خرید بک لینک

1001-نام فیلم: یک داستان عاشقانه سوئدی

نام لاتین: A Swedish Love Story

Imdb:7.6

ژنر: درام و عاشقانه

محصول 1970 سوئد

نویسنده و کارگردان: روی اندرسون

بازیگران: آن سوفی کاتلین(آنیکا)، رولف سولمان(پار)، آنیتا لیندبلوم(عمه آنیتا)، سریت نورستروم(پدر آنیکا)، لنارت تلفلت(پدر پار)، مارگرت ویورز(مادر پار) و .....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0065955/awards?ref_=tt_awd

برنده 5 جایزه و 1 نامزدی جایزه از جشنواره های سینمایی

کاندید خرس طلایی جشنواره برلین

موضوع: پار در نگاه اول در یک خانه سالمندان شیفته دختری به نام آنیکا می شود و این زمینه روابط عاشقانه دو نوجوان را فراهم می کند...

نظر: ضعیف تا متوسط

فیلم روی آندرسون گویا دومین فیلم بلند وی است و نشان می دهد هنوز تا مرز پختگی فاصله وجود دارد. فیلم یک عاشقانه ساده و بی غل و غش است. نیاز چندانی به داستان ندارد و آن این است یک پسر نوجوان در خانه سالمندان که برای بازدید پدر بزرگش رفته بود در نگاه اول شیفته دختر بچه زیباروی چهارده ساله ایی به نام آنیکا می شود و او را تعقیب می کند. آنیکا هم که متوجه تعقیب "پار" پسر نوجوان شده است، از این موضوع در دل راضی است و در نهایت باعث جذابیت رمانتیک دو طرف می شود. روی اندرسون سعی نکرده این رابطه رمانتیک را زیاد داستانی نشان دهد، فقط زمانی که رابطه این دو نوجوان فاش می شود، دردسرهایی برای پار-پسر نوجوان- ایجاد می شود ولی وی با قید عاشقانه وابستگی خود را با بچه های محل سست می کند و دنبال آنیکا می رود. در واقع فیلم سعی کرده روی این روابط رمانتیک بین دو نوجوان تمرکز داشته باشد. حال روی آندرسون در تقابل این روند عاشقانه، به دنبال تنهایی آدمهاست تا کنتراستی را آزموده باشد. پیرمرد تنها در خانه سالمندان و نیز آنیتا جوان که در تامین یک زندگی رمانتیک رودست می خورد و وابستگی اش به یک سگ است و در کنار آنها کنتاکتهای شغلی و خانوادگی آنیکا و پار با هم! یک ایراد مهم فیلم این است که ساز روابط عاشقانه آنیکا با پار با روند رابطه ایی پدرهای این دو نوجوان و سایرین کوک نیست و گویا هر کدام ساز خود را می زنند و داستان تقابل پدرها در مهمانی اخر فیلم با زمینه دراماتیک دونوجوان تجانس ندارد! و لذا سناریو با کاستی هایی دست و پنجه نرم می کند و داستان اگر جذابیت دارد، بیشتر سمت و سوش به شیفتگی رمانیتک نیم بند دو نوجوان فیلم است! روی آندرسون سعی کرده در شخصیت سازی نوجوانان عاشق فیلم، روی چهره ها و حالات آنها کار کند ولی بیشتر بصورت جلوه های سانتی مانتال رمانتیک نمادین می شود و زیبایی آنیکا دختر نوجوان حتما کمک موثری برای رنگین کردن این شگرد روی آندرسون تازه کار است!....

