خرید بک لینک

711- نام فیلم: اسپوت لایت

نام لاتین: Spotlight

Imdb: 8.2

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 93 از 100

محصول 2015 آمریکا و کانادا

ژنر: بیوگرافی، درام و تاریخی

نام کارگردان: تام مک کارتی

نویسندگان فیلمنامه: جوش سینگر و تام مک کارتی

بازیگران: مارک رافالو(مایک رزندرز)، مایکل کیتون( والتر رابی)، راشل مک آدام(ساشا پنیفر)، لیو شریبر(مارتی بارون) و ......

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1895587/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: برنده بهترین های فیلم سال و فیلمنامه و کاندید بهترین های نقش دوم مرد(مارک رافالو) ، دوم زن(راشل مک آدام) ، کارگردانی و دوین

گلدن کلوب: برنده فیلمنامه اصلی و کاندید بهترین های فیلم و بازیگر دوم مرد

حلقه منتقدان لندن: برنده بهترین فیلمنامه و کاندید بهترین های فیلم و بازیگر دوم مرد(مایکل کیتون)

موضوع: به دنبال تغییر سر دبیر جدید مجله اسپت لایت، تحقیقاتی از سوی خبرنگاران در ارتباط با روابط میان کشیشان کاتولیک با نوجوانان بطور جدی دنبال می شود.....

نظر: متوسط تا خوب

فیلم اسپوت لایت، فیلم پر مدعایی است و میخواهد یک موضوع و بحران اجتماعی را به چالش بکشد که از تاریخ مصرف آن مدتی است گذشته است و اعضای آکادمی اسکار اثبات کرده اند آنها به این تاریخ گذشته ها علاقه زیادی دارند و جوایز ارزنده ایی می دهند ولی واقعیت این است فیلم با وجود اینکه یک ماجرای وحشتناک تجاوز کشیشان به نوجوانان را طرح کرده است، تمرکز خود را بیشتر متوجه به جوش و خروش مشتی خبرنگار کرده است که سخت دنبال پرونده سازی هستند و لذا فیلم علیرغم اشارات و نگاه های جسته و گریخته پیرامون حادثه تلخ تجاوز کشیشان، روی گردش و دوندگی و هیاهوی خبرنگارها بیشترین نگاه را دارد، لذا از یک نگاه اجتماعی عمیق دور شده و داستان فیلم بر روی سطح و کلوزاپ های صورت خبرنگاران می چرخد و چیز مهمی از آن در نمی آید، غیر از یک روایت خطی و درگیرانه و یک داستان نیمه مستند خبرنگاری که با سر دبیر یهودی خود بیشتر دنبال مچ گیری از کشیشان کاتولیک است.....روایت جستجوگرانه خبرنگاران فاقد طراحی مناسب صحنه و داستان خوب است و لذا فیلم به نحو ملالت آمیزی خسته کننده می شود!....مرتب سکانس های فیلم از اتاق خبرنگارها به پی جویی های شهری کم توان و دوباره به بازگشت در محیط کار کشیده می شود و داستان فیلم جوری است که بیینده می تواند براحتی اخر فیلم را حدس بزند که نتیجه کار چگونه رقم خواهد خورد....شاید فیلم اشاراتی به عمق فجاعت و موضوع گیری ها و احساسات دینی مردم شهر داشته باشد ولی اینها اصلا برای ترسیم یک فضا و تحلیل اجتماعی قوی کافی نیست....در فیلم بازی ها فدای موضوع پر رفت و امد خبرنگاران شده بود و لذا چیز درخشانی از آنها در نیامد شاید در میان بازیها، بازی آقای مارک رافالو در نقش مارک رزندرز یک سر و گردن بالاتر از بقیه بود .....

--------------

712- نام فیلم: جامه دران

محصول 1394 ایران

ژنر: درام

نام کارگردان: حمیدرضا قطبی

نویسندگان فیلمنامه: حمیدرضا قطبی و ناهید طباطبایی براساس رمانی از ناهید طباطبایی

بازیگران: مهتاب کرامتی(شیرین)، باران کوثری(گوهر)، پگاه آهنگرانی(جوانی مه لقا)، افسر اسدی(پیری مه لقا)، مصطفی زمانی(محمود آقا ) و .....

