خرید بک لینک

1011- نام فیلم: نفس نکش

نام لاتین: Don’t Breathe

Imdb:7.1

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 71 از 100

ژنر: جنایی، ترسناک و هیجانی

محصول 2016 آمریکا

نویسندگان فیلمنامه: فده آلوارس و رودو سایاگوئز

کارگردان: فده آلوارس

بازیگران: استفن لانگ(مرد نابینا)، جین لوی(راکی) ، وایلان مینوته(آلکس)، دانیل زواتو(مانی)، فرانچشکا توروسیزیک(سیدنی) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt4160708/awards?ref_=tt_awd

برنده 7 جایزه و 27 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

موضوع: یک باند سه نفره جوان تصمیم می گیرند، از خانه یک مرد معلول جنگ خلیج فارس که به علت گرفتن غرامت پول زیادی دستش آمده، دزدی کنند ولی دچار مشکلات زیادی در جریان این دزدی می شوند....

نظر: متوسط

فیلم مهیج نفس نکش توان این را دارد که بیننده خود را جذب داستان و فضاسازی خود کند و آن را وادار به تعقیب داستان تا پایان بکند. یک جورهایی اسکلت فیلم مرا یاد فیلم" تا تاریکی صبر کن" ترنس یانگ با بازی خانم ادری هپبورن می اندازد! منتهی اینبار یک مرد آمریکایی که در اثر صدمات جنگ خلیج فارس چشمانش را از دست داده، مورد تهاجم سه سارق قرار می گیرد. برای من جالب بود که سرباز معلول جنگ در این فیلم در نقش منفی قرار می گیرد! حال با یک تصویر انگیزه ایی سه سارق برای دزدی روبرو هستیم. اگر چه آلوارس سعی کرد، شخصیتهای سارق با یک مقدمه معرفی کند ولی این شخصیت پردازی ها در کل خیلی به درد سناریوی مهیج داستان نمی خورد. به هرحال سازندگان فیلم در پی این بودند، به هر هر روشی که شده، یک تریلر از سلسله اتفاقات متعدد سرهم کنند ولی به نظر می رسد در ارائه بعضی صحنه ها و مکان سازی اتفاقات دچار مشکل هستند و گاه روشهای سانتی مانتال به این هیجانات رنگ و لعاب سوال برانگیز داده اند! فرضا توانایی ها آدم کور بیشتر ما را یاد شخصیت های فانتزی فیلمهای ترسناک می اندازد. ساخت وسایل و یا توانایی های شیمیایی یک سرباز جنگی در خانه ایی که تنها با یک سگ زندگی می کند، روشن نیست! ولی در کل فیگورهای آقای استفن لانگ در نمایش یک موجود توانمند با مزه و به ساختار دلهره آور فیلم می خورد. بازی های سه جوان سارق فیلم، در قواره های بازیگران توانمند ژنرهای ترسناک نیست. نورپردازی ها و طراحی صحنه های فیلم قابل قبول و با طرح کلی فیلم سازگار است ولی سناریو متکی به ترس سازی با حداکثر توان است و چیز زیادی از آن در نمی آید، اگرچه در ابتدا ادعای چنین طراحی را برای داستان فیلم دارد! در کل اگر دنبال یک فیلم مهیج صرفا تجاری بدون ظرافتهای یک فیلم خوب هستید، نفس نکش معرفی خوبی است...

