971- نام فیلم: سروقت
نام لاتین: In Time
Imdb: 6.7
متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 53 از 100
ژنر: اکشن، فانتزی و هیجانی
محصول 2011 آمریکا
نویسنده و کارگردان: آندرو نیکول
بازیگران: جاستین تیم برلیک(ویل سالاس)، الیویا وایلد(راشل سالاس)، آماندا سیفرید(سیلویا ویس)، وینسنت کارتیسر(فیلیپ ویس)، سیلیان مورفی(ریموند لئون) و ....
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt1637688/awards?ref_=tt_awd
کاندید دو جایزه سینمایی
موضوع: این فیلم تخیلی به روزگاری تعلق دارد که هر انسان بعد از 25 سالگی برای زنده ماندن باید زمان خرید و فروش کند، ولی صاحبان اصلی زمان به عنوان ثروت دنبال جاودانگی هستند....
نظر: خوب
برخلاف نمره خیلی پائینی که منتقدان به فیلم سروقت نیکول داده اند، من معتقدم این فیلم آنقدر هم بی کیفیت نبود. اتفاقا فیلم با یک سوژه بدیع شروع می شود، اگرچه خوب بود فیلم با یک پیش درامد بهتر دلیل بروز سوژه تخیلی اول فیلم را تعریف می کرد ولی به هرحال در اینکه انسانها بعد از 25 سالگی مجبورند برای زنده ماندن زمان بخرند و بفروشند، سازمان خلاقانه ایی داشت و در کل فیلم بخوبی جا افتاده بود، لذا شخصیت پردازی آدمها و تشکیلات آنها تعریف پدر مادر داری از فضای تخیلی فیلم بدست آوردند.
-شخصیت اصلی فیلم که پدری قهرمان و با معرفت داشت و با اصول اخلاقی ویژه خود داستان را پیش می برد و از فضای خشک ضد انسانی آن زمان، مایه های انسانیت و فضایل اخلاقی را بروز می داد، ضمن اینکه بدنبال مرگ مادر بدنبال انتقام از عوامل ظلم زمان خود بود.
-شخصیت ظالمانه حاکمیت آدمها، که بدنبال استثمار و جاودانگی خود بودند.(در نمای فیلپ) و حتی در این سبک و سیاق دخترش سیلویا را نادیده می گرفت و دلیل اصلی قیام سیلویا علیه وی فیلیپ شد...
-شخصیت گروه های تبهکاری و دزد که برای گرفتن وقت اقدام به شرارت می کردند و شخصیت اول فیلم که زمان بادآورده ایی را داشت، تعقیب می نمودند.
-فضای پلیس ها فیلم در نماد ریموند که مرا ناخودآگاه یاد ژاور پلیسی که ژان وال ژان را تعقیب می کرد می انداخت که براساس وظیفه و قانون عمل خود را انجام می داد و در آن چارچوب اسیر شده بود...
ولی به هرحال با وجود چارچوب بالنسبه فانتزی فیلم، کارگردانی بازیگران فیلم برجسته نبود و بازی ها اغلب در حد متوسط بودند. یک ایراد فیلم هم به اعتقاد من درگیر شدن سوژه با شعاری شدن بعضی مفاهیم سیاسی و سانتی مانتال شدن بعضی صحنه های بود. جمع بندی آخر فیلم هم خوب بود و باقی ماندن یک روز برای خودش در کنار صحنه رمانتیک آن، صحنه جذابی بود....
-----------------------------
972- نام فیلم: ام(قاتل)
نام لاتین: M
Imdb:8.4
ژنر: جنایی، معمایی و هیجان آور
محصول 1931 آلمان
فیلمنامه از یته ون هارلو و فریتز لانگ
کارگردان: فریتز لانگ
بازیگران: پیتر لوره(قاتل)، الن ویدمن، لانگ لانگوت و ....
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0022100/awards?ref_=tt_awd
برنده 2 جایزه سینمایی
موضوع: بدنبال قتل زنجیره ایی دانش آموزان دختر خردسال، پلیس به پیگردی های وسیعی در شهر برلین دست می زند و این برای تبهکاران شهر مشکل ایجاد می کند...