-------------------------------------

1002- نام فیلم: دراکولای برم استوکر

نام لاتین: Bram Stoker’s Dracula

Imdb:7.5

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 57 از 100

ژنر: ترسناک و عاشقانه

محصول 1992 آمریکا

براساس رمانی از برام استوکر، نویسنده فیلمنامه: فرانسیس فورد کاپولا

بازیگران: گری اولدمن(کنت دراکولا)، کاینو ریوز(جاناتان هارک)، ویونا ریدر(مینا)، آنتونی هاپکینز(پروفسور آبراهام ون هستینگ)، مونیکا بلوچی، ریچارد ای.پرانت، کری الوسس، بیلی کمپبل و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0103874/awards?ref_=tt_awd

برنده 24 جایزه و 21 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: برنده بهترین طراحی صحنه، تدوین صدا و کاندید بهترین دکور هنری

بفتا: کاندید بهترین های گریم، طراحی صحنه، طراحی تولید و افکت های ویژه

موضوع: سردار کنت دراکولا در قرن پانزدهم بعد از بازگشت از جنگ با عثمانی ها، متوجه خودکشی همسرش در اثر خدعه ترکها می شود، وی از شدت عصبانیت سمبولهای مسیحیت را به هم می ریزد و به جرمش به یک خون آشام تبدیل می گردد، در بازگشت در قرن نوزدهم، وکیلی به نام جاناتان هارک برای قراردادهای املاک وی در لندن وارد کاخ کنت دراکولا می شود و قرار است بعد از بازگشت با نامزدش مینا ازدواج کند ولی....

نظر: ضعیف

ساخت فیلم دراکولای برم استوکر از آفریننده آثار بزرگی چون پدر خوانده ها و اینک اخر زمان، عجیب و ناباورانه است! زیرا کارکترهای شخصیتهای فیلمهای مشهوری که از کاپولا دیده ایم و جزو ضرب المثل های سینمای جهان هستند، پرداخت خیلی خوبی دارند و صراحت داستان و روشنی آن، لذت فراوانی را برای بیینده ایجاد می کنند ولی این فیلم کاپولا مشکل عمده ایی که دارد این است، آنقدر غرق ترسناک کردن و دکورسازی و تمهیدات دیجیتالی بدیع زمان خودش بوده است که گویا فراموش کرده که این شخصیتها نیاز به تعریف و ثبات هویتی در داستان باشند. در آغاز ما وکیلی را می بینیم که پیش از این تحت القائات کنت دراکولا، دیوانه شده و به خوردن کرم و سوسک و حشرات در زندان می پردازد! بعد کیتو ریوز جانشین وی برای معاملات ملکی لندن شده و نزد کنت می رود! خود شخصیت رینولدز و نیز کنت دراکولا در اصرار بر زندانی کردن وکیل دوم در کاخ چندان روشن نیست! آیا جلوه شیطانی دارد، آیا قصد قاپ زدن نامزد وکیل را دارد؟! خود رینولدز وکیل اول در بخش نهایی فیلم ادعا می کند کنت قول داده وی را جاودان کند ولی اینکار را نکرد؟! .... در این میان آنچه از داستان سرنخ باقی می ماند عشق وکیل جاناتان به زن زیبارویش به نام مینا است!.... بعد فیلم وارد چرخه شخصیت سازی عجیب و غریب دختر پولداری به نام لوسی-که دوست صمیمی مینا است- با سه معشوقش می شود! .. یکی از بدترین شخصیت های داستان همین سه معشوق لوسی هستند، بعد کنت دراکولا برای خونخواری سراغ لوسی می آید که اصلا دلیل اینکه چرا کنت در آن شهر بزرگ باید لوسی را جزو قربانیان خود انتخاب کند وجود ندارد، البته گویا نخ اتصالات کنت دراکولا به لوسی، احتمالا شیفتگی کنت به مینا است که عکسش را در کاخ با وکیل می بیند و بعد یک جو رمانتیک شکل می گیرد که کنت دراکولا با یک وجه شعاری بدون پیش درامد مطلوب عاشق مینا می شود و موفق به گول زدن وی و سیاحت در لندن می گردد! .... بعد بدنبال مریضی لوسی سر و کله یک استاد خون شناس به نام پروفسور ون هستینگ پیدا و وی بطور مبهم و نچسبی راز لوسی و عشق مینا و همه را سر می اورد و یک لشکر چهار نفره با سه معشوق مینا راه می اندازد تا کنت دراکولا را از پای در بیارند!.... یک مختصات جغرافیایی رزمی عجیب و غریب را تعریف می کند ولی به هرحال سرنخ داستان، عشق کنت به مینا است که به نوعی انعکاس عشق گذشته اش نسبت به الیزابتا بوده است!... در کل فیلم واقعا از نظر داستانی گیج می خورد و اگر حسنی در فیلم بتوان قائل شد، طراحی صحنه های بدون منطق رعب و وحشت و رنگ امیزی جالب تصاویر است که حس فیلم را منتقل می کند. گویا فیلم بر همین اساس و پایه تعریف شده! مانند موسیقی خوبی که برای همراهی آن ترانه سرا ترانه بدی را سروده است!.... در فیلم من بازی خوبی ندیدم!....