افتخارات: برنده بهترین فیلمنامه و کاندید بهترین های فیلم و کارگردانی از بخش نگاه نو جشنواره فجر

موضوع: داستان مرتبط سه زن (شیرین، مه لقا و گوهر) که بصورت پازلی در ارتباط با یکدیگر قرار می گیرند

نظر: خوب تا متوسط

فیلم آقای قطبی، فیلمی است که مطمئنا ارتباط خوبی با مخاطبان عادی سینمای ایران برقرار می کند و توان برانگیختن احساسات مخاطب خود را بخصوص زنان فیلم را دارد. به اعتقاد من عامل اصلی این جذابیت یکی داستان تاثیرگذار فیلم است و دیگری فرم پازلی آن که دست داستان فیلم را از ابتدا رو نمی کند ولی خود این جذابیت به معنای موفقیت فیلم نیست و فیلم با وجود ساختار سه اپیزودی خود، ارتباط مناسبی بین این سه داستان ندارد و همرنگ نیست و این عدم تجانس بیشتر بخاطر اپیزود سوم فیلم است که ساز و ریتم کاملا جدایی از دو قسمت قبلی دارد و مهمترین بنیه فیلم بر دوش این بخش گذاشته شده است!...دو اپیزود اول فیلم، پیش درامدهای ضعیفی هستند که شاید نیاز به این ساختار فرمیک در فیلم را توجیه نکنند....شاید نگرش منسجم تر میان سه شخصیت اصلی زن فیلم، می توانست موفقیت خوبی را حاصل کند ولی چنین نشد و عاطفه و داستان بهتر فیلم بخصوص نقش خوب و قوی خانم باران کوثری(در نقش گوهر) دو اپیزود اول فیلم را دچار ضعف و ناتوانی کرده است...ضمن اینکه به نظر می رسد آقای قطبی در ترسیم فضاهای منطقی فیلم، صحنه های معترضه که نیازی به نمایش و ترسیم آنها نبود که به وسط کشیده است که در روند تقویت داستان نقشی را ایفا نمی کنند، مثل ساختار ضد اشرافی خانم شیرین در اول فیلم، افتادن شیرین در حوض، انگلیسی صحبت کردن دختر بچه و .... رابطه داستانی قوی را سازماندهی نمی کند... با وجود تلاشهای خوب خانم های مهتاب کرامتی و پگاه آهنگرانی برای ایفای نقش خود، نقشهای انها درگیر احساسات ساختگی فیلم هستند ...پایان بندی فیلم نیز دارای مشکل جدی است نگاه گوهر به شکل شعاری به تماشاگر تلقین شده است....ولی به هرحال فیلم با وجد شلختگی های فراوانش دارای طراحی خوب صحنه، فیلمبرداری مناسب، موسیقی خوب و شات های مناسب است که بیننده و مخاطب خود را خسته نمی کند و می تواند به دل بنشیند.......

------------------------

713- نام فیلم: دوشس

نام لاتین: The Duchess

Imdb: 6.9

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 62 از 100

ژنر: بیوگرافی، درام و تاریخی

محصول 2008 انگلستان، ایتالیا، فرانسه و آمریکا

نام کارگردان: سائول ویب

نویسندگان فیلمنامه: جفری هاچر، آندرس توماس جنسن و سائول ویب براساس کتابی از آماندا فورمن

نام بازیگران: کیرا نایتلی(جرجیانا)، رالف فنینز(دوک)، دومینیک کوپر(چارلز گری)، چارلوت رامپلینگ(لیدی اسپنسر)، هالی هلتول(بس فاستر) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0864761/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: برنده بهترین طراحی صحنه و کاندید بهترین کارگردان هنری

گلدن کلوب: کاندید بهترین بازیگر دوم مرد(رالف فنینز)

بفتا: برنده بهترین طراحی صحنه و کاندید بهترین گریم

موضوع: درباره زندگی واقعی که یک دوشس که برای بدنیا آوردن وارث یک دوک وارد لندن می شود ولی دچار اتفاقات در انجا می گردد....