نظر: خوب تا متوسط
واقعا فیلمی با این قدمت و ارائه آن بصورت فیلم ناطق و آن در چنین موقعیتی دور از هالیوود، جای احترام دارد. فیلم متعلق به 83 سال قبل است یعنی بر می گردد به سالهای پادشاهی رضاشاه در ایران و سه سال قبل از اینکه فیلم دختر لر ساخته شود و آنچه برای این فیلم قدیمی ارزشمند است، لوکیشن های جالب و داستان و کیفیت خوب است، جوری که در imdb این فیلم با وجود قدمتش رتبه 78 را در اختیار دارد. ولی به هرحال فارغ از بحث قدیمی بودن و اینکه از بازیگران آن احتمال نمی رود کسی زنده باشد، جالبی فیلم این است که قهرمان ثابتی ندارد و در کل افراد متعددی درگیر جنایتهای شهر برلین هستند. بامزگی فیلم که با وجود قدیمی بودن سوژه بدیعی می آید این است که به علت سختگیری های پلیس، گروه های تبهکاری شهر موازی پلیس، به دنبال دستگیری قاتل هستند و برای اینکار از گداهای شهر استفاده می کنند. لوکیشن های شهر مطابق داستان انتخاب شده است و منطق داستان خوب در روند روایت فیلم حفظ می شود و گرفتن قاتل در ساختمان در نوع خودش از صحنه های خوب فیلم است، اگرچه گاه دیالوگ هایی در فیلم استفاده می شود، خام هستند و برای عرضه آن در سینمای مدرن هنوز پخته نشده اند. آوردن قاتل در دادگاه تبهکاران، صحنه عجیبی است که هرچند به نظر بدیع می آید ولی شگفت انگیزی آن، جای بحث دارد. اما به نظر من مشکل فیلم دو مورد است. یکی اینکه در صحنه موازی پیدا کردن قاتل میان پلیس ها و تبهکاران، جریان پلیسی پیگردی قاتل بعد از چند سکانس پلیسی کارگاهی در داستان رها می شود و زائد به نظر می رسد. مشکل دوم فیلم صحنه دادگاه فیلم است که از فرمت داستانی رها می شود و وارد حرفهای شعاری میان وکیل بی هویت با تبهکاران می شود که به اعتقاد من کیفیت ارزشمند این فیلم قدیمی را به هم زده است، بخصوص جمع بندی نهایی فیلم و دیالوگ حرف مادر مقتول، که پایان خوبی برای این فیلم سینمایی نیست. در کل فیلم پتانسیل ارائه یک شاهکار سینمایی را داشت ولی موفق به ارائه آن نشد.
--------------------------
973-نام فیلم: دارکوب
![]()
محصول 1396 ایران
ژنر: درام
نویسندگان فیلمنامه: حسین تراب نژاد و آزیتا ایرانی
کارگردان: بهروز شعیبی
بازیگران: مهناز افشار(نیلوفر)، امین حیایی(روزبه)، سارا بهرامی(مهسا)، جمشید هاشم پور(اناری)، هادی حجازی فر(مازیار)، شادی کرم رودی(تینا)، باران مرتضوی(گلی) و ....
افتخارات:
جشنواره فجر: برنده سیمرغ بلورین بهترین های بازیگر زن(سارا بهرامی)و نقش دوم مرد(جمشید هاشم پور) و کاندید بهترین های بازیگر زن(مهناز افشار)، نقش دوم زن(نگار عابدی)، تدوین، موسیقی متن، طراحی صحنه، بهترین فیلم، کارگردانی و چهره پردازی
موضوع: داستان زنی معتاد (سارا بهرامی) است که همسرش (امین حیایی) او را رها کرده و مجدداً ازدواج کردهاست. زن معتاد (مهسا) که به او دروغ گفته شدهاست که فرزندش (باران/گلی) مرده، متوجه میشود کودکش زنده است. پیگیریهای زن برای پسگیری فرزندش مشکلاتی را برای پدر دختر و زن جدید (مهناز افشار) به وجود میآورد....