--------------------------------------------------------

1003- نام فیلم: روما

نام لاتین: Roma

Imdb:7.6

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 96 از 100

ژنر: درام

محصول 2018 مکزیک و آمریکا

نویسنده و کارگردان: آلفونسو کوارون

بازیگران: پاتیزا آپارایچیتو(کلئو)، مارینا د تاویرا(صوفیا)، دیه گو کورتینا اوتری(تولو)، دانیلا دمیسا(سوفی)، نانسی گارسیا گارسیا(ادله) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt6155172/awards?ref_=tt_awd

برنده 175 جایزه و 174 کاندیداتوری از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: برنده بهترین های فیلم خارجی، کارگردانی و فیلمبرداری و کاندید بهترین های فیلم، بازیگر اول زن، بازیگر دوم زن(مارینا تاوریا)، فیلمنامه اصلی، طراحی تولید، تدوین صدا و میکس صدا

گلدن کلوب: برنده بهترین های کارگردانی و فیلم خارجی و کاندید بهترین فیلمنامه

بفتا: برنده بهترین های فیلم غیر انگلیسی زبان، فیلمبرداری و کاندید بهترین های فیلمنامه اصلی، تدوین و طراحی تولید

حلقه منتقدان لندن: برنده بهترین های فیلم و کارگردانی و کاندید بهترین بازیگر زن، فیلمنامه و فیلم زبان خارجی

برنده شیر طلایی جشنواره ونیز

موضوع: درباره زندگی خانوادگی یک پزشک با پیشخدمت محبوبشان کلئو و اتفاقاتی که برای زن خانواده و کلئو پیش می آید....