---------------------------------

1012- نام فیلم: زیر دریایی

نام لاتین: Das Boot

Imdb:8.4

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 86 از 100

ژنر: ماجراجویانه، درام و هیجانی

مصول 1981 آلمان

براساس رمانی از لوتر گونتر بوخهایم ، فیلمنامه از ولفانگ پترسون

کارگردان: ولفانگ پترسون

بازیگران: یورگن پروچینو(کاپیتان هنریش لمان)، هربرت گرونمیر(ورنر-خبرنگار)، کلاوس ونمان(رئیس مهندسی فریتز جراد)، اسکای دومان ، برنار توبر(مسئول هدایت کشتی) و .....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0082096/awards?ref_=tt_awd

برنده 13 جایزه و 11 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های کارگردانی، فیلمنامه، فیلمبرداری، تدوین، صدا و افکت های صوتی

گلدن کلوب: کاندید بهترین فیلم خارجی

بفتا: کاندید بهترین فیلم خارجی

موضوع: در جنگ جهانی دوم، یک زیر دریایی جنگی آلمانی برای ماموریت های جنگی وارد اقیانوس اطلس می شود و....

نظر: خیلی خوب

فیلم زیر دریایی یکی از فیلمهای جنگی موفق و جذاب در عرصه سینما است و مانند فیلم سقوط هیبرشیگل نماینده قدرت ارائه این ژنر در سینمای آلمان می باشد. اگرچه اغلب زمانهای فیلم درون یک فضای زیر دریایی می گذرد و خبری از جذابیت های تصویری و مهندسی هالیوودی نیست ولی شخصیت پردازی آدمهای فیلم خوب درآمده و می تواند برای مخاطب حتی در تقویت روحیه در برابر مشکلات آموزنده هم باشد. آدمهایی که بارها در جریان فیلم تا مرز مرگ و سقوط پیش می روند و با سعی و تلاش و فداکاری فراوان از آن نجات پیدا می کنند. ویژگی خاص فیلم، سبک فرکانسی میان امنیت و ناامنی است و داستان فیلم اگرچه در فضای جنگی می گذرد ولی بدنبال جانبداری های سانتی مانتال و شعاری نیست و هدف بازی با شخصیتهای آدمهای گرفتار در خارج از مرزهای راحتی و آسایش است، لذا یکی از صحنه های دیدنی فیلم زمانی است که زیردریایی بعد از طی سختی ها و خطرات غرق شدن، بابت تعمیرات و ادامه راه در فرانسه پهلو می گیرد و در انجا با افسران آلمانی روبرو می شود که در اوج رفاه و آسایش دم از خستگی و سختی کار می زنند!... که کنتراست جالبی برای مخاطب فرم می دهد. شخصیت های شوخ طبع، رمانتیک و عاشق، گرفتاران شرایط سخت خانواده، محدودیت های سیاسی، انتظار و هیجان برای شروع درگیری جنگی، عیاشی و خوشگذرانی و جنبه استرس و ترس در فیلم بخوبی با اتفاقات سازماندهی شده که یک نمایش دیدنی طولانی از جنبه های مختلف روانشناسی قهرمانانش را ارائه می دهد و چنان است که با وجود طولانی بودن فیلم در یک زمان بیش از 200 دقیقه، بیننده خود را خسته نمی کند و فرم فیلم در جریان سفر زیردریایی و برخورد با حوادث مختلف، انسجام می یابد و با یک جنبه دراماتیک فوق العاده جمع بندی می گردد. فیلم دلهره خوبی در هنگامه خطرات غرق شدن زیردریایی به نمایش می گذارد ولی به اعتقاد من دو ایراد فنی می توان بر فیلم گرفت، یکی ایراد محتوایی آن که شاید برای مخاطب سوال برانگیز باشد، چطور زیردریایی بعد از این همه بمباران و حمله ناوهای جنگی و آسیب هایی که می بیند، کماکان سرافراز و توانمند خود را نجات می دهد، اگرچه همین نجات ها و تلاش ها به فیلم حالت حماسی بخشیده است ولی نمی شود از بی منطقی جنبه رئالیسم فیلم صرفنظر کرد!.... دومین ایراد این است که فیلم صحنه های انفجار و جنگ را آنطور که ما در فیلمهای هالیوودی عادت کرده ایم، نشان نمی دهد و اغلب صحنه های اکشن جنگی با تکان های اتاق زیردریایی و پرت شدن اهالی آن به این سوی و ان سوی اتاق ان نمایش داده می شود ولی به هرحال شکل و شمایل انسانی فیلم، چنان است که با وجود این ایرادات بتوان آن را یکی از فیلمهای جنگی دیدنی سینمای دنیا به شمار آورد...

