خرید بک لینک

لطفا برای گرفتن رمز برای ادامه نوشته در باره فیلمها، در بخش نظرات درخواست خود را ارائه نمائید.

------------------------------
1031-نام فیلم: سرگیجه

نام لاتین: Vertigo

Imdb:8.3

متوسط نمره منتقدان در ای ام دی بی: 100 از 100

ژنر: معمایی، عاشقانه و هیجان دار

محصول 1959 آمریکا

نویسندگان فیلمنامه: آلک کوپل و ساموئل ای تیلور

کارگردان: آلفرد هیچکاک

بازیگران: جیمز استوارت(جان اسکاتی فرگوسن)، کیم نواک( مدلین الستر و جودی براتون)، تام هلمور(گارین الستر) و ....

افتخارات: https://www.imdb.com/title/tt0052357/awards?ref_=tt_awd

برنده 8 جایزه و 5 نامزدی جوایز از جشنواره های سینمایی

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین های صحنه و صدا

موضوع: جان اسکاتی افسر پلیس بعد از حادثه ایی دچار بیماری ترس از ارتفاع می شود و تصمیم به استعفا از دستگاه پلیس می گیرد. بدنبال آن، دوست وی گارین الستر که مدیر یک شرکت کشتی سازی تحت مالکیت همسرش است، او را استخدام می کند تا همسرش را دچار بیماری روانی و درپی خودکشی است، تعقیب کند ....

نظر: 90 از 100

فیلم سرگیجه از جمله فیلمهای خیلی خوب کارگردان افسانه ایی سینما، آلفرد هیچکاک است و تعجب من این است که چرا چنین فیلمهای قوی و با استحکامی از سوی داوران آکادمی اسکار ندیده گرفته شده اند، در حالیکه فیلم سرگیجه از جمله فیلمهایی است که با داستانی ظریف و دقیق و با تمرکز خوب عوامل فنی فیلم، یک تم جنایی را تعریف می کند و علیرغم معمایی بودن آن بدنبال فریب دادن و رو دست خوردن تماشاگر خود نیست!... در اول فیلم صحبت از بیماری ترس از ارتفاع افسر پلیس است و این بیماری در متن داستان، نقش مهمی را بازی می کند و جنبه سانتی مانتال کردن بیمورد را ندارد. رئوس دیگر داستان به مرور شکل می گیرد. یکی تصمیم به انجام یک جنایت، دستاویز روانشناسی تضاد شخصیتی یک زن و یک حس رمانتیک در کنار ترس از ارتفاع، چهار پایه و رئوس سناریو را تشکیل می دهند و همه کمک می کنند تا فضای داستان تکمیل شده و شکل گرفته و با دقت به پایان برسند! این شکل گیری داستان به طوری نبوده است که دستش رو شود و جریان افشا حوادث پشت پرده، بخوبی رموز داستان را به مخاطب آشکار می کند و چیز معترضه اضافی در سناریو وجود ندارد تا بیننده تحت تاثیر آن، حواسش از داستان منحرف شود و به واقع فیلم سرگیجه تمام تمرکز خود را از ایتدا تا انتها روی سناریوی پیچیده خود قرار داده و کاری به فضای اجتماعی و سیاسی حاکم ندارد. شاید بخاطر همین است، فیلم دارای شخصیت های داستانی زیادی نیست و علیرغم فضای باز و گسترده آن، به نحو جالبی روی پاشنه دو یا سه قهرمان آن تعریف و پیش می رود!.... در سکانس های پایانی در جایی که سناریو به دنبال افشاگری حادثه است، تصویر دل انگیزی از تبدیل جولی جدید به مدلین مقتول صورت می گیرد، گویی برخلاف فضای اول فیلم که در صدد نمایش ذات دو شخصیتی مدلین بود، آن را وارد فضای تقلبی رئال می کند، یعنی اگر در بخش اول ما شاهد نمایش دو شخصیت سازی تقلبی بودیم، در بخش نهایی آن را در فضای واقعی می بینیم و اصرار اسکاتی برای تبدیل جولی به مدلین در بخش نهایی فیلم، با چاشنی نمایشی همراه است و علیرغم جذابیت مثل سایر بخشهای فراوان منطقی فیلم، دقت واقعی ندارد ولی با این وجود داستان را به نو شیوایی به جمع بندی نهایی می رساند. البته در کنار این موضوعات، صحنه پایانی فیلم که از جمله عوامل مهم برای تعیین کیفیت فیلم است، مانند بعضی از فیلمهای هیچکاک، برای بستن پرونده، سادگی دارد و نمی تواند متناسب با ارزشهای فیلم سرگیجه که تا آن صحنه خوب پیش آمده است، باشد!... در فیلم جیمز استوارت و کیم نواک به عنوان دو قهرمان بازی هماهنگی را به نمایش گذارده اند!...ضمن اینکه سانسور منشوری سرگیجه نسخه فارسی برای آنهایی که این نسخه را دیده اند، به داستان فیلم به خصوص در بعد رمانتیک آن بشدت آسیب زده است!.....

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 17:50

صفحه بندی