نظر: متوسط

فیلم دوشس فیلم خوبی نبود و نمی شود آن را یک اقتباس ادبی خوب تعریف کرد. به اعتقاد من بزرگترین ضعف فیلم دوشس تعریف بد بعضی کارکترها و رویدادهای فیلم بود. ریچارد گری(با بازی دومینیک کوپر) یک کارکتر بسیار ضعیف و شعاری بود و بخصوص روابط عاشقانه وی با جرجیانا و نیز ارتباطاتش با بس و متعاقب آن حضور سیاسی اش قشری و سطحی و بقولی آبگوشتی تعریف شده بود. نقطه قوت فیلم شاید فقط حضور یک داستان تاریخی و ادبی واقعی است ولی سائول ویب آن را بد وارد گود کرده است، حضور بد نقش رامپلینگ در کاخ، نامتجانس بودن جریانات سیاسی فیلم با داستان وقایع داخل کاخ، و شلختگی در تعریف داستان، را نمی شود در ضعف های مهم فیلم نادیده گرفت. در کل شاید اگر خواستیم تعریفی از فیلم کرده باشیم، شاید صحنه آرایی و طراحی لباس آن قابل اهمیت باشدو دیگر چیز مهمی در فیلم دیده نمی شود....شاید بهترین نقش فیلم متعلق به رالف فنینز در نقش دوک قدرتمند است که البته قواره آن نسبت به بازی های دیگر رالف فنینز بد دوخت می باشد....

-------------------------------

714- نام فیلم: هشت نفرت انگیز

نام لاتین: The Hateful Eight

Imdb:8

نمره منتقدان در ای ام دی بی: 69 از 100

ژنر: جنایی، درام و معمایی

محصول 2015 آمریکا

نویسنده و کارگردان: کوئنتین تارانتینو

بازیگران: ساموئل ای جکسون(سرهنگ مارکوس وارن)، کورت راسل(جان روت)، جنیفر جیسون لی(دیسی دموگرو)، والتون گوگینز(سرهنگ چریس مانیکس)، دمیان بیچر(باب)، تیم روت(اوسوالدو)، مایکل مدسون(جو)، بروس درن(ژنرال سندی اسمیتز) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt3460252/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: برنده بهترین متن موزیک و کانید بهترین های هنرپیشه دوم زن(جنیفر جیسون لی) و فیلمبرداری

گلدن کلوب: برنده بهترین فیلم اورجینال و کاندید بهترین هنرپیشه دوم زن و فیلمنامه

بفتا: برنده بهترین موزیک اورجینال و کاندید بهترین بازیگر دوم زن و فیلمنامه

موضوع: یک سرهنگ مسول اعدام و یک کلانتر و یک مسئول جایزه بگیر اجساد فراریان خطرناک همراه یک زن محکوم به اعدام به یک کاروانسرای میان راه مراجعه می کنند ولی.....

نظر: خوب تا خیلی خوب

من شیفته کارهای تارانتینو هستم و دلیل لذت بردنم از کارهای وی، تکنیک ها و شگردهای خاص و منحصر بفردی است که این دیوانه سینما میزند...اگر خواهان لذت بردن از سینمای تارانتینو هستید باید به این عادت کنید که با تکنیک ها و اسلوب های جدید و بدیعی در نحوه بیان روبرو می شوید! آنچه در این فیلم مانند فیلمهای دیگر تارانتینو یعنی پالپ فیکشن و سگ های انباری روبرو می شویم، یک جریان معمایی داستانی است که در نهایت با یک شگرد جالب فلاش بک رازگشایی می شود....کارکترهای فیلم شعاری نیستند و تارانتینو به نحو جالب و ساختار شکنی کارکترهایش را تعریف می کند، مثلا کارکتر سرهنگ سیاهپوست و نیز مرد سفیدپوستی که نگاه جنوبی دارد، تارانتینو باز به مرزبندی شمال و جنوب می تازد و چهره جدیدی در برابر راهزنان فیلم باز می کند...آنچه که مرز بدی و خوبی قرار می گیرد تاریخ آمریکا نیست بلکه مرز اخلاق و شرارت در برابر حکومت و سیاستمداران است...ولی به هرحال اطلاق نام هشت نفرت انگیز شاید نماینده موضع بدبینانه تارانتینو به تمام کارکترهای فیلم است، به هرحال آنچه در فیلم دیده می شود، نماینگر خشونت و قساوت انسانیت در هر قواره و نگرشی است ولی خوب، همین نگرش باعث می شود، فیلم از نظر محتوایی دچار آشفتگی هایی هم شود، زیرا به هرحال آنچه که محکوم در می آید، راهزنانی هستند که کاروان را به اشغال خود در آورده اند...چهره دیسی با آن رخساره خونین یادآور فیلم جن گیر فریدکین است...به هرحال تارانتینو دوست ندارد که برای کارکترهای قهرمان خود، قداست و بزرگواری تقدیم کند... در هرحال ساختاری پازلی فیلم جذابیت خاصی بدان بخشیده است ولی از نظر هنر بازیگری به نظر تارانتینو کارگردان کاملا موفقی نبوده است...مثلا باید قبول کرد ساموئل ال جکسون فیلم پالپ فیکشن خیلی سرتر از فیلم هشت نفرت انگیز است....خانم جنیفر جیسون لی بازی نسبتا موفقی را بخصوص در سکانس های نهایی از خود نشان داده است....آنچه در فیلم باز فراوان مانند بقیه فیلمهای تارانتینو به چشم می خورد خشونت و تحلیل و گاه هجو آن است....