-----------------------------

1013- نام فیلم: قاتل اهلی

محصول 1395 ایران

ژنر: جنایی، سیاسی و درام

نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی

بازیگران: پرویز پرستویی(دکتر جلال سروش)، امیر جدیدی(سیاوش)، پولاد کیمیایی(بهمن)، پگاه آهنگرانی(مهتاب)، پرویز پورحسینی(حاج آقا نوربخش)، حمیدرضا افشار(زاهدی)، حمیدرضاآذرنگ ، سعید پیردوست، رضا رشیدپور و ......

موضوع: دکتر سروش بدنبال افشای فساد شرکت پیسارو –یک شرکت مافیایی و قدرتمند- است، ولی صاحبان شرکت بدنبال درست کردن پاپوش برای وی هستند، از سویی دختر سروش مهتاب شیفته یک خواننده به نام بهمن است که پدر با وی مشکل فرهنگی دارد....

نظر: ضعیف

من مسعود کیمیایی و فیلمهایش را دوست دارم، حتی فیلمهایی که از سوی منتقدان مورد انتقاد زیادی قرار گرفته بود. کیمیایی برای بیان افکار و ایده هایش تکرار می شود، و یکی از محورهای تکراری در کارهایش نمایش جنبه های معرفتی و لوطی گری و نمایه های انتقام در کنار دیالوگ های شنیدنی و تاثیر گذار است. وی روی کلوزاپ های صورت و دیالوگ های قهرمانان خود زیاد اصرار می کند واگرچه همین کار وی باعث می شود، گاه روند منطقی توسط تدوین و ایجاد سکوت و تقطیع های کوتاه بین صحبت های رد و بدل شده، خدشه دار می شود ولی کیمیایی آنقدر این شیوه دیالوگ ها و کلوزاپ ها را بامزه تصویر می کند، که نمی شود جنبه های زیبایی شناسی آن را تمجید نکرد! ولی فیلم قاتل اهلی به نظر من، یک فیلمی شده که کیمیایی دنبال زورچپان کردنه، سوژه ها و ایده های تکراری خود اینبار در شخصیت های سیاسی و مافیایی مملکت است! احساس من این است، آثار پیری مسعود در این فیلم خود را بیشتر نشان می دهد، کارگردانی بعضی صحنه ها از شدت ضعف اعجاب انگیز و تدوین بد فیلم و پرش بین موضوعات، دل به هم زن شده است، اگرچه به مرور این ضعف کمتر می شود. انتخاب پرویز پرستویی و پگاه آهنگرانی به شیوه قدیمی کار کیمیایی کمک کرده، زیرا این دو در ارائه کلوزاپهای صورت تبحر دارند ولی آوردن سوژه موازی داستان اصلی فیلم، یعنی شیفتگی میان مهتاب(پگاه آهنگرانی) و بهمن(فولاد کیمیایی) تجانس خوبی با موضوع فیلم ندارد. اگرچه کیمیایی سعی کرده، با آوردن متن آهنگهای معنادار فضای موزیکال محتوایی در بستر فیلم ایجاد کند، ولی واقعا اصرار پولاد کیمیایی براینکه متن این اهنگها با صدای خودش پخش شود، باعث تعجب است است. می خواندم تصمیم براین بود که این آهنگها با صدای امیرعباس گلاب اجرا و توسط پولاد کیمیایی لب خوانی شود. در اینترنت اجرای آهنگ قاتل اهلی با صدای گلاب را شنیدم، و به خودم گفتم کاش کیمیایی از خر شیطان خوانندگی میامد پائین و کار به کاردانش می سپارد!!.... در کنار خوانندگی، بازی بد پولاد کیمیایی فضای دراماتیک فیلم را به هم زده و شاید خودش به سبب همین کارنامه تصمیم به مهاجرت و دل کندن از سینما را گرفته است!.... به هر حال به نظر می رسد، کیمیایی در این فیلم در صحنه های معرفتی سیاوش عجولانه عمل کرده و خیلی وی را تحمیلی و شعاری تعریف و به جان مافیا انداخته است و صحنه دزدیدن هارد از صحنه های مضحک این فیلم می باشد. حضور حاج نوربخش به عنوان جنبه شخصیت مثبت فیلم، طراحی روشنی ندارد و از صحنه های بامزه فیلم قاب عکس بزرگ مصدق در خانه حاجی است، که حسابی نمایش تفکر این قشر را به هم ریخته، ادعای دخالت دکتر سروش در بر هم زدن کنسرت ها و کنتراست وی در مبارزه با مافیا، از نظر سیاسی فیلم را غامض کرده و به نظر آشفتگی های موضع گیری های آدم های فیلم، ان هم از سوی دکتر سروش روشنفکر که دختری با تیپ مهتاب دارد، جای سوال است.... بگذریم!