نظر: خوب تا خیلی خوب

روما فیلم خوبی است، بیشتر بخاطر عاطفه خیلی خوبی که در فیلم وجود دارد. در این فیلم قهرمان اصلی زن داستان یعنی کلئو و خانم سوفی در قطب مظلومیت قرار گرفته اند و تولو و شهر خانم سوفی در قطب ظالمین قرار گرفته اند ولی بیشتر محوریت داستان و کانون بیان سناریوی فیلم بر دوش کلئو و نگاه وی است و لذا جهان آن روزهای مکزیک از نگاه وی دیده می شود. می خواندم که داستان فیلم براساس داستان واقعی کوارون بنا شده است. خانواده وی در خانه اشرافی پیشخدمتی مهربان نظیر کلئو داشته اند و این فیلم یک جورهایی تقدیر از این مهر و محبت میان خانواده و پیشخدمت بوده است. از آنجا فیلم از نگاه کلئو به جهان نگریسته شده، لذا انسجام داستانی خوبی در حالات مختلف وی شکل می گیرد و فرم را محکم در بردارد. کلئو دختری مهربان و تنها است. همدمش یک سگ است و بخاطر رابطه به یک پسر فقیر و بی هویت، باردار می گردد. چهره دوست رابطه ایی کلئو یعنی تولو خوب ترسیم شده و از نگاه های شعاری پاک و مبراست!... اخلاق وی از نگاه آسیب شناسی اجتماعی بررسی شده و در نهایت کوارون تولو را در آغوش سرکوبگران سیاستمدار رها می کند لذا در لفافه نوعی نقد سیاسیون سرکوبگر آن دوره را به تصویر می کشد، اگر به اعتقاد من یکی از نقاط ضعف فیلم عدم پرداخت بحران سیاسی حاکم آن روز مکزیک در داستان است که چندان با داستان فیلم فیت نمی شود. داستان مسافرت و آتش سوزی، بحران سیاسی و تظاهرات معترضان و نیز جریان نجات از غرق شدن خانم سوفی و دخترش توسط کلئو و نیز مهمانی و اعتماد سوفیا به کلئو جریانات متناوبی از اکشن فیلم هستند که برای غلظت محبت و همبستگی کلئو و خانواده خانم سوفیا طراحی شده اند و در نهایت آنها را با هم همبسته می کند و به سرمقصود می رساند. در کل فیلم بستری از جریان زندگی یک خانواده با پیشخدمت آن است که در تلاطم حوادث خود نگاه مثبت به زندگی را نگاه می دارد. در فیلم صحنه های دراماتیک خوبی وجود دارد که از جمله صحنه مرگ کودک کلئو در هنگام تولد است که سخت تاثیرگذار است و باعث شکسته شدن کلئو نمی شود و او را کماکان با مهر و قدرتمند در زندگی حفظ می کند. بازی های فیلم بخصوص بازیگر نقش کلئو خانم پاتیزا آپارایچیتو بازی موثر و خوبی را ارئه داده اند. فیلمبرداری فیلم به دل می نشیند، اگرچه نسخه ایی که دستم بود یک زن اسپانیایی در سکوتهای فیلم مرتب "ور ور" می کرد!!....

----------------------------

1004-نام فیلم: روباه

محصول 1393 ایران

ژنر: هیجانی و سیاسی

نویسنده و کارگردان: بهروز افخمی

بازیگران: جلال فاطمی(افسر اسرائیلی)، حمید گودرزی(حمید)، مرجان شیر محمدی(سعیده)، آرش مجیدی، بابک حمیدیان و ....

موضوع: برادر نتانیاهو بطور انفرادی جهت یک ماموریت ترور و تخریب وارد ایران می شود، سازمان اطلاعات با درک این مطلب در جهت تله انداختن وی تلاش می کند....

نظر:ضعیف

فیلم روباه یک فیلم کاملا فرمایشی است و از نظر داستان همه چیز تحت شعاع ان قرار گرفته است و این ایرادی نیست که بشود در تعیین کیفیت فیلم آن را ندیده گرفت. اینکه از عنوان نتانیاهو برای شخصیت سازی قهرمان منفی داستان استفاده می شود، اولین چیزی را که زیر سوال می برد، صداقت با مخاطب فیلم در کنار بی ارزشی حقوقی آن است! حال از این بگذریم خود حضور برادر نتانیاهو که نامش کمدی به نظر می رسد، وارد سناریویی می شود، که باورش مشکل است! یک نفر بدون اطلاع موساد و بقیه و صرفا با دستور و هماهنگی با نخست وزیر اسرائیل دنبال اجرای پیچیده ترین عملیات در کنار رابط گیری با اشخاص مختلف در شهر تهران است و عجیب است که این افراد با موساد در ارتباط نیستند! یک ایرادی که فیلم دارد به جز صحنه قرار ترور دانشمند ایرانی در زعفرانیه، از اعمال افسر اسرائیلی زیاد پرده نمی افتد و حمید موتور سوار فقط کارش بردن افسر اسرائیلی به اینور و اونور است! به نظر من افخمی برای سوژه اش می توانست دستاوردهای اطلاعاتی دیدنی را با توجه به بحرانهای اخیر کشور فراهم نماید و شاید سازمان اطلاعات دوست نداشته روند واقعی کارهای ضد اطلاعاتش را در این فیلم رو کند! .. به هرحال خوبی این فیلم این است که افخمی ساختار اکشن خوبی را برای ساختار فیلم تعریف کرده و فیلم کشش خوبی برای جذب مخاطب از آغاز تا پایان دارد! فیلم سه روند دارد، یکی جاسوس اسرائیلی، یک حمید و همسرش و دیگری بچه های وزارت اطلاعات! ... به هرحال در فیلم با وجود اینکه افسر اسرائیلی مثل ماهی در دست اطلاعاتی ها بود ولی کش دادن فیلم به بهانه پیدا کردن رابطی که آخرش معلوم می شود، سوخته است، کمی جای سوال دارد و همانطور که گفتم ساختار فیلم در کنار اکشن قضیه رنگ و بوی کمدی هم پیدا کرده است!... در فیلم بازی ها بد نبودند ولی بازی افسر اسرائیلی با نقش آفرینی آقای جلال فاطمی همراه با فیگورهای تکراری است و جذابیت ندارد!...