نظر: متوسط
فیلم دارکوب قطعا دیدنش دارای جذابیت است، اگرچه جنبه دراماتیک فیلم ممکن است در طول فیلم، از همان زمان شروع، برای بیننده تلویزیونی اعصاب خورد کن به نظر برسد. یک زندگی عاشقانه و پر طراوت که با حضور یک شخص جدید دچار اختلال و خطر می شود و شکافهای ناشی از استرس و ترس آن را تهدید می کند ولی به اعتقاد من مشکلی که این فیلم دارد، این است که بیشتر به جای آنکه به طرح منطقی یک درام اقدام کند، وارد فضای افراط در نمایش فضاها است تا حداکثر فشار را برای سوژه ایجاد نماید. ترسیم پرتره زنی به نام مهسا با بازی خانم سارا بهرامی، که نقش یک زن معتاد و لاابالی را بازی می کند، گاه آنچنان جدی است که شکل فکاهی بخود می گیرد و علیرغم بازی و گریم سنگین و پر زحمت خانم سارا بهرامی، تو ذوق می زند! جنبه اخاذ و مواد فروش فیلم اصولا سازگاری و همنشینی خوبی با چهره یک مادر و یک زن با عاطفه در خانه زنان بدبخت، ندارد و اصولا بیشتر به ردیف شدن تعدادی کارکتر صورت و شخصیت که ربط زیادی با هم ندارند، در می آید و لذا چرخش های شخصیتی مهسا بیشتر تظاهراتی است که تحمیلی به نظر می رسند! و حتی این فرم سانتی مانتال کردن گاه در عملکرد شخصیتی نیلوفر(مهناز افشار) به چشم می خورد. در آثار آقای شعیبی که دیده ام، این تقدم احساسات غلیظ بر روند داستان، کم دیده نمی شود. در این فیلم، آنقدر آقای شعیبی روی فضاسازی دو محیط عاطفی خانواده روزبه و محیط خشن و تلخ زندگی مهسا تاکید کرده که کنتراست این دو، مقداری توی ذوق می زند!.... این وضعیت در شخصیت پردازی آدمهایی نظیر اناری با بازی جمشید هاشم پور، مازیار و... ادامه دارد. به هرحال تظاهرات حسی و اخلاقی مهسا به حدی بوده که نتوان تلفیق حس مادری و حس یک زن معتاد بزهکار در خود هضم کند و لذا فیلم در جمع بندی نهایی خود شعاری به نظر می رسد. بعضی صحنه ها مانند هرج و مرج راه انداختن مهسا در آپارتمان، یا درگیرهای فیزیکی روزبه با مهسا در فروشگاه، جار و جنجال های ایجاد شده در خانه قمر خانم مهسا شلوغ و آزار دهنده هستند و پرداخت خیلی خوبی ندارند. به اعتقاد من در فیلم خانم افشار کنترل شده تر از خانم بهرامی بازی خود را ارائه داده و بقیه بازی ها به غیر از بازی خانم نگار عابدی، برجسته نیستند حتی بازی اسطوره سینمای ایران جمشید هاشم پور!....
------------------------
974- نام فیلم: دایره سرخ
نام لاتین: Le Cercle Rouge
![]()
Imdb: 8.1
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 91 از 100
ژنر: جنایی، درام و هیجانی
محصول 1970 فرانسه و ایتالیا
نویسنده و کارگردان: ژان پیر ملویل
بازیگران: آلن دولن(کوری)، بورویل(پلیس کمیسر)، جیان ماری ولونته(ووجل)، یوویس مونتاند(یانسن)، فرانسیسکو پیرره(سانتی) و ...
افتخارات: در Imdb ارائه نشده است.
موضوع: کوری در روز آزادی توسط مامور زندان برای ماموریت دزدی انتخاب می شود. وی بطور تصادفی با یک تبهکار فراری به نام ووجل آشنا می شود و وی او را در طرح دزدی همکاری می کند...