---------------------------------------

1014-نام فیلم: چشمان بدون صورت

نام لاتین: Eyes without Face

Imdb: 7.8

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 90 از 100

ژنر: درام و ترسناک

محصول 1960 فرانسه و ایتالیا

براساس رمانی از جین ریدون، فیلمنامه از پیر بولیو و دیگران

کارگردان: جورجز فرانجو

بازیگران: پیر براسو(دکتر جنسیر)، آیدا والی(لوئیس-دختر دزدیده شده)، جولیت ماینیل(ادنا گروبر-منشی)، بیتیوس آلترایبا(پائولتا-دختر مجرم)، ادیت اسکوب(کریستینه)، آلکساندر ریگناولت(کارگاه پارلوت) و .....

افتخارات: ثبت نشده

نظر: خوب تا متوسط

موضوع: دختر دکتر جنسیو در اثر تصادفی پوست صورت خود را از دست داده و دکتر در پی پیدا کردن پوست دختران زیبا چشم آبی برای پیوند به پوست دخترش می باشد....

فیلم ترسناک چشمان بدون صورت، به اعتقاد من بیشتر توان خود را مدیون موضوع ترسناک فیلمنامه است و البته با چاشنی خشونتی که دکتر جراح فیلم روی صورت لوئیس دختر ربوده شده انجام می دهد. فضای فیلم هم در تقویت این ژنر کمک کرده است، استفاده از محیط های تاریک و همگون با جنبه دراماتیک فیلم مناسب است ولی به هرحال با وجود این نکات مثبت، فیلم در بیان سناریو گاه لنگی هایی می زند که داستان را به دست انداز می اندازد. فرضا جنبه معترضه حضور پلیس ها به داستان چندان کمک نمی کند، اگرچه در آخر فیلم پلیس ها نقش پر رنگتری دارند ولی منفعل داستان را رها می کنند، شاید هدف این است که تزلزل و ضعف نیروی پلیس در فیلم نشان داده شود که سناریو با چنین موضوعی تجانس خوبی ندارد. یا در جایی که در پلیس صحبت از قتل های پر تعداد دختران چشم آبی می شود، ولی فیلم روی مرگ دو دختر زوم کرده و زیاد آن را وسعت نداده است، لذا قیام آخر فیلم پیش درامد جدی نداشته است . داستان سگها و خشونت انها و جمع بندی نهایی فیلم که سگ ها در آن نقش مهمی دارند، چیز نیست که در طول داستان به آن اشاره کلیدی کرده باشد. خشونت بریدن صورت لوئیس هم بیشتر به بعد نمایش خشونت برای جذابیت پرداخته و به نظر من ایراد انسانی دارد! ... بازی بازیگران فیلم خوب و در جهت داستان فیلم هستند. ولی به هرحال فیلم نسبت به یک فیلم سال 1960، در ژنر ترسناک فیلم خوبی است و فرم داستان زیاد به چاله چوله نمی افتد و هدفمند تعقیب می شود...