-------------------------------

715- نام فیلم: کتاب قانون

محصول 1387 ایران

نام کارگردان: مازیار میری

نویسنده: محمد رحمانیان

بازیگران: پرویز پرستویی(رحمان)، دارین حمسه(ژولیت-آمنه)، نگار جواهریان(کوکب)، داود فتحعلی بیگی، فریده سپاه منصور، فریبا جدی کار، نیره فراهانی، روشنک عجمیان و ....

موضوع: رحمان که برای یک ماموریت کاری به لبنان سفر کرده بود، عاشق دختری مسیحی می شود و با او ازدواج کرده و به ایران می آید ولی خانواده رحمان با او و رفتار او مشکل جدی دارند.....

نظر: ضعیف

فیلم کتاب قانون فیلم اصلا خوبی نبود و شاید تنها نکته مثبت فیلم حضور یک زن خارجی زیباروی و کنتراست آن با ایرانی جماعت بود!....واقعا من نتوانستم در هیچ سکانس و نگاهی در فیلم، نکته مثبتی را دربیاورم و تمام فیلم دارای ایرادات هم فنی و هم موضوعی بود و بدتر اینکه آقای میری بی جهت فضایی که برای فضای مذهبی و اجتماعی ترسیم می کند، ایرادات اخلاقی ایرانی ها را به چالش می کشاند، در حالیکه این چالش کاملا شعاری و سطحی بیان شده، و فضای حاکم در خانواده رحمان فقط جوری طراحی شده که بخواهد آنها را دلقک های سنتی نشان دهند که از یک تازه مسلمان شده فرانسوی اسلام اصیل به آنها آموزش داده می شود. صحنه رفتارهای عجیب غریب وابستگان رحمان با ژولیت به قدری شعاری و نکبت بار نمایش داده می شود، که احساس بوجود می آید که آقای میری دست در دست سازندگان فیلمهای بخاطر دخترم هرگز و آرگو و سنگسار ثریا به دنبال تحقیر فضای محبت آمیز ایرانیان است. البته اینکه کسی دست به نقد اجتماعی و اخلاقی مردم دست بزند، اگر سنجیده و ظریف صورت بگیرد، مانند آنچه در فیلم جدایی نادر از سیمین اتفاق افتاد، نمی توان ایراد گرفت ولی آقای میری، بی جهت بدون آنکه یک تعریف درست از کارکترهای خانواده و بستگان و همکاران رحمان بدهد، آنان را به جان زن فرانسوی می اندازد به همان مسخرگی، دفاع کوکب(نگار جواهریان) از ژولیت بی معنا و شعاری بود و نه دلیل عدو ریشه یابی شد و نه دلیل رفاقت...ضمن اینکه آقای پرستویی توانمند گرفتار کارکترهای سرگردان فیلم شده بود و آقای میری بی جهت وی را در نقش های مختلف مانند قصاب، دارو فروش و راننده تاکسی به تصویر می کشد که هرکدام به خاطر شعاری بودن تصاویر حقا موهن در حق مردان ایرانی است. در کنار اینها، تدوین و کارگردانی بد همه ضعف ها را تشدید کرده و فیلم شلخته و بدساختی را رو پرده آورده است، آنچنانکه حتی تعلیق نهایی فیلم، کمکی به دادن رمقی اندک به جمع بندی فیلم نمی کند. به هرحال آقای میری گویا سعی کرده فیلمی در نقد اخلاقی جامعه ایرانی تهیه و تبیین کند ولی واقعا فیلم سعادت آباد(1389) کجا، این فیلم کجا!....خدا را شکر ایشان فیلم سعادت آباد را دو سال بعد از این فیلم ساخته است تا شاید این انتظار وجود داشته باشد که ایشان احتمالا حرکت رو به رشدی در سینما خواهد داشت....

برچسب: نویسنده: نوید رضایی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 11:01

صفحه بندی