نظز: خوب
فیلم دایره سرخ فضای جنایی خوبی دارد و بخوبی جذابیت جذب مخاطب خود را ایجاد می کند. از همان اول فیلم، با تعریف دو داستان موازی، با لوکیشن ها و فضای جدی خود، خود را تعریف می کند و مطابق آن داستان پیش می رود. اگرچه گاه لحن و لهجه فیلمهای آمریکایی احساس می شود ولی استفاده کم از دیالوگ ها و دوری از فضاهای سانتی مانتال رمانتیک، فیلم را هدفمند و با شکوه می سازد. ولی به اعتقاد من فیلم ژان پیر ملویل، اگرچه در تعریف داستان موفق بوده است ولی در شخصیت پردازی از همان امتیاز بهره من نیست. داستان با گفته ایی از بودا از شخصیت هایی که بطور اتفاقی همدیگر را ملاقات می کنند، آغاز می شود. کوری با بازی آلن دولن جوان، قبل از آزادی برای یک ماموریت دزدی در زندان مامور می شود و از طرفی ووجل از دست پلیس کمیسر خود می گریزد و این دو در نهایت همدیگر را می یابند و خیلی زود رفیق و یار غار هم می شوند. فیلم تلاش کرده، زندگی و سابقه کوری را با نمایش عکس یک زن و نیز گرفتن پولی که حق خود می داند، شروع کند ولی داستان فیلم، نقش زن را ابتر و نامشخص رها می کند تا داستان در این زمینه مقداری بلنگد! بعد تعقیب و گریز و فرار اکشن کوری نمایشی عوام پسندانه دارد. حضور ووجل نیز با آن قتل و رفاقت سریع، پیش درآمد قاطعی ندارد. ضعیفترین کارکتر تعریفی فیلم به جیسون پلیس برکنار شده تعلق دارد که به ناگاه از یک فضای مستی و درماندگی با یک تلفن وارد فضای جنگی می شود و این تحول به قدری او را به شوق می آورد که شراکت سهیم شدن در جواهرات دزدی را به شکل زننده ایی می بخشد! به نظر من، فیلم در جمع بندی نهایی خود هم حضور موفقی ندارد و شکل مثلث فداکاری سه رفیق با پیش درآمد جدی در فیلم همراه نیست! و تا قدری ناباورانه است. یعنی فضای کم دیالوگ جنایی فیلم، با وجود ایجاد تمرکز بیشتر بر صحنه های جنایی و پلیسی، در کفه دیگر ترازو ساختار داستانی قدرتمندی که برای پروار کردن داستان در ان نیاز بود را، کم فروغتر کرده است. ولی به هرحال فیلم برای یک فیلم جنایی سال 1970 بخصوص در طرح و مهندسی دزدی جواهرات، یک فیلم مثال زدنی و قابل تقدیر است.
--------------------
975- نام فیلم: لورنس عربستان
نام لاتین: Lawrence of Arabia
Imdb:8.3
نمره منتقدان در ای ام دی بی: 100 از 100
ژنر: مارجراجویانه، زندگینامه و درام
محصول 1962 انگلستان
فیلمنامه از رابرت بولت
کارگردان: دیوید لین
بازیگران: پیتر اوتول(لاورنس)، آلک گوئینتس(ملک فیصل)، آنتونی کوئین(عئودا ابو تایی)، ژنرال آلن بای(جک هاوکینز)، شریف علی(عمر شریف)، کلنل برایتون(آنتونی کوایل) و ....
افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0056172/awards?ref_=tt_awd
برنده 33 جایزه و 14 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی
آکادمی اسکار:برنده بهترین های فیلم، کارگردانی، طراحی صحنه، صدا، تدوین و موزیک متن و کاندید بهترین های بازیگر مرد(پیتر اوتول)، بازیگر دوم مرد(عمر شریف) و فیلمنامه
گلدن کلوب: برنده بهرتین های فیلم، بازیگر دوم مرد(عمر شریف)، کارگردانی، فیلمبرداری و کاندید بهترین های بازیگران مرد(آنتونی کوئین و پیتر اوتول)
بفتا: برنده بهترین های بایر، فیلم و فیلمنامه سال انگلستان
موضوع: لاورنس افسر انگلیسی مامور می شود تا با روابطی که افسران انگلیسی با اعراب عربستان با رهبری ملک فیصل دارند، زمینه شورش و موفقیت جنگجویان عرب را علیه حکومت عثمانی فراهم نماید ...
نظر:خوب تا خیلی خوب
فیلم طولانی لورنس عربستان دیوید لین، براساس برداشتی از زندگینامه جاسوس معروف انگلیسی در تحریک و شورش اعراب علیه حکومت عثمانی ساخته شده است. فیلم تحلیلگرانه در پی نمایش و کنتراست شخصیت این جاسوس معروف و با اعراب شورشی است و اتفاقا دیوید لین این کنتراست، فارغ از خوب بودن یا بد بودنش، خوب درآورده است. یعنی فیلم از همان ابتدا تا پایان خود، اصرار بر اختلافات فرهنگی و فکری اعراب با انگلیسی جماعت می کند و در این زمینه داستان خود را شکل و فرم می دهد. از یک سوی لورنس را شخصیتی دلسوز، فداکار، خوشفکر، حیله گر، با سواد و از یک سو اعراب شبه جزیره را آدمهایی سنتی، بیرحم، کوته فکر، وحشی نشان می دهد. لورنس در کنتاکت این دو فرهنگ، خود تغییر ذات می دهد و گوشه ایی از شخصیت اعراب را در ذات خود می پروراند و گاه تبدیل به یک موجود وحشی و بیرحم می شود و این پیش درآمد، تحت انقیاد درآوردن قبایل عرب است. همین اختلافات اخلاقی و فرهنگی در فیلم، خود باعث جذابیت خوب فیلم، علیرغم طولانی بودن آن شده است. ولی به هرحال نباید فراموش کرد، شخصیت لورنس قطعا یک جاسوس بوده و وی برنامه های تحریک اعراب شبه جزیره را برای تامین منافع دولت انگلیس انجام داده است، کماینکه وی در دوره ایی اقدام به تحریک کردهای ایران علیه دولت مرکزی کرده بود، که مامورین دولتی موفق به دستگیری وی و زندانی کردن وی در زندان قصر می شوند و سپس او را با یک نمایش از ایران بیرون می کنند! معلوم است، لورنس تحصیلکرده اکسفورد برای این نوع فعالیت ها و تشویق به شورشها دوره دیده و به خاورمیانه ماموریت داده شده بود. به اعتقاد من علیرغم انتقاداتی که از تعریف شخصیت لورنس در فیلم می شود، پردازش شخصیت لورنس یک کاریزما یا قهرمان مقدس نبوده است و تصویر چهره خشن و هدفمند وی، بطور غیر مستقیم چهره استعمار انگلیس را عریان ساخته است. فیلم لوکیشن ها و طراحی صحنه های خوب دارد و پرخرج تهیه شده است. این زحمت دیوید لین مجددا در فیلم دکتر ژیواگو دیده می شود و مهارت دیوید لین را در ترسیم فیلمهای طولانی و پر زحمت را نشان می دهد. بازی های فیلم در کل خوب بودند ولی بازیگر فوق العاده ایی در فیلم ندیدم ولی به اعتقاد من آنتونی کوئین در نقش ابوتایی از بقیه بهتر بازی کرده است. بازی های دیوید لین با شخصیت عرب- انگلیسی لورنس در هنگام جنگ و یا حضورش در مقر مرکزی افسران انگلیسی در قاهره خوب در آمده است و در کل شخصیت پردازی لورنس و اعراب همراه اش موفق به نظر می رسد، اگرچه دیوید لین سعی کرده در ترسیم شخصیت ملک فیصل، احترام را نگه دارد.
برچسب:
نویسنده: نوید رضایی