--------------------------------------------------------------

1015-نام فیلم: دکتر استرنجلاو با: چگونه یاد بگیریم دست از ترس برداریم و به بمب عشق بورزیم

نام لاتین: Dr.Stranglove or: How I Learned to Stop Worrying and Love the Bomb

Imdb:8.4

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 96 از 100

براساس کتاب هشدار سرخ نوشته پیتر جرج

فیلمنامه از استانلی کوبریک، تری ساترن و پیتر جرج

کارگردان: استانلی کوبریک

بازیگران: پیتر سلر در سه نقش(کاپیتان لیندل ماندراک، رئیس جمهور مرکین مافلی، دکتر استرنج لاو

جرج سی اسکات(ژنرال ماک تورگینتون)، استرلینگ هایدن(ژنرال مک د.ریپر)، پیتر بول(سفیر روسیه) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0057012/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های فیلم، بازیگر مرد(پیتر سلر)، کارگردانی و فیلمنامه

بفتا: برنده بهترین فیلم بریتانیا و کاندید بهترین فیلمنامه و بازیگر بریتانیا

موضوع: ژنرال دیوانه ایی به نام مایک تمهیدات لازمه را برای یک حمله هسته ایی با هواپیماهای ب52 به مرکز استراتژیک روسیه فراهم می کند، در پی این اقدام خطرناک در اتاق جنگ رئیس جمهور و مشاوران وی و فرمانده نیروهای مسلح آمریکا با همکاری سفیر روسیه در پی ممانعت از این حمله برمی آیند....

نظر: خوب تا خیلی خوب

فیلم جالب دکتر استرنجلاو در واقع بیانگر یک هشدار درباره ادمهایی است که به اهمیت تهاجمات هسته ایی توجه چندانی ندارند و دنیا را با تمایلات سرکش انسانی به سخره می گیرند، آنچه در فیلم اهمیت ندارد، این است که تعدادی انسان با تبعیت از امیال مختلف انسانی خطر از بین رفتن دنیا را طرح می کنند و کنتراست جالب فیلم هم، تقابل خطر وجود یک جنگ ویرانگر را در برابر وسوسه های و امیال انسانی خودخواهانه قرار می دهد و استانلی کوبریک مانند فیلمهای دیگرش جلوه گر نمادهای درونی انسان را بیرون کشیده و به نمایش می گذارد. خونسردی آدمها در اتاق جنگ، تمایلات سرکشانه فرمانده کل قوای آمریکا، نقشه روسیه برای از بین بردن دنیا، و اطاعت بی چون و چرا سربازها از دستور نظامی در نوع خودش جالب است و انچه کم اهمیت جلوه می کند، از بین رفتن دنیاست. با وجود اینکه تلاش برای حمله هسته ایی انجام می شود ولی در نهایت ماجرای دنیا در تعلیق نابودی قرار می گیرد و اظهارات دکتر استرنجلاو مبنی بر زندگی در معادن نوعی ساده انگاری واقعیت های جهان است. ولی با این وجود و با وجود اینکه منتقدان سینمایی نمره خوبی به این فیلم داده اند، من اعتقاد دارم فیلم با وجود عوامل فنی خیلی خوب، فیلمبرداری و فضاسازی مناسب صحنه ها، قواره فیلم بین موضوعیت خطر جنگ و دنیا و صحنه های هدایت هواپیماهای بمب افکن تجانس ندارد و هر کدام ساز خاص خود را می زنند، ضمن اینکه دیالوگ های فیلم گاه دارای اطناب است ولی در هرحال نمی شود بازی دیدنی پیتر سلر در سه نقش فیلم، را مورد تحسین و تمجید قرار نداد.

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:19

صفحه بندی