-------------------------------------

1005- نام فیلم: لاوینگ

نام لاتین: Loving

Imdb:7.0

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 79 از 100

ژنر: زندگی نامه، درام و عاشقانه

محصول 2016 انگلستان و آمریکا

نویسنده و کارگردان: جف نیکولز

بازیگران: روت نگا(میلارد لاوینگ)، جوئل ادجرتون(ریچارد لاوینگ) و .....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt4669986/awards?ref_=tt_awd

برنده 25 جایزه و 85 نامزدی از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندید اسکار بهترین بازیگر زن(روت نگا)

گلدن کلوب: کاندید بهترین های بازیگر مرد و زن

فستیوال کن: کاندید نخل طلایی

موضوع: در ارتباط با زندگی واقعی از مخالفت حقوقی ایالت ویرجینای آمریکا با ازدواج یا مرد سفید پوست و یگ زن سیاهپوست در سال 1958 و زندگی و مبارزه برعلیه آن قانون....

نظر: متوسط

فیلم لاوینگ(اسم خاص و نام خانوادگی ریچاردز) فیلمی است با مایه های انسانی که براساس زندگی نامه واقعی یک زوج ناهمرنگ ساخته شده و جریان مبارزات آن را نشان می داد و جزو لیست فیلمهای پرتعداد هالیوودی است که برای تاریخچه نژادپرستی از میان رفته، ساخته شده است. جنبه دراماتیک اول فیلم، علیرغم تدوین نسبتا ضعیف و شروع معمولی آن خوب است و ان جنبه های ضد انسانی و محکومیت مظلومانه خانم میلارد در بازداتشگاه اداره پلیس ایالت ویرجینا بود. حالت انتظار و تاکاپو ریچارد برای خلاصی همسرش دوست داشتنی به نظر می رسید. کلا مایه های دراماتیک داستان در فراز و نشیب ضعف و قدرت داستان و پرداخت فیلم بخوبی استشمام می شود ولیکن به نظر من فیگورهای بازی جوئل ادجرتون در نقش ریچادرز یکنواخت و فاقد خلاقیت بازیگری است و در نقش مقابل بازیگر زن اتیوپی فیلم خانم روت نگا نقش مثبت تر و جذابتری را ارائه داده است ولی در کل کارگردانی فیلم چنگی به دل نمی زند ولی جاده خاکی هم زیاد نرفته و جف نیکولز منضبط داستان را از اول تا آخرش پیش برده و جمع بندی کرده است. ما در چند نمای یکسان، آجر چینی ردیف پنج و ششم ریچادرز را در طول فیلم متناوب می بینیم که مضحک به نظر می رسد! کلا جف نیکولز زیاد دوست نداشته وارد حواشی و پیرنگ های فیلم شود! در دعواهای حقوقی که وکلای حقوق بشری آمریکا راه انداختند، جمع بندی جریان دادگاه مبهم بیان و فقط خروجی حکم آورده می شود که با توجه به جریان متمرکز فیلم برسر این موضوع این نقیصه قابل اغماض نیست!....

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:19

صفحه بندی