرت سیگل
کارگردان: دارن آرنوفسکی
بازیگران: میکی رورک(رندی)، مریسا تومه(کاسیدی)، ایوان ریچل وود(استفنی) و ....
افتخارات:
https://www.imdb.com/title/tt1125849/awards?ref_=tt_awd
برنده 57 جایزه و 88 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
آکادمی اسکار: کاندید بهترین های بازیگر مرد و بازیگر دوم زن(مریسا تومه)
گلدن کلوب: برنده بهترین های بازیگر مرد، آهنگ اصلی و کاندید بهترین بازیگر دوم زن
بفتا: برنده بهترین بازیگر مرد و کاندید بهترین بازیگر دوم زن
حلقه منتقدان لندن: برنده بهترین فیلم سال و بازیگر مرد و کاندید بهترین کارگردانی سال
برنده شیر طلایی جشنواره ونیز
موضوع: یک قهرمان
کشتی نمایشی در آمریکا ناگهان با یک حمله قلبی روبرو می شود که باعث تغییر در
زندگیش می شود....
نظر: خوب
فیلم دارن آرنوفسکی فیلم خوبی است. فیلم زوم خوبی بر
زندگی یک
کشتی گیر نمایشی دارد و کارکتر اخلاقی وی را از همان آغاز فیلم خوب تعریف می کند و لذا مخاطب حس همدردی را با وی برقرار می کند. قطعا بازی خیلی خوب میکی رورک بخصوص در بخشهای اول فیلم کمک شایانی در ایجاد حس و عاطفه در کنار خشونت ورزش
کشتی به نمایش می گذارد. اگرچه به اعتقاد من آرنوفسکی در نمایش صحنه های
کشتی کج نمایشی، بخصوص نمایش کشتی دوم رندی، از فرآیند هنری فیلم خارج شده و غیر معقول به صحنه های خشونت پرداخته که به نظر می رسد بیشتر با هدف کسب گیشه اقدام نموده است. ولی به هرحال داستان با وقوع سکته قلبی قهرمان داستان وارد وادی جدیدی می شود و او ناچار است در محدودیت ورزشی که برایش شکل گرفته است،
زندگی دیگری را شروع کند و در اینجاست که او درک مهمتری از تنهایی در زندگیش پیدا می کند و دنبال سایه های عشق و نیز دختر طرده کرده اش می رود. من اعتقاد دارم آرنوفسکی در تعریف روابط دختر و پدر، با کنتراست شدید و سختگیرانه ایی برخورد کرده است که البته این مربوط به شیوه و سبک این کارگردان نامی است و لذا بازی پر انرژی ایوان ریچل وود در نقش استفنی با عصبیت غیر متعارفی روبرو است و این باعث شده بازی خیلی خوب میکی رورک دچار مقداری افول شود!...در کنارش روابط میان کاسیدی با بازی خوب خانم مریسا تومه و رندی در فیلم خوب درامده است ولیکن به هرحال اختلاف رابطه کاسیدی و رندی از یک سو و روابط رندی و دخترش از سوی دیگر، تجانس مطلوبی در حد فیلم خوب آرنوفسکی نشان نمی دهد! ولی به هرحال بازگشت دوباره رندی به رینگ پیش درآمد بدی در سناریوی فیلم از خود نشان نمی دهد و در واقع مخاطب در اینکه وی بدنبال یک مرگ حماسی ناشی از سرخوردگی است، کنار می آید. آنچه برای ما ایرانی ها جالب است حضور یک کشتی گیر با نماد ایرانی و پرچم و لباس جمهوری اسلامی در رینگ نهایی با رندی است!... درباره حضور اعجاب آور این نماد که با نام آیت الله وعرفی می شود و در تیتر اولیه فیلم بدان اشاره می کند، جای بحث دارد. با توجه به اینکه حضور این نماد چندان تاثیر در داستان اصلی ندارد، شاید یک جورهایی بازگو کننده حس و فکر آرنوفسکی در باره گرایشهای سیاسی وی و واکنش وی با بهانه روابط ایران و امریکا باشد. شاید آرنوفسکی می خواهد با تعریف داستان رندی و مشکلاتی که وی در زندگی با جامعه آمریکا و عواطف شخصی اش دارد(دقت شود نام خانوادگی رندی مانند آرنوفسکی مربوط به اروپای شرقی است) اختلافات سیاسی را بیشتر نمایشی و سطحی تعریف کند و اسلحه نقد خود را به سمت خود وضعیت نامطلوب شرایط جامعه آمریکایی برگرداند ولی به هرحال تعریف این نماد در هییت یک کشتی گیر رشته کشتی کج، در فیلم تعریف پدر و مادر داری ندارد و نقدی اگر بر آن صورت بگیرد بیشتر به تاویل نزدیک است!...
برچسب:
نویسنده: نوید رضایی
تاريخ: پنجشنبه
25 بهمن
1397 ساعت: 0:56